تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۴  ، 
کد خبر : ۸۹۳۱۱

در حال احتضار


ناصر بهرامی‌راد
آیا می توانید برای یک لحظه چشمانتان را ببندید و در عالم خیال به 50سال قبل برگردید؟ تصور کنید در یک بحث سیاسی روزمره به طرف مقابلتان می گویید ابرقدرت شوروی با تمام هیمنه ظاهری اش دیگر وجود ندارد و بجای آن بیش از بیست جمهوری کوچک قرار گرفته اند که هر کدام درگیر گرفتاری های خاص خودشان هستند و بزرگترین این جمهوری ها نیز که خود را وارث امپراتوری رومانف ها می داند، فقط دنبال آن است که از میان انواع بحران ها در دنیا قدری پول دربیاورد تا بتواند امورات روزانه اش را اداره کند. فکر می کنید واکنش شنونده این سخنان به اظهارات شما چه بود؟ احتمالاً انکار وجود چیزی به نام عقل و دانش در سراسر وجودتان!
حال و روز بسیاری از شنوندگان و تحلیلگران امروز، اگر سخنی شبیه این درباره ابرقدرت آمریکا بشنوند، بی شباهت به اوضاع آن شنونده خیالی نیست.
پنج سال پیش (20شهریور 1380-11سپتامبر 2001) زمانی که فیلم های برخورد یک جت بوئینگ به ساختمان تجارت جهانی نیویورک منتشر شد، بهت و حیرت در وهله نخست مردم دنیا را فرا گرفت و این پرسش نقل هر محفلی شد که: مگر می شود در خاک ایالات متحده آمریکا هواپیمایی را ربود و سپس بدون هیچ مقاومتی آن را به نماد سیطره بر اقتصاد جهان کوبید؟
چند روزی که گذشت و عربده های جنگ طلبانه تیم حاکم بر کاخ سفید شروع شد، جمعی کثیر از مردم جهان را وحشت فرا گرفت از این که می دیدند غول بی شاخ و دم زخمی در پی انتقام از جا برخاسته، و عده ای اندک از تحلیلگران خیالشان راحت شد که تصور می کردند تازه دوران قدرت نمایی ابرقدرت یگانه جهان آغاز شده و بزودی طومار تروریسم را درهم خواهد پیچید. از این جمع همیشه تحلیلگر، کسانی هم بودند که هزاران هزار لعن و نفرین را نثار «تروریست های مسلمان عرب تبار»ی کردند که با عملیات افراطی خود موجب تشدید دشمنی میان جهان اسلام و جهان غرب شده اند و بهانه جهانگشایی به آمریکا داده اند.
همان موقع کسانی بودند که می توانستند یک سال، دو سال و یا چند سال بعد را ببینند و به درستی حدس بزنند که حاکمان بی عقل آمریکا از سر ناچاری بنا دارند جنگی گسترده را برای تسلط نظامی بر مناطق حساس اقتصادی، جمعیتی و سوق الجیشی جهان براه بیندازند و برای کلید زدن این جنگ سلطه جویانه به بهانه ای نیاز دارند تحت عنوان «عملیات تروریستی علیه آمریکا و جامعه بین الملل» که آن را هم به مدد تکنولوژی پیشرفته نظامی و رسانه ای فراهم کرده اند. این عده کم شمار، از سوی آن تحلیلگران به بی اطلاعی و بدبینی مفرط متهم شدند، اما واقعیت هایی که از زبان خود غربی ها بیان می شد- و هنوز هم می شود- قابل کتمان نیست.
هنوز دو ماه از وقوع حادثه و راه افتادن سیل هجوم تبلیغی بر علیه تروریست های ادعایی نگذشته بود که پتر شولار شرق شناس معروف آلمان به روزنامه اتریشی استاندارد گفت: «اسامه بن لادن را خیلی بزرگنمایی می کنند. این روش راهبردی آمریکاست که خود را متوجه یک دشمن صوری می کند، در حالی که هنوز معلوم نیست حملات تروریستی یازده سپتامبر کار بن لادن بوده یا نه.»
یک ماه بعد که به نظر می رسید موضوع رابطه بن لادن و گروه القاعده با حادثه یازده سپتامبر به خوبی برای افکار عمومی دنیا جا افتاده، پروفسور خراپونف استاد تئاتر دانشگاه جورجیا در مقاله ای نوشت: «در میدان تروریسم که هر عملی به خوبی برنامه ریزی و صحنه پردازی شده، از جمله حملات یازده سپتامبر، یک مرگ ناشیانه برای بن لادن چندان دور از انتظار نیست. این بازی حساب شده ای است که کسی مسئولیت آن را به عهده نگرفته و برای آنهایی که درباره اش تحقیق می کنند، همیشه به عنوان یک معما و یک دردسر باقی خواهد ماند».
گورو ایدال نویسنده و هنرمند سرشناس و منتقد آمریکایی که از زمزمه های برخورد با گروه طالبان در افغانستان احساس نگرانی می کرد به فرانکفورتر الگماینه گفت: «از سال 1949 تا به حال هیچ کشوری به ما حمله نکرده است؛ ما بودیم که اول به آنها حمله کرده ایم و همیشه هم بهانه ای برای حمله به آنها در چنته داشته ایم: این کشورها به تروریست ها پناه می دهند یا درصددند از جهان آزاد خارج شوند و یا...».
دغدغه های متفکران با نتایج مطالعات پژوهشگران تأیید شد. حدود چهار ماه بعد از حادثه یازده سپتامبر، زمانی که فضاسازی تبلیغی بشدت روی موضوع «حمله تروریستی میکربی» دور می زد، معلوم شد دکتر جاشوا لدربرگ مشاور کاخ سفید در زمینه سیاست های علمی پزشکی و جلوگیری از جنگ های میکربی، یک سال و نیم قبل از یازده سپتامبر یک فصل کامل از کتاب علمی معتبر «مندل» را به موضوع حملات میکربی از جمله با میکرب سیاه زخم در شهر نیویورک و بخصوص برج های تجارت جهانی اختصاص داده و پیش بینی کرده است جان حدود صدهزار شهروند آمریکایی در این حملات به مخاطره خواهد افتاد. سناتور دموکرات، سینتیا مک کنی فاش کرد: جنگ ضد تروریسم سرمایه داران گروه کارلایل را از طریق بالا رفتن ارزش قراردادهای نظامی که بعضی از آنها به این شرکت تعلق دارند، به ثروت های کلان رسانده است؛ و مایکل مور مستندساز آمریکایی در حاشیه جشنواره سینمایی کن خاطرنشان ساخت: «خانواده بوش در بیست سال گذشته با ثروت بن لادن خوش گذرانده اند و حتی بعد از یازده سپتامبر در حالی که ادعا می شده 51 نفر از 19 عامل هواپیماربایی در حادثه یازده سپتامبر اتباع عربستان بوده اند، جرج بوش اجازه داد یک هواپیمای مسافربری سعودی در سرتاسر آمریکا پرواز کند و بستگان بن لادن را از این کشور خارج سازد. آیا این عجیب نیست؟»
طی این 5 سال دو نویسنده معروف فرانسوی- تری میسان و میشل شودوفسکی - کتاب های مستندی همچون پنتاگیت، فریب هولناک و جنگ و جهانی سازی را که بعضی از آنها به پرفروشترین کتاب ها تبدیل شدند، به رشته تحریر در آوردند و اثبات کردند واقعه یازده سپتامبر 2001 در نیویورک چیزی جز یک سناریوی آمریکایی برای تسلط نظامی کامل بر نقاط حساس جهان و بویژه منطقه خاورمیانه نبوده است.
هفته دوم عملیات نظامی آمریکا برای اشغال عراق زمانی که جیمز وولسی در کالیفرنیا رسماً اعلام می کرد «جنگ جهانی چهارم آغاز شده و ما تکلیفمان را در این جنگ که ربع قرن طول خواهد کشید، با 22 کشور جهان روشن می کنیم»، بند بند استخوان های عده ای به لرزه درآمد، پرچم تسلیم را در دست گرفتند و هر صدای مقاومتی را که بدرستی اعلام می داشت آمریکا از باتلاق عراق جان سالم بدر نمی برد، به بی عقلی و یا جنگ طلبی متهم ساختند.
پنج سال بعد از یازده سپتامبر نیویورک، نه فقط پشت پرده این سناریو بخوبی آشکار شده بلکه وضعیت آمریکا در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و سومالی و تونس و الجزایر و اردن و مصر و عربستان و دیگر نقاط جهان، همان است که پیش بینی می شد؛ غول در حال احتضاری که آخرین دست و پاها را می زند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات