تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۵  ، 
کد خبر : ۸۹۳۱۴

توطئه‌ای سیاه در دل کاخ سفید...

ترجمه و تنظیم: مژگان نژند اشاره: نسخه نروژی ماهنامه فرانسوی «لوموند دیپلماتیک» به مناسبت پنجمین سالگرد حوادث 11سپتامبر 2001 آمریکا مجموعه تحقیقاتی پیرامون آنچه درآن روز حقیقتاً به وقوع پیوست، به چاپ رسانده که انتشار آن با مخالفت شدید مقامات فرانسه و دیگر کشورها به ویژه آمریکا روبرو شده است. روزنامه نگاران این ماهنامه با تکیه بر تحقیقات متعددی که درآن سوی اقیانوس اطلس انجام پذیرفته، نسخه رسمی گزارش نهایی پیرامون حوادث فوق را به شدت زیرسؤال برده، مسئله دست داشتن اعضای دولت آمریکا در این حوادث را مطرح ساخته اند. بدنبال انتشار این مطلب در «لوموند دیپلماتیک»، رسانه های عمده نروژی نیز مقالات متعددی دراین زمینه منتشر ساخته و برنامه های بسیاری پخش کرده اند که حکایت از تردیدهایی مشابه دارد و آنها را با بخش فزاینده ای از شهروندان آمریکایی نیز هم نوا می سازد. چراکه، طبق نظرسنجی مؤسسه «زاگبای»، 42درصد آمریکایی ها به گزارش های رسمی دراین باره به دیده تردید می نگرند. تا بدانجا که، حتی ماهنامه بزرگی مانند «ونیتی فیر» این اتهامات را به حساب خود در نسخه ماه اوت این نشریه مطرح کرده است. و البته، باید گفت که «لوز چنج2»، فیلم مستندی پیرامون 11سپتامبر که در آمریکا تهیه شده، نقش مهمی را در این موضع گیری ایفاکرده است. تاکنون بیش از 10میلیون آمریکایی این فیلم را که به پربیننده ترین فیلم تاریخ اینترنت نیز تبدیل گردیده، مشاهده کرده اند. سرویس خارجی کیهان

تعداد روزافزونی از مردم آمریکا کاملاً اطمینان دارند که مقامات کشورشان موضوع مشارکت خود در تراژدی 11سپتامبر را ازآنان پنهان می دارند. اظهارات شهود که سال ها مهر «محرمانه» برآنها خورده بود، اکنون ثابت می کند که «انهدام کنترل شده ای» حقیقتاً صورت پذیرفته است. آنگونه که اسناد دفاعی جمهوریخواهان باعنوان «بازسازی آمریکای 2000» نشان می دهد، دولت آمریکا از مدت ها پیش چنین حادثه ای را پیش بینی کرده ومدنظر داشته است. سازمان «حقیقت 11سپتامبر» براین باور است که آمریکا احتمالاً وقوع حادثه ای از این دست را سازماندهی کرده است تا اشغال عراق و افغانستان را توجیه و با ایجاد «پاتریوت اکت»، آزادی های مدنی را محدود سازد. این سازمان گزارش کمیسیون تحقیق پیرامون حوادث تروریستی سال 2001 و نیزگزارش مؤسسه «استانداردها و تکنولوژی» را که کل روند انهدام برج های دوقلوی «نیویورک» را در 10هزار صفحه بازسازی کرده اند، «عملیات پنهان سازی» و «جعل سند» می خواند و کاملاً مردود می شمارد. درحالی که، «تجدیدنظرطلبان» نوین این ماجرا را «فریبی» بزرگ توصیف می کنند و معتقدند، توطئه کاملاً داخلی بوده است، زیرا که فولاد به کار رفته در برج ها صرفاً می توانسته تحت تأثیر مواد منفجره ای که از پیش در طبقات کار گذاشته شده بوده، ذوب شود. و البته، اعتراض ها به همین جا خاتمه نمی یابد. برخی نیز می گویند نقش «اسامه بن لادن» را هنگام اظهارات ویدئویی اش درواقع یک هنرپیشه ایفاکرده است! به همین ترتیب، وبلاگ نویسان اینترنتی، مجریان رادیویی، نویسندگان، هنرمندان و بسیاری دیگر، یکی پس از دیگری از «توطئه داخلی» سخن می گویند. ازجمله، «مایکل روپرت» در کتابی 700صفحه ای با نام «کراسینگ د رابیکن» ثابت می کند که چگونه «دیک چنی» (معاون رئیس جمهور آمریکا) سرتاسر ماجرای 11سپتامبر را سازماندهی کرده بوده. و البته «روپرت» در این ادعای خود تنها نیست و بسیاری از شخصیت ها ازجمله «سینیتا مک کینی»، نماینده دموکرات «جرجیا» نیز در این دیدگاه از او حمایت می کنند. این جنبش حتی به دانشگاه ها نیز کشیده شده است. به این ترتیب، حدود 70تن از اساتید جنبشی را در همین راستا به وجود آورده اند که «صاحبان علم برای حقیقت 11سپتامبر» نام گرفته و اخیراً کنگره ای نیز در «شیکاگو» برگزار کرده است. تمامی اعضای این جنبش که «استیون جونز»، فیزیکدان دانشگاه «برایهام یانگ» و «کوین بارت»، استادیار فرهنگ اسلامی در دانشگاه «ویسکانسین» در «مدیسون» رهبرانش را تشکیل می دهند، کلیه وقت خود را صرف یافتن دروغ های گنجانده شده در گزارشات رسمی کرده و نشان داده اند که 11سپتامبر یک «کار داخلی» بوده است؛ بدین معنا که سوءقصدی بوده که اجازه ارتکاب آن از پیش صادر شده و یا از سوی قدرت حاکم بر آمریکا سازماندهی شده است.
«جیمز فیترز»، استاد دیگر دانشگاه «ویسکانسین» در «دالاث»، به نوبه خود می گوید، برخی از 19 عامل انتحاری حوادث 11 سپتامبر هنوز نیز در قید حیات اند و در جایی پنهانی زندانی شده اند.
به هر صورت، اکنون مشخص گردیده است که بلندپایه ترین فرمانده نظامی آمریکا در سال 1962 طرح حمله از پیش آماده شده ای به آمریکایی های مقیم آمریکا را تدارک دیده بود که شامل ساقط کردن یک هواپیمای خطوط داخلی این کشور می شد، به گونه ای که بتوان مسئولیت آن را به گردن کوبا انداخت! بنابراین، چه دلیلی وجود دارد که امروز موکول کردن اجرای طرح به سال های بعد را نپذیریم؟ بسیاری نیز بر این باورند سازمان اطلاعات پاکستان (ایسی) با سازمان «سیا» و «القاعده» همکاری داشته است، چرا که در روزهای پیش از حادثه 11 سپتامبر، مبالغ هنگفتی پول به حساب «محمد عطا»، رباینده هواپیما، واریز کرده بود! این سازمان حتی «بن لادن» را به هنگام معالجه اش در یک بیمارستان نظامی «پیشاور» در پاکستان در سپتامبر 2001 زیرنظر داشته است.
بدون شک، به هنگام حادثه این که برخورد یک هواپیمای عظیم مسافربری برای فرو ریختن یک آسمان خراش کافی نباشد، برای غالب مردم بسیار عجیب می نمود. به همین دلیل نیز، اندک افرادی در مورد آنچه در روز 11 سپتامبر 2001 برای برج های دوقلوی «نیویورک» اتفاق افتاد، و یا هویت عاملان آن تردید ورزیدند. اما، با گذر زمان، شک و بدبینی بسیاری اشخاص و گروه ها در آمریکای شمالی و اروپا در مورد صحت و سقم گفتارهای رسمی بیدار گردید. از دیدگاه آنها، مجموعه ای از شرایط و چیزها در اطراف این حملات بسیار ضد و نقیض بوده، به هیچ وجه با توضیحات مقامات آمریکایی و کمیسیون تحقیق 11 سپتامبر که از سوی کنگره منصوب شده و عنوان دقیق آن، «کمیسیون ملی پیرامون حملات تروریستی به ایالات متحده آمریکا» است، جور در نمی آید.
یکی از دلایل عمده این تردید آن است که شاهدانی در ارتباط با رویدادهای 11 سپتامبر وجود دارند که توصیفی متفاوت از گزارش های رسمی ارائه می دهند. نمونه ای از آن نیز، اظهارات شاهدانی عینی است که باچشمان و گوش های خود انفجارهای دو برج را «پیش» از آن که هواپیماها به آنها برخورد کنند، دیده و شنیده اند! از جمله این «تماشاگران» مأموران پلیسی هستند که در محل حضور داشتند. به توصیف آنها، دیده ها و شنیده هایشان به «انفجارهای درون ساختمانی طراحی و کنترل شده» می مانده است... درست مانند انفجار ساختمان هایی که با نقشه قبلی و به منظور جایگزین ساختن آنها با بنایی جدید صورت می پذیرد. «ریچارد باناچیسکی»، مأمور آتش نشانی، در این ارتباط می گوید: «درست مانند آن چیزی بود که در تلویزیون می بینیم... ساختمان هایی که خودشان منفجر می کنند. به نظر می رسید که همه این انفجارها به طور همزمان و مانند کمربندی در اطراف ساختمان صورت می پذیرفت.» «استیفن گرگوری»، دستیار کمیسر آتش نشانی نیز در اظهاراتش شهادت می دهد: «چندین جرقه بزرگ در پایین ترین سطح ساختمان مشاهده کردم. می دانید، درست مانند زمانی که می خواهند ساختمانی را تخریب کنند.» و اما، شهادت جنجالی دیگری را از «ویلیام رودریگز»، کارگر ساختمان می شنویم که در روز 11 سپتامبر در برج شمالی کار می کرده است. او در مصاحبه ای با نشریه «نیویورک مگزین» می گوید، در وهله نخست صدای انفجاری شدید را هنگامی که در طبقه دوم زیرزمین آسمان خراش حضور داشته، شنیده است. او همچنین در مورد وضعیت قربانیان و پوست سوخته بازوان آنها بر اثر آتش اتاقک آسانسور شهادت می دهد. «رودریگز» پس از انفجار در محلی که حضور داشته، صدای انفجار دیگری را در بالای سر خود می شنود، که این دیگر، هواپیمای «بوئینگ 767» بوده است. «ویلیام رودریگز» آخرین فردی بود که از این ماجرا جان بدر برد. از او به عنوان قهرمان یاد و او را به ملاقات با «جرج بوش» و دیدار از کاخ سفید دعوت کردند. بعدها، هنگامی که این کارگر ساده می خواست از داستان انفجارش در زیر ساختمان بگوید، از سوی مقامات «دور انداخته» شد. همین شخص امروز پیگردی قضایی را علیه همین مقامات آغاز کرده است.
در کنار گزارش های شاهدان که جملگی از تخریب کنترل شده برج های دوقلو به وسیله مواد منفجره سخن می گویند، منتقدان «بوش» بر این باورند که مجموعه ای از شرایط و کیفیات در اطراف 11 سپتامبر وجود دارد که دلایل محکمی برای مظنون شدن به صحت و سقم داستان رسمی ارائه می دهند. این یک واقعیت است که هیچیک از چهار هواپیمای ربوده شده از سوی هواپیماهای جنگنده رهگیری و متوقف نشده است. این موضوع در کنار واقعیت دیگری مبنی بر این که غالب نیروی هوایی آمریکا در تمرینات نظامی شرکت داشته اند، این ظن را تقویت می کند که نیروی دفاع هوایی آمریکا دستور «عقب نشینی» داده بود تا حملات تروریستی بدون هیچ مانعی انجام پذیرند. رویداد مشکوک دیگر این که، «برج 7» سازمان تجارت جهانی- که «ساختمان 7» نیز نامیده می شد و آسمان خراشی 47 طبقه بود، بدون آن که هیچیک از هواپیماها بدان اصابت کند، فروریخت... درحالی که، ساختمان های متصل به آن سالم و سرپا بودند! از دیگر سو، «آژانس امنیت ملی»- که معمولا موفق به پیشگیری از حملات می شود- مدعی است گفت وگوهای تماماً ترجمه شده(در زمان حقیقی) «محمدعطا» و «خالد شیخ محمد» را در تابستان 2001 شنود کرده و بسیار نگران شده است. چرا که، در یکی از این گفت وگوها «خالد» برای انجام حملات به اصطلاح به «عطا» چراغ سبز داده است. بنابراین «آژانس امنیت ملی» کاملا در جریان موضوع قرار داشته است.
در ارتباط با تحقیقاتی که می توانست به دستگیری ربایندگان هواپیماها بیانجامد، «کارین رولی» مأمور «اف بی آی»، خاطرنشان می کند که رؤسای این سازمان عمداً مانع تحقیقات وی درباره «زکریا موسوی»- در آن زمان که دانشجوی مدرسه پرواز «مینیاپولیس» بوده- شده اند. و این موضوع به رغم هشدارهای دریافت شده از سوی سازمان اطلاعاتی فرانسه انجام پذیرفته است. «رولی» معتقد است، چنانچه «اف بی آی» تحقیقات وی را تأیید می کرد، می توانست به نقشه های «موسوی» و بسیاری از ربایندگان هواپیماها که در مدارس پرواز ثبت نام کرده بودند، پی ببرد. برخی نیز بر این پندارند که مبالغ هنگفتی که سازمان های اطلاعاتی پاکستان (ایسی) در روزهای پیش از 11 سپتامبر به حساب «محمد عطا» واریز کرده اند، دلیل محکمی است که از همکاری میان این سرویس ها، سازمان «سیا» و»«القاعده» پرده برمی دارد.
این موضوع نیز می تواند مشکوک به نظر رسد که «جرج بوش» مقامات آمریکایی را از جست وجوی گسترده «اسامه بن لادن»، مظنون اصلی وقایع 11 سپتامبر، بازداشته است. بدین ترتیب، ژنرال «ریچارد مایرز» اعلام می کند که جنگ افغانستان به جست وجوی «بن لادن» مربوط نمی شود. علاوه بر این، «گری برنتسن»، مأمور سابق «سیا»، می گوید دولت «بوش» اجازه داد «بن لادن» بگریزد، درحالی که او در سال 2001 در کوهستان های «تورابورا» در افغانستان به دام افتاده بود. این نیز شناخته شده است که سازمان های اطلاعاتی آمریکا از ژوئیه 2001، هنگامی که «بن لادن» به خاطر مشکلات کلیوی در بیمارستان آمریکایی «دوبی» بستری بود، کاملا از محل او آگاهی داشته اند. چند ماه بعد، «بن لادن» در یک بیمارستان نظامی «پیشاور» در پاکستان نیز با نظارت سازمان اطلاعات این کشور تحت درمان قرار می گیرد.
وجود این شرایط و شواهد که خلاف ادعاها و اظهارات رسمی را ثابت می کنند، اشخاص و گروه هایی را به جست وجوی حقیقت درباره آنچه واقعاً در روز 11 سپتامبر اتفاق افتاد، واداشته است. و بدینسان، جنگلی واقعی از نظریه ها درباره آنچه حقیقتاً پنج سال پیش در آمریکا به وقوع پیوسته پدیدار گردیده است. اما، نظریه های مختلف که هرکدام جهت خاص خود را داشتند، سرانجام به یکدیگر پیوسته اند. مقایسه ای از اظهارنظرهای گوناگون در کتاب «نیوپرل هاربر- مسایل نگران کننده درباره دولت بوش و 11 سپتامبر» (2004) به قلم «دیوید ری گریفین»، استاد الهیات در «کلرمونت» کالیفرنیا، به رشته تحریر درآمده است. او موضوعی کلیدی را در کتاب خود مطرح می سازد: این که، مسئولیت حملات 11 سپتامبر را می توان کاملا بر گردن اعضای سابق نومحافظه کار گروه کارشناسان(think tank) «طرح برای یک عصر جدید آمریکایی» (نپاک) که اکنون به عوامل اصلی دولت «بوش» تبدیل شده اند، انداخت. در سندی تحت عنوان «بازسازی سیستم های دفاعی آمریکا: استراتژی ها، نیروها و منابع برای یک عصر جدید آمریکایی» (2000) که توسط اعضای این «طرح» نوشته شده است، می خوانیم: «روند تغییر و تحول حتی اگر تغییراتی انقلابی به همراه داشته باشد، در نبود رویدادی فاجعه انگیز و کاتالیزور مانند یک پرل هاربر جدید، ممکن است به طول انجامد.»
عنوان کتاب «گریفین» به اظهارات این گروه پیرامون تبدیل آمریکای نظامی که لازمه اش «یک پرل هاربر جدید» است، اشاره دارد. «گریفین» این اظهارات را در پرتو اصل قضایی «جنایت به نفع چه کسی تمام می شود؟» نگریسته و نتیجه می گیرد که 11سپتامبر دقیقاً همان «کاتالیزوری» بوده که دولت «بوش» به آن نیاز داشته است. از دیدگاه «گریفین»، بنابراین کاملاً محتمل است که آمریکا حادثه ای از این دست را تدارک دیده است تا اشغال عراق و افغانستان، و نیز کاهش آزادی های مدنی در آمریکا از طریق اجرای «پاتریوت اکت» را توجیه کند. و آنها کشورهای خاورمیانه را برای حمله و اشغال برگزیدند و آن را توسعه ساده همکاری های موجود میان آمریکا و دست اندرکاران قدرت در عربستان سعودی، سازمان های اطلاعاتی پاکستان، رژیم طالبان و رژیم های آسیای مرکزی، قلمداد کردند. به نظر «گریفین»، دستور کار در خاورمیانه و آسیای مرکزی نیز کاملاً بارز و آشکار و کنترل استخراج و انتقال نفت از طریق لوله های نفتی و کامیون های نفتکش است. «گریفین» به شخصیت خاصی به عنوان مسئول تدارک حملات 11سپتامبر اشاره نمی کند. او درا ین باره صرفاً می گوید که نظرات متفاوتی وجود دارد.
از دیدگاه برخی، تعمق پیرامون هویت این مسئولان به آژانس های اطلاعاتی مانند «آژانس امنیت ملی»، «اف بی آی» و «سیا» می انجامد. دیگرانی نیز کاخ سفید را مسئول می دانند، و دسته سوم بر این پندار است که شخصیت های مختلفی مانند «دیک چنی»، «پل ولفوویتز»، «جد بوش»، «جرج تنت» و «دونالد رامسفلد» معماران حقیقی این حملات هستند. اما، ترکیبات ممکن دیگری از خلافکاران و نهادها می توانسته اند به کمک یکدیگر عمل کرده باشند. «نیکولاس لویس» در گزارش خود تحت عنوان سطح هوپ شما چیست؟ (HOP، به چهار دسته ذیل اشاره دارد)، نظرات پیرامون حملات را به چهار دسته عمده طبقه بندی می کند:
- تاریخ رسمی:
«اسامه بن لادن» مسئول ربودن هواپیماها توسط 19مسلمان بنیادگراست و کاخ سفید هیچگونه هشداری دریافت نکرده است.
- نظریه عدم صلاحیت:
این نظریه داستان رسمی را می پذیرد، اما کاخ سفید، «اف بی آی»، «سیا»، «آژانس امنیت ملی» و سایرین را به خاطر عدم پیگیری هشدارها نکوهش می کند. ماجرایی مملو از مخفی کاری و تغییر جهت در گزارش کمیسیون تحقیق پیرامون 11سپتامبر.
- لی هوپ LIHOP)، یا «به آنها اجازه دهیم به هدف خود برسند»):
در این دسته برخی تغییرات وجود دارد و موضوع اساساً طریق پی بردن جناح های مختلف مقامات آمریکایی و بخش خصوصی از نقشه های ربایندگان هواپیماها و عدم واکنش آنها به منظور متوقف کردنشان است، چرا که حوادث 11سپتامبر مطابق با اهداف سیاسی بوده است.
- می هوپ (MIHOP، یا «رساندن آنها به هدف»):
مقامات آمریکا و یا نیروهایی خصوصی حملات را طراحی و به انجام رسانده اند.
از نقطه نظر افراد بدبین، مخرج مشترک تمامی این دیدگاه ها اعتقاد آنها به این موضوع است که دست کم یکی از عناصر گزارش رسمی پیرامون 11سپتامبر نادرست است. برای آنها که به فرضیه قاطعانه «می هوپ» معتقدند، موضوع اصلی این است که برج های دوقلو- از جمله، «ساختمان7»- از طریق انفجار کنترل شده فرو ریخته و تخریب شده اند، و این که این موضوع کار افرادی مجرب و کارآزموده بوده است. بخش تعبیر و تفسیرهای فنی این اظهارات در گزارش 10هزار صفحه ای «مؤسسه ملی استانداردها و تکنولوژی» (NIST) به طور مستقیم رد شده و این مؤسسه ادعا کرده است که درواقع سوخت هواپیماها بوده که ساختار برج ها را مختل ساخته و باعث فرو ریختن آنها گردیده است. اما، «مؤسسه ملی استانداردها و تکنولوژی» قادر به ارائه توضیحاتی رضایت بخش و قانع کننده پیرامون علت ریزش ساختمان سوم- «ساختمان شماره7»- بدون برخورد هیچیک از هواپیماها، نیست. «استیون ای جونز»، استاد فیزیک در دانشگاه «برایهام یانگ» در ایالت «یوتا»، اظهارات این مؤسسه درباره برج های دوقلو را کاملاً مردود می شمارد و به عنوان نمونه خاطرنشان می سازد که چگونه شاهدان عینی به چشم خود مشاهده کرده اند که فولاد به کار رفته در هر یک از سه آسمان خراش ذوب (در برخی موارد، حتی تا سه هفته پس از حملات نیز گداخته بوده) و به شکلی تابیده شده بوده که این موضوع صرفاً می توانسته براثر خرج های انفجاری که از پیش جاسازی شده بود، ایجاد گردیده باشد.
به گفته «جونز»، این خرج ها از مواد انفجاری «ترمیت»،«اچ ام یکس» و یا «آردی ایکس» تشکیل می شد که صرفاً در تخریب های کنترل شده به کار می روند. نکته مهم دیگر از دیدگاه «جونز» این که، آتش ساختمان ها و سوخت این هواپیماها (حداکثر دما برای سوخت هواپیما 1000 درجه سلزیوس است) آنقدر حرارت تولید نکرده اند که بتوانند در طول یک ساعت و یا یک ساعت و نیمی که به فروریختن برج های دوقلو انجامید، فولاد را ذوب کنند (ذوب فولاد به دمایی بین 1550 تا 1990 درجه سلزیوس نیازمند است). «جیم هوفمن» مهندس نیز از اظهارات «جونز» حمایت می کند. وی نیز پس از بررسی و تحلیل دقیق نوارهای ویدئویی و تصاویر این رویدادها، چنین نتیجه می گیرد که هر یک از سه ساختمان تقریباً به صورت قرینه با سرعتی برابر با سرعت سقوط آزاد و مستقیماً به سمت پایین بر روی پایه های خود فروریخته است. به گفته «هوفمن»، سرعت ریزش، خاک شدن بتون به شکل پودری «شیری رنگ»، و حضور ابرهایی افقی از غبار که در کنار «ساختمان 7» مشاهد گردیده است، بر استفاده از مواد منفجره ای که از پیش در ساختمان ها کار گذاشته شده بود، تأکید دارند.
بسیاری اشخاص توضیحات رسمی را دیگر باور نداشته، معتقدند که فروریختن برج ها کار افراد مجرب بوده است، یا به عبارت دیگر، یا این که مقامات «اجازه» این کار را صادر کرده و یا «خود» آن را به انجام رسانده اند. بسیاری دیگر که فرضیات دیگری را باور دارند، تحت حمایت و لوای «سازمان حقیقت 11 سپتامبر» با یکدیگر متحد شده اند. این سازمان که صرفاً به منظور روشن شدن سؤالات بدون پاسخ درباره 11 سپتامبر تأسیس گردیده، از نمایندگان جامعه مدنی تشکیل شده است. اعضایی با گرایشات سیاسی متفاوت، نهادها و گروه های فشار مشابهی را هدایت می کنند. این همکاری اساساً بر گردهمایی ها، تظاهرات و تحرکات مختلف، تولید فیلم های مستند، سمینارها و انتشارات اینترنتی و کنفرانس ها متمرکز است. در انگلیس نیز، یک شعبه محلی «حقیقت 11 سپتامبر» به نام «حقیقت 7 ژوئیه» تأسیس گردیده که هدفش گردآوری مدارک لازم برای روشن ساختن حقیقت ماجرای حملات تروریستی 7 ژوئیه 2005 در «لندن» است.
هر یکشنبه، «لیس جیمیسون»، سخنگوی رسانه ای «حقیقت 11 سپتامبر» نیویورک به برگزاری تظاهرات متعدد در «گراندزیرو»، محل برج های دوقلو، و یا کنفرانس هایی در کلیسای «سنت مارک» کمک می کند و در این راه نیز از کشیش «فرانک مورالس» یاری می گیرد. «جیمیسون» در مصاحبه ای به سؤالات «لوموند دیپلماتیک» پاسخ گفته است که در ذیل می خوانیم: 
* آیا وقایع 11 سپتامبر توجیهی اضافی برای جنگ بوده است؟
** - خیر. اخیراً مشخص شده است که این جا، در آمریکا، مقامات توطئه عملیاتی مشابه را به نام عملیات «نورث وودز» طراحی کرده بودند. نقشه ای که در سال 1962 توسط بلندپایه ترین فرماندهان نظامی طراحی شده بود. برنامه این بود که حمله ای تروریستی در داخل، در ساحل «فلوریدا»، صورت پذیرد و طی آن آمریکایی ها کشته شده، یک هواپیما ساقط و یک کشتی نیز غرق شود، و مسئولیت آن نیز به گردن کوبایی ها انداخته شود. بدین ترتیب، هیچ چیز جدیدی اتفاق نیفتاده، چرا که قبلاً نیز این طرح ریخته شده بود.
* چگونه یک دولت می تواند این چنین به وقاحت روی آورد؟
** - در زمان جنگ ویتنام نیز، یک دروغ باعث آغاز جنگ شد، و این دروغ رویدادهای خلیج «تونکین» بود. اطلاع رسید که اژدرهای ویتنامی به سوی ناوهای آمریکایی در خلیج «تونکین» شلیک شده اند. اما این گزارش ها همگی دروغین بود. رئیس جمهور «لیندون بی جانسون» و «رابرت مک نامارا»، وزیر خارجه، از این گزارش ها برای به تصویب رساندن «قطعنامه خلیج تونکین» در کنگره - که در واقع یک اعلام جنگ بود- بهره برداری کردند. پنجاه هزار آمریکایی جان باختند و صدها هزار تن به شکلی فجیع قربانی پیامدهای آن شدند. از ماده حشره کش «عامل نارنجی» برای مسموم کردن مزارع و زمین ها استفاده شد. این موضوع زمانی اتفاق می افتد که دولت ها و برگزیدگانی که در قدرت قرار دارند جنگ ها را طراحی می کنند. در این جا حقیقتاً حد و مرزی از شر و بدی و نفرت و انزجار از بشریت وجود ندارد. به همین خاطر نیز، «هنری کیسینجر» یک بار در مورد جنگ بین عراق و ایران گفت: «امیدوارم که همدیگر را بکشند...»، یا این که: «نفت محصولی بسیار مهمتر از آن است که بگذاریم دست عرب ها باشد!»
* به همین ترتیب، آیا میتوان گفت که احتمالا گروهی مخفی وابسته به دولت وجود دارد، «دولتی در دولت»، که 11 سپتامبر را طراحی و اجرا کرده است؟
** - بله. باید این موضوع را به خاطر آوریم که گروه های خصوصی مأموران و ارتش های خصوصی بسیاری خارج از میدان دید کنگره وجود دارند. آنها مجریان عملیات مخفی در قلب سازمان «سیا» هستند و عاملان تماسی نیز در دولت آمریکا دارند.
و این چیزی است که از سال های دهه 1950 کماکان اتفاق می افتد. هنگامی که «دوایت آیزنهاور» ریاست جمهوری را ترک کرد، گفت که باید در مورد کنترل فعالیت های مجموعه نظامی- صنعتی هشیار بود. تا به امروز، ما پیوسته دولتی سایه داشته ایم، دولتی ناپیدا و معتقدیم که این دولت با عناصری در بطن آژانس های اطلاعاتی مانند «ام آی 5»، «ام آی 6» و شاید هم «موساد» همکاری دارد. بدون هیچ تردید، «ام آی5» و «سیا» با یکدیگر کار و دستور جلسه دست اندرکاران قدرت جهانی را تعیین می کنند.
* آیا از آن نمی ترسید که به شما برچسب «نظریه پرداز توطئه» بزنند؟
** - باید این را درک کرد که عبارت «نظریه توطئه» نیز یک استراتژی رسانه های جمعی و دست اندرکاران قدرت برای کاشتن تخم شک و نفاق پیرامون این گونه اطلاعات است. واقعیت این است که، برعکس، مجموعه گسترده ای از نمونه ها در مورد توطئه مقامات وجود دارد. مانند ماجرای «ایران- کنتراها»، توطئه عظیم فروش موادمخدر در زمان ریاست جمهوری «رونالد ریگان» به منظور تسلیح «کنترا»های ضدانقلابی و تروریست که علیه رژیم ساندینیست در نیکاراگوا عمل می کردند... یا رسوایی ها و افتضاحات عملیات متعدد بانکی درسال 1991 و یا ماجرای تقلب در رأی گیری «فلوریدا» درسال 2000 و در «اوهایو» درسال 2004! با بررسی تمامی این چیزها توطئه عظیمی را کشف خواهیم کرد. و درباره همه دروغ هایی که به اشغال عراق انجامید چه می گویید؟ به ما گفته بودند که سلاح های کشتار جمعی بی تردید وجود دارند، و این که «صدام» سعی کرده است از نیجریه «کیک زرد» (اورانیوم استخراج شده) خریداری کند. نیاز است که این گونه واقعیت ها در کنار یکدیگر قرار داده شده و بررسی گردد! ادعای رسمی دولت آمریکا در مورد آنچه روز 11 سپتامبر اتفاق افتاد تئوری توطئه ا ی وقیحانه و تکان دهنده است. ما دراین خصوص نظریه ای داریم و در واقع برای یافتن بهترین تحلیل ممکن بسیار هم سختگیری می کنیم.
«جیمیسیون» تنها کسی نیست که به اینگونه نظریه ها اعتقاد دارد. مشارکت گروه ها و خدمات شخصی متعدد وابسته به «حقیقت 11 سپتامبر» ردی برای جست وجو به وجود آورده و نگارش مقالات بسیاری را موجب شده است.
گروهی به نام «صاحبان علم برای حقیقت 11 سپتامبر» خود را اینگونه توصیف می کند: «انجمنی مستقل از اساتید، دانشجویان و دانشمندان در زمینه های گوناگون مانند تاریخ، علوم، امورنظامی، روانپزشکی و فلسفه، که خود را وقف برملاساختن دروغ ها و افشای حقایق پشت پرده 11 سپتامبر کرده است.» این انجمن که «جیمز اچ فیتزر»، استاد فلسفه و «استیون ای جونز»، استاد فیزیک بنیانگذار آن هستند، مهمترین جنبش کارشناسان و متخصصان پیرامون فروریختن برج های دوقلو است. آخرین کار آنها همین ماه (سپتامبر) انتشار می یابد.
«نفیس مصدق احمد» از نخستین کسانی است که کتابی درباره رویدادهای 11 سپتامبر به چاپ رسانده و ادعاهای رسمی را به زیر سؤال برده است. دراین کتاب که جنگ علیه آزادی: چگونه و به چه دلیل آمریکا در یازدهم سپتامبر 2001 مورد حمله قرار گرفت» (2002)، «مصدق احمد» انتقاداتی عمیق به سیاست خارجی آمریکا وارد آورده، آن را عامل پیامدهای 11 سپتامبر معرفی می کند. «پل تامپسون» از «صاحبان علم برای حقیقت 11 سپتامبر» نیز مجموعه ای کامل از مقالاتی در ارتباط با وقایع 11 سپتامبر به چاپ رسانده است. و «دیوید گریفین»، عضو دیگر این گروه، نیرویی بسیار فعال در سازمان «موجکا» (MUJCA) است. این سازمان مجمعی است متشکل از مسیحیان، یهودیان، مسلمانان و دیگرانی که توضیحات رسمی در مورد 11 سپتامبر را باور ندارند.
در صدر این سازمان روشنفکری به نام «فایض خان» قرار دارد که پزشک وامام جمعه است و در بیمارستانی در «نیویورک» کار می کند. او در کتابی تحت عنوان «فلج گفتمان؛ عدم صلاحیت محیط دانشگاهی و نیاز تشخیص دقیق»، اینگونه استدلال می کند که 11 سپتامبر در واقع به نوعی «ساده کردن زبان و اندیشه ها در مورد آنچه که مسلمان و عرب بودن معنی می دهد»، را تسریع کرده است، به ویژه هنگامی که قرار است مسلمانان سراسر جهان مسئول اقدامات اقلیت کوچکی از تروریست ها شناخته شوند. «خان» براین باور است که ربایندگان هواپیماها به احتمال قوی مسلمانانی «قلابی» بوده اند، بدین معنا که در اعتقاداتشان مسلمان نبوده اند، به همان شکل که سیاست خارجی آمریکا نیز «بسیار کم» آمریکایی است، چرا که دولت «بوش»، مردم آمریکا نیست. او معتقد است که واگذار کردن مسئولیت حملات تروریستی برعهده چیزی مبهم مانند یک «شبکه نظامی اسلامی» به معنای ترک مسئولیت های آمریکاست، چرا که آمریکایی ها برای تشکیل این شبکه ها با سازمان های اطلاعاتی پاکستان و عربستان سعودی همکاری نزدیک دارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات