*برای حل مسایل زنان آیا قوانینی هم در دست دارید؟ زنان فلسطینی تابع چه قوانینی هستند؟
**با رسمیت یافتن تشکیل دولت فلسطینی، ما روی این موضوع فکر کردیم که وظیفهء یک سازمان مدافع حقوق زنان در آن مقطع چه میتواند باشد. بعد دربارهء زندگی مدنی زنان فلسطینی و موقعیت حقوقی آنها تحقیقاتی انجام دادیم. آن موقع اسراییل به همه جا مسلط بود و امکان بازداشت ما هم وجود داشت. اگرچه با شرایط و محدودیتهای سختی مواجه بودیم، بعد از پایان بررسیهایمان ثابت کردیم که تا به حال قانونگذاری اختصاصیای برای ملت فلسطین صورت نگرفته است. ما نشان دادیم که تا آن زمان قانون گذاری برای ملت فلسطین یا بر عهدهء نیروهای اشغالگر بوده یا از طرف حاکمان متنفذ انجام شده است.نخستین قانونگذاری در فلسطین به زمان حکومت عثمانیها بر این سرزمین برمیگردد و اولین نظام حقوق خانوادهء فلسطینیها نیز در همان مقطع به تصویب رسیده است. بعدها انگلیسیها هم اقدام به تصویب سلسله قوانینی برای ملت فلسطین کردند. اردنیها نیز در کرانهء غربی و نوار غزه قوانینی را وضع کردهاند. پس از این مقاطع، دوران حاکمیت اسراییل فرا میرسد، تا این که سرانجام با تصویب توافقنامهء «اسلو»، اولین دور انتخابات برای تعیین اعضای پارلمان فلسطینی برگزار میشود. البته این انتخابات را هم باید نقطهء آغاز جدال قدرت بین احزاب سیاسی در فلسطین دانست.
*زنان فلسطینی در طول این روند چه نقشی بر عهده داشتند؟
**همیشه از زنها برای شرکت در مبارزات ملی دعوت به عمل میآمد; چراکه هیچ یک از ما چارهای جز شرکت در آن مبارزه نداشتیم. خود زنها هم به دلیل فشاری که توسط اشغالگران و استعمارگران به آنها وارد میشد، خواستار الحاق به جنبشهای آزادیبخش بودند. اما موفقیتهای به دست آمده از این مبارزات، برای زنان به نتیجهای غیر از حذف ایشان از صف نیروهای پیروز منجر نمیشد و این حذف عاملی نداشت جز ساختار مردسالارانهء حاکم. در سال 1997 اگرچه یک دولت فلسطینی تشکیل نشده بود، ما با پی بردن به به این مساله درس تلخی گرفتیم. در واقع به این نکته پی بردیم که با وجود سالها مبارزه، زنان فلسطینی هنوز نتوانستهاند به هیچ آزادی و استقلالی دست پیدا کنند.در کنار اشغالگران اسراییلی، سایهء اقتدار مردسالارانهء فلسطینی نیز روی سر زنان سرزمین ما سنگینی میکرد. پس چارهای نداشتیم جز این که در یک طرف با نیروهای اشغالگر مبارزه کنیم و در طرف دیگر برای احقاق حقوق زنان تلاش کنیم. تجربهء سال 1997 این درس را به ما آموخت که باید مبارزهمان را در هر دو عرصه و به صورت موازی پی بگیریم.
* دربارهء عناوین مهم جنبش زنان فلسطین توضیح بدهید. در سیاست متعادلی که پیش گرفتهاید چه اولویتهایی دارید؟
** حتی در موقع بمباران شهرها توسط نیروهای اسراییلی نیز ما نسبت به مسالهء قوانین کار و مقوله اعمال خشونت علیه زنان بیتوجه نبودهایم. میدانید که اگر کسی به صورت ذهنی و از درون به اسارت درآمده باشد، هیچگاه نخواهد توانست به آزادی دست پیدا کند. اگر ذهنها آزاد باشند، جامعه نیز آزاد خواهد شد و اگر ذهن انسانها به اشغال درآمده باشد، جامعه خیلی راحت به آلت دست دیگران بدل میشود. به همین دلیل قوای اشغالگر و استعمارکننده بیش از هر چیز روند آموزش و رشد اقتصادی را دچار اخلال میکنند. آنها مخالف آزادی تصمیمگیری و استقلال عمل انسانها هستند. این وضعیت جز زندگی اسارتبار عنوان دیگری ندارد و انسانها باید برای رهایی از چنگال چنین وضعیتی تلاش کنند. زنان سرکوب شده در نهایت کودکانی سرکوب شده را تربیت خواهند کرد. پس برای تربیت کودکانی آزاد، زنان باید به انسانهایی آزاداندیش بدل شوند. ما به عنوان یک گروه از یک سو خواستار حفظ هویت دینی، فرهنگی و تاریخ پرافتخارمان و از سوی دیگر معتقد به ضرورت تامین امنیت عمومی و به خصوص تامین امنیت برای زنان سرزمینمان هستیم. به همین دلیل مقولهء مقابله با خشونت علیه زنان در صدر اولویتهای کاری ما قرار گرفته است. موقع جنگ خشونت علیه زنان افزایش بیشتری مییابد; چنانکه میتوان گفت در زمان جنگ زنان ظلم مضاعفی را تحمل میکنند.
*در مسالهء فلسطین مقولهء پناهندگی دارای اهمیت بسیاری است. آیا مسالهء پناهندگی را از زاویهء مسایل زنان مورد بررسی قرار دادهاید؟
**خیلیها به علت وقوع جنگ مجبور به ترک سرزمینشان شدهاند. پراکندگی فلسطینیها علاوه بر ایجاد پیچیدگی در عرصهء قانونگذاری، ما را با شرایط دشوار دیگری نیز مواجه کرده است. بخشی از قدس تحت اشغال اسراییلیهاست. در قدس شرقی زنان فلسطینی تابع قوانین اسراییل هستند. علاوه بر این، در کرانهء غربی رود اردن قوانین اردن اجرا میشود و در غزه قوانین و مقررات نظامی مصر. زنی که اهل قدس است و در کرانهء غربی رود اردن ازدواج میکند، باید همزمان تابع دو قانون باشد. اگر این زن قصد ازدواجی رسمی دارد، باید ازدواجش هم طبق قوانین اردن و هم طبق قوانین اسراییل رسمیت داشته باشد و فقط در چنین صورتی است که وی میتواند تولد فرزندانش را به شکلی رسمی ثبت کند. قضات ما برای حل مشکلات زنان فلسطین باید همزمان به قوانین اسراییل، مصر و اردن مسلط باشند; در غیر این صورت یا محاکم اقدام به ارسال پرونده به یکدیگر میکنند یا برای یک پرونده وکلای متعددی گرفته میشود. به عنوان مثال اگر یک زن اهل غزه که با یک مرد از کرانهء غربی ازدواج کرده، در زندگی زناشوییاش بر اساس حقوق خانواده دچار مشکل شود، این زن هم در غزه و هم در کرانهء غربی باید برای خودش وکیل بگیرد. اگر یک زن با مردی که اهل قدس است و در رامالله زندگی میکند، ازدواج کند، ما با شرایط پیچیدهتری مواجه میشویم.
*آیا با علمای دینی همکاری مشترکی دارید و آیا آنها به شما کمکی هم کردهاند؟
**در زمینهء حقوق خانواده عناصر دینی از نفوذ بالایی برخوردار هستند. علمای دینی در مورد آگاهسازی خانوادهها به تبعات ازدواجهایی که ممکن است بین یک شهرنشین و روستانشین روی بدهد، با ما همکاری میکنند. آنها همچنین خانوادهها را به مسایل ازدواج با ساکنان خارج از کشور نیز مطلع میسازند. ما در این مورد فشار زیادی وارد کردیم و یکی از نتایج تلاشهای ما، تشکیل «مرکز مشاوره ازدواج» در محاکم دینی است. در حال حاضر در همهء این محاکم، مشاوران ازدواج مشغول فعالیت هستند.
*شما از نبود ثبات در زندگی فلسطینیها صحبت میکنید. در این مورد توضیح بیشتری بدهید؟
**مردان و زنان فلسطینی به شکلی مفرط در معرض خشونت و سوء استفاده قرار میگیرند. بسیاری از مردم ما شکنجه میبینند و تحقیر میشوند. همهء ما این وضعیت را تجربه کردهایم. من مفهوم نداشتن ثبات در زندگی را خوب میفهمم; چرا که خودم نیز در چنین شرایطی زندگی میکنم. برخورد سربازان اسراییلی با ما در نقاط بازرسی همیشه خشن و تحقیرآمیز بوده است. وقتی برادر یا همسایهتان را جلوی چشم شما کتک بزنند و شما هم هیچ کاری از دستتان برنیاید، قلب تان تکهتکه میشود و مفهوم عجز را درک میکنید. ما هر روز شاهد وقوع چنین صحنههایی هستیم. جامعه ما بین احساساتی مثل ترس، خشم و عشق سرگردان مانده است. ما اسیر احساسات متضاد شدهایم. بله، من عصبانیام; از دست وقایعی که هر روز میبینم خیلی هم عصبانیام. اما مجبورم با احساس عصبانیتم کنار بیایم; چرا که موظفم به جوانان سرزمینم کمک کنم تا با احساس خشم و عصبانیتشان کنار بیایند. ما باید همواره عشق و محبت را به مردم بیاموزیم. من وظیفه دارم عشق به انسانیت را به جوانان سرزمینم یاد بدهم تا نسبت به دیگران، جامعه و دوستانشان احساس مثبتی داشته باشند. البته تلاش ما برای حفظ ارزشهای انسانی به این دلیل اهمیت پیدا میکند که محیط اطراف ما آکنده است از قتلعام، خشونت، تحقیر و تلخکامی.
*زنان در اسلام چه جایگاهی دارند؟
**به نظر من از دین استفادههای نادرستی صورت گرفته است. امروز وجود بنیادگرایی دینی را بین مسیحیان و یهودیان نیز مشاهده میکنیم. میدانید که دیدگاه بنیادگرایان دربارهء زن، ارزشهای اجتماعی و رفتارهای عمومی مشابه یکدیگر است. بنیادگرایان مسیحی، مسلمان و یهودی همگی به یک زبان سخن میگویند. موضع آنها هیچ نسبتی با ارزشهای راستین دینی ندارد. انسانها باید با افزایش آگاهیهایشان از فروافتادن به ورطهء بنیادگرایی پرهیز کنند. به همین دلیل درک اسلام راستین و ارایهء آن به دیگران را مهمترین وظیفهء متفکران اسلامی میدانم.