در ماههای اخیر، عبارات جدیدی به ادبیات سیاسی مسئولان ایرانی افزوده شده که بسیاری از آنها ابهامبرانگیز و برخی نیز مشکلآفرین شده است. آنچه دو روز قبل توسط سخنگوی وزارت امور خارجه ایران بیان شده است نیز مشمول همین قاعده می باشد.
حیمد رضا آصفی در نشست هفتگی خود با خبرنگاران گفته است: «ما در روابط خارجی، معتقد به اخلاقگرایی هستیم و اگر طرف مقابل به گونهای غیراخلاقی عمل کند، این توجیهی برای رفتار غیر اخلاقی ما نمیشود.» این اظهارات در حالی بیان میشود که هنوز تعریف مشخصی از «مبانی اخلاقی مورد اجماع» در داخل کشورمان وجود ندارد و گروههای رقیب در رقابتهای سیاسی، یکدیگر را به بداخلاقی سیاسی متهم میکنند بدون آن که به سوابق رفتاری خود توجه کافی داشته باشند. از سوی دیگر، حتی به فرض اجماع داخلی، نمیتوان انتظار داشت که کشورهای طرف معامله و مذاکره با ایران نز به همان اصول و مبانی اخلاقی پایبندی داشته باشند.
البته شاید اینگونه اظهارات، برای توجیه برخی اقدامات گذشته و یا موجه جلوه دادن برخی اظهارات مسئولان به کارآید، اما قطعاً سردرگمیهای زیادی در میان مردم ایجاد خواهد کرد. به عبارت دیگر، ممکن است بعضی از مسئولان، اعتماد بیش از حد خود به کشورهایی همچون روسیه و چین در مذاکرات هستهای و پایبندی خود به وعدههای داده شده به این کشورها را ناشی از «اخلاقگرایی» بدانند، اما مردم حق دارند سئوال کنند که مبنای اخلاقی و دینی برای اعتمادهای مکرر به این کشورها علیرغم عهدشکنیهای فراوان چه بوده است؟ همچنین شاید برخی مسئولان ایرانی، علاقه خود به مخفی نگهداشتن پاسخ ایران به بسته 1+5 را ناشی از تفاهم با طرفهای مذاکره و نمونهای از اخلاقگرایی خویش معرفی نمایند، اما مردم حق دارند تعجب خود را از اینگونه اخلاقگرائیها – علیرغم عهدشکنی طرفهای مذاکره در افشای مفاد بسته 1+5- ابراز دارند. ضمن آن که به نظر میرسد این اظهارات دقیقاً برخلاف توصیه قرآن کریم در مواجهه با دشمنان است که «با آنان که به شما تعدی میکنند مانند خودشان رفتار کنید»
البته در اظهار نظر برخی مسئولان ایرانی، نشانههایی از تغییر مشاهده میشود و به نظر میرسد سیاستمداران ایرانی، تلاش میکنند دیپلماسی خارجی ایران را- حتی بیش از حد لازم- مبتنی بر اخلاقیات جلوه دهند. تأکید بر این که «ایران تهدیدی برای هیچ کشوری نیست حتی رژیم صهیونیستی» و مقایسه آن با اظهاراتی که چندی قبل در مورد لزوم نابودی رژیم صهیونیستی بیان شده بود و نیز اظهارنظر دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر این که «پاسخ ایران به بسته 1+5 به گونهای تنظیم شده است که باعث مفتضح شدن طرفهای مذاکره هم نشود» نشان دهنده آن است که در تعامل ایران با سایر کشورها، رعایت اخلاق تا حدی پیش رفته است که ما حاضر به نابودی یا حتی رسوایی دشمنان خود نیز نیستیم!
اما یک بخش از اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، به هیچ وجه قابل توجیه نست. راستی چرا ما باید در برابر کسانی که رفتار آنها با کشورمان غیراخلاقی است، اخلاقگرا باشیم؟ ضمن آن که آقای آصفی مشخص نکرده است تعریف این اخلاقگرایی چیست و مرز آن تا کجاست؟ آیا مثلاً سیاستمداران ما حاضرند رفتارهای غیراخلاقی آمریکا نسبت به ایران را نیز فراموش کنند؟ این موضوع به خصوص از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از سیاستمداران داخلی و خارجی، تاکنون بارها به صراحت اعلام کردهاند که نقش آمریکا در حل و فصل موضوع هستهای ایران و یا افزایش تنش در حواشی این پرونده، غیرقابل انکار است.
اظهارات آقای آصفی، سوال دیگری را نیز به اذهان متبادر میکند.
«آیا سیاستمداران ایرانی در مواجهه با احزاب، رسانهها و نهادهای مدنی ایرانی نیز به همین گونه میاندیشند و حاضرند در برابر اظهارات و اقدامات داخلی- که آن را بداخلاقی میدانند- نیز اخلاقگرا باشند؟»
قاعدتا کسانی که نامه سخنگوی دولت به دادستان تهران را دیدهاند، به این پرسش، پاسخ منفی خواهند داد. اما رفتار هفتهها و ماهها آینده دولتمردان، میتواند ثابت کند که اخلاقگرایی در برابر بداخلاقی، آموزهای است که مسئولان ایرانی از دین خود فراگرفتهاند و به آن پایبندی کامل دارند؛ اگر چه بسیاری از موارد، انتقادات و اعتراضاتی که نسبت به دولتمردان بیان میشود نه تنها بداخلاقی نیست بلکه نشانه اخلاقگرایی منتقدان و دلیل تعهد آنها در برابر مردم میباشد!