کابینه "ایهود اولمرت" نخست وزیر اسراییل را میتوان نخستین دولت غیرنظامی دانست که با کمترین سابقه نظامیگری در اسرائیل روی کار آمده است از این رو در استراتژی نظامی خود سخت دچار خطاهای غیرقابل جبران برای خود و منطقه شده است. به دنبال به اسارت گرفته شدن دو سرباز اسراییلی توسط رزمندگان حزب الله لبنان در 21 تیرماه سال جاری اولمرت دستور حمله به لبنان برای آزادسازی اسرار را صادر کرد. این در حالی است که به نوشته "یدیعوت احارونوت"، پرتیراژترین روزنامه رژیم صهیونیستی، یک روز قبل از آغاز جنگ رییس ستاد مشترک ارتش اسراییل به "ایهود اولمرت" نخست وزیر اسراییل هشدار داده بود که این جنگ "مخاطره آمیز" خواهد بود و به وی توصیه کرده بود که در جستجوی راههای سیاسی باشد. در نظرسنجیهای اخیر، شهروندان اسرائیلی تنها یک ماه آن هم برای پیروزی نظامی در جنگ علیه حزب الله به دولت اولمرت مهلت دادهاند و اکنون با روند فرسایشی شدن جنگ، انتظار بروز بحران داخلی در سرزمینهای اشغالی علیه کابینه ایهود اولمرت به طور گستردهای وجود دارد. اولمرت از زمانی که احساس کرد در بکارگیری ابزارهای هوایی و فشار آتش توپخانه به نقاط مختلف لبنان با عدم موفقیت روبهرو شده تصمیم گرفت وارد یک فاز نظامی جدید شود، پس اقدام به حمله زمینی را در دستور کار خود قرار داد. این تاکتیک نیز با شکست روبهرو شد به طوری که رییس ستاد مشترک اسراییل برای جبران شکستهای پیاپی روزهای اخیر ناچار به تغییر فرمانده عملیات جنوب لبنان اقدام کرد. "دان حالوتس" رئیس ستاد مشترک اسراییل روز سهشنبه 17 مرداد با تنزل مقام سرلشکر "اودی آدام" فرمانده قبلی عملیات شمال (جنوب لبنان)، معاون خود "موشه کپلینسکی" را مسئول عملیات اسراییل در این منطقه کرد. حالوتس با تجدید "اطمینان کامل" خود به سرفرماندهی شمال تاکید کرد که این انتخاب به مفهوم رد کردن عملکرد آدام نیست.
نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد محبوبیت حزبالله در لبنان هم اینک به 87 درصد رسیده است و استقامت آن در برابر رژیم صهیونیستی آن چنان چشمگیر است که سران اتحادیه عرب به ناگزیر در بیانیه پایانی، این واقعیت را مورد تاکید قرارداده و بر حزبالله درود فرستادهاند. نتایجی که تاکنون از این جنگ حاصل شده بار دیگر تاکید بر این واقعیت تاریخی دارد که عامل مهم و موثر در تعیین نتیجه هر نبردی (آن هم تا این اندازه نابرابر) نه صرفا تکنولوژی پیشرفته و توان نظامی بلکه اراده معطوف به استقامت و ایمان به پیروزی است. مانند آنچه در جنگ نابرابر ویتنام و آمریکا شاهد آن بودهایم. اگر اولمرت بخواهد با توجه به بازیهای سیاسی و دیپلماتیک از بحران اخیر خارج شود، در واقع به این معنی است که تمام تلاشهای نظامیگری اسرائیل بیفایده بوده و از این گذشته، برخلاف تبلیغات پرسروصدا و هزینههای سرسامآور نظامی و برخورداری از بزرگترین ارتش خاورمیانه (با ظرفیت 600 هزار نیرو)، فاقد توان و اراده رزمی لازم برای شکست یک گروه شبه نظامی منسجم و یکپارچه است. این اقدام هم چنین از لحاظ روانی اعتماد مردم اسراییل را نسبت به ارتش و کابینه رژیم صهیونیستی متلزلز خواهد کرد از این رو اسراییل با چالشهای عظیم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روبرو شده و در سطح بینالمللی نیز هیمنه شکستناپذیراش سخت درهم شکسته خواهد شد. و اگر بخواهد همچنان به آتشبازی خود علیه نیروهای غیرنظامی و شهروندان لبنان ادامه دهد با موج فزاینده اعتراضهای مردمی سراسر جهان روبهروست که سرانجام ناچار به پاسخگویی به آنان خواهد شد، اعتراضهایی که حتی در خود رژیم صهیونیستی و بین مردم عادی نیز ظهور کرده است. با چنین فضایی، احتمال سقوط دولت اولمرت و بحران سیاسی در اسرائیل خارج از انتظار نخواهد بود. با توجه به روند روبه رشد اعتراضهای مردمی و نیز تحرکات اخیر برخی کشورهای عربی، در صورت شدت یافتن و ادامه حملههای نظامی اسراییل علیه لبنان، تمامی منطقه مانند یک انبار باروت منفجر خواهد شد و آشکار است که در این میان بیش از همه اسراییل و متحدان آن آسیب خواهند دید.