القاعده در حالتی از ضعف و فروپاشی بسر میبرد (کاندولیزا رایس و دونالد رامسفلد)، القاعده در حالتی از هرج و مرج بسر میبرد (جرج تنت)، ضربات سخت و شکننده به القاعده وارد شده است (جرج بوش)؛ این حرفها، سخنان مقامات ارشد و سیاستگذاران کاخ سفید درباره شبکه القاعده است که طی چهار سال گذشته یعنی سالهای جنگ با تروریسم بارها و بارها تکرار شده است اما واقعیت آن است که پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 ما تنها شاهد گسترش عملیات تروریستی در جهان بودهایم که اکثر این علمیاتها توسط اعضای فعال گروههای تندور انجام گرفته است. بنابراین چگونه میتوان تناقض فاحش موجود در اظهارات این مقامات ارشد آمریکایی را به جهانیان توجیه کنیم؟
واقعیت امر آن است که شبکه القاعده در محاصره سفت و سختی بسر میبرد اما این جنبش جای خود را به جنبش ایدئولوژیک بزرگتری داده است که اعضای این جنبش ایدئولوژیک ارتباطات قوی و نزدیکی با القاعده ندارند. تنها وجه اشتراک این جنبش با شبکه القاعده مساله عقیدتی است که اخیرا در جهان به نام مذهب بنلادنی معروف شده است. عاملان انفجار قطارهای مترو در سال 2004 در مادرید که منجر به کشته شدن بیش از 191 تن شد، یا 7 تروریست دستگیر شده متهم به برنامهریزی انفجار ساختمانهای پلیس فدرال در میامی همه و همه به شیوه شبکه القاعده عمل کردهاند اما در اصل این افراد یا گروهها هیچ گونه ارتباطی با این شبکه نداشتهاند اما بر اساس ارزیابیهای دقیق توسط بسیاری از افراد متخصص در امور تروریسم، شبکه القاعده به عنوان یک تهدید واقعی همچنان بر جهان سایه افکنده است.
شبکه القاعده و در راس آن رهبران برجسته آن چون بنلادن و الظواهری حتی در شرایط جنگ جهان با تروریسم تحت فشار بسر نمیبرند و براحتی بسیاری از عملیاتهای تروریستی در سطح جهان را هدایت میکنند، بطوری که به دلیل وجود زمینه لازم، بن لادن سومین نوار صوتی را طی سه ماه گذشته منتشر ساخت و ظواهری معاون وی نیز با اقدامی بیسابقه طی ماه گذشته در صدور نوارهای صوتی و تصویری خود رکورد شکنی کرد.
بر اساس این ارزیابیهای انجام شده عملیات انتحاری هفتم ژوییه سال 2005 در انگلیس که منجر به کشته شدن بیش از 52 تن شد، توسط القاعده انجام گرفت و نشان میدهد که این شبکه هنوز هم جهت تجدید قوای خود در سطح جهان از قدرت لازم برخوردار است. بسیاری از مقامات ارشد دولت آمریکا پس از حمله به افغانستان و پس از آن عراق پایان عمر القاعده را حتمی فرض کردند اما متاسفانه این اشتباه بزرگ بسیاری از مقامات کاخ سفید بود که به این باور رسیده بودند. ایدئولوژی القاعده طی دو سال گذشته بسرعت در جهان گسترش یافته و انفجارهای لندن که یک سال پیش انجام گرفت میتواند دلیل اثبات کننده خوبی برای قدرتمند بودن این جنبش باشد. با نگاهی به انفجارهای لندن میبینیم که متهمان اصلی این انفجارها چهار جوان انگلیسی پاکستانی الاصل بودند که در شمال انگلیس مستقر بودند و دنبالهروی ایدئولوژی تندروها بودند. این چهار جهان توانستند بدون هیچ گونه همکاری خارجی بزرگترین انفجار در تاریخ انگلیس را ثبت کنند بطوری که تمام روزنامههای انگلیسی عنوان کردند خطر پدیده جدید تروریسم در انگلیس از خطر ارتش جمهوریخواه ایرلند و یا حتی القاعده برای انگلیس بیشتر شده است.
بسیاری از عملیاتهای تروریستی فعلی در جهان به صورت مستقیم توسط القاعده انجام نمیگیرد اما القاعده به صورت غیرمستقیم در این حوادث نقش دارد، بطوری که ما میبینیم بسیاری از روشهایی که در حملات تروریستی به کار برده میشود مطابق با روشهای القاعده است و حتی نوع مواد منفجره به کار برده شده در این گونه عملیاتها بیشباهت به مواد به کار برده شده توسط القاعده نیست. با کمی تامل میبینیم که عملیات انتحاری و سربریدن گروگانها همه و همه از شیوههای معروف القاعده است و حال بسیاری از این شیوهها از سوی گروههای تندرو در جهان اعمال میشود بدون آنکه القاعده در آن دست داشته باشد. بنابراین نظریه گسترش مذهب بن لادنی میان گروه های تندرو در جهان صحت دارد، بطوری که بسیاری از این گروههای تندرو از القاعده تقلید میکنند و روشهای این شبکه را علیه قربانیان خود اعمال میکنند. بر اساس آخرین ارزیابی تحقیقاتی که انجمن استراتژیک سنگاپور در این زمینه انجام داده، عملیات انتحاری تا قبل از سال 2005 در افغانستان شایع نبود اما پس از آن این پدیده یعنی عملیات انتحاری بسرعت در افغانستان جا باز کرده و گسترش یافته است.»
پس از گذشت پنج سال از حملات تروریستی به واشنگتن و نیویورک امروز القاعده دیگر تنها در محدوده مرزهای افغانستان و پاکستان فعالیت نمیکند بلکه این شبکه ایدئولوژی و فعالیت تروریستی خود را به خارج از این محدودههای مرزی انتقال داده است. برخلاف اظهارات و ادعاهای واشنگتن امروز جهان با خطر ایدئولوژی بن لادنی مواجه است و این شبکه به رغم تمام فشارهای موجود پس از 11 سپتامبر توانسته است همچنان ادامه حیات دهد و ایدئولوژی خود را تا فراتر از مرزهای آمریکا نیز منتقل کند و امروزه به دلیل آغاز جنگ آمریکا با القاعده هر یک از کشورهای جهان با تروریستهای داخلی مواجه شدهاند، تروریستهایی که بدون ارتباط با القاعده، بر اساس ایدئولوژی این شبکه عمل میکنند و جان دهها تن از مردم خود را در معرض خطر قرار میدهند. در اینجا است که شدت تعارض اظهارات سردمداران کاخ سفید در تضعیف قدرت القاعده برای ملت آمریکا برملا میشود.