ناصیف حتی
اسیر شدن نظامی صهیونیستی (کلعاد شلیت) بهانه خوبی برای آغاز حملات موسوم به "باران تابستانی" از سوی اسرائیل بود. ماهیت اداره عملیات اشغالگرانه از حیث آهستگی، توقف، گسترش وحشیانه و نازیستی، توسعه دایره جنگ، تاثیرات عملی، سیاست داخلی و به ویژه روابط مدنی و نظامی هر چه بوده باشد، تاثیرات بیرونی اداره روند اشغال نشان دهنده تصمیمی آگاهانه و مدون بود که حملات گستردهای را سامان داد. حملاتی که در ضمن راهبرد آغاز جنگ میگنجد.
این عملیات – با توجه به تنوع یورشها در مراحل مختلف- چه اهدافی را دنبال میکند؟
1. ربودن هدفمند فلسطینیان در تکمیل سیاست ترورهای هدفمند در چارچوب انتقال از مرحله محاصره دولت فلسطین به رهبری جنبش حماس به مرحله نابودی آن صورت میگیرد. این هدف بر اساس معادله زیر تعریف شده است که "اگر نتوانیم درگیری مستقیم و طولانی مدت میان تشکیلات خودگردان و دولت فلسطین ایجاد کنیم تا ضعیفتر نابود شود یا دست کم همزیستی ضعیفی میان آنان برقرار شود، باید هر دو را نابود کنیم هر چند که ممکن است این امر خلائی بزرگ ایجاد کند.
هدف از اجرای سیاست ربودن جمعی یا سیاست موسوم به "قطع سر سیاسی" جنبش حماس، تبدیل این جنبش به گروههایی کوچک و رقیب است تا به این ترتیب مرجعیت واحدی بر عملکرد این جنبش نظارت نداشته باشد، براساس این سیاست، گروگانگیری هدفمند، قضیهای داخلی (برای اسرائیل) است و این رژیم مدعی است که بازداشت وزیران و نمایندگان که اقدامی بسیار خطرناک و بیسابقه در روابط بینالملل است و هنگامی حساسیت آن بیشتر میشود که مجامع بینالمللی به صورت ضمنی آن را بپذیرند، مسألهای "امنیتی و جزایی" است که دادگاههای این رژیم آن را تایید کردهاند.
این مساله آشکارا نگرش "اسرائیل" به ماهیت درگیری و مناقشه را به نمایش میگذارد، زیرا که این جنگ، درگیری با یک گروه هم سطح در عرصه سیاسی نیست، بلکه موضوعی داخلی میان یک "دولت" و گروهی غیرقانونی است که در این صورت مفاهیم حقوق ملی و ماهیت قضیه را که قضیه جنگ میان اشغالگر و مبارزات رهایی بخش میان فلسطینیان و "اسرائیل" است، نادیده میانگارد.
2.بستن پنجره بازی که به ادعای نخست وزیر رژیم صهیونیستی قرار بود تا شش ماه و پیش از دست زدن به اجرای طرح یکجانبه "اسرائیل" باز بماند. اکنون بازگشت به مذاکره با طرف مقابل- هرکس که باشد- امکانپذیر نیست، چرا که دیگر تشکیلات خودگردان به سبب فضای به وجود آمده ناشی از سیاست باران تابستانی، نمیتواند به گفتوگو و اعلام امکان مذاکره با رژیم صهیونیستی را مطرح کند، به ویژه که در وضعیت جدید محبوبیت عمومی جنبش حماس در حال افزایش است.
3. این عملیات واکنش مستقیم و جدی و شبیه به "جنگ پیشگیرانه" به دستیابی گروههای فلسطینی به توافق ملی- برمبنای سند وفاق ملی پیشنهادی اسیران فلسطینی در زندانهای اشغالگران- است تا این توافق نتواند جریان آشتی ملی میان فلسطینیان را سبب شود، زیرا در صورت به ثمر نشستن چنین توافقی جنبش حماس به صورت تدریجی وارد بازی سیاسی میشود و در این حالت طرح جدایی یکجانبه "اسرائیل" با شکست روبرو خواهد شد.
4. چنانچه اسرائیل فقدان شریک فلسطینی را بهانه اجرای طرح یکجانبه خود معرفی کرده باشد، بنابراین تلاش میکند که عملا چنین شریکی را از بین ببرد و هیچ موجودیت سیاسی و امنیتی یا سازمانی برای آن باقی نگذارد. به همین سبب سران رژیم صهونیستی به اجرای عملیات باران تابستانی دست زدهاند که این امر میتواند خشونتها و تندرویها را افزایش دهد و فضایی در جامعه فلسطین ایجاد کند و همزمان سیاست کشتار و فقدان افق سیاسی و متهم کردن فلسطینیان به ایجاد چنین وضعی- که خود رژیم صهیونیستی آن را ایجاد کرده است- پیگیری میشود.
عملیات "باران تابستانی" وضع مناقشه فلسطین را به گونهای رقم میزند که بیشتر از دو احتمال برای آن وجود نداشته باشد:
احتمال اول که تحقق آن به سبب فقدان توازن در معادله قدرت در تمامی عرصهها میان دو طرف (صهیونیستی و فلسطینی) بسیار اندک است این که "تفاهمی" به دست میآید که قواعدی برای اداره جنگ تا مدتهای طولانی شکل میدهد.
این توافق میتواند مشابه "تفاهم فراموشی" باشد که میان لبنان و اسرائیل وجود داشت و به رغم تفاوت در شرایط دو طرف از ده سال پیش تاکنون اجرا شده است.
زیرا تشدید تشنجها و خطرات ناشی از وقوع پیامدهای امنیتی و نظامی و سیاسی خارج از چارچوب درگیری فلسطینی- اسرائیلی "ممکن است نقش طرف سوم را برای ایجاد تفاهمی از این دست، احیا کند.
البته "اسرائیل" به شدت با این امر مخالفت میکند و حاضر نیست به این امر تن دهد و این منطق را بپذیرد، مگر آنکه خود را با بن بست امنیتی خطرناک یا بن بست سیاسی بینالمللی دشواری روبرو ببیند.
احتمال دوم که وقوع آن به سبب وجود طرح یکجانبه محتملتر به نظر میرسد این است که "اسرائیل" با حمله جدید به غزه، جنگ و درگیری را تشدید میکند و جنگ به نبرد موسوم به نبرد اجتماعی طولانی مدت بدل میشود و جامعه فلسطینی و صهیونیستی را کاملا در آن درگیر میکند، هر چند که ممکن است شدت این درگیری به سبب ورود میانجیگرانی با تاثیرات موقت هر از چند گاهی کم و زیاد شود، اما جنگ همچنان ادامه مییابد.
تازمانی که سیاست یکجانبه گرایانه "اسرائیل" و تحمیل سازش یکجانبه و مخالفت با پذیرش طرف فلسطینی در معادله ادامه یابد و توازن قوا قرار نباشد و جامعه جهانی نیز به عنوان طرف سومی نقش تاثیرگذار ایفا نکند، در چنین وضعی بارانهای تابستانی میتواند "طوفانهای زمستانی" در پی داشته باشد.