* آخرین خبرها از جبهه دموکراسی و حقوق بشر حاکی از نهایی شدن منشور این جبهه و آغاز فعالیتهای آن تا چند ماه دیگر است. به نظر شما که عضو هیات موسس این جبهه هستید و تاسیس آن را دنبال میکنید آیا این جبهه میتواند در کنار سایر تشکلهای اصلاح طلب گامی در جهت تحقق اصلاحات در ایران بردارد؟
** به نظر من در ارتباط با احزاب و تشکلها ما از یک مسئله غفلت کردهایم و آن این است که گمان میکنیم احزاب و تشکلهای سیاسی تنها باید در انتخابات و یا نقد قدرت ایفای نقش کنند در حالی که شاید این مسئله خوب و لازم باشد اما کافی نیست. واقعیت این است که جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر اصلا خوب نیست که وارد این گونه رقابتها شود، بلکه جبهه، یک پوشش کلی برای احزاب، نهادهای مدنی و شخصیتهای حقیقی و حقوقی است که در چارچوب اساسنامه آن بتوانند همکاری کنند. محور فعالیتهای این جبهه نیز دفاع از حقوق بشر و شهروندان در داخل و خارج و تلاش در جهت تحقق دموکراسی در ساختارها، بینشها و نگرشهای مردم و مسوولان است. ما میکوشیم دموکراسی در رفتار جمعی جامعه، شکل بگیرد. بنابراین جبهه دموکراسی در وهله نخست نباید نقش خود را تنها در بعد سیاسی و یا رقابتهای انتخاباتی تعریف و خلاصه کند چرا که این را احزاب انجام میدهند. به نظر من احزاب هم باید علاوه بر نقش سیاسی، نقش فرهنگی، اجتماعی و آموزشی داشته باشند. اما آنچه میتوانم بگویم این است که ما در جبهه دموکراسی و حقوق بشر قطعا علاوه بر فعالیت در حوزه سیاست در سایر حوزههای اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و حتی مطالعاتی نیز فعالیت خواهیم کرد. هدف ما این است که در همه این حوزهها تاثیرگذار باشیم. اگر این جبهه نقش خود را تنها در فعالیتهای سیاسی خلاصه کند به چیزی شبیه سایر احزاب تبدیل خواهد شد و در آن صورت نمیتواند منشا آثار بلندمدتی باشد. از سوی دیگر فکر میکنم اکثر فعالیتهای این جبهه در حوزههای اجتماعی و فرهنگی خواهد بود تا حوزههای سیاسی. جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر میخواهد با بالا بردن توان تحلیل سیاسی جامعه زمینه برای استقرار کامل دموکراسی مهیا کند.
* براساس شناختی که از فضای سیاسی کشور و احزاب و نهادهای مدنی ایران دارید، فکر میکنید چند درصد از این تشکلها با جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر همراه خواهند شد؟
** در کوتاه مدت پیش بینی ما این است که قسمت عمدهای از اصلاح طلبان از این حرکت استقبال خواهند کرد و از سوی دیگر سایر تشکلهایی که عضو جبهه اصلاحات هم محسوب نمیشوند ولی معتقد به دموکراسی و حقوق بشر هستند با ما همکاری خواهند کرد. در میان مدت و بلند مدت هم به نظرم سایر گروههای اصلاح طلب به چنین جبههای ملحق خواهند شد.
* آقای معین! برخی از گروههای اصلاح طلب بلافاصله پس از طرح تشکیل چنین جبههای با تاسیس آن مخالفت کردند. نظر شما درباره این مخالفتها چیست؟ چگونه میتوانید آنها را با خود همراه کنید؟
** ایستادگی آنها چندان مهم نیست. شعار اصلی ما «اصلاحات گامی به پیش» بود. گام بعدی اصلاحات هم اکنون همین تحقق دموکراسی و دفاع از حقوق بشر در ایران است. به نظرم درحال حاضر مهمترین حرکت، آگاهی بخشی به جامعه است که این کار نه فقط توسط حکومت بلکه باید توسط نخبگان جامعه که همان روشنفکران هستند، صورت بگیرد.
* اما بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب که از گروههای حامی شما در انتخابات ریاست جمهوری بودند اعلام کردهاند که این تشکل عضو جبهه نخواهد شد. آیا طرح تشکیل این جبهه در ستاد انتخاباتی شما مطرح شده بود؟
** خیر! این پیشنهاد در شورای عالی ستاد که آقای نبوی هم عضو آنجا بود مطرح نشد. اما هر کاندیدا میتواند دیدگاه خودش را در انتخابات اعلام کند و از دیدگاه مشورتی هم دیگران میتوانند او را یاری دهند. در زمان انتخابات فرصت طرح این جبهه در جمع مهیا نشد ولی اکنون مشغول پیگیری آن هستم.
* به هر حال به نظر شما این جبهه پس از تشکیل، چه کارکردهایی در فضای سیاسی جامعه خواهد داشت؟
** این جبهه با رویکرد جهانی نگاه به آینده دارد و میکوشد با توجه به مقتضیات ملی با مسائل برخورد کند. ولی همانطور که پیشتر گفتم بسط فرهنگ سیاسی و تقویت فرهنگ دموکراسی در دستور کار فعالیتهای ما قرار دارد.
* آیا جبهه دموکراسی میتواند به عنوان یک نهاد بینالمللی فعالیت کرده و به نوعی نماینده صلحطلبی ایران در جامعه جهانی محسوب شود؟
** این کار امکانپذیر است. دقت کنید جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر وقتی میتواند در سطح بینالمللی موثر باشد که ابتدا در سطح کشور فعالیت داشته و تاثیرگذار بوده باشد و بالعکس، یعنی زمانی این جبهه میتواند در سطح کشور موفق شده و منشا آثار مثبتی باشد که ارتباطات بینالمللی گستردهای داشته باشد. جبهه دموکراسی و حقوق بشر میتواند با استفاده از اعضای خود به دفاع از حقوق بشر در منطقه بپردازد، مثلا این جبهه میتواند در افغانستان، عراق و فلسطین فعال شود اما در وهله اول مهمترین فعالیت این جبهه به رسمیت شناختن حق دفاع مردم ایران از سرنوشت خویش و نظارت بر کار حاکمان است که باید در سطح ملی و جهانی دنبال شود.