م. اردبیلی
انتخابات شوراها و مجلس خبرگان در راه است و کمتر از چهار ماه تا برگزاری این دو انتخابات فرصت باقی است. انتخابات شوراها به علت ارتباط آن با تشکیل ساختاری که مستقیماً در ارائه خدمات به مردم دخیل است در بعد کارآمدی، و انتخابات خبرگان به دلیل ارتباط آن با نهاد رهبری به عنوان ساز و کار مشروعیت نظام، هر دو اهمیت ویژه و حساسی دارد. از هم اکنون جریانات و گروههای مختلف حتی خارج از کشور برای تاثیرگذاری بر رفتار انتخاباتی مردم خیز برداشتهاند، آنهایی که با اصل نظام و هویت آن مشکل دارند مانند آمریکا، آرزو دارند با نفوذ دادن عوامل مذبذب، دو دل، سست اراده و ایمان و یا ساده لوح به مجلس خبرگان بتوانند هر از چند گاهی با طرح موضوعات بیپایه نهاد رهبری را به عنوان ستون خیمه انقلاب و نظام اسلامی تکان بدهند و آنهایی که به احتمال نفوذ در این مجلس حساس امیدی ندارد اراده کردهاند با ورود به شوراها به ویژه در شهرهای بزرگ، چند هدف را دنبال کنند:
اولاً شهرداریها به لحاظ ساختار اداری و مالی و مدیریتی و نوع نظارتی که بر آن حاکم است محل مناسبی برای رسیدن به پول و پله و قدرت است و ثانیاً کسانی که به عنوان اعضای شوراها موفق به کسب رای مردم میشوند خود به خود دارای پایگاه و جایگاهی برای ابراز وجود و عرض اندام شده و تریبونی نیز برای نظریهپردازی و حضور در افکار عمومی به دست میآورند ثالثاً از جایگاه شوراها مدیریت شهری میتوان به بهانههای مختلف با سایر نهادها درگیر شد و برای سایر نهادها نیز مزاحمت درست کرد.
بنابراین شکی نیست که انتخابات شوراها از جهات مختلف هم برای علاقمندان نظام و دولت مهم است و هم برای کسانی که دل در گرو آسیب رساندن به شجره طیبه انقلاب اسلامی بستهاند. از طرف دیگر این انتخابات برای جریان اصولگرایی و جریانی که هدایت دولت را بر عهده گرفته است بسیار مهم است، چون هنوز حدود یک سال از تشکیل دولت عدالت محور احمدینژاد میگذرد قطعاً نتیجه انتخابات شوراها را با نتیجه انتخابات ریاست جمهوری مقایسه خواهند کرد.
اگر کاندیداهای اصولگرایان مثل انتخابات ریاست جمهوری با اقبال مردم مواجه نشوند، نقطه امید مردم جریان رقیب دولت خواهد بود. شرایطی که حتماً در شکلگیری ترکیب مجلس هشتم تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین شکی نیست که اهمیت انتخابات شوراها نباید مغفول بماند. جبهه گسترده اصولگرایان حتماً باید دلمشغولیهای گذشته و موضوعات به جا مانده از انتخابات ریاست جمهوری را کنار بگذارند و با توجه به وزن سیاسی خود با کلیت مجموعه همکاری و همدلی کنند.
رعایت اصول و ملزومات کار جمعی در جبهه اصولگرایان ضروری و حیاتی است چون بدون توجه به ساز و کارهای کار جمعی مثمر ثمر نخواهد بود، در شرایط فعلی عوامل، جریانات و شخصیتهای تعیین کننده در جبهه اصولگرایان جا به جا شده است. به نظر میرسد محوریترین عامل شخصیت در ایجاد همگرایی بین نیروهای اصولگرا شخص رئیس جمهور است. بحمدالله اصولگرایی اصلاح طلبانه با قرائت احمدینژاد چیزی است که تمام طیفهای معتقد به اسلام، انقلاب، امام و رهبری را زیر چتر خود قرار میدهد. هر کس عزت، استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی اعتقاد و علاقه دارد زیر چتر قرائت احمدینژاد میتواند قرار بگیرد. در انتخابات هم ثابت شد توده مردم ایران چنین منش، روش و قرائتی را قبول دارند.
بنابراین به نظر میرسد رییس جمهور میتواند با توجه به مطالبات و مواضع گروههای مختلف و جرح و تعدیل گذارهها، با یک اشاره محور واحدی را ترسیم و جریانهای مختلف را به همان سمت و سو رهنمون نماید. البته شاید نیروهای نزدیک به تفکر رئیس جمهور محترم چنین راهی را در پیش بگیرند که البته لازم و مفید است اما شکی نیست که پیمودن این مسیر ظرافتها و افتهایی نیز دارد که مدیریت صحیح آن نیازمند توجه انسانهای اهل تدبیر و جامعنگر است.