تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۰  ، 
کد خبر : ۸۹۴۶۱
آلن‌هارت مدیر سابق «بی.‌ سی. ‌سی»:

بذر نابودی اسرائیل در لبنان کاشته شد

اشاره: آلن‌ هارت خبرنگار مشهور انگلیسی در مناظره‌ای در موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک انگلیس گفته است؛ پایان یافتن دولت صهیونیستی اسرائیل آغاز شده است. آلن‌ هارت که زمانی مدیر شکبه بی‌.بی.سی بوده در این نشست که برخی سایت‌های اینترنتی آمریکا آن را منتشر کردند، به تشریح دلایل این ایده و پیامدهای آن پرداخت که در پی از نظر خوانندگان روزنامه اطلاعات می‌گذرد:

آلن‌ هارت می‌گوید: هم اکنون ما با دو شرایط مواجه هستیم. یکی تشکیل کشور فلسطین برای دستیابی به صلح واقعی و پایدار و دیگری خطر بروز فاجعه برای همه است. البته منظور من از همه، فقط یهودیان اسرائیل و اعراب منطقه نیست، بلکه منظور همه هستند.
هارت افزود: زمانی که در حال تهیه این متن بودم، فکر می‌کردم اولین فردی هستم که به صورت علنی اعلام می‌کنم که اسرائیل آخرین بذرهای نابودی خود را در لبنان کاشته، ولی موقع تکمیل این متن با مصاحبه‌ای مواجه شدم که زبیگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر انجام داده بود.
او در مصاحبه خود گفته بود؛ در نهایت اگر سیاست‌های نومحافظه‌کاران ادامه یابد، آمریکا از منطقه خاورمیانه اخراج خواهد شد و این مساله آغازی بر پایان یافتن اسرائیل خواهد بود.
هارت که حمله به لبنان توسط اسرائیل را نشان دهنده نمایش عادی تروریسم دولتی صهیونیسم خوانده، گفت: مطالب بی‌معنای زیادی توسط دست نشانده‌ها و سیاستمداران درجهان غیرکلیمی و غیرمسیحی در مورد علت آغاز این جنگ گفته و نوشته شد.
البته بخش اصلی مطالب بی‌ معنای آنها در مورد این بود که حزب الله باعث آغاز این جنگ شد و اسرائیل تنها از خود دفاع می‌کند، ولی من فکر می‌کنم صادقانه‌ترین مطلبی که می‌توان در مورد نقش حزب الله در آغاز این جنگ عنوان کرد، این است که درگیری حزب الله با نیروهای اسرائیل و گروگان‌گیری دو سرباز اسرائیلی، به ژنرال‌ها و سیاستمداران اسرائیل بهانه‌ای داد که آنها برای آغاز جنگ به آن نیاز داشتند.
هارت گفت:‌ هدف حزب الله از این گروگان‌گیری این بود که بتواند از این طریق، سه تبعه لبنانی را که در زندان‌های اسرائیلی به سر می‌برند، آزاد کند بخصوص آنکه حزب الله می‌دانست بدون در اختیار داشتن گروگان، اسرائیل حاضر به آزاد کردن این سه لبنانی نخواهد بود.
به گفته وی؛ اسرائیل در 12 ژوئیه 2006 علاقه‌ای به تبادل اسرا نداشت و حتی لحظه‌ای را به دیپلماسی یا مذاکره برای آزادی سربازان خود اختصاص نداد.
اسرائیل حتی حمله خود را به یک منطقه از جنوب لبنان محدود نکرد و فورا وارد جنگ شد به گونه‌ای که امیرپرتز، وزیر دفاع اسرائیل گفته بود: ما از مرحله تهدید پرش می‌کنیم و مستقیماً وارد عمل می‌شویم.
این خبرنگار غربی افزود: ‌یکی دیگر از تفاوت‌های واکنش اسرائیل به حادثه 12 ژوئیه،‌ این بود که از زمان خروج اسرائیل از لبنان در سال 2000، حزب الله و اسرائیل بارها با یکدیگر در منطقه مرزی درگیر شده بودند، ولی این بار اسرائیل برای اولین بار تصمیم گرفت مستقیما دولت جدید و منتخب لبنان را مسئول بداند هر چند که اسرائیل به خوبی می‌دانست دولت جدید لبنان توانایی کنترل حزب الله را ندارد.
علاوه بر آن، اسرائیل می‌دانست که دولت لبنان در حال انجام مذاکرات با حزب الله بود تا به آن اجازه دهد دولت بیروت کنترل خود را بر تمامی خاک لبنان اعمال نماید، لذا در این زمان بود که اسرائیل تصور کرد با متهم کردن دولت لبنان، از بهانه مناسبی برای آغاز یک حمله گسترده علیه اهداف خود در سراسر لبنان برخوردار است.
هارت گفت: البته من نمی‌دانم که آیا هدف جنگ طلبان اسرائیل این بود که با بی‌ثبات کردن دولت لبنان و ایجاد شرایط برای آغاز جنگ داخلی در این کشور، بتوانند این فرصت را بدست آورند که یک دولت مسیحی دست نشانده بر سرقدرت بیاورند یا خیر، ولی من این را می‌دانم که وقتی شارون در سال 1982 به لبنان حمله کرد و تا بیروت پیش رفت، هدف آن روی کار آوردن یک دولت دست نشانده مسیحی بود که به این ترتیب با اسرائیل صلح کند.
در مورد موشک‌های حزب الله نیز که با موشک‌های فوق مدرن اسرائیل قابل مقایسه نیست، نمی‌توان گفت این موشک‌ها پاسخی به اولین بمباران‌های لبنان توسط اسرائیل بوده است.
این خبرنگار غربی افزوده است: تصور اینکه حزب الله آغازگر این جنگ بوده تنها تبلیغات بی‌معنای صهیونیستی است و اینگونه تبلیغات از سوی اسرائیل چیز جدیدی نیست.
وی گفته است: مساله واقعا جدید این است که تونی بلر نخست وزیر انگلیس، بدون هیچ سؤال و حتی احساس شرمساری به گسترش این تبلیغات صهیونیستی پرداخته است.
هارت افزود: در واقع من فکر نمی‌کنم بلر همانند سگ پشمالوی بوش است بلکه فکر می‌کنم بلر به اندازه هر نومحافظه‌کار آمریکایی، هر اصول‌گرای مسیحی و هر صهیونیست، به عدالت و تقوای خود معتقد است.
هارت با اشاره به اینکه ارتش اسرائیل با در اختیار داشتن حدود 23 هزار سرباز، ارتشی نسبتا کوچک است، اظهار داشت: ‌250 هازر زن و مرد دیگری که در صورت نیاز، طی 48 ساعت باید بسیج شوند، نیروهای ذخیره اسرائیل هستند که از تمامی جوامع غیرنظامی اسرائیل تشکیل شده‌اند. هدف اصلی آنها در حفظ تنش، این تحلیلی است که اسرائیل بدون انجام حملات تلافی‌جویانه، نمی‌توانست این احساس را در میان مردم خود ایجاد کند که دولت صهیونیست، همیشه در معرض خطر نابودی است و این امکان وجود دارد که در صورت عدم استفاده از این سیاست، نیروهای ذخیره اسرائیل در صورت نیاز، تمایلی به شرکت در جنگ نداشته باشند.
وی افزود: ‌به این ترتیب می‌توان گفت چیزی که دایان واقعاً از آن بیم داشت، حقیقت بود، زیرا او نیز همانند دیگر رهبران اسرائیل، می‌دانست که وجود اسرائیل از سوی هیچ کدام از کشورهای عربی و حتی ترکیبی از آنها مورد تهدید قرار نداشت. این همان حقیقتی بود که یهودیان اسرائیل نبایستی از آن آگاهی داشته باشند.
ترس دایان از این بود که اگر یهودیان اسرائیل از این واقعیت آگاهی یابند، ممکن بود بر اساس شرایط مورد قبول اعراب، خواستار دستیابی به صلح شوند، ولی مساله اینجا بود که این شرایط مورد قبول صهیونیست‌ها نبود.
به گفته هارت؛ در این جلسه که دایان بر لزوم ادامه حملات تلافی‌جویانه اسرائیل تاکید داشت، گیدئون رافائل وزیر امور خارجه اسرائیل نیز حضور داشت.
او اظهارات دایان را به اطلاع موشه شارت نخست وزیر وقت اسرائیل رساند که به نظر من، تنها نخست‌وزیر منطقی بوده که اسرائیل تاکنون داشته است. بر اساس کتاب خاطرات شارت؛ رافائل در مرود این دیدار به او گفت: اینگونه بود که فاشیسم در ایتالیا و آلمان شکل گرفت.
آلن هارت در ادامه اظهارات خود تصریح کرد: ‌اینگونه بود که فاشیسم در دولت صهیونیستی اسرائیل شکل گرفت. وی افزود: ‌ایده شکل‌گیری اسرائیل به عنوان یک دولت دمکراتیک کاملاً معیوب است. با این که درست است که یهودیان اسرائیل از آزادی بیان برخوردارند، ولی در حقیقت (بخصوص از زمان شمارش معکوس برای جنگ سال 1967) این ژنرال‌های اسرائیل بودند که بیشتر سیاست‌های اسرائیل را تعیین می‌کنند، حتی اگر هیچ کدام از آنها نخست‌وزیر نباشند.
به گفته هارت؛ در ژوئن 1967، لوی اشکول نخست‌وزیر وقت اسرائیل نمی‌خواست اسرائیل را وارد جنگ کند. این جنگ توسط ژنرال‌ها که در آن زمان ادیان هدایت آنها را بر عهده داشت به او تحمیل شد.
هارت گفت: همانگونه که در جلد دوم کتاب خود توضیح داده‌ام، اتفاقی که در لحظات آخر شمارش معکوس آغاز جنگ رخ داد، در حقیقت نوعی کودتای نظامی بود که حتی بدون شلیک یک گلوله در پشت درهای بسته صورت گرفت و ما را امروز در شرایط کنونی قرار داد که ژنرال‌ها برای جلب رضایت نومحافظه‌کاران آمریکا، در اسرائیل، تصمیم‌گیری‌ می‌کنند.
این خبرنگار مشهور غربی در ادامه، به بررسی هدف اصلی ژنرال‌های اسرائیلی برای آغاز جنگ در لبنان پرداخت و اظهار داشت؛ هدف آنها قطعاً چیزی بیش از تنبیه همه مردم لبنان و نابودی حزب‌الله بوده است.
وی تصریح کرد: به نظر من ژنرال‌های اسرائیلی دو هدف را دنبال می‌کردند: اولین هدف آنها این بود که اعتقاد داشتند می‌توانند و بایستی قدرت بازدارندگی نیروهای نظامی اسرائیل را احیا کنند. آنها به درستی بر این عقیده بودند که موفقیت مقاومت حزب‌الله در برابر تهاجم نیروهای اسرائیلی در سال 1982 و در نهایت، موفقیت آنها در مجبور کردن اسرائیل به عقب نشینی از خاک لبنان، باعث شکست و تحقیر اسرائیل شده بود.
لذا ژنرال‌های اسرائیلی طی شش سال گذشته به دنبال فرصتی برای آغاز جنگ علیه لبنان بودند که به این ترتیب، وجهه تخریب شده خود را مرمت کرده و در حقیقت، قدرت بازدارندگی اسرائیل را احیا نمایند.
علاوه بر آن، به نظر ژنرال‌های اسرائیلی، زمان آن فرارسیده بود که اسرائیل نه تنها به حزب الله، بلکه به تمامی کشورهای عربی درس دیگری بدهد که چه کسی از نظر سیاسی و نظامی قدرتمندتر است.
به گفته هارت؛ دومین دلیل تاکید ژنرال‌های اسرائیلی به اینکه جنگ تنها گزینه آنها برای پاسخ به اقدام حزب الله بوده، این است که آنها فکر می‌کردند می‌توانند از این فرصت برای پاکسازی قومی لبنان تا رود لیتانی استفاده کنند و با اشغال این مناطق، بتوانند در این منطقه یک پاکسازی قومی انجام دهند.
به این ترتیب، ‌اسرائیل می‌توانست به رویای دیویدبن گوریون بنیانگذار اسرائیل، برای تشکیل حکومت صهیونیستی در بین مرزهای طبیعی، یعنی رود اردن در شرق و رود لیتانی لبنان در شمال دست یابد.
وی افزود: هر چند اسرائیل در جنگ سال 1967 کنترل رود اردن را به دست‌گرفته بود، ولی از زمان آغاز جنگ خود علیه لبنان در 12 ژوئیه، تمام تلاش‌های آن برای به دست گرفتن کنترل‌ رود لیتانی به شکست منجر شد.
هارت با اشاره به افزایش توانایی حزب الله از سال 1982 تاکنون، گفت: وارد آوردن تلفات جانی زیاد به نیروهای اسرائیلی بسیار بیشتر از چیزی بود که افکار عمومی اسرائیل آمادگی تحمل آن را داشت.
این خبرنگار غربی و مدیر سابق شبکه بی‌.بی.سی، با اشاره به اینکه جنگ علیه لبنان یک نمایش بوده است، اظهار داشت: ژنرال‌های اسرائیلی در این مدت تلاش‌های خود را برای از بین بردن حماس، تشدید کردند و در حقیقت، وقایعی که در حال اتفاق افتادن بود، بسیار بیشتر از آن چیزی بود که ما شاهد آن بودیم.
وی تصریح کرد: همواره بر این عقیده بوده‌ام که بازی اصلی اسرائیل در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن، این است که زندگی را به حدی برای فلسطینیان دشوار سازد که آنها در نهایت بپذیرند بر سر میز صهیونیست‌ها بنشینند و یا اینکه خانه و کاشانه خود را ترک کنند و از این مناطق خارج شوند.
به گفته کسانی که هم اکنون سیاست‌ها را تعیین می‌‌کنند (ژنرال ها و سیاستمداران اسرائیل، نومحافظه‌کاران و افراد نزدیک به دولت بوش و دستیاران آنها در دولت انگلیس)، نام این بازی جدید، ساخت خاورمیانه جدید است.
هارت گفت: البته خاورمیانه جدید توسط بوش و بلر و تروریسم صهیونیسم که مورد حمایت آنها است در حال شکل‌گیری است، ولی چه نوع خاورمیانه جدیدی شکل خواهد گرفت؟‌
به نظر من، این خاورمیانه‌ای است که در آن، دولت صهیونیستی اسرائیل که طی سال‌ها فرصت‌های زیادی را برای دستیابی به صلح با اعراب از دست داده است، بیش از پیش آسیب‌پذیر خواهد بود و برای اولین بار در تاریخ کوتاه مدت خود با امکان شکست مواجه خواهد بود.
وی افزود: به نظر من بذرهای شکل جدید اسرائیل، اخیرا در لبنان کاشته شده است.
واقعیت این است که تازه‌ترین ماجراجویی نظامی اسرائیل به صورت کامل موثر واقع شد. این اقدام نه تنها باعث شلیک موشک‌ها به شمال اسرائیل شد، بلکه باعث شد تا حزب الله توسط اعراب و جهان اسلام مورد تحسین قرار گیرد.
این خبرنگار غربی گفت: لذا با توجه به این مساله، آیا واقعاً تعجب برانگیز است که اعراب و مسلمانان جهان به این مساله فکر کنند که اگر 3 هزار نیروی چریکی حزب الله توانستند برای هفته‌ها در برابر اسرائیل قدرتمند ایستادگی و در پایان نیز به صورت جدی به آن خسارت وارد کنند، چه اتفاقی رخ می‌دهد اگر همه آنها در این جنگ شرکت کنند؟
وی گفت: در یکی از مصاحبه‌هایم با گولدا مایر نخست وزیر سابق اسرائیل، از او این سؤال را پرسیدم: می‌خواهم بدانم که آیا منظور شما را درست متوجه شده‌ام یا خیر. شما گفته‌اید اگر اسرائیل در معرض نابودی در میدان جنگ قرار گیرد، آماده خواهد بود تا منطقه و کل جهان را با خود نابود کند. او نیز بدون کوچکترین مکثی پاسخ داد بله دقیقا همان چیزی است که من گفته‌ام.
البته این مساله نیازمند آن است که دستور کاری نو محافظه‌کاران و دستیاران آنها به زباله‌دانی تاریخ سپرده شود تا بتوان راه‌حلی برای مشکل فلسطین به دست آورد مشکلی که من از آن به عنوان سرطان در قلب امور بین‌المللی یاد می‌کنم.
این خبرنگار غربی در ادامه تصریح کرد:‌ متاسفانه با توجه به این واقعیت که برای دستیابی به راه حلی جهت تشکیل کشور اسرائیل و فلسطین در کنار یکدیگر و بازگشت اسرائیل به مرزهای قبل از جنگ 1976 دیر شده است، من فکر می‌کنم برای اینکه بتوان به تمامی این فجایع پایان داد باید مساله فلسطین را از طریق تشکیل یک کشور، برای همه حل کرد.
لذا به این ترتیب،‌ تشکیلات مستعمراتی صهیونیسم و خود صهیونیسم پایان خواهد یافت.
به نظر من اتفاقی که باید در خاورمیانه جدید رخ دهد، این است که یک کشور برای اعراب و یهودیان تشکیل شود که به این ترتیب، همه آنها بتوانند در امنیت و صلح در کنار یکدیگر زندگی کنند.
هارت گفت: من در پایان باید بگویم شدیدا از اینکه شهروند کشوری هستم که دولت آن همانند دولت بوش با اقدامات تنبیه آمیز جمعی اسرائیل علیه مردم لبنان و فلسطین همدستی می‌کند، شرمسار هستم زیرا تنبیه جمعی، یک جانب جنگی است و به این ترتیب می‌توانیم و باید بگوییم تونی بلر و جرج بوش نیز در جنایات جنگی ژنرال‌های اسرائیلی و سیاستمداران اسرائیلی که خواسته‌های آنها را اجرایی می‌کنند، شریک هستند.
این خبرنگار غربی افزوده است: من می‌دانم که با چنین اظهاراتی، اولین قانون سخنرانی عمومی، یعنی پایان سخنان با اظهاراتی که منجر به تشویق شود را شکسته‌ام، ولی من به دنبال تشویق نیستم.
وی تصریح کرد:‌ من یک سیاستمدار نیستم و دیگر به عنوان یک ژورنالیست فعالیت نمی‌کنم که مجبور باشم به گونه‌ای سخن بگویم و بنویسم که باعث رنجاندن منافع مقرره نگردد.
هارت افزود: من فردی آگاه هستم که اهمیت می‌دهم و می‌توانم برای خود فکر کنم.
من فکر می‌کنم که این معادله بسیار ساده است، تا زمانی که عدالت برای فلسطینیان رعایت نشود، برای هیچ کدام از ما صلح وجود نخواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات