بخش سیاسی خارجی : نومحافظهکاران ایالات متحده آمریکا روزهاى سختى را سپرى مىکنند. تداوم مذاکرات میان على لاریجانى و خاویر سولانا و جهتگیرىهاى روسیه و چین در راستاى لزوم ادامه گفتگوهاى موثر با تهران در روندى خودکار سبب درهم ریختن توازن نظام بینالملل به ضرر واشنگتن شده است.
نقش آفرینى در عالم سیاست خصوصا پس از گذار بشریت به هزاره سوم تابع قواعد و معلومات پیچیدهاى است. به عبارت دیگر پیروى از سبک و سیاق به کار رفته در قرن گذشته در قاموس مناسبات بینالمللى امروز گنجانده نمىشود. یکى از مباحث پیچیده در حال حاضر بحث “تلاقى نگاهها” و “هدایت رفتارها” است. نقطه تلاقى چند دیدگاه در مجموعه جهان امروز معمولا نقطهاى است که ویژگىهاى آن باید بر اساس محاسبات واقع گرایانه مد نظر قرار گیرد. در این نقطه اعمال تفکر “ایدهآل گرایانه” آسیبى جدى را بر پیکره ایدهآلیستها وارد مىسازد. این قاعدهاى است که بوش و همراهانش پس از سال 2000 میلادى هیچ گونه توجهى نسبت به آن نداشتهاند.
در خصوص مسائل موجود در پرونده هستهاى ایران بحث تلاقى دیدگاهها اهمیتى ملموس یافته است. کشورهاى چین، روسیه، آلمان و فرانسه در طول سه سال اخیر علىرغم اعمال فشار سخت واشنگتن به علت توجه عینىتر نسبت به واقعیات موجود در جهان دیپلماسی، دیدگاههاى خود را با زاویه دید مقامات آمریکایى به صورت مطلق تطبیق ندادهاند. جمهورى خواهان هزینه زیادى را در راستاى به عینیت رساندن چنین تطابقى پرداختهاند. اما هم اکنون پس از گذشت مدتى نسبتا زیاد شاهد گذار بوش و همراهانش به نقطهاى کورتر از گذشته هستیم.
در سطح کلان چین و روسیه حاضر به چینش مهرههاى خود در راستاى میل و اراده واشنگتن نیستند و حتى سه کشور اروپایى نیز با توجه به جو موجود در اتحادیه اروپا و شکست متحدان بوش در ایتالیا و اسپانیا و احتمال زوال سیاسى بلر و مرکل در آیندهاى نزدیک با دستانى بسته وارد فضاى مذاکرات شدهاند.
تطابق دیدگاهها در راستاى تقابل محض با تهران تاکنون با شکست مواجه شده است. همان گونه که اشاره شد، این شکست معلول نگاه و زاویه دیدى بوده که بر کاخ سفید حاکم است.
هم اکنون واشنگتن سعى دارد پکن، مسکو، برلین، پاریس و لندن را به سوى پیروى از زاویه نگاه و رویکرد غلط خود در قبال ایران فرا خواند. اما پنج کشور فوقالذکر حاضر به پیروى محض از واشنگتن نخواهند بود. ریشه چنین رویکردى نسبت به آمریکا دورتر بودن کشورهاى فوقالذکر از محوریت ایدهآل گرایى و رویاپردازى است. بر این اساس مىتوان لایه بندى مستندى را در میان این کشورها ترسیم کرد: در میان پنج کشور روسیه، چین، انگلستان، آلمان و فرانسه هر اندازه که “ایدهآل گرایی” پررنگتر است، نزدیکى به دیدگاههاى کاخ سفید نیز عینىتر است. البته این تطابق هیچگاه حالت مطلق و محض پیدا نکرده است و در قالبى نسبى باید به بررسى آن پرداخت.
بر این اساس چین، روسیه، فرانسه، آلمان و انگلستان به ترتیب فاصله بیشترى با دیدگاههاى آمریکا بر سر پرونده هستهاى ایران دارند.
در نهایت اینکه تلاش کاخ سفید در تقابل با پیشرفت هستهاى ایران فرجامى جز تضعیف بیشتر موقعیت جمهورىخواهان در نظام بینالملل ندارد. حقیقتى که بازهاى آمریکا نسبت به آن کاملا غافل هستند.