امام خمینی پیش از بیان اوصاف پیامبر اعظم اسلام، به دو نکته مهم درباره ابعاد شخصیتی حضرت محمد (ص) اشاره میکنند: یکی «حقیقت محمدیه» و دیگری «مقام محمدیه». از منظر ایشان، «حقیقت محمدیه همان است که در همه عوالم، از عقل گرفته تا هیولی تجلی نمود و عالم ظهور تجلی این حقیقت و هر ذره از مراتب وجود، تفصیل این صورت است، و حقیقت محمدیه (ص) همان «اسم اعظم» است و حقیقت خارجی آن عبارت از ظهور مشیتی است که هیچ گونه تعینی ندارد و حقیقت هر [موجود] صاحب حقیقتی و تعین هر تعینی از اوست: «خداوند همه چیز را به [واسطه] مشیت و مشیت را به خود مشیت آفرید.» و این پیکره وجودی به نام محمدبن عبدالله (ص)- که از عالم علم الهی برای نجات زندانیان در بند عالم طبیعت به عالم ملک نازل شده، چکیده و مجمل آن حقیقت است، و تمام مراتب [وجود] به گونه پیچیده و پنهان مانده به گونه انطوای عقل تفصیل در عقل بسیط اجمالی، در او پیچیده و پنهان است.»
به اعتقاد امام (ره) «مقام محمدیه نیز عبارت است از مقام برزخیت کبری و مقام جمع کننده وحدت و کثرت، و جامع حق و خلق، «و اوست اول و آخر و ظاهر و باطن» و «نام محمدی» ایشان، ملکی است و از این رو حروف اتصال در آن پیشتر به کار رفته، و نام «احمدی» حضرت، ملکوتی است؛ و لذا در احاطه حروف انفصال قرار گرفته است. و در این که حروف اتصال [د] در پایان نام «محمدی» (ص) ایشان به کار رفته، سر، بلکه اسراری نهفته است.»
حضرت امام (ره) پس از ذکر این دو نکته، پیامبر بزرگوار اسلام را با اسامی و القابی مانند: اصل نورها، ریشه بنیادین حقیقت خلافت، جان جانان منصب ولایت، کاشف تمامی رموز احدیت، مستغرق در غیب هویت، محرم سر اسرار، مظهر جمیع حقایق الهی، مفتاح وجود و رابط میان شاهد و مشهود، سید رسل، مرشد کل، صاحب احدیث، جمع حقایق غیب و شهادت و ... نام برده ضمن ذکر برخی اوصاف آن حضرت به تبیین شخصیت حضرت محمد (ص) میپردازند که در ادامه بدون هرگونه توضیح اضافی به برخی از این اوصاف از دیدگاه امام خمینی میپردازیم.
خلق اول:
«... ذات مقدس حق- جل و علا- به حسب تجلی به اسم اعظم و مقام احدیث جمع، به مقام ظهور به فیض مقدس اطلاقی و وسطیت آن، در مرآت عقل اول به جمع شؤون و مقام جامعیت تجلی فرمود و از این سبب، اول مخلوق را به «نور مقدس نبی ختمی» که مرکز ظهور اسم اعظم و مرآت تجلی مقام جمع و جمع الجمع است تعبیر نمودهاند. چنانچه در حدیث است از رسول خدا (ص) که «اول مخلوق، نور من است» و در بعض روایات: «اول مخلوق، روح من است.»
واسطه بهرهمندی موجودات از مقام غیب:
«تمام دایره وجود، از عوالم عیب و شهود تکویناً و تشریعاً، وجوداً و هدایتاً ریزهخوار خوان نعمت آن سرور هستند و آن بزرگوار واسطه فیض حق و رابطه بین حق و خلق است و اگر مقام روحانیت و ولایت مطلقه او نبود امری از موجودات لایق استفاده از مقام غیب امری نبود و فیض حق عبور به موجودی از موجودات نمیکرد و نور هدایت در هیچ یک از عوالم ظاهر و باطن نمیتابید. و آن سرور نوری است که در آینه نور وارد است که: «ا... نور السموات و الارض.»
واسطه ایجاد زمین و آسمان: «هیکل مقدس و صورت جسمانی رسول اکرم، خاتم و نبی مکرم معظم (ص)، یکی از موجودات کوچک این عالم بود و روح مقدسش محیط به ملک و ملکوت و واسطه ایجاد سماوات و ارضین بود.»
محیط بر اشیای عالم: «بدان که بهره ملائکه از توحیدات ثلاثه و از تنزیه، به میزان بهره انسان کامل از جمیع این مقامات نیست، بلکه هر یک از ملائکه دارای مقام معلومی است که از آن پیشتر نمیرود، پس، تعلیم در این نشئه به حسب استعداد ملائکه است که پیامبر گرامی (ص)- بدان احاطه دارد، هم او که به تمام اشیا و نیز ترتیب تکمیل هر یک از عوالم و نشأت بر طبق قضای الهی عالم است.
صاحب علم کامل لدنی: «علم کامل لدنی رسول اکرم(ص)- است که – از صراح وحی الهی و علم ربانی بوده، و از قیاسات و اختراعات که ساخته به دست تصرف شیطان است عاری و بری است. و همان طور که درباره رسول اکرم(ص) وارد است که: «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی.»
جلوه تام الهی: «میخواهم عرض کنم به آقایان که معرف رسول اکرم، قرآن است، همان طور که خود رسول اکرم و حضرت صادق (ع) ولی الله اعظم جلوه تام حق تعالی هستند، قرآن هم همان طور است قرآن هم جلوه تام خدای تعالی است، یعنی با همه اسماء و صفات تجلی کرده است و ولی الله اعظم و رسول اکرم را با آن اشراقهایی که ما ازش اطلاع نداریم و با همه اسما و صفات محقق کرده است. ... لکن معرف ایشان خود کتاب الهی است، یعنی هر کس هر چند در این کتاب مقدس دقت کند و توجه داشته باشد، بیشتر مطلع میشود که آورنده او کیست و چه جور آدمی است.»
جامع الکلم و هادی الامه: «جامع الکلم» و «هادی الامه»، پیغمبر ماست. آن حضرت از «کلمات تامه» است و وجه جامع الکلم بودن ایشان آن است که بعضی از موجودات ناقصند و نمیتوانند به طور کامل حفظ کمالات و آداب عالم را بنمایند. ... انسان کامل کسی است که فیوضات عالم بالا را به نحوی که افاضه میشود ضبط و حفظ کند و چنان که شایسته است به عالم پایین فیض برساند. یعنی هم به فیض بدهد و هم فیض بگیرد، نه از آن دستش کوتاه باشد و نه از این غافل شود و دور افتد. به همین سبب است که حضرت رسول اکرم(ص) جامع الکلم و کاملترین موجود بین موجودات است.»
صاحب برزخیت کبرا و خلافت عظما: «آن قلب تقی نفی احمدی احدی جمعی محمدی است که حق تعالی به جمیع شؤون ذاتیه و صفاتیه و اسمائیه و افعالیه، بر آن تجلی نموده، و دارای ختم نبوت و ولایت مطلقه است. و اکرم بریه و اعظم خلیفه و خلاصه کون و جوهره وجود و عصاره دار تحقق و لبنه اخیره و صاحب برزخیت کبرا و خلافت عظما است.»
دارای مقام عبودیت مطلقه: « ... و باید دانست که عبودیت مطلقه از اعلا مراتب کمال و ارفع مقامات انسانیت است که جز اکمل خلق الله محمد (ص) بالاصاله و دیگر اولیای کمل بالتبعیه، کسی دیگر را از آن نصیبی نیست و دیگران را پای عبودیت لنگ است و عبادت و عبودیت آنها معلل است. ...»
عبد فانی در حق و معبر خلق به بارگاه قدس: «... و چون رسول ختمی، عبد حقیقی فانی در حق است اطاعت او اطاعت حق است. ... و عبد سالک... بداند که کسی را بیدستیاری ولی نعم و رسول اکرم (ص) به بارگاه قدس و جایگاه انس بار ندهند.»
ظل ا... « رسول ا... (ص) ظل ا... است، غیر رسول ا... (ص) آنهایی که نزدیک به رسول ا...اند نزدیک به ظل ا...اند. اصل رسول ا... است، او ظل ا... است.»
مظهر رحمت واسطه و کرامت مطلقۀ الهیه:«آن رسول ختمی و ولی مطلق گرامی که از محضر قدس ربوبی و محفل قرب و انس الهی به این سرمنزل غربت و وحشت قدم رنجه فرموده و گرفتار معاشرت و مراودت با ابوجهلها و بدتر از آنها گردیده رحمت واسعه و کرامت مطلقه الهیه است که آمدن در این کلبهاش برای رحمت موجودات سکنه عالم اسفل ادنی است و بیرون بردن آنها است از این دار وحشت و غربت.
رحمت برای جهانیان: «پیغمبر اسلام (ص) همان طوری که برای مؤمنین رحمت و دلسوز بود، برای کفار هم ... دلسوز بود ... ایشان «رحمة للعالمین» بودهاند. ما مسلمین در این عالم زیر سایه رحمت الهیه، یعنی نور پاک محمد مصطفی (ص) هستیم، و امیدواریم در آخرت هم زیر نور شفاعت محمدیه قرار بگیریم.»
بزرگترین روح بشری و متواضعترین بنده پروردگار: رسول خدا (ص) که عملش از وحی الهی مأخوذ بود و روحش به قدری بزرگ بود که یک تنه غلبه بر روحیات میلیونها میلیون بشر کرد، تمام عادات جاهلیت و ادیان باطله را زیر پا گذاشت و نسخ جمیع کتب کرد و ختم دایره نبوت به وجود شریفش شد، سلطان دنیا و آخرت و متصرف در تمام عوالم بود، باذن الله- تواضعش با بندگان خدا از همه کس بیشتر بود، کراهت داشت که اصحاب برای احترام او به پا خیزند. وقتی وارد مجلس میشد پائین مینشست. روی زمین طعام میل میفرمود و روی زمین مینشست و میفرمود:
«من بندهای هستم، میخوردم مثل خوردن بنده و مینشینم مثل نشستن بنده»
جسم بشری روح الهی: «صورت ظاهر نبی اکرم (ص) با سایر مردم فرقی نداشت، و لهذا بعضی از اعراب غریب که به حضور مبارکش میرسیدند و آن حضرت با جمعی نشسته بودهاند، میپرسیدند: کدام یک پیغمبر هستند؟ آنچه پیغمبر (ص) را از غیر ممتاز میکند، روح بزرگ قوی لطیف آن سرور است نه جسم مبارک و بدن شریفش.»
اشرف موجودات و اکمل انسانها: «برکت وجود رسول اکرم برکتی است که در سرتاسر عالم، از اول خلق تا آخر، یک همچو موجود با برکت نیامده است و نخواهد آمد. اشرف موجودات و اکمل انسانها و بزرگتر مربی بشر این وجود مبارک است.»
بزرگترین وجود و بزرگترین حادثه در عالم: «زمانها خودشان هیچ مزیتی ندارند بعضی بر بعضی زمان یک موجود سازی متحرک است، متعین و هیچ فرق ما بین قطعهای با قطعهای دیگر نیست، شرافت زمانها یا نحوست زمانها به واسطه قضایایی است که در آنها واقع میشود. اگر چنانچه شرافت زمان به واسطه حادثهای است که در آن زمان واقع میشود، باید عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم در سرتاسر دهر، من الازل الی الابد روزی شریفتر از آن نیست برای این که حادثهای بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده ... زیرا که بزرگتر از رسول اکرم در عالم وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالی و حادثهای بزرگتر از بعثت او هم نیست.»
منابع در دفتر نشریه موجود است.