* با توجه به ارجاع پرونده اتمی ایران به شورای امنیت، تصور میکنید چه رویکرد یا راهکاری برای ایران باقی مانده تا بتواند در سیر این پرونده لحاظ کند؟
** از آنجا که هدف آمریکا و اسرائیل در پرونده هستهای ایران آن است که این پرونده را تبدیل به موضوعی مرتبط با تهدید صلح و امنیت بینالمللی کرده تا بتوانند آن را در دستور کار شورای امنیت سازمان ملل قرار دهند بر همین اساس آنها تلاش کردند با گزارش این پرونده به شورای امنیت عاملی برای تشویش افکار عمومی جهان به نفع خودشان بسازند. در حالی که بر اساس گزارش البرادعی هیچ مستندی که بتوانند این اتهامات را در شورای امنیت علیه ایران اثبات نماید وجود نداشت و گزارش البرادعی حاکی از این است که فعالیت فناوری هستهای ایران کاملا صلحآمیز و در همان مسیر قوانین NPT بوده است. حتی ایران برای چند مورد غنیسازی با درصد بالا هم که در بعضی از لوازم خریداری شده از واسطههای خارجی وجود داشت امکان ادامه بررسی برای مطمئن شدن از این موضوع را برای آژانس فراهم کرد.
ما فکر میکنیم از نظر آنها لازم است روند اعتمادسازی پروسه طولانیتری را میکند. بنابراین با توجه به اهدافی که آمریکا و اسرائیل و بعضا اروپا دراین راستا دنبال مک کردند میبینیم این اهداف حتی در گزارش 4 آژانس هم تحقق پیدا نکرد. اما اعتراض اصلی که ما به آژانس داریم این است که آژانس به اساس ماده قانون NPT به تعهدات خود نسبت به ایران در طی 27 سال گذشته عمل نکرده. به رغم اینکه در NPT پیش بینی نشده تغییر حکومتها مانع همکاری آژانس با اعضا خواهد شد اما متاسفانه از بعد از انقلاب اسلامی در ایران فشار آمریکا و صهیونیستها موجب شده تا ایران تاکنون از حق مسلم خود در دستیابی به فناوری هستهای محروم بماند.
* بالاخره جمهوری اسلامی در قضیه انرژی هستهای با دیگر مسائل چه رویکردی را با رژیم و حکومتی باید اتخاذ کند که از اساس به دنبال براندازی آن است؟
** شما نکته ریشهای را مطرح کردید. به اعتقاد ما با توجه به این که تقریبا طی 3 سال گذشته ایران تمام تلاشهای لازم برای رفع ابهام و اعتمادسازی در پرونده اتمیاش را انجام داده دیگر هیچ بهانهای برای برخورد دوگانه با ایران وجود ندارد. مگر آنکه بخواهند با ما برخورد سیاسی کنند و جالب آن است که عموم کشورهای غیرمتعهد و اکثر ملتهای جهان به سیاسی برخورد کردن آمریکا و اروپا نسبت به مساله ایران اعتراف دارند. بنابراین از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون دشمنی آمریکا با ایران به خاطر شرایط مختلفی که در منطقه برای آمریکا پدید آمده یک دشمنی جدی و دیرینه بوده. خصوصا با توجه به اینکه تا سال 2015 نفت آمریکا به اتمام میرسد و نفت خاورمیانه هم مجموعا تا سال 2050 دوام دارد و آنچه که از ذخایر نفتی باقی میماند منابعی است که در اختیار کشورهائی مانند ایران است، لذا آمریکا در این رابطه با توجه به وابستگیاش به انرژی احساس نگرانی زیادی دارد. ضمن این که بیداری اسلامی نیز در وضعیت طرحها و پروژههای آمریکا در خاورمیانه تاثیر قابل ملاحظهای گذاشته و آمریکا همه اینها را منبعث از رفتار جمهوری اسلامی در منطقه و سطح جهان میداند. طبیعی است وقتی طرح خاورمیانه بزرگ در حال شکست است، وقتی تئوری های مختلف آمریکا در منطقه در خصوص انقلابهای مخملی یکی پس از دیگری در حال شکست خوردن است و بیداری اسلامی در سطح خاورمیانه موجبات پیروزی اسلام گرایان در عراق و فلسطین را فراهم آورده آمریکا هم احساس نگرانی زیادی نسبت به شرایط منطقه دارد.
* آیا تصور نمیکنید چنانچه غرب بتوانند ایران را با هر ترفند یا فرآیندی از حق مشروع خود محروم کند، اساس نظام بینالمللی که بعد از جنگ جهانی دوم ریخته شده زیر سوال میرود و آینده را آبستن بحرانهای دیگری خواهد کرد؟
** یقینا همین طور است. بعضی از اعمال آمریکا خصوصا بعد از روی کار آمدن کاندولیزا رایس وقتی با ارزیابی دقیقتری مورد ملاحظه قرار میگیرد متوجه میشویم که نهایتا همه این طرحها به نوعی به ضرر آمریکا شده. وقتی کنگره آمریکا برای تهیه راهبرد براندازی رژیم جمهوری اسلامی دو نفر از اعضای دانشجو فاقد پایگاه اجتماعی در کشور را دعوت میکند و از آنها استمزاج میکند این نشان دهنده عجز آمریکا در برخورد با جمهوری اسلامی است. واقعا ما نباید بزرگ نمایی آمریکاییها را مبنای قضاوت در توانمندیهای آنها قرار دهیم. امروز آسیبپذیری آمریکا بعد از 11 سپتامبر بیش از گذشته شده. یازده سپتامبر اگرچه موجب تغییراتی در استراتژی و تصمیمات سران آمریکا شده اما هم زمان آسیب پذیری آنها را افزایش داده. امروز هم آسیب پذیری آمریکا در منطقه بسیار بالا رفته و هم اینکه عموم طرحها و پروژههای این کشور در سطح منطقه در حال شکست است. لذا به نظر میرسد چنانچه از شورای امنیت هم به عنوان ابزاری علیه ایران استفاده کنند ایران نخواهد پذیرفت و عملا پرونده اتمی ایران را وارد مرحلهای خواهند کرد که دیگر خودشان هم نخواهند توانست آن را جمع کنند. این به ضرر جامعه بینالمللی است. اتفاقا امروز هیچ مسئولی در جمهوری اسلامی بر اساس موضعی که ملت ما در رابطه با مساله هستهای گرفته حق بازگشت به گذشته را ندارد.
*صرفنظر از ماهیت یا انگیزههای مستتر در پرونده اتمی، چنانچه شورای امنیت سازمان ملل متحد نهایتاً امر به تحریم اقتصادی ایران دهد، با توجه به اینکه از طرف دولت ایران به نوعی این تهدید مطرح شده که در صورت تحریم ایران دیگران هم متحمل رنج و عذاب خواهند شد و در کریدرهای سیاسی این حرف به معنای استفاده ایران از نفت به عنوان یک حربه علیه غرب و آمریکا معنا شده آیا واقعا ایران چنین توانایی را دارد تا در صورت تحریمهای اقتصادی از نفت به عنوان یک حربه استفاده کند؟
** بله ما هنوز از ابزارهای دیگرمان بخصوص ابزارهای اقتصادی در رابطه با این مساله استفاده نکردهایم ولی به طور قطع میتوانیم از این ابزارها به گونهای استفاده کنیم که ضربه سنگینی هم به آمریکا و هم به کسانی که پشت سرآمریکا هستند بزند. البته طبیعی است برای ما هم مشکلاتی خواهد داشت. ولی برای ملتی که با فرهنگ روزه رشد پیدا کرده و سالها تحریم اقتصادی را در ابعاد مختلف آزموده تحمل این نوع فشارها خیلی دشوار نیست. ما میتوانیم با صرفهجویی مشکلات خود را حل کنیم. ولی یقینا برای آمریکا و اروپا و حتی برای چین و روسیه نیز این تحریم آثار زیان بار و غیر قابل تحملی خواهد داشت. گذشته از آنکه افزایش قیمت نفت تا مرز 100 دلار برای دنیا هم غیرقابل تحمل است.