نویسنده: مهدى شیرازی: در گذشته کشور ما سالها تحت سلطه و نفوذ کشورهاى خارجى بوده اما پس از انقلاب به کمک رهبرى روحانى و تکیه بر ارزشهاى اسلامى این توان را یافته که به صورت مستقل و براساس منافع ملى عمل کند و دست استعمارگران خارجى را از کشور کوتاه کند، پس از انقلاب با تکیه بر نیروهاى داخلى این توان به دست آمد تا در رشتههاى مختلف علمى و فنى و زیر ساختهاى اقتصادى موفقیتهاى چشمگیرى حاصل شود. البته پیش از انقلاب نیز بسیارى از منابع قدرت مانند وضع جغرافیایی، جمعیت، منابع طبیعى و سایر عوامل وجود داشته اما به دلیل خیانت رژیمهاى قبلى نتیجهاى حاصل نشده، و مردم با تکیه بر نهاد روحانیت موفق به پیروزى شدند و در تاریخ بارها بدون وجود روحانیت همچون ملى شدن نفت موفقیتى حاصل نکردند. مهمترین عامل توانبخشى عامل مذهب و ایمان و رهبرى روحانیت بوده که در عرصه سازندگى و جنگ تحمیلى باعث هدایت مردم به سمت پیروزى شده است. سازه دیگر توانمندیهاى نظام، پشتوانه مردمى از نظام و بسیج اقشار مختلف براى اجراى طرحهاى بزرگ و کوچک جهت ارتقاى قدرت کشور و موفقیت در عرصههاى گوناگون است چرا که بسیج آموزش خود را در جنگ تحمیلى و طرحهاى ملى چون واکسیناسیون و بسیج سازندگى به خوبى طى نموده است. کشور ما در صورت پایبندى به عامل مهم دین و مذهب و پیروى از رهبرى روحانى و استفاده از بسیج مردمى و به کارگیرى منابع طبیعى قدرت و سایر عوامل موجود در کشور مىتواند چشمانداز روشنى در آینده داشته باشد.
پس از پیروزى انقلاب اسلامی، کشور ما در شرایط جدیدى قرار گرفت. تا قبل از پیروزى انقلاب اسلامى به دلیل دخالتهاى مستقیم خارجى و وابستگى رژیمهاى قبلى به نیروهاى خارجى به دلیل نداشتن مقبولیت و پایگاه مردمی، کلیه سیاستهاى اقتصادی، فرهنگی، اجتماعى و نظامى کشور در راستاى حفظ منافع و خواستههاى دول خارجى (خصوصا دولتهاى غربى در زمان پهلوى دوم) تنظیم مىشد و کلیه ظرفیتها و توانمندیهاى کشور که باید براى رشد و بالندگى آن به کار گرفته مىشد، به دلایلى که گفتیم هرگز به کارگیرى نشد و یا در صورت به کارگیرى به جاى تامین منافع ملى کشور، رفع کننده نیازهاى غرب و در راستاى برنامههاى دیکته شده خارجى بود.(1) با پیروزى انقلاب اسلاى به رهبرى امام خمینی(ره) و تحولات شگرف که به دنبال این پیروزى رخ داد، فرصتى به وجود آمد تا با پشتوانه مردمى و اتخاذ سیاست مستقل در راستاى منافع ملى براى اولین بار و پس از سالها مداخله مستقیم و غیرمستقیم عناصر خارجی، توانمندیهاى کشور را در راستاى ارتقاى موقعیت و رشد و پیشرفت کشور به کار گیریم. با قطع دست کشورهاى استعمارگر، فرصتى دست داد که از خروج سرمایهها و منابع و نیروهاى کارآمد از کشور جلوگیرى به عمل آید و با اتخاذ سیاستهاى جدید از تبدیل شدن کشور به مرکز مصرف محصولات غربى و تولید مواد خام ارزان قیمت ممانعت شود. با توجه به اینکه بعد از انقلاب اسلامى دولتمردان داراى سیاستهاى مشخص و معین در راستاى منافع و ارزشها و خواستههاى ملى بودند و براى پیاده کردن این سیاستها صرفا متکى به پشتوانه عظیم مردمى بودهاند لذا دست استکبارگران از سوق دادن سیاستهاى کشور به سمت وابستگى و عقب ماندگى قطع شد.
اکنون ما باید براى پیشرفت کامل و افزایش میزان قدرت کشور و براى رسیدن به اهداف راهبردى بلندمدت و استراتژىاى که بر پایه منافع ملى و ارزشها و آرمانهاى انقلابى تدوین شده، به شناخت توانمندیهاى کشور بپردازیم و با برنامهریزیهاى دقیق و کارشناسانه این منابع و توانمندیها را در راستاى این اهداف به کار بندیم. رسیدن به چشمانداز و افق روشن در آینده نیازمند به کارگیرى صحیح توانمندیها است و همانطور که گفته شد این مسئله نیز به نوبه خود محصول برنامهریزى درست است.
با نگاهى به زیر ساختهاى اقتصادى در کشور و پیشرفتهاى چشمگیر در این زمینه مىتوان پى برد که در صورت برنامهریزى اصولى توان بهرهورى از توانمندیها و امکانات درونى به میزان چشمگیرى قابلیت رشد دارد. زیرساختهاى نوین اقتصاى شبکههاى حمل و نقل ارتباطات، آبرسانى تولید انرژى (برق، نفت، گاز) و موسسات آموزشى و نظیر آنهاست.(2) شبکههاى حمل و نقل در کشور ما در دوران سازندگى رشد چشمگیرى داشته احداث خط آهن مشهد، سرخس، تجن، راهاندازى چندین اسکله و بازسازى آنها در بنادر جنوبى ساخت فرودگاه بینالمللى امام(ره) در مرکز و راهاندازى چند فرودگاه در مراکز سایر استانها همچون ایلام و ساخت بزرگراههاى ارتباطى بین چند استان همچون تهران، زنجان و بسیارى موارد دیگر نشان از کوششى براى تقویت این عنصر زیرساختى است. شبکههاى ارتباطى مخابراتى در کشور رشد چشمگیرى داشته و دسترسى به شبکههاى تلویزیونى در دور افتادهترین نقاط کشور امکانپذیر شده و رسانههاى گروهى به سرعت در حال پیشرفت است امروزه اکثر روستاهاى دور افتاده نیز از نعمت تلفن و تلویزیون بهرهمند هستند.
در زمینه انرژى باتوجه به امکانات و منابع طبیعى موجود در کشور و افزایش توان بهرهبردارى از منابع انرژى همچون نفت و گاز و گسترش شبکه گازرسانى به سراسر کشور شاهد موفقیت متخصصین داخلى در این خصوص هستیم. آموزش و پرورش در کشور پس از انقلاب رشد قابل ملاحظهاى کرده، ضمن پرورش نسل جوان در راستاى ارزشهاى اصیل و عالى نشات گرفته از دین، آموزش آنها نیز در سطح کمى و کیفى رشد چشمگیرى داشته است خصوصا که پس از پیروزى انقلاب با تاسیس نهضت سوادآموزى و تلاش این نهضت در ظرف مدت کوتاهى شاهد کاهش نرخ بیسوادى در کشور بودهایم و این در حالى است که اکثر کشورهاى جهان سوم هنوز از نظر زیرساختهاى یاد شده در سطوح بسیار پایینى قرار دارند. اما کشاورزى ماکه در دوران قبل انقلاب به دلیل اقدامات نمایشى و اصلاحات ارضى شاه، همچنین به دلیل عدم توجه کافى به این بخش از سوى رژیم دست نشانده پهلوى براى مصرفى نمودن کشور در راستاى اهداف دول غربى نابود شده بود، پس از انقلاب و در دوران سازندگى با تلاش و همت نیروهاى متعهد انقلابى خصوصا در جهاد سازندگى که از ثمرات انقلاب بود رو به رشد و توسعه نهاد و با اقداماتى که پس از انقلاب در راستاى توجه به جمعیت روستایى و تهیه امکانات رفاهى براى آنها صورت گرفت همچنین برنامهریزیهاى که در زمینه بهرهورى درست از آبها، مکانیزه کردن کشاورزى و استفاده از روشهاى علمى در بالا بردن سطح کمى و کیفى محصولات از سوى متخصصین داخلى صورت گرفت، باعث شد تا رشد محصولات کشاورزى در کشور به سطح مطلوبى برسد و امروزه بخشى از صادرات به محصولات کشاورزى اختصاص دارد و در زمینه تولید برخى محصولات مهم کشاورزى همچون گندم به خودکفایى رسیدهایم و طرحهاى عظیمى همچون نیشکر خوزستان را براى رسیدن به محصولات مهم دیگر چون شکر در راستاى قطع وابستگى به خارج به اجرا گذاریم.
در صنایع استخراجى کشور ما به جز نفت در زمینه استخراج سایر منابع کافى رشد فراوانى داشته و علاوه بر استخراج در برخى موارد همچون سنگهاى زینتى و گچ و سیمان توانایى تبدیل به محصول نهایى را نیز داراست، باتوجه به اینکه صنایع استخراجى مقدمه صنایع تولیدى و تابع نیازها و ملاحظات آن صنایع هستند پیشرفت در این زمینه بسیار حائز اهمیت است. صنایع جدید همچون پالایش، پتروشیمی، ماشینآلات صنعتى و الکترونیک تنها در معدودى از کشورهاى جهان سوم رشد کرده است. همچنین صنایع بسیار پیچیدهاى نظیر هواپیماسازى و مخابراتى بسیار ناچیز است و صنایع بیولوژیک هنوز به این کشورها راه نیافته است اما کشور ما بعد از انقلاب با اتکاء به نیروهاى متخصص و متعهد داخلى موفق شده تا در بسیارى از موارد یاد شده به موفقیتهایى نایل شود و ساخت کارخانههاى پتروشیمى اراک و بندر امام(ره) و ساخت و تولید برخى از هواپیماهاى مورد نیاز داخل همچون هواپیمایى ایران -140 و پیشرفتهایى در زمینه مخابرات نویدبخش آیندهاى روشن در این زمینه خواهد بود.
صادرات و واردات ما نیز در گذشته به صورتى بود که تنها محصول صادراتى نفت بود و بخش عمده واردات را تسلیحات ساخته شده غرب و لوازم لوکس و کالاهاى مصرفى تشکیل مىداده اما امروز باتوجه به پیشرفتهاى حاصل شده، صادرات غیرنفتى و برخى کالاهاى تولیدى در داخل سهم عمدهاى را به خود اختصاص داده و واردات تسلیحات به دلیل خودکفایى در تولید بسیارى از تسلیحات پیشرفته همچون موشکهاى میان برد و تانکهاى پیشرفته و سلاحهاى انفرادى و سایر ادوات نظامى قطع شده است. و امروز آمارها نشان از آن دارد که بخش وسیعى از واردات کشور را امروزه کالاهاى سرمایهای، ماشینآلات و مواد خام شیمیایى تشکیل مىدهد، برخلاف بسیارى از کشورهاى جهان سوم که وارد کننده مواد غذایى و کالاهاى مصنوعى مصرفى هستند در این زمینه ما با داشتن شرایط مناسب طبیعى و برنامهریزی، موفق به خودکفایى شدهایم. این پیشرفتهاى حاصل شده پس از انقلاب اسلامى حکایت از این مسئله دارد که برخلاف بسیارى نظرات مطرح شده درباره جوامع شرقى همچون نظرات کلاسیک، مونتسکیو، مارکس، ماکسوبر و ویتفوگل، جامعه ایرانى توان رسیدن به حکومت مردمى و آزاد در چهار چوب ارزشها و اصول ریشهاى را دارد، مونتسکیو حکومتهاى اروپایى را مبتنى بر قانون ولى حکومتهاى آسیایى را مبتنى بر زور مىداند و علت این تفاوت و پیامدهاى آن را اینگونه بیان مىکند: “کشورهاى اروپایى براى تداوم بقاى خود ناچار بودهاند که متکى به قوانین باشند و این خصوصیت سبب پیدایش قریحه آزادى در میان این جوامع شده است، درحالى که در آسیا روح تعبد و بردگى حاکم است” منتسکیو در کتاب (روح القوانین) به تفصیل درباره خصوصیات استبداد شرقى در زمینه ساختارها و نهادهاى سیاسى و قضائی، نحوه انتقال قدرت، روانشناسى فرمانروایان و فرمانبرداران مىپردازند.(3)
مارکس نیز این موضوع را مطرح مىکرد که شیوه تولید در جوامع آسیایى فاقد تضادهاى پویا در درون خود است و این وضع باعث کندى تحولات اجتماعى در این جوامع شده به عبارت دیگر مارکس این موضوع را مطرح مىکرد که تضادهایى نظیر تضادهاى طبقاتى (ناشى از مالکیت خصوصی) یا تضاد بین شهرها و روستاها در جوامع غربى باعث تسریع تکامل اجتماعى آنها شده است در حالى که چنین تضادهایى در جوامع آسیایى وجود نداشته است. به نظر مارکس خصوصیات سیاسى جوامع آسیائى از جمله تداوم حکومتهاى استبدادى را نیز باید در همین ویژگیهاى اجتماعى و اقتصادى جستجو کرد.(4)
ماکسوبر بر نظام پاتریمونیال اشاره مىکند که در آن جان و مال و همه چیز مردم در دست حاکم خودکامه است. او بر خصوصیت شخصى بودن قدرت و مشروعیت (فقدان قوانین عمومی) و همچنین خودکامگى در جوامع سنتى غیر اروپایى تاکید مىورزد.(5)
همه این نظریهپردازان با اشاره به این موارد بر برترى کشورهاى اروپایى و استبداد و خودکامگى در حکومتهاى شرقى اشاره دارند. البته شاید چنین ویژگیهایى در بسیارى از کشورهاى شرقى قابل مشاهده بوده یا باشد اما ایران به دلیل وجود نفوذ تعالیم نجاتبخش اسلامى و نفوذ دین در تمام عرصههاى زندگى فردى اجتماعى و به کمک نهاد روحانیت و حرکت به دنبال این نهاد براى رهایى خود اقدام کرده تا امروز به حکومتى برخلاف آنچه نظریهپردازان غربى توصیف کردهاند رسیده است. و در راه پیشرفت خود نیز تاکنون بر پیروى از هدایت رهبرى روحانى و رعایت موازین و اصول نجاتبخش اسلام تاکید کرد و همین مقدار پیشرفت حاصله را نیز مدیون آن است و برخلاف برخى نظریههاى نوسازى که از طرف نظریهپردازان این مکتب همچون دانیل لرنر ادوارد سیلز، گابریل آلموند و جیمز کلمن که تمسک به دموکراسى لیبرال غربى را الگوى مطلوب پیشرفت و نوسازى مطرح مىکنند باید گفت، همان الگویى که رهایى از چنگال استبداد را موجب شد مىتواند موجبات پیشرفت را نیز در جامعه ایرانى پیاده کند. نظریهپردازان وابستگى به نیاز کشورهاى جهان سوم براى ارتباط با قدرتهاى بزرگ و جلب سرمایه هاى آنها براى حفظ منافع و موجودیت خود اشاره دارند و چارهاى جز فراهم کردن تسهیلات و امتیازات براى سرمایهها و شرکتهاى خارجى در کشور خود ندارند و مجبور به حفظ منافع خارجیها در کشور خود هستند، نظریهپردازان نظام جهانى کشورهاى جهان سو قدرت چانهزنى و دیپلماتیک و نظامى ضعیفى دارند و به همین دلیل باید نیازها و منابع اقتصادى قدرتهاى بزرگ را تامین کنند.(6)
این نظریهها در مورد بسیارى از کشورهاى جهان سومى صادق است و حتى در مورد ایران قبل از انقلاب نیزصدق مىکند اما در پى تحولات پس از انقلاب باید ایران را از مصادیق نظریههاى فوق استثنا کرد و دلیل آن را باید در عزم ملى و پیروى از تعالیم اسلام و رهبرى روحانى جامعه دانست و عزت، افتخار، استقلال، توانمندى و پیشرفتهاى کوچک و بزرگ در کشو را باید در سایه این عوامل جستجو کرد.
بنابراین در بررسى توانمندیهاى نظام مهمترین عامل براى رسیدن به خواستهها و کسب پیروزى را باید در نقش دین و روحانیت در هدایت جامعه جستجو کرد زیرا تا قبل از این با وجود سایر عوامل توانبخش در کشور ما به جز دولتهاى دست نشانده و حضور نفوذ مستقیم و غیر مستقیم دول استعمارگر خارجى چیزى را شاهد نبودیم، بنابراین براى هر پیشرفت و پیروزى باید این عوامل را در محوریت قرار داد. این موضوع بارها در تاریخ به اثبات رسیده که پیروزى بدون روحانیت پایدار نخواهد بود و مردم ما این موضوع را در نهضت ملى شدن نفت و پیش از آن در نهضت مشروطیت که سرانجام آن بعدها به استبداد رضاخانى مبدل گشت به خاطر دارند.
در مورد سایر توانمندیها باید گفت: توان به ظرفیت و داشتهها اطلاق مىشود و ممکن است براى رسیدن به هدف فعال شود زمانى که توانمندیها فعال شود با قدرت حاصله از آن مىتوان به اهداف دسترسى پیدا کرد. کشورى که توانمندى به کارگیرى منابع قدرت را دارد امکان پیشبرد اهداف خود و رسیدن به منافع ملى را خواهد داشت.
براى این منظور ابتدا باید منابع قدرت یک کشور را شناخت که عبارتند از:
1- وضع جغرافیایى و قدرت کشور:
یکى از منابع مهم قدرت هر ملتى وضع جغرافیایى یعنى وسعت خاک، پستى بلندی، آب و هوا و محل کشور مىباشد. وسعت قلمرو به کشور امکان مىدهد که جمعیت و مراکز صنعتى و اتمى خود را در نقاط پراکنده مستقر کند تا دشمن احتمالى به آسانى نتواند همه منابع مادى قدرت کشور را مورد تهدید یا حمله قرار دهد. وسعت منطقه و وضع پستى و بلندى و آب و هوا ممکن است به قدرت کشور کمک کند زیرا به کشور امکان مىدهد که جمعیت بیشتر و منابع طبیعى زیادتر داشته باشد. در بحث منابع طبیعى دسترسى به مواد خام و غذا مسئله اصلى محسوب مىشود.(7)
2- پیشرفت صنعتى و قدرت کشور:
مزایاى تکنولوژى بسیار پیشرفته جدید وسایل ارتباطى مدرن توسعه همه جانبه صنایع سنگین را به صورت یک عامل ضرورى براى قدرت ملى درآورده است. رقابت براى قدرت به طور وسیعى تغییر شکل یافته و جایش را به رقابت براى تولیدات صنعتى و فنى به جاى جنگى داده است. پیشرفت صنعتى مىتواند موجب برانگیختن احساسات تحسینآمیز ملل دیگر یعنى کسب پرستیژ براى کشور شود و به نوبه خود مىتواند اتباع را نیز نسبت به وطن و دولت مرکزى وفادارتر نماید.(8)
3- آمادگى و میزان قدرت کشور:
در این مورد باید توجه کرد که قدرت نظامىگرچه موجب غلبه یک قدرت مىشود اما نمىتواند شایعترین آن باشد، قدرت نظامى غالب، قدرت اقتصادى - فنى رایج و قدرت فرهنگى و ارتباطى قدرت نافذ است.
1-3- تکنولوژى و قدرت ملی:
سرنوشت ملل و تمدن کشورها غالبا به وسیله تفاوت در توسعه و سطح فنآورى بالا مىرود.
قرن بیستم شاهد دستاوردهاى ناشى از چهار تحول بزرگ در توسعه تکنولوژى بوده است مطالعه و تحقق تلاشهاى پیگیر علمى از تلفیق سه مولفه سختافزارى انرژی، صنعت و وسایل ارتباطى همراه با بلندپروازى معقول که دستاورد آن تسخیر سطح و عمق زمین، تسخیر سطح و بستر و عمق دریا و تسخیر سطح و عمق فضا و در آخر بهرهگیرى از انرژى فکرى و دادههاى خارجى براى تسخیر سطح و عمق و ذهنها.
2-3- مدیریت قدرت ملی:
داشتن بلندپروازى صحیح و معقول و مهارت دانایى همراه با مردم و همت اقدام مىتواند تغییرساز سرنوشت باشد.
3-3- کیفیت و کمیت نیروهاى قدرتساز:
مدیریت، مسئولیت کارگردانى نیروها را بهره دارد و جامعه متکفل مسئولیت تولید قدرت است.
4- جمعیت و قدرت کشور:
توسعه صنعتى و اقتصادى و کیفیت جمعیت به شدت باهم پیوستگى دارد. در این رابطه مىتوان به موارد زیر توجه کرد:
1-4- خصایص ملى 2-4 روحیه 3-4 دولت کارآمد 4-4 پرستیژ بینالمللى 5-4 ایدئولوژى و قدرت کشور.(10)
اکنون که منابع قدرت در یک کشور را مطرح کردیم باید وضعیت کشور را نسبت به این منابع بررسى کنیم در مورد منبع اول قدرت یعنى عامل جغرافیایی، کشور ما از نظر وسعت با وسعتى بالغ بر 1648195 کیلومتر مربع از کشورهاى پهناور جهان محسوب مىشود و میان دو منبع عظیم سوخت جهان در خلیج فارس و دریاى خزر واقع شده. کشور ایران مناطق حساس همچون تنگه هرمز و جزایر تنب بزرگ، ابوموسی، تنب کوچک و چهارده جزیره مهم دیگر در منطقه را در اختیار دارد.
شکل کشور به صورت یکپارچه است که وضعیت دفاعى - امنیتى کشور را مطلوب مىسازد همچنین کشور داراى منابع غنى تجدید شونده مانند آب است و از نظر منابع تجدید ناپذیر همچون سوختهاى فسیلى بسیار غنى است، موقعیت کشور به گونهاى است که مىتواند مسیر عبور انرژى جهانى شود که خود امنیت را در پى خواهد داشت.(11)
براى مثال احداث خط لوله نفت قزاقستان از مسیر ایران.(12)
در موارد دیگر ارتباط هند و روسیه از طریق خاک ایران اشاره نمود.(13)
از لحاظ آب و هوایى کشور داراى تنوع آب و هوایى است که این مسئله موجب جلب توریسم و امکان کشت محصولات متفاوت را مىدهد. و کشورهاى شمالى نیز بازار مناسبى براى محصولات ما خواهند بود.
درخصوص منبع دوم قدرت کشور که اشاره شد یعنى پیشرفت صنعتی، در سالهاى پس از پیروزى انقلاب ما شاهد دستیابى متخصصین داخلى به برخى تکنولوژیهاى پیشرفته گشتهایم که شرح آن در ابتدا گفته شد و دستیابى ما به فنآورى غنىسازى اورانیوم و تسلیحات مهم نظامى خصوصا در زمینه موشکى نشان دهنده اوضاع رو به بهبود کشور است. در زمینه سوم قدرت یعنى آمادگى و میزان قدرت ما در زمینه تکنولوژى با به کارگیرى هر سه مولفه انرژی، صنعت و وسایل ارتباطى و بلندپروازى معقول به بسیارى از اهداف در زمینه تسخیر بستر عمیق زمین، دریا و تا حدود کمى فضا موقعیتهاى چشمگیرى به دست آوردهایم. و در راستاى بهبود مدیریت قدرت ملی، پرورش انسانها در جهت کنترل افت را مبنا قرار دادیم و بلندپروازیهاى صحیح و معقول را همراه با عزم ملى در برنامههاى خود گنجاندهایم و در این زمینه نهایت استفاده از مهارتها را در نظر مىگیریم.
از لحاظ جمعیت هم که چهارمین منبع قدرت است کشور ما داراى جمعیتى جوان و فعال است که از لحاظ علمى نسبت به سالهاى قبل از انقلاب پیشرفتهاى فراوانى را به دست آورده و نیروهاى متخصص و کارآمد در این جمعیت درحال افزایش است. از لحاظ خصایص ملى این جمعیت داراى ویژگیهایى است که نشات گرفته از تعالیم مذهبى است و عمدهترین آن مقاومت و مبارزه علیه تجاوز و ستم مىباشد که در طول تاریخ خصوصا در طول جنگ تحمیلى شاهد از خود گذشتگى و رشادتهاى مردم کشور بودهایم.
روحیه ملى مردم را نیز مىتوان در حمایت آنها از سیاستهاى دولت و همچنین بسیج مردم در یارى رساندن به سایرین در حوادث طبیعى مشاهده نمود.
دولت کارآمد در کشور ما دولتى است که به خواستههاى مرم و ارزشهاى اصولى آنها توجه نموده و سیاستهاى خود را در این راستا اتخاذ نماید و بین اهداف خود هماهنگى برقرار کند و بین منافع و عناصر فوق نتایج و ثمرات خوبى در عرصههاى داخل و خارج به جا گذاشتهاند و سازندگى کشور و موفقیتهاى چشمگیر در این زمینه را مىتوان از جمله دستاوردهاى دولت در کشور به شمار آورد. همچنین ما به دلیل برنامههاى انسان دوستانه، سوابق کهن فرهنگى و پیشرفتهاى علمى به دست آورده در مقابل سایر کشورهاى خاورمیانه به داشتن رهبرى بزرگ همچون امام(ره) و نیز پیروزى و مقاومت بزرگ در جنگ تحمیلى داراى پرستیژ بالا و احترام قابل توجه از سوى دیگران هستیم. اما ایدئولوژى در کشور ما ریشهاى عمیق دارد و به دلیل اینکه منشا این ایدئولوژى کلام وحى و سنت ائمه و رسول است و باتوجه به فرهنگ اصیل ایرانى و اسلامى براى نیل به اهداف و برنامهها تدوین شده، مهمترین عامل تقویت روحیه ملى و اعتقاد مردم به دستگاه دولتى و یکپارچگى و وحدت داخلى به شمار مىرود. ایدئولوژى به ما کمک کرده تا به وسلیه آن برنامه رهایى سایر ملل مسلمان را به آنها بیاموزیم پیروزى مردم مسلمان و شیعیان و جوانان شهادت طلبى که تحت تاثیر اندیشههاى حضرت امام(ره) بودند، نشان از کارآیى ایدئولوژى ما در خارج از مرزها دارد. و نمونه آن خروج اسرائیل غاصب از جنوب لبنان است.
و پایبندى به این ایدئولوژى جوانان مومن و متعهد را به وجود آورد که در هشت سال دفاع مقدس در برابر دشمن متجاوز از بذل جان هم دریغ نکردند و ایدئولوژى اسلامى این توان را دارد تا ابزارى براى هماهنگى و اتحاد کشورهاى هم مسلک را در عرصه بینالمللى فراهم کند.
در پایان مىتوان اینگونه نتیجه گرفت که کشور ما داراى همه منابع قدرت مىباشد، اسپایکمن محقق امریکایى نیز عناصر قدرت را موارد زیر مىداند.
1- مساحت زمین 2- ماهیت مرزها 3- کثرت جمعیت 4- منابع طبیعى 5- پیشرفت اقتصادى و تکنولوژیک 6- قدرت مالى 7- تجانس نژادى 8- میزان همسانى جمعیت 9- ثبات سیاسى 10- روحیه ملی
کشور ما همانگونه که قبلا هم بررسى شد کلیه این منابع را در دست دارد و پس از انقلاب شکوهمند اسلامى موفق شده تا به دستاوردهاى قابل توجهى نیز برسد، آنچه مسلم است کشور ما با وجود نیروهاى متعهد و مومن که پایبند به ارزشهاى اسلامى و خواهان ترقى کشور هستند، در صورتى که موفق به فراگیرى علوم و فنون لازم بشوند، این توانمندى را خواهند داشت تا باوجود این منابع که بسیارى از کشورهاى منطقه از آن محروم هستند به قدرت لازم براى رسیدن به اهداف دراز مدت و آرمانهاى انقلاب برسند. حکومت ما نیز بسیار توانمند مىباشد زیرا با داشتن پشتوانه عظیم مردمى مى تواند با قدرت، سیاستهاى خویش را دنبال نماید و تا زمانى که حکومت در راستاى خواستههاى مردم که از فرهنگ و ارزشهاى اسلامى ریشه مىگیرد حرکت کند، از پشتوانه حمایت مردمى برخوردار خواهد بود. و این مسئله باعث خواهد شد تا برخلاف برخى از حکومتهاى منطقه که براى بقاى خود متکى به قدرتهاى خارجى هستند، در کمال عزت و استقلال سیاستهایى را که در راستاى منافع ملى است دنبال کنیم. همچنین مشارکت مردم باعث ثبات سیاسى و قدرت ملى گشته است.
مردمى بودن حکومت و مشارکت آنها و نیز موقعیت طبیعى کشور و دستاوردهاى حاصل از آن موجب شده تا کشور ما چه در منطقه و چه در عرصه بینالمللى توانمند و مقتدرانه عمل کند و سایر کشورها را از فکر هرگونه تجاوز و برقرارى روابط از موضوع قدرت با ایران منصرف کند، نمونه این گفته را مىتوان در تاکید ایران بر دستیابى به فنآورى صلحآمیز هستهاى در مقابل فشار قدرتهاى بزرگ بینالمللى دید. اما آنچه در اصل عامل اساسى توانمندى در کشور ما محسوب مىشود و باید به شدت از آن پاسدارى نمود، پایبندى و اعتقاد مردم به دین و مذهب است و نهاد روحانیت که وظیفه هدایت مردم را در چهارچوب تعالیم دینى به عهده دارد.
آنچه که در هشت سال جنگ تحمیلى عامل رشادتها و از جان گذشتگى شده، ارتباط قوى نسل جوان با رهبرى مذهبى و تربیت این نسل در غالب تعالیم دینى بود. اکنون براى رسیدن به پیروزى در عرصههاى سازندگى ما نباید از این عامل مهم غفلت ورزیم. یکى دیگر از مواردى که به توانمندیهاى کشور مىتوان افزود و در واقع عامل کلیدى محسوب مىشود، نیروى بسیج مردمى است، این نیرو در سایر کشورهاى منطقه و یا حتى جهان دیده نشده است، نیروى بسیج پتانسیل عظیم اجتماعى است که از عناصر فعال، مومن، متعهد و مکتبى تشکیل شده که به دلیل اعتقادات مذهبى عمیقا تا پاى جان براى حفظ نظام اسلامی، منافع ملى و آرمانهاى انقلاب ایستادگى مىکنند، این نیرو کارآمدى خود را در دوران دفاع مقدس و پس از آن در طرحهاى ملى همچون واکسیناسیون فلج اطفال و فعالیتهاى بسیج سازندگى نشان داده است. در صورتى که این نیرو به درستى سازماندهى شود و در زمینههاى مختلف آموزشهاى لازم را طى کند مىتوان از آن استفادههاى بسیار زیادى در زمینههاى گوناگون براى ارتقاى موقعیت کشور بود. خصوصا با برنامهریزى اصولى مىتوان افرا این نیرو را در زمینههاى علمى و فنى به کار گرفت باتوجه به نیاز روزافزود کشور به این مسئله نتایج درخشانى حاصل نمود. به طور کلى تنها به وسیله بسیج است که مىتوان تمام اقشار جامعه همچون، کارگران، کارمندان، اصناف و خواهران و خصوصا اقشار جوان همچون دانشآموزان و دانشجویان را به طور منسجم و هماهنگ براى پیشبرد اهداف نظام و استفاده از پشتوانه ملى به کار گرفت. ما باتوجه به منابع و پشتوانه ملى و مردمى و استفاده از نهاد روحانیت و تکیه بر عامل مذهب مى توانیم توانمندیهاى خود را به حدى برسانیم که چشمانداز روشنى در آینده داشته باشیم.