1- سینماى انقلابی
سینماى انقلابی: حضور حجاب، حذف جاهلهاى چاقوکش، عشقهاى زمینی، نقد فئودالیته و ارباب رعیتی، نمایش فساد در دربار، تظاهرات خیابانى علیه رژیم شاه و...
این دوره که طول آن به دوره سینماى دفاع مقدس نیز کشیده شد، پر است از شعارهاى سطحى از “سرباز اسلام” و “خانه عنکبوت” تا “خونبارش” و “آفتاب نشینان” و “برزخیها”.
2 - سینماى مبارزه با مواد مخدر
البته این سینما و فیلمهایى که در دورههاى مختلف ساخته شده است را نه مىتوان به نام ژانر و نه دوره نامگذارى کرد.
اگر فیلم “صورت زخمی” ساخته برایان دى پالما را در غرب مثال بزنیم در این نیمچه دوره به فیلمهایى مىرسیم که با فضاسازىهاى کاذب “زینال بندری” ساختند و از “جمشید هاشمپور”،”جمشید آریا” تولید کردند. فیلمهایى مانند “تاراج”، “زخمه” و... .
در این نوع فیلمها قاچاق مواد مخدر به دست مافیاى خاصى بود که با لابى قدرت هماهنگ بودند. قصه این فیلمها نیز در زمان قبل از انقلاب اتفاق مىافتاد.
3- سینماى عاطفى با دیدگاه انسانی
“مترسک”، نوع مثالزدنى چنین فیلمهایى است. شکستن تابوی، “نامادرى بد است”، اندکى این سینما را به سینماى احساسى هند نزدیک کرده است.
البته سینماى ایران در تمامى اعصار خود، چنگى نیز به سینماى هند زده است و هم اینک نیز چنین مىکند!
“مترسک” و انواع مثال زدنى آن، بیننده را مانند ملودرامهاى تلویزیونی، با خود به سرزمین احساسات مىبرد و در برخى شرایط شعار نیز مىدهد.
4- سینماى عقابها
پس از شروع جنگ تحمیلی، سینماى ایران که مىرفت با دیدگاه محتاطانه خود به اضمحلال برسد، با دریایى از سوژه و مضمون روبرو شد، اما شروع جنگ و مسائل بعدى آن مانند تبلیغات جنگ، سینماى جنگى را به سینماى تبلیغاتى و حماسى از نوع سینماى جنگى با معیارهاى جنگهاى دنیا، نزدیک کرد. فیلم “عقابها” و نمونههاى فراوان دیگر مثالهایى از سینماى جنگى ایران است که روح حاکم بر فضاى جبههها در آنها راهى ندارد. در این نوع فیلمها به مانند دیگر فیلمهاى جنگى جهان قهرمانى دیده مىشود که یک تنه به رویارویى دشمن مىرود.
5- سینماى دفاع مقدس
سینماى دفاع مقدس و نه جنگی، شرح و بازتاب روح حاکم بر جبههها و انعکاس آن در جامعه است. نگاه فیلمسازان در این نوع سینما جنگ را نوعى دفاع مقدس مىداند.
فیلمسازان و فیلمهاى شاخصى در این زمینه پدید آمدند و شاید به جرات بتوان گفت: تاثیرگذارترین نوع سینماى ایران که از بطن جامعه برخاسته سینماى دفاع مقدس است.
ابراهیم حاتمىکیا، رسول ملاقلىپور، جواد شمقدرى، احمد مرادپور، جمال شورچه،شهریار بحرانى و... فیلمسازانى هستند که در زمینه دفاع مقدس به تولید آثار پرداختند.
عموما فیلمسازان سینماى دفاع مقدس خود در جبههها حضور داشته و از نزدیک با روح حاکم در جبههها آشنا شده بودند.
6- سینماى آرمانی
صحبت در مورد سینماى آرمانى در اواخر دهه 60 به اوج خود رسید، جنگ به پایان رسیده بود و مسئولین سینمایى کشور در صدد ایجاد فضایى براى چنین فیلمهایى بودند. هرچند که انتقادات فراوانى دراین زمینه شد، سینماى آرمانى محصولات خود را مخاطب گریز مىدید و به مخاطب اهمیتى نمىداد، “نارونی” محصول چنین تفکرى است. ورود فیلمهاى پاراجانف و تارکوفسکى و نمایش چندباره آنها در جشنواره فیلم فجر، نگرش سینماى آرمانى را مشخص مىکرد. سینمایى که بالاخره به جایى نرسید.
7- سینماى روشنفکرى ایران
فیلم شاخص این دوران هامون و فیلمهاى مشابه آن است. در گذشته نیز مهرجویى خطوط سینماى روشنفکرى را با “گاو” مشخص کرده بود، به هر حال این حرکت کم و بیش در سالهاى بعد تکرار شد و در استحالهاى با نا سینماى معناگرا در دهه 80 معرفى شد.
8- سینماى جشنوارهای
پس از شکسته شدن عدم پذیرش فیلمهاى ایرانى در جشنوارههاى خارجی، سینماى جشنوارهاى ایران با حمایت مسئولین فارابى و ارشاد، حرکت خود را آغاز کرد.
اواخر دهه 60 و دهه 70 نقش سینماى ایران در جشنوارههاى خارجى پر رنگ بود و چندین جایزه را نصیب سینماى ایران کرد.
صاحبنظران پس از موفقیتهاى پیاپى سینماى ایران در جشنوارهها، عقیده داشتند این مسئله یک حرکت سیاسى است و مىباید با دقت بیشترى در این زمینه حرکت کرد. جشنوارههاى خارجی، به سیاه نمایىهاى سینماى ایران جایزه مىدهند و سینماى ایران را به عنوان سینماى مستقل، قبول ندارند و... و البته دیگر منتقدین برعکس عقیده داشتند که سینماى ایران با مضامین انسانى و بکر خود جایى در فیلمهاى آمریکایى و اروپایى باز کرده و نگاه ویژهاى بر روى آن است.
این اختلاف نگرشها، تاکنون نیز ادامه دارد. مسئله جشنواره کن سال جارى که حضور سینماى ایران در آن کمرنگ بود را فراموش نکردهایم، که همین مسئله انتقادات فراوانى را به سینماى جشنوارهاى ایران وارد کرد.
دیگر اینکه سینماى جشنوارهاى در ایران با مردم قهر است و سینماى جشنوارهاى راه خود را مىرود و مردم نیز راه خود...
9- سینماى عاشقی
اواخر دهه 60، مطبوعات در مقالاتى عشق در سینماى ایران را بررسى کردند. در این نگاهها به عشق زمینى و آسمانی، فلسفه و عرفان رسیدند.
محسن مخملباف با فیلم نوبت عاشقی، صفحه دیگرى از سینماى ایران را ورق زد. هرچند که این فیلم به نمایش عمومى در نیامد، اما تاثیر زیادى بر فیلمسازان دیگر گذاشت. عشق زمینى که تا آن روز، عشقى مطرود و بىفایده دیده مىشد، پلکانى براى رسیدن به عشق آسمانی، نامگذارى شد.
اوایل دهه 70 پر است از نام فیلمهایى که واژه عشق در آنها آمده و آش آنقدر شور شد که وزارت ارشاد به فیلمهایى که نام عشق در عنوان آن به کار رفته توصیه مىکرد، نام فیلم را تغییر دهند.
سینماى عشقى ایران که نمىتوانست به همتاهاى اروپایى و آمریکایى خود برسد در وادى دیگرى به دام ابتذال افتاد. نمونه آن فراوان است، مثلا برخى فیلمهاى سال جارى که روى پرده سینماهاست!
به هرحال سینماى ایران از منظر عشق ادامه یافت و به زودى هم به پایان نمىرسد!
10- سینماى معترض
سینماى معترض، زمانى مثل عروس و زمانى مثل اعتراض و متولد ماه مهر خود را نشان داد. شاخصههاى این نوع سینما جوانانى هستندکه نمونه قبلى در سینماى ایران ندارند. جوانان نسل دوم و سوم انقلاب سینماى معترض را تشکیل مىدهند. سینماى پیتزا و کافىشاپ و دانشجویان مستقل از خانواده، بخشى از این سینما هستند. سینماى معترض با توجه به مسائل اجتماعى و سیاسى در دوران خود پدید آمد. هرچند که این نوع سینما نیز کارکرد خود را از دست داده است.
11- سینماى معناگرا و مصلحانه
واژههاى غریب و آشنا، غریب از این جهت که سینماى معناگرا خود بىمعنى است و آشنا جهت، پر معنى بودن ظاهرى این واژگان. سیاستى که چند سالى است مسئولین امر به دنبال آن هستند، کسب معنى سینماى معنىگراست و سالى چند فیلم هم در این وادى ساخته مىشود، تجربه قبلى این حرکت در سینماى آرمانى به نتیجه نرسید و دستهبندى و هدایت به مفهوم یاد شده در سینما، امکانپذیر نخواهد بود.
12- سینماى ایران، چالشها و آرزوها
همه دست اندرکاران سینماى ایران و مسئولین سینمایی، علاقه دارند به سینماى ملى و بومى برسیم. سینمایى که مخاطب عام و انبوه داشته باشد. سینمایى که از محل فروش محصولات آن چرخ اقتصادى مجموعه سینما را به حرکت وادارد.
گوناگونى روشهاى یاد شده، تماما موید این مسئله است. گاهى معضل سینماى ایران را فیلمنامه مىدانیم و گاهى سالنهاى سینما و گاهى تکنیک و ابزار فیلمسازی. امید است با نگاهى به گذشته و تجارب پشت سر راهحل مناسبى براى سینماى ایران پیدا کنیم.