محمدصادق جنانصفت: نفت یک ماده طبیعی است که فرآوردهای پرشماری از آن به دست میآید که هر کدام برای رفع یکی از نیازهای صنعتی، کشاورزی و حمل و نقل به کار میآیند. علاوه بر این نفت تامین کننده انرژی مورد نیاز میلیونها نوع ماشین در صدها کشور و هزاران بنگاه صنعتی است. این ماده پرارزش اقتصادی به لحاظ توزیع جغرافیایی مصرف و تولید اما در وضعیت ویژهای قرار دارد. بخش عمدهای از ذخایر نفت جهان در چند کشور عمدتا غیر صنعتی نهفته است و از طرف دیگر مصرف کنندگان اصلی نفت در جهان فاقد ذخایر و میدانهای نفتیاند. چنین وضعیتی موجب شده است اقتصاد نفت در جهان شکل و ماهیت عجیبی داشته و مجادلات و منازعات پرشماری برای تعیین قیمت آن و همچنین انتقال این عنصر پرارزش صورت گیرد. ایران یکی از چند کشور مهم جهان از نظر داشتن ذخایر نفت به شمار میآید. ایران نزدیک به 100 سال است نفت استخراج میکند و از فروش آن درآمد کسب میکند. از 100 سال پیش تا امروز هر سال بر میزان استفاده از درآمد نفت اضافه شده است. در شرایط حاضر اقتصاد ایران بدون درآمدهای نفت دست کم در کوتاه مدت کاملا فلج میشود و توان حرکت از دست میدهد. درآمد نفت اما به جز اینکه اقتصاد ایران را به حرکت در میآورد و مانع از خواب نزدیک به مرگ آن میشود به ابزاری در اختیار نهاد دولت تبدیل شده که با استفاده از آن جامعه را مطیع خویش کرده است. این وضعیت اخیر موجب شده است گروهی از روشنفکران از دهه 1320 به این سو نفت را بلای سیاه بنامند و هنوز نیز چنین دیدگاهی دیده میشود. در این وضعیت و با توجه به همه دیدگاهها و شرایط، اما ایران در همه ربع قرن گذشته توانایی نسبی کمتری برای استفاده کامل از ذخایر شناخته شده خود را تجربه کرده است. به این معنی که ظرفیت تولید نفت ایران نسبت به حجم ذخایر شناخته شده نسبت پایینی است و این یک اتفاق نامساعد اقتصادی است. تجربه ربع قرن گذشته نشان میدهد کشورهای رقیب ایران در بازارهای جهانی نفت از وضعیت ایران استفاده کرده و جای ایران را در صادرات نفت گرفتهاند. تجربه این سالها نشان داده است به میزانی که سهم ایران از تولید و صادرات نفت اوپک کاسته شده است، قدرت چانهزنیاش نیز در معادلات بازار نفت کاهش یافته و در پله پایینتری از قدرت ایستاده است. تداوم این وضعیت در سالهای آینده میتواند قدرت سیاسی و اقتصادی ایران را در برابر رقبای نفتی و سایر کشورها باز هم تنزل داده و روزگار را سخت کند. چرا ایران در استفاده از نفت ذخیره شده خود ناتوان است؟ دلایل آن برای کارشناسان و ناظران اقتصادی و سیاسی کاملا روشن است. نفت ایران به لحاظ اقتصادی برای سرمایهگذاران بینالمللی و غولهای نفتی جذابیت کمتری نسبت به سایر کشورهای دارای نفت دارد. ارائه و تحمیل فقط یک نوع قرارداد برای مشارکت دادن سرمایههای بینالمللی در صنعت نفت که به دلیل احتیاط بیش از حد و سختگیری فوقالعاده، قابلیت انعطاف نیز ندارد، یک سد بزرگ به شمار میآید. بنابراین برای رونق سرمایهگذاری و تامین هزینهها از منابع مالی بینالمللی باید در این باره انعطاف نشان دهیم. این وضعیت موجب شده است ایران نتواند شرکتهای معتبر و کارآمد نفتی جهان را به ایران بکشاند. سیاست خارجی ایران نیز گونهای شکل و ماهیت پیدا کرده است که به یک مانع در مسیر ورود سرمایههای خارجی به صنعت نفت شده است. وقتی مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران به صراحت از احتمال بالای ناکامی در رسیدن به ظرفیت پیش بینی شده در برنامه چهارم سخن میگوید، دیگر جای تردید نیست که باید فکری کرد و راه تازهای انتخاب کرد. یک راه این است که خود را بینیاز از سرمایه و تکنولوژی بینالمللی فرض کرده و پا به میدانی بگذاریم که در آن فقط و فقط منابع داخلی، تکنولوژی داخلی و نیروی انسانی ساکن در ایران وجود دارند. این نیز یک راه است و اگر اراده سیاسی باشد چرا این راه را نرویم و پیامدهایش را نیز نپذیریم یک راه دیگر این است که قانونها، مقررات و دیدگاههای حاکم بر قراردادهای نفتی را متحول کرده و سختگیری را کنار بگذاریم و در برابر جهان انعطاف بیشتری نشان دهیم. هر کدام از راهها را که انتخاب میکنیم باید شتاب کنیم.