حامد رشیدی
گروه دیپلماتیک: بالاخره کشمکشها بر سر تصویب و اجرای قانون جنجالی استقلالزایی «دومینیک دوویلپن» نخست وزیر فرانسه با عقبنشینی دولت پاریس پایان یافت و «ژاک شیراک» پس از متحمل شدن هزینههایی سخت تصمیم گرفت از راهی که رفته است باز گردد. رییس جمهور و نخستوزیر فرانسه به عنوان عاملات اصلی ایجاد چنین بحران سختی در بستر داخلی کشورشان هماکنون به فضای پس از بحران رسیدهاند؟ ودغدغدای که در این نقطه قهرا ذهن هر سیاستمداری را نسبت به خود مشغول میسازد. پیامدها آثار و پیامهای بحران است. در صورتی که دولت فرانسه بخواهد بر واقعیات موجود تکیه کرده و از حرکت در عالم ایدهآل خود بپرهیزد باید چنین مساله اساسی و مهمی را در مد نظر داشته باشد.
شورش دانشجویان و کارگران در پاریس و دیگر شهرهای فرانسه برای مقامات این کشور اروپایی سه پیام کلی و مهم داشت:
1-عدم درک دولت نسبت به بافت اجتماعی فرانسه
نخستین پیام بحران قانون کار در پاریس عدم کارآمدی دولت «دوویلپن» در خصوص شناخت لازم و کافی نسبت به معضلات و دغدغههای موجود در میان شهروندان فرانسوی است. پس از پایان بحران در حومه پاریس که بر سر کشته شدن دو نوجوان سیاه پوست 14 و 17 ساله آغاز شد و سخنان » نیکولارسارکوزی» وزیر کشور فرانسه آن را تشدید کرد جامعه فرانسه نیاز به بازگشت داشت. بازگشتی به سوی سکون و آرامش و پرهیز از هر گونه کش مکش و جنجال سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی.
در حالی که هنوز عواقب و تبعات بحران در حومه پاریس از بین نرفته بود «دوویلپن» بحران مجددی در بر پیکره جامعه تزریق کرد. بحرانی که بدون شک عواقب و تبعات آن با پیادمهای بحران در حومه پلیس جمع خواهد شد و موانع سختی را در مقابل تحرکات بعدی دولت فرانسه ایجاد خواهد کرد. حس بیاعتمادی نسبت به کاخ الیزه و افرادی مانند «ژاک شیراک» و «دوویلپن» به شدت در میان شهروندان فرانسوی افزایش یافته است.
چنین حس بدبینی مرهون شناخت غلط کاخ الیزه و دولت دوویلپن از بستر اجتماعی و سیاسی موجود در کشور است.
2-زیر سوال رفتن «پاریس» در معادلات نظام بینالملل
یکی دیگر از پیامدهای عینی شورشهای اخیر در فرانسه زیر سئوال رفتن کامل عملکرد دولت و کاخ الیزه از سوی نظام بینالملل است. فرانسه همواره ادعا دارد که در راستای رعایت حقوق انسانها از هیچ کوششی دریغ نمیکند ولی رخدادهای اخیر فرانسه عکس چنین موضوعی را اثبات کرده است. در حقیقت میان آنچه کاخ الیزه ادعا میکند تا آنچه در واقعیت میان آنچه کاخ الیزه ادعا میکند تا آنچه در واقعیت مشاهده میشوند فاصله بسیار زیادی وجود دارد. واقعا «شیراک» و «دوویلپن» چگونه میخواهند این فاصله طولانی و عمیق را پر کنند؟
3-بازگشت به نقطه قبل از صفر
جمع میان دو شورش مختلف در فرانسه و اتحاد شهروندان فرانسوی در راستای مخالفت با سیاستهای دولت باعث شد تا علی رغم ظاهری آنها «کاخ الیزه» نسبت به روزهای قبل از آغاز نخستین بحران در حومه پاریس به نقطه عقبتری بازگردد.
هماکنون ژاک شیراک مجبور خواهد شدتا با سرعت بسیار کندتری نسبت به قبل به حرکت در نظام بینالملل ادامه دهد. مجموع سه پیام اخیر شورش در فرانسه زنگ خطر را با صدای بیشتری برای کاخ الیزه به صدا درآورده است.
در چنین شرایطی جهت بازگشت به نقطه قبلی سیاستهای دولت نیاز به تجدید نظری اساسی دارد. تجدید نظری که غرور کاذب افرادی ماند «دوویلپن» و «شیراک» جلوی آن را میگیرد.