تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۶  ، 
کد خبر : ۸۹۴۲۶

جایگاه ژئوپلیتیک گرجستان در رقابت آمریکا و روسیه

بهراد فرهمند مقدمه: کشورهای تازه استقلال یافته آسیای میانه، پس از گذشت بیش از یک دهه از فروپاشی اتحاد شوروی، همچنان درگیر حمایت روسیه و دخالت‌های آمریکا هستند. در یک سو روسیه بازمانده از اتحاد شوروی قرار دارد که خود را برادر بزرگ این جمهوری‌ها می‌داند و در دیگر سو ایالات متحده آمریکا است که به دنبال نفوذ و تاثیرگذاری در این مناطق است. در این بین هر یک از این کشورها می‌کوشند با بهره‌برداری از رقابت میان این دو ابرقدرت به کسب حداکثر منافع بپردازند. مقاله حاضر با نگاهی به رقابت دو کشور روسیه و آمریکا به تحولات سیاسی و نظامی در گرجستان می‌پردازد.

در رسانه‌ها آمده بود که در پی اعلام خودمختاری یکی از فرماندهان نظامی منطقه «آبخازیا»، گرجستان نیروهای نظامی خود را به «کودوری» در این منطقه اعزام کرد. «امزارکویتسانی» که نماینده سابق «ادوارد شواردنادزه» رئیس جمهور پیشین گرجستان «درکودوری» بود، یک گردان نیروی شبه نظامی را تحت فرمان خود داشت.
وی اعلام کرده که دیگر دولت گرجستان را به رسمیت نمی شناسد. اقدام این فرمانده نظامی باعث شده تا تفلیس برای جلوگیری از تجزیه احتمالی مناطق تحت تنش یعنی آبخازیا، اوستیای جنوبی و آجاریا که عملا از کنترل دولت مرکزی خارج می‌باشند، نیروهای نظامی به منطقه کوهستانی کودوری اعزام کند.
مناطق مذکور از حمایت روسیه برخوردارند، به ویژه پس از سقوط دولت شواردنادزه و روی کار آمدن مخالفان وی به رهبری «میخائیل ساآکاشویلی» رئیس جمهوری فعلی گرجستان که تحت حمایت علنی دولت ایالات متحده است و تفلیس را به حوزه نفوذ واشنگتن در منطقه قفقاز تبدیل کرده و با این کار مسکو را در مداخلات روزافزون در این مناطق جدایی طلب بیش از پیش به تحریک واداشته است.
در واکنش به اقدام دولت گرجستان در اعزام نیرو به منطقه تحت تنش، روسیه نیروهای خود را به حالت آماده‌باش درآورده است. از این رو شرایط پیش آمده می‌تواند منطقه را در وضعیت خطرناکی قرار دهد.
برای درک بهتر از اوضاع پیش آمده بنا داریم در این مقاله به روند تحولاتی که منجر به شرایط امروز شده است بپردازیم. تحولات گرجستان در آذرماه 1382 برابر اواخر نوامبر 2003 تغییرات و دگرگونی‌هایی را تجربه کرد که به «انقلاب مخملی» یا «گل زرد» در گرجستان معروف است و از آن به عنوان رویدادی مهم در مجموعه کشورهای «همسود» (مستقل مشترک‌المنافع) بازمانده از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق نام برده می‌شود، وقوع حوادث بعدی بر اهمیت و نقش تاثیرگذار آن افزوده است.
اختلاف بر سر نتایج انتخابات پارلمانی دوم نوامبر سال 2003 گرجستان، این کشور را با بی‌ثباتی روبه‌رو کرد. اوج‌گیری اختلافات میان دولت گرجستان و گروه‌های مخالف در خصوص چگونگی برگزاری انتخابات یاد شده، این جمهوری تازه استقلال یافته منطقه قفقاز را در آستانه جنگ داخلی قرار داد.
در سال‌های 1992تا 1993 نیز این کشور با جنگ‌های داخلی در جمهوری خودمختار آبخازیا و ایالات خودمختار اوستیای جنوبی روبه‌رو بود. انتخابات گرجستان با توجه به پایان دومین دوره ریاست جمهوری شواردنازه در سال 2005 میلادی برای نیروهای سیاسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
به همین دلیل دوره تبلیغات انتخاباتی در گرجستان با تشدید مبارزه سیاسی میان نیروهای مختلف این کشور همراه بود. که برخی کارشناسان سیاسی بی‌ثباتی اوضاع داخلی این کشور پس از انتخابات را پیش‌بینی می‌کردند.
اعلام پیروزی شواردنادزه توسط کمیسیون مرکزی انتخابات موجب اعتراضات گسترده هواداران گروه‌های مخالف شد آنان چندین بار در مقابل پارلمان این کشور تجمیع کردند.
گروه‌های مخالف مردم را به نافرمانی مدنی دعوت کردند. مردم نیز با گل‌های رز و استفاده از پارچه‌ مخملین قرمز رنگ به تظاهرات علیه شواردنادزه پرداختند. نتیجه این نافرمانی‌ها و حرکات رسانه‌های غربی در تهییج مردم علیه شوارد نادزه باعث شد تا وی مجبور به استعفا شود و بدین ترتیب حاکمیت 44 ساله این پیرمرد 75 ساله پایان پذیرد.
شواردنادزه از سال 1972 تا 1985 میلادی زمام امور گرجستان را در اتحاد جماهیر شوروی به عهده داشت و از ژوئیه 1985 به مدت 5 سال وزیر امور خارجه شوروی سابق بود که در پی اختلاف با رهبری وقت «میخائیل گورباچف» از سمت خود استعفا داد.
در دوران پس از استقلال یک بار در ژوئن 1992 رییس پارلمان شد و در سال 1993 با اعتراض اتحادیه سیاسی «ملی‌گرایان» استعفا داد ولی پارلمان با استعفای او موافقت نکرد. تا اینکه وی در انتخابات در سال 1995 رییس جمهور گرجستان شد.
در پی استعفای شواردنادزه در نوامبر 2003 «نینو بورجانادزه» رییس پارلمان کفیل ریاست جمهوری شد تا زمینه برای ریاست جمهوری ساآکاشویلی ضد روس و طرفدار سرسخت آمریکا فراهم شود. اگر چه جابجایی قدرت در گرجستان از نگاه برخی به «انقلاب آرام» معروف شده ولی کناره‌گیری شواردنادزه از قدرت،‌ نگرانی‌های زیادی از جمله بروز تحرکات تجزیه‌طلبی در کشور کوچک منطقه قفقاز را که دارای 5 میلیون جمعیت و 70 هزار کیلومتر مربع مساحت است، در پی دارد.
به دنبال فروپاشی شوروی سابق تجزیه‌طلبی در گرجستان سرعت گرفت و جمهوری‌های خود خوانده آبخاریا و اوستیای جنوبی که قبل از فروپاشی در قلمرو گرجستان قرار داشتند جدایی خود را از دولت تفلیس اعلام کردند.
جمهوری‌ خودمختار آجارستان به رهبری «اصلان آباشیدز» نیز در طول زمامداری شوارد نادزه خود را با دولت مرکزی گرجستان هماهنگ نمی‌کرد.
آباشیدزه به دلیل اختلاف شدید با مخالفان رییس‌جمهوری جدید گرجستان پس از انتخابات پارلمانی این کشور به صف موافقان شواردنادزه پیوست و در پی استعفای وی مرزهای جمهوری خودمختار آجارستان با سایر مناطق گرجستان را بسته اعلام کرد. وی همچنین اعلام کرد که از حکومت موقت تفلیس تبعیت نخواهد کرد.
برای آنکه بفهمیم چقدر گرجستان برای روسیه دارای اهمیت است و روسیه برای از دست ندادن آن به هر ترفندی دست خواهد زد اول به موقعیت ژئوپلیتیک آن خواهیم پرداخت و سپس به شرایط منجر به تحولات و تاثیرات آن به بحران پیش آمده اخیر که می‌رود منطقه قفقاز را به سمت یک وضعیت غیرقابل پیش‌بینی سوق دهد می‌پردازیم.
برداشت های ژئوپلیتیکی
گرجستان در منطقه مشرف به شمال کوه‌های قفقاز شمالی قرار گرفته و از ویژگی‌هایی چون تنوع قومی و ملیتی برخوردار است. قرار گرفتن این کشور در دالان اتصال قفقاز جنوبی به دریای سیاه و همسایگی با مناطق بحرانی چون چچن و قره‌باغ از دیگر وجوه خاص این کشور محسوب می‌شود.
از دیگر ابعاد مهم ژئوپلیتیکی گرجستان، امکان تاثیر گذاری این کشور بر عمق استراتژیک روسیه به ویژه در منطقه بسیار حساس جنوب غربی فدراسیون روسیه است. با توجه به اینکه گرجستان در منطقه شمال رشته کوه قفقاز شمالی قرار دارد، هر گونه تحول در وضعیت گرجستان به طور مستقیم در عمق استراتژیک روسیه تاثیرگذار خواهد بود.
اشراف گرجستان بر سواحل دریای سیاه و در اختیار داشتن بنادر مهمی چون «سوپسا» (بندری با اهمیت در صدور نفت و گاز) و «پوتی» (دارای استعداد ترانزیت کالا و حتی نفت و گاز) در مقایسه با دیگر کشورهای حوزه دریای سیاه و اروپا از دیگر ویژگی‌های ژئوپلیتیکی این کشور است.
اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر آشکار می‌شود که تنها بندر قابل استفاده روسی در دریای سیاه (نووروسیک) شش ماه از سال به علت متلاطم بودن دریا و کیفیت ساحل آن ، قابلیت استفاده مطلوب و لازم را ندارد.
حال برای آنکه بهتر متوجه شویم گرجستان به عنوان یکی از کشورهای منطقه قفقاز از چه اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در اینجا لازم است به اهمیت قفقاز به خاطر موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی آن بپردازیم. این عوامل عبارتند از:
نقش قفقاز در بقای فدراسیون روسیه.
نقش ارتباطی قفقاز ارتباط دهنده روسیه با خاورمیانه و ارتباط دهنده دریای سیاه و دریای خزر.
قفقاز می‌رود که به یکی از راه‌های انتقال منافع انرژی منطقه خزر تبدیل شود. افتتاح خط لوله باکو – تفلیس – جیهان بیانگر این موضوع می‌باشد.
مهمتر از همه،‌ قفقاز را می‌توان شاهراه تنفس استراتژیک روسیه دانست.
این منطقه برای ایالات متحده نیز دارای اهمیت ویژه‌ای می‌باشد که مهمترین آن تضعیف هر چه بیشتر روسیه و جلوگیری از احیای مجدد قطبی دیگر در برنامه استراتژیک آمریکا به منظور نفوذ و سلطه بر این منطقه پر اهمیت است.
با توجه به خلاء‌ ژئوپلیتیک در منطقه پس از فروپاشی شوروی ، آمریکا در پی اعمال حضور سیاسی خود می‌باشد. از این جمله درباره منافع آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:
1- محدود کردن بنیادگرایی.
2- حفظ موقعیت نظامی –استراتژیک.
3- محدود نگاه داشتن ایران و خصوصا جلوگیری از احیای مجدد قدرت روسیه.
4- حفظ منافع اقتصادی – بازرگانی و تسلط بر این منافع.
با توجه به این موارد قابل درک است که چرا قدرت‌های فرامنطقه‌ای به دنبال نفوذ در منطقه قفقاز به ویژه گرجستان می‌باشند. روسیه گرجستان را یکی از مناطق در بر گیرنده منافع خود می‌داند و از زمان فروپاشی شوروی به منظور حفظ این منافع به تلاش برای حضور در این کشور ادامه می‌دهد.
اما با شرایط پیش‌آمده پس از انقلاب مخملین، ظواهر امر بیانگر این است که گرجستان در محدوده نفوذ آمریکا قرار گرفته است و مقامات حاکم بر این جمهوری نیز امیدوارند که با کمک‌های مالی واشنگتن بتوانند بر مشکلات فائق آیند.
این برای روس‌ها چندان خوشایند نیست و شرایط موجود باعث می‌شود تا روس‌ها بتوانند از سه طریق بر دولت تفلیس فشار آورده و اعمال نفوذ نمایند.
در روسیه بیش از یک میلیون گرجی تبار بسر می‌برند که به گفته پوتین سالانه 2 میلیارد دلار از درآمدهای خویش را روانه کشورشان می‌سازند. مسکو برای فشار به حکومت جدید می‌تواند از سرازیر شدن این پول‌ها به سوی گرجستان که به شدت به آن نیازمند است جلوگیری کند
یکی دیگر از ابزارهای روسیه برای فشار بر گرجستان وجود ملیت‌های حامی روسیه در این کشورها و به ویژه تمایل آبخاری و اوستیای جنوبی برای پیوستن به فدراسیون روسیه و خواسته جمهوری آجاریا برای نزدیکی هر چه بیشتر به مسکو است.
سومین وسیله روسیه برای نفوذ در گرجستان وابستگی شدید این کشور به برق و گاز روسی است که قطع چند ساعته آن می‌تواند مشکلات بزرگی برای گرجستان به همراه داشته باشد.
گرجستان با توجه به همسایگی با ترکیه و دریای سیاه از یک سو و همجواری با چند جمهوری مسلمان‌نشین روسیه از جمله چچن برای مسکو منطقه‌ای راهبردی به شمار می‌رود.
در صورت بی ثباتی در این کشور و یا تمایل رهبران آن برای ایجاد شرایط ناامنی در جمهوری‌های روسیه در قفقاز شمالی وضعیت در این مناطق ناامن‌تر و بی‌ثبات‌تر خواهد شد. امری که مسکو به شدت نگران تحقق آن است.
آمریکا با درک این نکته تلاش می‌کند تا با حضور خود در گرجستان ادامه آن را تا حد امکان گسترش دهد.
بروز بی‌ثباتی در برخی از مناطق روسیه و مشغولیت دائمی مسکو با آنها یکی از برنامه‌های راهبردی دراز مدت آمریکا را تشکیل می‌دهد. گرجسان در این زمینه می‌تواند کمک شایانی به آمریکا داشته باشد و واشنگتن به رهبران فعلی این کشور برای اجرای طرح‌های خود در منطقه امید زیادی بسته است.
خط لوله، باکو – تفلیس- جیهان به دلیل آنکه از یک طرف وابستگی به استفاده از خاک روسیه برای انتقال انرژی به اروپا و آمریکا را کاهش می‌دهد و از طرف دیگر باعث می‌شود تا حفاظت از امنیت چنین لوله‌ای نه تنها برای آمریکا بلکه برای تمام قدرت‌های جهای ضروری محسوب شود از اهمیت بسیاری برخوردار است. حفظ امنیت این خط لوله کمک به ارتقای ثبات و امنیت کشورهای مسیر از جمله گرجستان می‌کند.
تفلیس از این رهگذر سالانه 60 میلیون دلار حق ترانزیت نیز دریافت می‌کند.
روسیه که مایل به انحصار انتقال انرژی در منطقه می‌باشد با ایجاد این خط در مسیر فعلی به ویژه عبور از گرجستان به شدت مخالفت می‌کرد. افتتاح این خط روسیه را از نظر موقعیت ژئواکونومیک دچار ضعف نمود. این امر باعث شده است تا روسیه برای جلوگیری از دستیابی آمریکا به اهداف خود در منطقه به صورت غیرمستقیم روند فاصله‌گیری مناطق جدایی طلب گرجستان را شدت بخشد.
روسیه تلاش می‌کند تا از راه‌های مختلف از جمله ادامه حضور نیروهای صلح‌بان خود در منطقه، برقراری تماس‌های مرزی بدون روادید بین شهروندان روس و این جمهوری‌ها و امتیازاتی دیگر به حمایت جدی‌تر از آن‌ها در مقابل تفلیس و به حضورش در آنجا ادامه دهد.
از طرف دیگر عواملی چون بحران عراق و درگیر بودن ایالات متحده در این کشور، ایجاد شرایط خطرناک درخاورمیانه و حملات گسترده در رژیم تل‌آویو با چراغ سبز واشینگتن به لبنان و نرسیدن به نتیجه مورد نظر در مدت زمان کوتاه و پاسخگویی شدید حزب الله به حملات وحشیانه و ضد انسانی رژیم صهیونیستی که تاکنون معادلات آمریکا را به هم ریخته، موجب شده تا روس‌ها با استفاده از فرصت طلایی پیش آمده به تقویت موضع خود در قفقاز پرداخته و از کم تحرکی آمریکا در این منطقه برای احیای موقعیت راهبردی خود در قفقاز بهره‌گیری کند. البته تحرکات اخیر روسیه درقفقاز را نمی‌توان به منزله کاهش نفوذ غرب و یا خروج آن از منطقه دانست. چرا که ایالات متحده به خوبی واقف است از دست دادن این منطقه می‌تواند در کاهش محسوس نفوذ این کشور در خاورمیانه تاثیر بسزایی داشته باشد. چرا که در پروژه خاورمیانه بزرگ، آسیای مرکزی و قفقاز از بخشی از این پروژه محسوب می شوند.
اگر چه روند فعلی سیاست خارجی واشنگتن و نیز حضور جدی نظامی آمریکا در خاورمیانه با فراموشی موقت حوزه استراتژیک قفقاز و سپردن آنها به روس‌ها همراه می‌شود، اما تفکر پیاده‌سازی پروژه تغییرات دومینو در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز که آغاز آن با انقلاب مخملین گرجستان همراه بود هنوز در دستور کار دولت آمریکاست هرچند بحران‌های پیش آمده در کشورهای دچار شده به انقلاب‌های رنگین نشان می‌دهد، به دلیل ساختار فرهنگی- اجتماعی این کشورها نمی‌توان به دوام دموکراسی آمریکایی در این جمهوری‌ها چندان خوشبین بود، اما ایالات متحده تنها راه نفوذ خود در این منطقه را رویارویی با دیکتاتوری قدرت، مافیای ثروت و قاچاق تسلیحات نظامی از طریق این مناطق به کشورهای در حال تخاصم با آمریکا و غرب می‌داند، که این امر انگیزه‌های بسیار قوی برای اجرای برنامه سیاست خارجی و نظامی آمریکا در حوزه استراتژیک قفقاز دارد.
روسیه چنان ازافتتاح خط لوله باکو- تفلیس- جیهان خشمگین است که برای جلوگیری از کاهش نقش خود در تفوق منطقه‌ای در انتقال انرژی حاضر به هر کاری می‌باشد.
بی دلیل نیست که با اعلام خودمختاری آبخازیا توسط کویتسانی، دولت مردان گرجی آن را به «کلک جدید روسیه» تشبیه کرده‌اند.
روس‌ها با هواداری از جنبش‌های جدایی طلب به ویژه آبخازیا و شرایط پیش آمده اخیر می‌خواهند به منافع خویش دست یابند. باید در نظر داشت که در غرب گرجستان و در کنار دریای سیاه که گرجستان 315 کیلومتر مرز دارد، حدود 200 کیلومتر در اختیار آبخازیاست. آجارستان نیز حدود 50 کیلومتر را در اختیار داد. ما بین این دو منطقه جدایی طلب، قلمرو «مگرلها» می‌باشد، که اغلب هواداران جنبش ملی گامسا خورد یا اولین رئیس جمهور (فقید) گرجستان هستند و در دوران جنگ‌های داخلی دولت‌های مرکزی را از دسترسی به برخی از بنادر گرجستان محروم ساخته بودند.
اگر این جریان مجددا فعال شود، ارتباط گرجستان با جهان غرب به کلی قطع و خط لوله باکو - جیهان تعطیل خواهد شد.
چرا که بالا گرفتن بحران میان تفلیس و آبخاریا و ورود روس‌ها در این جنگ احتمالی می‌تواند به این خط لوله آسیب جدی وارد کند.
اینکه روس‌ها چقدر حاضرند با قرار گرفتن در این شرایط هزینه برخورد با غرب به ویژه آمریکا را بپردازند و آیا توان مقابله با پیش آمدهای احتمالی آن را دارند و یا اینکه به دنبال امتیاز ویژه‌ای در این میان می‌گردند آینده است که روشن کننده این وضعیت خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات