حسن فتحی
ایران در یک منطقه حساس و استراتژیک قرار گرفته که مورد توجه قدرتهای جهانی است دلیل اصلی گرایش و توجه قدرتهای جهانی است به این منطقه نیز وجود منابع غنی نفت و گاز است که از اهمیت به سزایی برای جهان صنعتی برخوردار میباشد. ایران در شمال و جنوب در مجاورت با دو منطقه غنی و استراتژیک نفت و گاز قرار گرفته که همین مساله اهمیت آن را افزایش داده است. در جنوب ایران، خلیج فارس قرارداد که دارای غنیترین منابع نفت و گاز جهانی است. در شمال نیز دریایی خزر واقع شده که از آن به عنوان خلیج فارس دوم نام برده میشود. ولی متاسفانه تلاشهایی صورت میگیرد تا امنیت از این مناطق رخت بربسته و زمینه برای کنترل این دو منطقه توسط قدرتهای بینالمللی فراهم گردد که این مساله مخالف منافع ملتها و حاکمیت ملی است ایران در منطقهای که واقع شده با همسایگانی مواجه است که تعدادی از آنها توجه چندانی به حسن همجواری و زندگی در صلح و آرامش ندارند و به عنوان متحدان قدرتهای بینالمللی سعی دارند اوضاع را آشفته کرده و از وضعیت به وجود آمده بهره بگیرند.
در مرزهای شمال ایران پس از فروپاشی امپراتوری پهناور شوروی، کشورها و جمهوریهای جدیدی قدم به عرصه حیات گذاردند که از آن جمله میتوان به جمهوری آذربایجان اشاره کرد. این جمهوری در زمان شوروی پیشین و در شرایطی که روابط تهران و مسکو چندان مطلوب نبوده به یکی از کانونهای فعالیت مخالفین و گروههای تجزیهطلب تبدیل شده بود. این وضعیت متاسفانه پس از استقلال این جمهوری نیز از سوی برخی از حکومتها ادامه یافت که تاثیر منفی بر روابط تهران ـ باکو بر جای گذارد. در همین رابطه در زمان ریاست جمهوری ابوالفضل ایلچی بیگ که گرایش خاصی به ترکیه داشت روابط دو کشور در مسیر منفی قرار گرفت تا این که حیدر علی اف به قدرت رسید. در زمان حیدر علی اف به دلیل تجربه و درایت او روابط تهران ـ باکو ترمیم شده و گروههای تجزیه طلب آذری و مخالف ایران از آزادی عمل چندانی برخوردار نبودند ولی به نظر میرسد با روی کار آمدن الهام علی اف پسر حیدر علی اف شرایط در حال تغییر است اگر چه ایران و جمهوری آذربایجان بر سر چگونگی استفاده از منابع غنی نفت و گاز خزر اختلاف دارند ولی این مساله نباید بر روابط سیاسی دو کشور تاثیر منفی بر جای گذارده و آنها را به ضدیت با یکدیگر وادارد.
در این ارتباط میرتاجالدین نماینده تبریز در مجلس، متکی وزیر خارجه را با این سوال مواجه ساخته که چرا دستگاه دیپلماسی خارجی نسبت به اقدامات تجزیه طلبانه هدایت شده در جمهوری آذربایجان و پناه دادن به عناصر تجزیه طلب در این کشور واکنش نشان نمیدهد؟ آنچه از سوی نماینده مردم تبریز در مجلس مطرح گردیده مساله جدیدی نیست بلکه همان گونه که عنوان شد ارتباط و یا حمایت از عناصر ضدایرانی و یا تجزبه طلب سابقهای طولانی در این جمهوری دارد که به زمان حاکمیت استالین و کمونیستها در سرزمینهای همسایه شمالی ایران باز میگردد. ولی با توجه به نزدیکی و هماهنگی فرهنگی و اجتماعی تهران و باکو این انتظار وجود دارد که دو طرف سیاسی همزیستی مسالمتآمیز را ادامه داده و اجازه ندهند عناصر مشکلآفرین این رابطه را تحتالشعاع قرار داده و تخریب کنند. این یک واقعیت است که هر کشور و هر حکومتی دارای مخالف و مخالفین است که برای پیشبرد اهداف خود به حربههای گوناگون متوسل میشوند در این میان برنده حکومت، سیاستمدارانی هستند که منافع ملی و حسن همجواری را تشخیص داده و اجازه ندهند برخی منافع زودگذر و یا وعده و وعیدها شرایط را تغییر داده و بذر دشمنی و کینه را در دلها بکارد.
جمهوری آذربایجان به دلیل برخی سیاستهایی که در پیش گرفته و همراهی با آمریکا و اسرائیل میتواند در مسیر مخالف تهران قرار بگیرد که ادامه این وضعیت به نفع هیچ یک از طرفین نیست زیرا کشورها در سایه دوستی و اتحاد و هماهنگی بهتر میتوانند منافع ملی خود را حفظ کره و در راه رفاه ملتها قدم بردارند. اگرچه برخی سیاستهای باکو مغایر دیدگاههای تهران است هم چنین بعضی اهداف ایران با آنچه مورد توجه جمهوری آذربایجان است مخالف میباشد اما این اختلاف سیلقهها نباید سبب دشمنی آنها با همدیگر شود به این دلیل که هر کشور و حکومتی سیاست خاص خود را دارد ولی روش آنها نباید به گونهای باشد که این سیاستها تمامیت ارضی و منافع طرف مقابل را با خطر مواجه سازد. به همین دلیل انتظار میرود باکو در سیاست خود در پشتیبانی از عناصر تجزیهطلب بازنگری کرده و اجازه ندهد این مسائل بر روابط دو کشور تاثیر منفی بر جای بگذارد.