* سابقه و حیات انجمنها و تشکلهای سیاسی اجتماعی به تعریف دقیقی که امروز وجود دارد به کدام دوره از تاریخ ایران باز میگردد؟
**روند شکلگیری انجمنها و تشکلها که از دوره ناصرالدین شاه آغاز شد و در دوران بعد مشخصا از زمان وقوع و شکلگیری مشروطه به صورت جدی فعالیت خود را ادامه دادند. همزمان با این حرکت تعدادی انجمن در تهران و شهرهای دیگر ایران مشغول به فعالیت در زمینههای مختلف بودند.
* از نظر سیاسی، اجتماعی این انجمنها در چه شاخههایی فعالیت میکردند؟
**به طور کلی انجمنهای این دوران را میتوان از لحاظ چارچوب نظری به چند دسته تقسیم کرد، انجمنهایی که مبانی نظری آنها به لیبرالیستی بود. نباید این سوء تفاهم ایجاد شود که این انجمنها به لیبرالیسم معتقد بودند ولی اگر تداوم این جریان را در نظر بگیریم به آن چارچوبه نظری میرسند. اکثر انجمنهایی که در تهران، تبریز، رشت و انزلی وجود داشت انجمنهایی بودند که به سوسیال دموکراسی اعتقاد داشتند. ما از 1905 گروه سوسیال دموکرات ارمنیان تبریز را داریم که جریانی است که کاملا بر اساس اصول مارکسیسم و انترناسیونال دوم شکل گرفته، اعضا به مطالعه میپرداختند و بر این نظریات مسلط بودند و با آن چارچوبه نظری به تجزیه و تحلیل کردن جامعه ایران میپرداختند. در همان تبریز ما گروههای دیگر وجود داشتند یکی از آنها تشکلی است که علی موسیو بانی آن بود و دیگری تشکلی فرهنگی که تقیزاده و تربیت آن را بنیان گذاشتند. این تشکلها در پیوند با سوسیال دموکراسی قفقاز بودند البته سوسیال دموکراسی قفقاز هم ویژگیهای خاص خودش را داشته، ارتباط اصلی آنان با سازمان یا گروه همت که یک تشکل سوسیال دموکرات مسلمانان در قفقاز بود مبتنی بود. بعدها شعبه اجتماعیون و عامیون در تبریز بر پایه پیوند علی موسیو و تقیزاده شکل گرفت که رهبری آن با علی موسیو و نمایندهشان در مجلس شورای ملی تقیزاده بود.
* در شهرهای دیگر هم این انجمنها شکل گرفته بود؟
** در رشت هم، همزمان، یک تشکل سوسیال دموکراتیک بود که چهره شاخص آن با حسین کسمایی بود. اینها همان کسانی هستند که سازماندهی تحصن در کنسولگری انگلستان را برای برقراری مشروطیت در کشور به کار گرفتند. در تهران هم یک تشکل سوسیال دموکرات متشکل از میرزا جهانگیر خان شیرازی، مساوات، حیدرخان عمواوغلی و میرزا سلیمان خان میکده بود که بعدها شعبه تهران اجتماعیون و عامیون را تاسیس کردند. در تهران انجمنهایی با گرایش لیبرالیستی سمت و سو داشتند. مثلا انجمن صنیعالدوله. این حال. در شهرهای دیگر تشکلی که دارای چارچوبه فکری و مبانی نظری باشد وجود نداشت.
* با استناد به وضعیت موجود آیا میتوان در آن زمان اندیشه غالب را اندیشه سوسیال دموکراسی بدانیم؟
**سوء تفاهم نشود، تعداد این افراد در مقطع پیش از مشروطه فوقالعاده اندک بود. مثلا در خود تبریز دو تشکل علی موسیو و تقیزاده حدودا 10 تا 15 نفر عضو بودند. هویت این انجمنها در این زمان دور هم جمع شدن، بحث کردن و یافتن راه حل برای مشکلات ایران بود. در مقاطع زمانی خاص پخش شبنامهها نیز جزو فعالیت علمی آنها بوده که از روی همین پخش شب نامهها میتوان به تعداد اندک آنها پی برد. اندیشه سوسیال دموکراسی آنهم با صبغه سازمان همت را به نوعی میتوان در بین روشنفکران آن زمان- که خود اصطلاح روشنفکری هم محل بحث دارد- غالب دانست. اما در بین مردم نمیتوان چیز خاصی از حمایت یا آگاهی از حضور آنها را بیابیم، با توجه به این اصل که انقلاب مشروطه خود نیز کمیت ناچیزی دارد که البته در تهران و تبریز فرق میکند. به عقیده من انقلاب مشروطه ایران حاصل بیداری ایرانیان نبود بلکه حاصل شرایط مشخص اجتماعی بوده است.
*مبنا و علل اقتصادی برای شکلگیری این جنبش وجود داشت؟
** تلاشهای زیادی برای بهبود اوضاع اقتصادی از عهد محمدشاه تا دوره مظفری صورت گرفت که غالبا به شکست منجر شد. تجار به شدت ناراضی بودند. برای مثال پیشهوری ایران در حال نابودی است، کارگاههای ریسندگی و بافندگی ما که در دوره فتحعلی شاه به یک اوج میرسد در جایی مثل کاشان که حدود 3000 کارگاه داشته، در عهد مظفری به حدود 250 کارگاه میرسد. اصولا بحران را میتوان در همه بخشهای اقتصادی بوضوح دید.
* انجمنها و تشکلها پس از پیروزی جنبش به چه سمت و سویی رفتند و چه تشکلهایی در این دوره شکل گرفتند؟
**بعد از این که در 14 مرداد 1285 مظفرالدین شاه ناگزیر به پذیرش مشروطه و در نتیجه تشکیل مجلس ملی شد، به تدریج تشکلهایی بوجود آمدند که بصورت علنی فعالیت میکردند. این انجمنها را با چند ویژگی میتوان دستهبندی کرد. تعدادی انجمن صنفی مانند انجمن رفاهیه کفاشخانه، انجمن حمامیها یا انجمن تجار و ... بخش از انجمنها انجمنهای فرهنگی هستند که برای آموزشهای متنوع مثل مباحث اجتماعی و دروس مدرسه فعالیت میکردند. تعدادی انجمن هستند که در حیطه مسایل سیاسی عمل میکردند و از اصناف مختلف هم در این انجمنها عضو بودند. شاخصترین اینها انجمن آذربایجان، انجمن مظفری، انجمن برادران دروازه قزوین و ... بودند. تعدادی از انجمنها توسط ساکنین محلات ایجاد شده که این انجمنها به مسایل محلات میپردازند. دسته دیگر انجمنها، انجمنهای دینی مذهبی بودند که برای امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شدند. از دیگر انجمنهای مذهبی انجمن طلاب بود که از انجمنهای بسیار تندرو مشروطه بود و اتفاقا مشروطهخواه و ضدمشروعه خواهان بود. از دیگر انجمنها میتوان از انجمنهای ایالتی و ولایتی یاد کرد که از طرف قدرت یعنی دولت و مجلس شورای ملی به رسمیت شناخته شده بودند و با عنوان بخشی از نظام مشروطه رسما به حساب آمدند.
این انجمنها شکلی از یک نظام خودگردان محلی را از طریق انجمنها پیش میبردند و به دو دسته انجمنهای ایالتی و انجمنهای ولایتی تقسیم میشدند و با همکاری با حاکم شهر به اداره شهرها میپرداختند. انجمنهای اقلیتهای مذهبی، انجمن بنیاسرائیل متعلق به یهودیان، انجمن زرتشتیان و انجمن بابیان هم در همین دوره تاسیس شدند. دسته دیگر انجمنها انجمنهای شهرستانیهای مقیم مرکز است، اصفهانیهای مقیم مرکز، تبریزیهای مقیم مرکز و ... تشکل زنان از دیگر تشکلهایی است که در این دوره به فعالیت میپردازد، اتحادیه غیبی نسوان دارای اساسنامه و کارت عضویت که البته آن روزها بلیط نامیده میشده بودند.
* وجه غالب گرایشهای این انجمنها چه بود؟
**در میان انجمنها گرایشات زیادی وجود داشت. اعم از این که صنفی بودند یا سیاسی بعضی از آنها با حمایت دربار و بعضیها با حمایت اجتماعیون و عامیون مواجه میشدند. نکته دیگر که لازم است به آن توجه کرد صنفی بودن بعضی انجمنها و عدم بهرهمندی آنان از ایدئولوژی است.
* فعالیت این انجمنها در دوران مشروطه و بعد از آن چگونه بود؟
**این انجمنها دارای پراکندگی بسیار زیادی بودند. هر اختلافی که با دربار محمدعلی شاه پیش میآمد انجمنها وارد عمل میشدند و نیروهای خود را بسیج میکردند. در بهارستان یا مسجد سپهسالار تحصن و یا اجتماع می کردند، غرفه میزدند و فشار روی دربار میآوردند برای عقبنشینی و نیز فشار روی مجلس اول که بعضا دچار تزلزل میشد. مثلا فشار روی مجلس در مورد پیگیری قتل فریدون زرتشتی از حرکتهای انجمنها برای هدایت مجلس به سمت وظایفش بود. در جریان واقعه توپخانه انجمنها به سنگربندی و حمایت از مشروطه میپرداختند.
بعد از انقلاب مشروطه، به جهت باز شدن فضای جامعه گرایشهای فکری و سیاسی انجمنها توانستند حرف و نظر خود را مطرح کنند. منافع بسیاری از این تشکلها که مشخصا با اصناف و کسبه و کارمندان (مثلا اتحادیه تلگرافخانه) بود که از طریق این تشکلها پیگیری میشد. در انجمنهای صنفی عضویت فقط بر اساس صنف کاری بود و مسایل هر صنف توسط نماینده آنان در مجلس ملی که هر چند صنف یک نماینده در آن داشت پیگیری میشد.
*موانعی که گسترش این انجمنها بود در چه بود؟
** فقدان سازماندهی مناسب و عضویت آزاد اعضا در هر تعداد انجمنی که میخواستند. ناهماهنگی و به هم ریختگی را بوجود آورده بود که باعث میشد عدهای با عضویت در تعداد زیاد انجمنها در رسیدگی به مشکلاتشان از طریق بسیج انجمن خود و نیز استفاده از امکانات آن به حل مشکلتشان بپردازند. از منتقدین این روند مطبوعات آن دوره بودند که علیه وضعیت نابهنجار انجمنها بسیار به اعتراض میپرداختند.
انجمنها به همین صورت در شهرهای دیگر وجود دارند، در رشت13 تا 14 انجمن و در تبریز حدود 15 تا 16 انجمن داریم. در همه جا تعداد انجمنها بسیار زیاد است و عملکردها نابسامان. زیرا جامعهای که در عرصه سیاسی در خفقان محض رشد کرده با بروز اندک آزادی برای رسیدن به آنچه میخواهد برسد نیاز به تجربه دارد و این تجربه در دوره مجلس اول صورتبندی میشود. وقتی افراد دارای مسوولیت نیستند و پیوند با عرصههای سیاسی و اجتماعی ندارند تا نقش ایفا کنند نوعی خودخواهی، خودمحوری، تک عمل گراییها و ... پدید میآید. چرا چیزی بالغ بر 150 انجمن در تهران بوجود بیاید؟ نمیتوان که فقط آن را اختلاف بینشی و مبانی نظری و خط مشی سیاسی متفاوت قلمداد کرد، ما همین تجربه را سال 57 دوباره تکرار میکنیم. تعداد بسیار بسیار زیادی گروه و حزب و سازمان در ایران داریم که در کل جهان بیسابقه است. چند دستگی و هر گروهی ساز خود میزدند. برای ساماندهی این انجمنها و خروج از وضعیت بحرانی آن، انجمنی مرکزی ایجاد کردند که به هماهنگی و تمرکز انجمنها میپرداخت تا جلو چنددستگی و اقدامات موازی گرفته شود، با این اقدام همه تحت پوشش یک نیرو و پشت سر مجلس شورای ملی که نماد قدرت مردم و مشارکت سیاسی بود فرار گرفتند.
انجمنها در این دوره بسیار فعال و در ارتباط با یکدیگر عمل میکردند، شهرها در ارتباط با هم کار میکردند و رابط مردم با مجلس و مشروطه انجمنهایی بودند که در تهران فعالیت میکردند. در جریان واقعه توپخانه و مسایل مربوط به شیخ فضل الله نوری، انجمن مجاهدین قزوین با حدود 100 نفر نیروی مسلح به تهران میآیند تا به دفاع از مجلس ملی بپردازند.
* از چه زمانی در ایران در گذر به سوی مشروطهخواهی دست بردند به اسلحه و به نوعی ترور مطرح شد؟
** دست بردن به اسلحه در دوره مجلس اول انجام گرفت. و پشت سر آن فرقه اجتماعیون و عامیون به سوسیال دموکراسی قفقاز متصل بودند و بخشی از سنتهای آنها مثل بانک زنی و ترور را در ایران پیاده میکردند. جالب آن است که این اعمال سیاسی حتی بین منشویکهای حزب سوسیال دموکراسی روس و سوسیال دموکراتهای اروپا دیده نمیشد. اولین ترور، ترور اتابک امین السلطان، توسط شعبه اجتماعیون و عامیون، بخش فداییان آن و عضو آن عباس آقا صراف تبریزی صورت گرفت. در مجلس دوم هم ما با این ترورها و تهدیدها روبرو هستیم.
* نقش ایرانیان مقیم خارج از ایران در این جنبش به چه صورت بود؟
**ایرانیان خارج از کشور که در مناطق مختلف زندگی میکردند در دفاع از مشروطه ایران دست به حمایت زده و به تشکیل انجمنهایی پرداختند. انجمنهایی که تا قبل از مشروطه ماهیت آنها رسیدگی به زندگی و امور صنفی ایرانیان بود در آستانه وقوع مشروطه از آن حمایت کردند و به تبلیغات مشروطه بین ایرانیان مقیم خارج از ایران پرداختند، انجمن ایرانیان باکو، عشقآباد، مصر، استانبول، عتبات و ... حامیان مشروطه در ایران هستند. این انجمنها با روشنفکران کشورهای محل خود در ارتباط بودند و برای مشروطه لایحه و طرح میفرستادند و ارایه راهکارهایی برای پیشرفت کشور داشتند، بعضا مقالاتی را ترجمه و به ایران میفرستادند که در روزهای آن دوره به چاپ رسیده است. یا تلگرافها و طومارهایی میفرستادند تا در مجلس شورای ملی و روزنامهها مطرح میشد. بار عمده این حرکت در قفقاز، باکو و تفلیس است و بر مبنای سوسیال دموکراتهای عامیون و با کمک سازمان همت شکل میگیرد.
*سرنوشت این انجمنها در دوره استبداد صغیر تا آستانه دوره پهلوی اول به کجا میانجامید؟
**انجمنهای صنفی و سیاسی با کودتا محمدعلی شاه و آغاز استبداد صغیر به تعطیلی کشیده شد. در بعضی شهرها مثل تبریز، رشت و اصفهان در دوره استبداد صغیر، بعضی انجمنها به فعالیت مخفی خود ادامه میدهند. عمدتا این انجمنها با سوسیال دموکراسی اجتماعیون و عامیون مرتبط بودند که مثلا پشیبان ساماندهی مشروطه خواهان تبریز یا رشت و انزلی، اجتماعیون و عامیون بودند. در جریان به توپ بستن مجلس تعدادی از انجمنها از نقاط مختلف برای دفاع از مجلس به تهران آمدند. مثلا انجمن مظفری و آذربایجان که مشکلات اساسی با حکومت داشتند. در این دروه یعنی در دوره استبداد صغیر بحث مبارزه با استبداد، دستیابی مجدد به مشروطه و بازگشایی مجلس مطرح بود، که عمدتا انجمنهای موجود مثل انجمن مجاهدین رشت و اصفهان جهت استقرار مجدد مشروطه و مبارزه با محمدعلی شاه وارد عمل میشدند. ساماندهی نیرو، هماهنگی، تهیه پول و امکانات و ... البته در این مقطع انجمنهای ایرانی خارج از کشور هم وارد عمل شدند و به مشروطهخواهان کمک کردند. به نحوی که از طرف قفقاز سلاح، نیرو و کمک به تبریز و رشت وارد میشود که به شکل نیروی مسلح چند ملیتی به مبارزه برای مشروطه دادند.
انجمنی مثل انجمن استانبول به شکل بازوی تبلیغاتی وارد عمل شد و انجمن سعادت استانبول خود را دنباله انجمن ایالتی تبریز معرفی کردند. شعبه زنان این انجمن که در همان استانبول مستقر است توسط نامه نگاری با دولی با نظام پادشاهی با ملکههای آنها مکاتبه کردند و از آنها میخواهند تا با فشار بر دولت محمدعلی شاه وی را وادار به پذیرش مشروطه و بازگشایی مجدد مجلس کردند. با پایان استبداد صغیر و تشکیل دوباره مجلس شورای ملی ما دیگر با پدیده انجمن روبرو نیستند. در این مقطع احزاب روی کار میآید که شکل پیشرفتهتر ساماندهی اجتماعی بود. احزابی چون حزب دموکرات عامیون، اعتدالیون، اتحاد و ترقی روی کار آمدند که دارای اساسنامه، مرامنامه و ارگان مطبوعات خاص خود داشتند. در این مقطع ما شاهد شکلگیری سریع اتحادیهها به جای انجمنهای صنفی بودیم که در فاصله 1298- 1300 اتحادیههای کارگری به فعالیت جدی میپرداختند حتی روزنامه داشتند. در مورد انجمنهای ایالتی و ولایتی ادامه فعالیت را تا سالها بعد از مشروطه در ایران دارا بودیم که نیز انجمنهای بلدیه که در تماس با انجمنهای ایالتی و ولایتی و حکومت برای رفاه حال محلات و مردم عمل میکردند و در داخل محل نیز انتخاباتی صورت میگرفت تا اعضای آن برای مسایل محله عمل کنند.