مروری بر حوادث و رخدادهائی که پس از فروپاشی شوروی سابق بوقوع پیوست نشان می دهد آمریکا که پایان جنگ سرد را جشن گرفته ، یکه تاز صحنه سیاسی جهان شده و برای اثبات به قول خودشان « سروری جهان » دست به هر اقدامی می زند.
از جمله استراتژیهای آمریکائیان برای حضور بیشتر در نقاط جهان را می توان بطور خلاصه درمحورهای زیر بیان نمود :
تشدید اختلافات قومی و مذهبی و سپس سواستفاده از این اختلافات .
حضور در بحرانهای مهم بین المللی با نیت سو استفاده از این بحرانها.
راه انداختن جنگ و درگیری در نقاط مختلف جهان و حداکثر سواستفاده از این جنگها.
استراتژیهای مذکور اهداف زیر را پی گرفته و پی می گیرد :
1 ـ تحکیم موقعیت نظامی آمریکا .
2 ـ تلقین نقش رهبری سیاسی جهانی
3 ـ تاثیرگذاری فرهنگ منحط غربی بر فرهنگهای بومی و سنتی کشورها .
4 ـ ایجاد امکان غارت ثروتهای ملی کشورها به طرق مختلف از جمله انعقاد قراردادهای امنیتی و فروش اسلحه .
5 ـ کاهش قدرت مسلمانان .
محققا رسیدن به اهداف فوق نیاز به ابزار و امکاناتی دارد که یکی از مهمترین آن بکارگیری مزدور در سطوح مختلف است ; مزدورانی که یا بدنبال کسب قدرت و شهرت هستند ، یا در پی اخذ دلار و پر کردن حسابهای ارزی خود و یا با تحریک احساسات و حس انتقامجوئی در صدد گرفتن انتقام . مزدورانی که تاریخ مصرف دارند و به محض پایان پذیرفتن تاریخ مصرفشان به سان دستمال کاغذی مصرف شده با آنان رفتار می شود.
ملاحظه برخی حوادث چند ساله اخیر مبین این واقعیت تلخ است لذا به منظور روشن تر شدن موضوع تنها به چند نمونه آن به اجمال اشاره می شود :
الف ـ به اندازه کافی سند و مدرک وجود دارد که حکایت می کند اصولا فروپاشی یوگسلاوی سابق در ابتدای امر حاصل هم آوائی آلمان و آمریکا بود و از طرف دیگر روسیه و فرانسه با هدف جلوگیری از گسترش حوزه امنیتی آلمان و کاهش قدرت آمریکا در اروپا ، صرب ها را برای تسلط بر مناطق یوگسلاوی سابق یاری کرده به جان مردم بوسنی انداختند و از طرف دیگر آمریکا و انگلیس با سواستفاده از موقعیت پیش آمده با رد لغو تحریم تسلیحاتی بوسنی آشکارا از نسل کشی مسلمانان در منطقه بالکان حمایت نمودند و در نتیجه نزدیک به 260 هزار نفر بوسنیائی که 90 درصد آنانرا مسلمانان تشکیل می دادند قتل عام و نیم میلیون نفر آواره شدند.
بعد از آنهمه جنایت و قتل و کشتار ، آمریکا با طرح به اصطلاح صلح دیتون با هدف تحکیم موقعیت نظامی خود در پیمان آتلانتیک شمالی و واسطه گری سیاسی رفع بحران وارد صحنه شد که دیدیم حالی جز تجزیه بوسنی نداشت و نهایتا « رادوان کارادزیچ » و « اسلوودان میلوسویچ » که عوامل اصلی قتل عام و آوارگی نزدیک به یک میلیون نفر بودند و زنجیر مزدوری روسیه و آمریکا را به گردن انداخته بودند پس از پایان تاریخ مصرفشان دستگیر و زندانی و بالاخره اعلام شد که میلوسویچ خودکشی کرده است .
ب ـ در افغانستان احزاب و گروههای متعددی از جمله حزب وحدت اسلامی به رهبری شهید مزاری و حزب اسلامی به رهبری حکمتیار و جمعیت اسلامی به رهبری برهان الدین ربانی سالها جهت خروج اشغالگران روسی مبارزه کردند و خسارات جانی و مالی فراوانی را پذیرا شدند و در صدد بودند که حکومت اسلامی را با حضور تمام گروه های سیاسی تشکیل دهند. در تمامی این سالهای مبارزه اثری از طالبان وجود نداشت ولی به یکباره از آبانماه 1373 این گروه که هیچ سابقه سیاسی و مبارزاتی نداشت به رهبری ملامحمد عمر اعلام موجودیت کرد و در مدتی بسیار اندک توانست بخشهای مهم افغانستان را تصرف کند.
کشف دلارهای آمریکائی از جیب کشته شدگان طالبانی ، حمایت گسترده دستگاههای ارتباط جمعی غرب از این گروه ، دشمنی طالبان با جمهوری اسلامی ایران همگی حکایت از این واقعیت داشت که این گروه نوظهور جاده صاف کن و زمینه ساز نفوذ بیگانه دیگری (آمریکا) شده و براساس سیاست کوتاه شدن دست نیروهای جهادی و مذهبی از حاکمیت افغانستان شکل گرفته است .
ملامحمدعمر بنا بر سفارش اربابانش به نام اسلام بزرگترین لطمات را به حیثیت اسلام و مسلمانان وارد کرد و دستگاههای تبلیغاتی غرب با تمام توان وارد میدان شدند و آنچه که توانستند جهت تخریب چهره مسلمانان انجام دادند ، به گونه ای که اسلام طالبانی چماقی شد برای کوبیدن مسلمانان جهان و بخصوص شیعیان .
اما نکته جالب اینست که علیرغم اقدامات متحجرانه افراطی و سطحی نگری طالبان از قبیل ممنوع کردن تحصیل دختران ، تعطیل کردن هرگونه فعالیت زنان ، اجبار کردن مردان به کوتاه نکردن محاسن ، تخریب مجسمه هائی که از نظر تاریخی و گردشگری اهمیت داشته آمریکا اعلام می کرد که طالبان بنیادگرا نیست و با حضور آنان در صحنه سیاسی افغانستان منافع آمریکا به خطر نمی افتد.
پس از آنکه طالبان لطمات شدیدی هم از نظر ایدئولوژیکی به مسلمانان جهان و هم از نظر سیاسی و نظامی به هموطنان خود و گروههائی که سالها سابقه مبارزاتی داشتند وارد کرد ، تاریخ مصرفشان از نظر آمریکائیان موقتا بسر آمد و با ترتیب دادن انفجار برجهای دو قلوی نیویورک ، نمایش 11 سپتامبر (20 شهریور 1380 ) را به راه انداختند . در این نمایش انگشت اتهام به سمت بن لادن و طالبان نشانه رفت که پس از انجام تبلیغات وسیع در رابطه با تروریسم و ضرورت مقابله با آن ، از مهر ماه 1380 حملات سنگین هوایی به قلمرو طالبان در افغانستان آغاز شد. این حملات که میدان آزمایشی برای جدیدترین بمب های تولیدی آمریکا و سایر تسلیحات و تکنولوژی جدیدش بود با ورود نیروهای اتحاد شمال افغانستان کامل شد و بخش اعظمی از طالبان تاریخ مصرف گذشته پاکسازی به گونه ای که در اواخر آبان ماه همان سال نیروهای ائتلاف شمال تحت حمایت کامل آمریکائیان وارد کابل شدند.
در ادامه این نمایش ، کرزای با کمک لوئی جرگه (مجلس ریش سفیدان ساختگی آمریکا که بعضی از اعضا آن اساسا فاقد ریش بودند) رئیس جمهور شد و فعلا قرار است ملا محمد عمر زنده بماند تا به عنوان یک تهدید ، همواره موی دماغ کرزای باقی و بهانه ای برای ادامه اشغالگری آمریکا در افغانستان باشد.
در این فرآیند هم ملاحظه می شود بخش وسیعی از طالبانی که دست پروژه آمریکاست ، به لحاظ پایان یافتن تاریخ مصرفشان و شروع تاریخ مصرف گروهی دیگر منهدم می شوند.
ج ـ همین حکایت باقدری شدت و ضعف در مورد رئیس سابق حکومت خودگردان فلسطین که حاصل آشی بود که در کمپ دیوید برای فلسطینیان پخته شد ، تکرار گردید و دیدیم که تاریخ مصرف آنها که در کمپ دیوید به آرمانهای فلسطین خیانت و به آمریکا و اسرائیل خوش خدمتی کردند ، چگونه بسر آمد. و اتفاقات اخیر سرزمینهای فلسطین (بخصوص قتل عام فلسطینیان غزه که بلافاصله پس از در آغوش کشیدن نخست وزیر اسرائیل توسط ابومازن صورت گرفت ) نشان داد که انصافا ابومازن ، خلف صالح مرحوم عرفات است ! حال کی تاریخ مصرف این یکی فرا رسد ، خدا می داند !
د ـ اینکه حزب بعث عراق به رهبری صدام حسین علیرغم گرایشات چپی ، به لحاظ حفظ منافع غرب و بخصوص آمریکائیان همواره از حمایت آنان برخوردار بوده که شبهه ای وجود ندارد . جنگ 8 ساله علیه انقلاب نوپا و ضد امپریالیستی ایران اسلامی ، اقاریر دول مختلف پس از اشغال کویت توسط صدام همگی از این واقعیت حکایت می کرد که صدام یکی از شاه مهره های دست پرورده آمریکا بوده است . در جریان جنگ خلیج فارس و بیرون راندن نیروهای صدام از کویت دیدم که ارتش آمریکا تا بیست کیلومتری بغداد پیشرفت ولی وارد بغداد نشد زیرا صدام هنوز به عنوان یک مهره مزدور مورد نیاز آمریکا بود وگرنه دلیل نداشت که آنها با آنهمه نیروی تهاجمی که در اختیار داشتند و توانستند ظرف مدت کوتاهی کویت را آزاد و وارد خاک عراق شوند ، نتوانند وارد بغداد گردند. لیکن چند سال بعد تاریخ مصرف این یکی هم به پایان رسید و فعلا در صدد محاکمه او هستند و همین روزهاست که اعلام شود صدام خودکشی کرده وی در حین فرار از زندان کشته شده و... و بالاخره کتاب مزدوری و خوش خدمتی او نیز به اوراق پایانی خود نزدیک می شود.
نتیجه :
1 ـ به طوریکه ملاحظه می شود همه کسانیکه براساس استراتژیهای آمریکا ظاهرا به دبدبه و کب کبه ای رسیدند ، پس از پایان یافتن ماموریتشان به مهره ای سوخته ای تبدیل شدند که پشیزی برای اربابانشان ارزش ندارند و به راحتی از صحنه سیاست که هیچ ، بلکه از صحنه روزگار هم حذف می شوند!
2 ـ افرادی چون بن لادن و ملا محمد عمر (که ساخته و پرداخته بوش و دارو دسته اش هستند) هنوز مورد نیاز آمریکائیها می باشند زیرا نمایش مبارزه باتروریسم از نوع بوشی آن بدون وجود شخصیت های خشن و بی رحم و در عین حال ملبس به لباس روحانی مسلمان ، اثرات تخریبی لازم علیه مسلمانان را ندارد.
3 ـ کسانی همچون ابومازن که به سان سلف خود به آرمان مردم فلسطین پشت کرده و به دشمنان قسم خورده فلسطین برای قتل عام و آدم ربائی و... چراغ سبز نشان داده ، قاعدتا باید بدانند که روزی تاریخ مصرف آنها نیز برای غربی ها تمام می شود و تا آن روز فرا نرسیده ، بجای تکیه بر بوش و اولمرت به مردم خود اتکا کنند.
4 ـ مزدوران داخلی چه آنها که باقلم زدن مزدوری می کنند و چه آنها که با اقدامات ایذائی (مشابه انفجارهای خوزستان ) و یا دادن اطلاعات به بیگانگان به کشور و ملت خود خیانت می کنند ، بدانند که اربابانشان مترصد رسیدن به اهدافشان هستند. بدیهی است به محض حصول به هدف (که مصادف است با پایان تاریخ مصرف شماها) با شما نیز به سان ده ها مزدور دیگر رفتار خواهند کرد.