ورود به جنگی درازمدت ملزوماتی دارد که میباید به آن توجه کرد. از آن جمله تامل در راهبرد عقیدتی جناح روبروست که مسیر برنامهریزی او را در چند سال آینده روشن میسازد. با آگاهی از چنین راهبردی است که آمادگیهای لازم برای مواجهه در طراحی استراتژی نبرد مورد ملاحظه قرار میگیرد و پیروزیهای موقتی مانع از پیشبینی وقایع پیشرو نمیگردد.
در مقالاتی که طی چند سال اخیر در نشریات کشور به چاپ رساندهام، به این موضوع اشاره کردهام که راستگرایان مسیحی ساکن آمریکا از سالهای دهه هشتاد میلادی، مردم کشورهای غربی را به ایمان جمعی به وقوع حادثهای بزرگ در سرزمین شام توجه دادهاند. از آنجا که به جز مدتی کوتاه در دوران ریگان و سپس در زمان حاکمیت بوش پدر و پسر مجالی برای به کرسی نشاندن این ادعا وجود نداشته است، اغلب تحلیلگران کشورهای اسلامی، از پیگیری راهبرد مترتب بر این ایدئولوژی بازمانده اند و برخورد خود را با سیاستهای اعلام شده رسمی از سوی ایالات متحده. فیالمثل طرح خاورمیانه جدید. در قالب رویکردهای کلاسیک به کلیت سیستم حکومتی آمریکا سامان دادهاند، غافل از آنکه میان سیاستهای رسمی و آشکار و همیشگی دولت آمریکا در زمینه حمایت از رژیم صهیونیستی با رویکرد نوین صهیونیسم مسیحی به نمایندگی "جورج بوش" تفاوت آشکاری وجود دارد.
فیالمثل "جیمی کارتر" نیز از رژیم صهیونیستی حمایت میکرد، اما هیچگاه در جهت دامن زدن به جنگی هستهای در منطقه خاورمیانه که به نابودی کلیه ادوات، زیرساختها و ساکنان مسلمان منطقه بیانجامید، گام بر نمیداشت؛ حال آنکه این سیاست، در دستور کار دولت بوش قرار دارد.
در مقالات گوناگونانی به این مهم اشاره کردهام، که برنامهریزی پنهان سیستم سیاسی فعلی ایالات متحده زمینه را برای درگیریهای چندجانبه در منطقه خاورمیانه هموار کرده است. حمله به عراق و تلاش برای دامن زدن به احساسات ضدیهودی و ضدمسیحی در کشورهای اسلامی از طریق فیالمثل چاپ کاریکاتورهای موهن پیامبر اسلام بخشی از این سناریوست که اخیراً و با چاپ انجیل موسوم به "انجیل یهودا"، به مرحله تازهای گام گذاشته است. چاپ این نسخه جعلی از کتاب مقدس، به همراه تبلیغات ضدکاتولیکی گسترده در قالب کتاب و فیلم "کدداوینچی" به همین علت صورت میگیرد. یعنی ایجاد شکاف مذهبی بین مسلمانان و مسیحیان از یک سو و نشاندن مسیحیان در سنگر جدید دفاع از یهودیت صهیونیستی از سوی دیگر. تهدیدات صورت گرفت علیه ایران و سوریه به همین دلیل است که برزبان میآید و موضعگیری آمریکائیان علیه کشورهای چون چین و کره شمالی و روسیه بر اساس همین تفسیر انحرافی از متون مقدس صورت میگیرد.
چنانکه گفتیم، یکی از ارکان این سیاست که فرانسیس فوکویاما، چند سال پیش به آن اشاره کرده است، آماده ساختن منطقه برای ورود به فاز جنگ هستهای در حوالی سال 2007 میلادی است. آمریکا از ورود سوریه به این مناقشات استقبال میکند و مجموعه نومحافظهکاران آمریکا به تبعیت از قرائت سخیف کشیشانی چون بیلی گراهام، پت رابرتسون و جری فال ول از دو کتاب خرقیال نبی و مکاشفات یوحنا، نیروهای حزب الله لبنان و ارتشهای حامی آنان را همان دجال (آنتی کریست) آمده در متون مقدس میخوانند! به این ترتیب ورود حزب الله به فاز حمله به حیفا، به دست نومحافظهکاران بهانه داده تا جنگ حاضر را مقدمه آرماگدون (هر مجدون) هستهای بخوانند و حمله صور و مناطق جنوبی لبنان را تحقق پیشگوئیهای کتاب مقدس قلمداد کنند! با توجه به شمار باورمندان این تئوری (حدود هفتاد میلیون آمریکایی)، همراهی بین آمریکا و اسرائیل، زمینه را برای ادامه نبرد بین رژیم صهیونیستی با نیروهای حزب الله و در آینده نزدیک ارتش سوریه فراهم کرده و اسرائیل میکوشد با آماج قرار دادن اذهان خام و ساده اندیش آمریکائیان از این باور خطای آنان به سو خود استفاده کند.
به عبارتی، در همان حال که صهیونیستهای مسیحی آمریکایی برای دفاع از اسرائیل و تحقق وعده الهی ظهور مجدد مسیح تلاش میکنند، راهبرد غلط آنان، راه را برای سوءاستفاده یهودیت صهیونیستی هموارکرده تا با چراغ سبز آمریکا و حمایتهای بیچون و چرای متعصبان منحرف مسیحی، تز قدیمی از نیل تا فرات را احیاء کند.
با توجه به آنچه گفته شد، اگر چه حمایت از حزبالله وظیفه انسانی هر انسان آزادهای است، اما کشیدن شدن این جنگ به مراحل بعدی، بحران تازهای را رقم خواهد زد.
تلاش جهانی برای ایجاد آتشبس و سپس تلاش دیپلماتیک و تبلغاتی، عاقلانهترین راه ممکن برای عبور از چنین بحرانی است. همچنانکه تلاش برای نقد تفاسیر غلط صورت گرفته از متون مقدس دینی و نفی هر نوع طالبانیسم اسلامی و مسیحی و یهودی میباید در دستور کار ارگانهای تبلیغی و رایزنیهای فرهنگی نظام اسلامی قرار گیرد. تنها در این صورت است که میتوان بر تبعات این بحران چیره شد.