بهمن ویسی
شورای امنیت سازمان ملل متحد به دنبال یک ماه تعلل ناشی از مانع تراشی ایالات متحده آمریکا، عاقبت قطع نامه 1701، با هدف پایان خشونتها در جنوب لبنان به تصویب رساند و اکنون جامعه جهانی امیدوار است که اسرائیل با گردن نهادن مفاد این قطع نامه آتش بس را اجرا و نیروهایش را از خاک لبنان خارج کند. بررسی قطع نامه نشان میدهد که برآیند محتوای آن منطبق بر پیش بینی ناظران به سود اسرائیل بوده و کاملا نامتوازن است. طبق این قطع نامه پانزده هزار نیروی حافظ صلح به همراه ارتش لبنان در جنوب این کشور مستقر و نظامیان اسرائیل به مرزهای شناخته شده بینالمللی عقب نشینی خواهند کرد.
همچنین دو سرباز اسرائیلی اسیر حزبالله آزاد و به تدریج زمینه برای آزادی اسرای طرفین مهیا میشود. نکته قابل تامل در این فرآیند لحن جانبدارانه قطعنامه شورای امنیت است آن جا که قطعنامه درخواستهایی از حزبالله و دولت لبنان مطرح میکند عبارات با روشنی و شفافیت حامل مقصود است اما تقاضاها از اسرائیل مشروط و مبهم بوده و نوعی چراغ سبز به اسرائیل برای تداوم حملات نظامی و زمینهسازی کسب امتیازات بیشتر توسط تلآویو محسوب میشود. ضمن آن که شورای امنیت در برابر خسارت جانی و مالی کمرشکن ناشی از یک ماه حمله بیوقفه اسرائیل و نابودی زیرساختهای اقتصادی لبنان و ضرورت پرداخت غرامت از سوی تلآویو سکوت اختیار کرده است. شاید در بدو امر عدم اشاره به موضوع خلع سلاح حزبالله یک پیروزی برای مردم لبنان تلقی میشود اما صرفا با توجه به لحاظ این درخواست در قطع نامه 1559 شورای امنیت، این شورا از تکرار بند پرهیز کرده است.
در مورد مزارع شعبا که لبنان و سوریه بر سر مالکیت آن اختلاف دارند قطع نامه با سکوت خود برگ برندهای برای تداوم اشغال این منطقه در اختیار اسرائیل قرار داده است. ضمن این که با حضور ارتش لبنان و نیروهای حافظ صلح سازمان ملل کنترل جنوب این کشور عملا از دست نیروهای مقاومت حزبالله لبنان خارج خواهد شد. هر چند قطع نامه از این منظر که میتواند موج کشتار غیرنظامیان را مهار کند فرآیندی امیدبخش ارزیابی میشود اما پوئنهای مثبت تقدیمی به اسرائیل اقتدار شورای امنیت را به چالش میکشد. از سویی قطع نامه تحت فصل ششم شورای امنیت سازمان ملل تنظیم و از چند جنبه فاقد ضمانت اجرایی و اهرمهای تنبیهی در صورت استنکاف تل آویو از عقب نشینی از جنوب لبنان و رعایت آتش بس بوده و این مساله دست اسرائیل را برای تداوم خشونت ها باز میگذارد.
بیروت در تلاش برای خاتمه بحران و جلوگیری از تحمیل خسارات بیش تر قطع نامه را پذیرفته است ولی ارتش اسرائیل به رغم پذیرش قطعنامه 1701 از سوی کابینه این رژیم با تشدید حملات هوایی و اعزام نیروهای پیاده به عمق خاک لبنان قصد دارد در ساعات پایانی جنگ موقعیت نظامی حزب¬الله را تضعیف و خود را در مقابل حملات آتی مقاومت بیمه کند. به هر حال سوای محاسبات ریاضی و یا معرفی برنده این جنگ خونین آن چه باید مورد توجه قرار گیرد دلایل تعلل شورای امنیت در چارچوب اتخاذ موضعی بازدارنده و نهایتا صدور قطعنامه ای نامتوازن و پر ایراد است. چرا که این فرآیند به اعتبار شورای امنیت سازمان ملل متحد لطمه زده و از سطح جامعه جهانی نسبت به آن خواهد کاست.