خط مشی اخیر واشنگتن برای اعمال فشار گستردهتر بر تهران از طریق تامین بودجه بیشتر برای فعالیتهای «ترویج دموکراسی» در داخل ایران با مخالفتهای مردمی و رسمی، حتی تمسخر آشکار در تهران روبرو شده است. مامک نوربخش، مدرس ادبیات انگلیسی میگوید: «به نظر من آمریکاییها نمیدانند چه میگویند. هیچکس به آن (بودجه) دست نخواهد زد، کسی با آنان کار نمیکند.»
تقاضای وزیر خارجه کاندولیزا رایس برای بودجه بیشتر نشان دهنده افزایش حدوداً هشت لایهای در هزینههای دولت آمریکا درباره تهران و حاکی از آغاز دوره جدیدی از فشار دیپلماتیک متمرکز توسط ایالات متحده علیه ایران - کشوری که جورج بوش در سال 2002 آن را جزو «محور شر» قرار داد - است.
رایس، در تلاش برای کسب 75 میلیون دلار اضافی از کنگره آمریکا برای تأمین مالی سازمانهای غیر دولتی که دموکراسی، حقوق بشر و حمایت از اتحادیهها را ترویج میکنند، در حال گسترش دادن گزینههای غیر نظامی واشنگتن به منظور تضعیف داخلی رژیم روحانی تهران است.
از این مبلغ، پنجاه میلیون دلار به پخش برنامههای رادیویی فارسی تعلق خواهد گرفت؛ 15 میلیون دلار دیگر برای افزایش مشارکت در فرآیند سیاسی، از جمله اقداماتی همچون دسترسی اینترنتی گسترده در نظر گرفته شده است. دولت بوش امیدوار است پنج میلیون دلار برای تأمین مالی بورس آموزشی و تحصیلی جوانان ایران صرف کند، و وزارت خارجه میگوید پنج میلیون دلار نیز صرف «تلاشهای آشکار دیپلماتیک خواهد شد که هدفشان ایران است، از جمله وب سایت فارسی زبان خود وزارتخانهها.»
رایس گفت: «ایالات متحده فعالانه با خط مشیهای ستیزه جویانه رژیم تهران برخورد خواهد کرد. در عین حال، از آرمانهای مردم ایران برای دموکراسی و آزادی در کشورشان حمایت خواهیم کرد.»
ایرانیان عادی، که دیدهاند زیربنای کشورهای همسایه عراق و افغانستان به واسطه حملات نظامی آمریکا به شدت آسیب دیده و بعد از آن هم از برنامههای زمانبندی شده و پرطمطراق برای بازسازی عقب افتادهاند، با این گونه اظهارات با تردید آشکار برخورد میکنند. ایرانیها حمایت واشنگتن از دشمن اهریمنیشان صدام حسین در جنگ ایران - عراق در دهه 1980 را نیز فراموش نکردهاند.
یکی از گروههای ستیزهجوی ضد رژیم روحانی که ممکن است از نعمات باد آورده استفاده کند، مجاهدین خلق است؛ سازمانی مارکسیستی که به سبب همکاری با دیکتاتور عراق علیه ایران در طول جنگ هشت ساله مورد تنفر ایرانیان است.
ده سال است که مجاهدین خلق توسط وزرات خارجه به عنوان سازمان تروریستی طبقهبندی شده، اما اکنون احزاب نومحافظهکاران در دولت بوش به شدت در حال لابی برای حذف نام گروه از لیست هستند. اگر مجاهدین خلق بتواند از هدیه دموکراتیک ایالات متحده منفعتی ببرد، این پیام آشکار به مردم داخل ایران مخابره خواهد شد؛ واشنگتن از گروههایی که فعالیت تروریستی دارند حمایت میکند. برخی از گزارشها به نقل از مقامات ایالات متحده حاکی از آن است که مجاهدین خلق هیچ نفعی از بودجه جدید نخواهد برد.
دونالد ویدون، حقوقدان بینالمللی متخصص در امور ایران، میگوید: «اکثر گروههایی که از این منبع مالی جدید بهره خواهند برد عبارتاند از گروههای تروریستی مانند مجاهدین خلق و مخالفان قدیمی رژیم، با دستور کارهایی که به ارتباط بیشتر با ایرانیها محدود نمیشوند؛ چرا که این گروهها اصلاً اعتبار یا حمایتی در داخل ایران ندارند یا اگر دارند بسیار اندک است.»
نزدیک به 50 میلیون دلار از این بودجه برنامهریزی شده برای برنامههای رسانهای در نظر گرفته شده و هدف آن افزایش زمان پخش بخش فارسی صدای آمریکا از چند ساعت در روز به 24 ساعت شبانهروز است. اما این ایده که ایرانیها فقط با دسترسی به رسانههای آزاد بیشتر طرفدار واشنگتن خواهند شد این واقعیت را نادیده میگیرد که برخلاف عراق در دوره صدام، در ایران مردم هماکنون دسترسی نسبتاً غیر محدودی به ایستگاههای ماهوارهای و اخبار اینترنتی دارند.
سیروس صفدری، تحلیلگر مستقل ایرانی میگوید: «اگر کاریکاتورهای دانمارکی و تصاویر جدید ابوغریب برای ایجاد جنگی دیگر در خاورمیانه و تلقین تفکر «برخورد تمدنها» در میان مردم برنامهریزی شدهاند، در این صورت خانم رایس واقعاً زمان بدی را برای تلاش جهت ارتباطگیری با مردم ایران انتخاب کرده؛ مردمی که نیازی به 75 میلیون دلار ندارند تا چند نمونه بد از شکنجهگران ابوغریب را تماشا کنند.»
با وجود این، اعلان مذکور در حالی صورت میگیرد که شواهد زیادی نشان میدهد دولت ایران در حال محدود کردن دسترسی به اطلاعات است. خدمات فارسی زبانان BBC پس از آن مسدود شد که دولت ایران این رسانه - که بودجه آن توسط وزارت خارجه بریتانیا تأمین میشود - را به ضد ایرانی بودن متهم کرد، و بسیاری از روزنامههای فارسی پس از اعتراضها به کاریکاتوریستهای دانمارکی و دوگانگی همزمان با آن به پوشش کمتر انتقادی از دولت روی آوردهاند.
پروفسور ویلیام بیمن، کارشناس مسائل ایران در دانشگاه براون میگوید: «اگر این پول صرف بهبود و گسترش برنامههای فارسی صدای آمریکا نیز شود باز پول به خوبی مصرف شده اما ظاهراً 3 میلیون دلار سام براون بک بدون هیچ گونه نظارت عمومی توسط احزاب خصوصی جذب گردیده است.»
بیمن افزود: «به عنوان یک مالیات پرداز، با صرف پول بیشتر در این راه مخالفم. به ویژه اگر این پول به جیب برنامهسازهای خصوصی تجاری برود که هیچ گونه پاسخگویی آشکار درباره محتوای برنامهها یا فعالیتهایشان وجود ندارد. این استفاده بیمسؤولانه از بودجه عمومی ایالات متحده خواهد بود.»
ایالات متحده در اجرای عملیاتهای مخفی، در جهت بیثبات کردن رژیم تهران، که با شکست روبهرو شدند سابقه طولانی دارند. در سال 1980، هشت کماندوی آمریکایی در آغاز عملیاتی برای نجات گروگانهای آمریکایی - که در اوایل انقلاب در سفارت آمریکا گروگان گرفته شدند - کشته شدند. بعد از آن که یک هواپیما و یک هلیکوپتر سقوط کردند، تصمیم گرفته شد عملیات متوقف شود، اما قبل از آن 44 ایرانی که اتوبوسشان در صحنه چپ شده بود، سه ساعت گروگان گرفته شدند.
یک عملیات مخفی 18 میلیون دلاری در جهت از کار برکنار کردن دولت رئیس جمهور وقت هاشمی رفسنجانی حتی قبل از آن که آغاز شود لو رفت. مقاومت واشنگتن، نگران از پیامدهای خطرناک این موضوع، آن را به جراید کشاندند، و با واکنش شدید مقامات در تهران روبهرو شدند، که بیست میلیون دلار برای مقابله با آن در نظر گرفتند. دولت ایران دیدگاه تردیدآمیزی به سازمانهای غیر دولتی دارد و این سازمانها اغلب به فعالیت برای خارجیها متهم میشوند.
با توجه به عدم حضور مستقیم دیپلماتیک در تهران به مدت بیش از 26 سال، رایس مشخص نکرده که این پولها چگونه میان گروهها در ایران توزیع خواهد شد.
برخی از تحلیلگران آمریکایی نیز درباره این حرکت تردید کرده و خاطرنشان ساختهاند که این مورد خیلی کوچک و خیلی دیر است. جیمز راسل، مدرس در گروه امور امنیت ملی مدرسه عالی نیروی دریایی، میگوید:
«چلبیهای احتمالی ایرانی که آمادهاند خودشان را در یک آپارتمان زیبا با چند دستگاه نمابر و فتوکپی در لندن جای دهند و حسابهای بانکی لازم برای درو کردن هدایای باد آورده را فراهم کنند، آن قدر زیاد هستند که آدم شک میکند.
علی رغم دیگر تلاشهای محرمانه توسط سیا در سالهای اخیر، از جمله تلاش دو میلیون دلاری در سال 1995 که عمدتاً مبتنی بر برنامههای رادیویی علیه رژیم مذهبی بود، تحلیلگران سیا به خلق نسل جدیدی از رهبران طرفدار واشنگتن برای ایران امید زیادی ندارند.
با این حال آمریکاییها که از دیرباز به آی کیو پایین در این زمینهها متهم بوده، هم چنان اصرار دارند از این ورشکستگان به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند.