تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۱  ، 
کد خبر : ۸۹۴۰۲

اهمیت منطقه‌ای و بین‌المللی شانگهای


شانگهای با ایجاد همگرایی بین چهار قدرت در حال توسعهء آسیایی می‌تواند به یک سازمان منطقه‌ای تاثیرگذار در عرصهء بین‌الملل تبدیل شود.
ششمین نشست روسای کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای 25 خرداد در شانگهای چین برگزار خواهد شد و رییس جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان رییس دولت عضو ناظر با دعوت روءسای سایر اعضا در این نشست شرکت خواهد کرد. نظر به اهمیت این نشست به جایگاه سازمان همکاری شانگهای در معادلات منطقه و اهمیت آن برای ایران پرداخته می‌شود.
تحولات کنونی جهان معاصر، بر اهمیت همکاری کشورها با یکدیگر برای مقابله با تهدیدات مختلف که بسیاری از آن‌ها ماهیتی بین‌المللی یافته‌اند، افزوده است. درچنین شرایطی، سازمان‌های منطقه‌ای، نقش برجسته‌ای می‌یابند که سازمان همکاری شانگهای یکی از‌آن‌هاست.
سابقهء پایه‌گذاری سازمان همکاری شانگهای به اجلاس سال 1996 سران کشورهای روسیه، چین، تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان در شانگهای باز می‌گردد که معاهده‌ای را برای «تعمیق اعتماد نظامی در مرزهای منطقه» امضا کرده و نهادی موسوم به گروه پنج را تاسیس کردند.
در گروه پنج هدف چین از تشکیل چنین گروهی جلوگیری از کمک دولت‌های جدیدالتاسیس آسیای میانه به شورشیان استان سین کیانگ که بیشتر ایغورهای ترک تبار بودند. بسیاری از شورشیان این استان عظیم چین، پیوندی نزدیک با ایغورهای آسیای میانه دارند. برای کشورهای آسیای میانه نیز مساله قومیت فرصتی فراهم آورد تا از این مناسبات بهره‌برداری تجاری از همسایه قدرتمند شرقی کند. هدف روسیه از پیوستن به این سازمان، تثبیت مجدد اقتدار خود در منطقه‌ای بود که آن را به طور سنتی جزو حوزه نفوذ خود تلقی می‌کرد.
با قبول عضویت ازبکستان در سال 2001، این گروه نام خود را به سازمان همکاری شانگهای تغییر داد.
سازمان همکاری شانگهای به مرور زمان در طول 10 سال بر اساس نیاز منطقه‌ای دچار تحولات فراوان شد. اهداف امنیتی آغازین این سازمان به مرور زمان به عرصه‌های اقتصادی نیز گسترش یافت.
در سال 2004، کشور مغولستان به عنوان عضو ناظر سازمان پذیرفته شد و کشورهای پاکستان، هند و ایران نیز در سال 2005 به عنوان اعضای ناظر سازمان قبول شدند. درحال حاضر جمهوری بلاروس نیز خواستار آن است که به عنوان عضو ناظر پذیرفته شود.
آنچه که از گذشته این نهاد منطقه‌ای نمایان می‌شود این‌که سازمان همکاری شانگهای به عنوان یک سازمان منطقه‌ای قدرتمند موقعیت خوبی دارد و بیانیه‌های پیشین این نشست‌ها در زمینهء همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی ضرورت وجود چنین سازمانی را برای کشورهای عضو اثبات می‌کند. بیانیه‌های پیشین نشست سازمان همکاری شانگهای نشان می‌دهد تمام اعضای این سازمان از دیدگاه‌های مشترکی دربارهء عدم پذیرش مدل‌ها و استانداردهای کشورهای غربی در این منطقه برخوردار هستند.
اهمیت منطقه‌ای و بین‌المللی شانگهای
1- سازمان منطقه‌ای است که دو قطب بزرگ اقتصادی و سیاسی امروز جهان و کمونیستی سابق را در کنار هم گرد آورده است.
2- برقراری همکاری‌های مکمل در زمینهء فن‌آوری‌های مورد نیاز.
3- مشارکت در مبارزات فاخر سال‌های آغازین هزاره جدید از جمله تروریسم. اظهارات ولادیمیر پوتین در نشست روسای شانگهای در پنجم آبان‌ماه 84 اهمیت موضوع فوق را آشکار می‌کند. وی گفته بود: «نمی‌شود مساعی سازمان همکاری شانگهای در جهت مبارزه با تروریسم را از قلم انداخت. درچارچوب سازمان ساختارهای خاصی تشکیل شده که باید ماموریت‌های بسیار بغرنج و همچنین بسیار مهم تقریبائ تمام جهان متمدن را حل کنند. برخی حوادث و از جمله در کشورهای عضو سازمان و حوادث دیگر کشورها نشان می‌دهد این ماموریت و این مساله ابرام بسیار داشته و باید در کانون توجه ما باشد».
4- نهادگرایی امنیتی. ایجاد سازمانی با قابلیت برپایی مانورهای نظامی به منظور مقابله با تهدیدات امنیتی در دستور کار این پیمان منطقه‌ای قرار دارد. اگر چه پس از استقلال کشورهای آسیای میانه در سال 1992 سیاست اتخاذی قدرت‌های وارث، در جهت فاصله‌گیری از روسیه و چرخش به سمت دولت آمریکا استوار شد، اما از آنجا که بافت حکومتی این کشورها که فضای سیاسی بسته بود با آنچه که آمریکا پس از فروپاشی نظام دو قطبی در سطح جهانی دنبال می‌کرد، متضاد بود. این تضاد سرانجام به ضرر نظام‌های فرسوده به ارث رسیده از شوروی سابق تمام شد که منجر به یکسری آشوب‌ها و ناامنی در سطح منطقه شد. نفوذ و دخالت آمریکا در این آشوب‌ها سبب شد که کشورهای منطقه نگران تبدیل این دخالت‌ها به یک رویه در آینده شوند.
بر اساس چنین نگرانی کشورهای قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان به همراه چین و فدراسیون روسیه در روز 14 تیرماه در قالب سازمان همکاری شانگهای ( SCO ) در آستانه پایتخت قزاقستان طی بیانیه‌ای از آمریکا خواسته بودند تا تاریخ مشخصی را برای خروج نیروهای خود از آسیای میانه تعیین کند. درخواست‌های این چنینی بنیان‌های نهادگرایی امنیتی در بین اعضای سازمان همکاری شانگهای به شمار می‌رود.
5- زایش بلوک اقتصادی، سیاسی و نظامی با پتانسیل‌های نوظهور: بسیاری از تحلیل‌گران شانگهای را در راستای ظهور یک قدرت جدید و همچنین تقویت قدرت مجدد روسیه در سطح بین‌المللی در مقابل بلوک غرب می‌دانند. این مساله حساسیت بیشتر آمریکا را سبب شده است. این نگرانی از آن روی است که ممکن است این سازمان تبدیل به بلوکی قدرتمند و جانشین بلوک کمونیستی سابق شود و جبهه‌گیری جدید را از سوی غرب سبب شود و این کشورها را بار دیگر وارد بازی هزینه بر دیگری کند.
6 - قابلیت خلق راهبردی جدید برای پشت سر گذاشتن سایر قدرت‌ها.
7- گردآوری سه حوزهء تمدنی بودایی، ارتدوکسی و اسلامی در زیر یک پرچم همگرایی. پیمان منطقه‌ای جدید از معدود سازمان‌هایی است که حوزهء تمدنی انگلوساکسونی را در خود جای نداده است و می‌تواند خالق نظام هویتی مستقل و غیرانگلوساکسونی باشد.
ایران و سازمان همکاری شانگهای:
مقصد یک سیاست خارجی همواره متکی بر ایدئولوژی، تاثیرگذاری بر محیط و در نهایت تغییر محیط مطابق آمال خویش است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در طول 27 سال گذشته به واسطهء اصول انقلاب، مبنا را نخست بر همکاری با همسایگان قرار داده و سپس عرصه‌ای به وسعت سراسر جهان را در پیش روی خود قرار داده است.
اگر نگاهی به موقعیت جغرافیایی ایران بیفکنیم، متوجه خواهیم شد که ایران واسطه‌ای بین دو منطقه مشحون از انرژی در جهان یعنی خلیج فارس و دریای خزر است. در محیط جنگ سرد و پس از فروپاشی شوروی ایران به صورت یک قدرت منطقه‌ای در آسیای جنوب غربی قدرت خود را نمایان ساخت و از لحاظ ژئواستراتژیک اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد و در دو منطقه بزرگتر یعنی خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز نفوذ قابل توجهی یافت. در هر منطقه جمهوری اسلامی ایران خواستگاه‌های اقتصادی و امنیتی خود را دنبال می‌کند و به همین علت سیاست‌های ایران گاه در قالب همکاری‌های دوجانبه و یا درچارچوب منطقه‌ای دنبال می‌شود.
از سال‌های پایانی دههء 90 و در پی پیشنهاد یوگنی پریماکف، نخست وزیر اسبق روسیه موضوع نزدیکی سه غول بزرگ آسیایی یعنی روسیه، چین و هند به یکدیگر مطرح شد. رقابت ها و مخاصمات مابین اتحاد شوروی و چین، و چین و هند که در سایه نظام تک قطبی هر از چند گاهی بروز می‌کرد پس از پایان جنگ سرد به سمت تفاهم و درک یکدیگر پیش رفت و همکاری‌های امنیتی، سیاسی و سپس اقتصادی مابین این سه قدرت ظاهر شد.
اکنون دو کشور روسیه و چین در چارچوب سازمان همکاری شانگهای، همفکری‌های مربوط به امنیت مرزی، مبارزه با اشرار و همچنین تبادلات تجاری را دنبال می‌کنند و هند همکاری‌های تکنولوژیک و اقتصادی بلندی را با روسیه و چین برقرار کرده است. سازمان شانگهای کشور هند را در بدنهء خود به عنوان یک عضو ندارد. در این بین پیوستن ایران و هند به چین و روسیه می‌تواند تشکیل‌دهندهء مربع قدرت در آسیا باشد.
سازمان همکاری شانگهای به جمهوری اسلامی ایران این فرصت را خواهد داد تا در چارچوب همکاری‌های منطقه‌ای بعد از سازمان «اکو» گام دیگری بردارد و نوع دیگری از مناسبات را تجربه کند. اعضای اولیه شانگهای اگر چه هنوز از اعضای ناظر مهم کنونی یعنی ایران و هند به عنوان برگه هشدار برای رقبای دیرین غربی‌شان استفاده می‌کنند، اما پرچمداری ایران در جهت پیوستن به شانگهای می‌تواند خنثی‌کنندهء تلاش‌های کشورهای غربی در راستای انزوای ایران باشد.
با وجود رقابت بین آمریکا و چین و روسیه پیوستن کشورهایی چون ایران به سازمان همکاری شانگهای وزنهء ضدآمریکایی تصمیمات در سطح منطقه سنگین‌تر از قبل شده و تبدیل به محور مقابله‌گرایی در برابر یک‌جانبه‌گرایی آمریکا شود.
صرف نظر از نگاه سیاسی اقتصاد هند، چین، ایران و روسیه در نوار پویایی و رشد اقتصادی قابل توجه حرکت می‌کند. تجمیع این قطب‌ها در زیر یک سقف همکاری سازمان شانگهای را می‌تواند در چانه زنی با قطب‌های اقتصادی جهان در ردیف ممتازی قرار دهد.
بنابراین جایگاه این نهاد منطقه‌ای با توجه به شروع خوبش انتظار می‌رود با اقبال خوبی در آینده روبه‌رو شود و عضویت ایران در این نهاد به تسریع اهداف سیاسی و اقتصادی‌اش کمک اساسی خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات