تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۸  ، 
کد خبر : ۸۹۶۲۱

مفهوم و گستره دین‌پژوهى معاصر


سارا محمدى نژاد: دین همزاد انسان است و بشر از آغاز آفرینش خود، نیاز به دین را همواره در خویشتن مى‌یافت و با عطش فطرى در پى آن مى‌رفت تا با رسیدن به زلال آن، این عطش را برطرف و خود را سیراب کند. از این‌رو، جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان با اینکه در قرون گذشته از انسان به موجود ابزارساز و سیاست‌ورز تعبیر مى‌کردند اما امروزه از او به عنوان موجود دین‌ورز سخن مى‌گویند؛ زیرا محققان با پژوهش‌هاى تاریخى خویش، هیچ قومى از اقوام بشرى را نیافته‌اند که صاحب نوعى دین نبوده باشند؛ چنان که جدیدترین پژوهش‌هاى جامعه‌شناختی، اغلب انسان‌ها را معتقد به خداوند و متدین به دینى از ادیان مى‌داند و این واقعیت، مبطل این نظریه است که با پیشرفت اجتماعى و افزایش رفاه مادی، دین و اندیشه دینى انحطاط مى‌یابد. سرش این است که انسان داراى سرشت و فطرت دینى است و هویت بافت وجودى او در متن خلقت با دین عجین شده است. بنابراین دین، خواست و نیاز طبیعى انسان است.
دین گرچه ممکن است به شکل موقت از صحنه زندگى انسان حذف شود اما سرانجام به آن باز مى‌گردد و لزوما انسان زندگى خود را با آن همگام و هماهنگ مى‌کند. انسان در نهاد و فطرت خود به دین گرایش دارد (1)؛ اما براى اینکه دین حق راه در بعد اندیشه علمى و انگیزه عملى بیابد، باید اقدام به پژوهش و تحقیق کند و محققانه آن را بپذیرد و متحققانه به آن معتقد و به برنامه‌هاى عملى آن پاى‌بند شود. دین‌شناسى گرچه در تاریخ بشر، پیشینه‌اى برابر با خود دین دارد- زیرا تا انسان چیزى را نشناسد آن را نپذیرفته، از آن تبعیت نمى‌کند- اما بررسى ضابطه‌مند دین و شناخت آن با تکیه بر اصول و مبانى تحقیق در جهان جدید و عصر کنونی، اهمیت فوق‌العاده دارد و براى همگان ضرورى است. از این‌رو، دین‌پژوهى در جامعه فکرى و دینى این زمان، مورد توجه رشته‌هاى مختلف و متنوع علمى قرار گرفته است و هر گروه از رشته‌هاى علمى به تحقیق و پژوهش ابعاد مختلف دین مى‌پردازد؛ چنانکه از دیرباز تاکنون، مسلمانان با صبغه‌هاى فلسفى و کلامى و عرفانى و با مراجعه به متون دینى با شناخت دین مشغولند. در جهان غرب نیز با رویکردهاى خاصى به شناخت دین مى‌پردازند، گاهى به صبغه‌هاى فلسفی، گاهى با صبغه عرفانى و گاهى با صبغه جامعه‌شناختى (2) و... به مطالعه و شناخت دین اقدام مى‌کنند. از این‌رو شاخه‌هاى مختلفى در دین‌پژوهى پدید آمده است. (3)
1- چیستى مطالعات دینى یا دین‌پژوهی: در مطالعه دین یا دین‌پژوهی، جداساختن روش از نظریه بسیار دشوار است. به این شرح که “چگونه” دین‌پژوهى ناگزیر دربردارنده چیزى درباره “چه” است. نخستین مسئله‌اى که پیش مى‌آید این است که آیا دین باید از اول وسیعا تعریف شود یا بلکه به تدریج در طى پژوهش معناى آن به دست داده شود. تعریف بازتر یا بسته‌تر دین (فى‌المثل اینکه آیا شامل سنن غیرمتعالى یا غیرتوحید بشود یا خیر) ضرورتا بر دامنه و کیفیت پژوهش اثر مى‌گذارد. علاوه بر این عناصرى نظرى در پژوهش روش‌شناختى یافت مى‌شوند که بر تصمیمات مربوط به اینکه چه چیزى قابل شناخت هست و چه چیزى نیست و بر این امر که اندیشه و بیان چگونه باید نظم و نسق یابند اثر مى‌نهد. روش با انتخاب رویه‌ها و طریقه‌هاى پژوهش، دامنه و محدودیت‌هاى موضوع و محتواى و توانش‌هاى ذهنى و ابزارهاى مفهومى که در انواع خاص پژوهش به کار مى‌روند، ربط دارد. در باب هریک از اینها عقاید و آراء گوناگونى وجود دارد. بسیارى از محققان در حوزه دین‌پژوهى برآنند که توجه عالمانه و عامدانه به نظریه و روش، خود یک موضوع نظرى و نظرپردازانه است که به پیشرفت عینى دانش مدد نمى‌رساند. (4) به هر روى دین‌پژوهى و مطالعات دینى از جمله به شیوه پدیدارشناسى (5) آن در غرب محصول دوران جدید و نگاه ویژه آن بوده است. همان‌طور که در سطور قبل بیان کردیم مطالعات دینى و دین‌پژوهى را مى‌توان از طریق حوزه‌هاى معرفتى گوناگون به انجام رسانید که آنها شامل هفت گستره معرفتى است و سایر حوزه‌هاى معرفتى مرتبط به دین را شاخه‌هاى فرعى و یا دانش‌هاى ابزارى در نسبت با آن گستره‌ها تلقى کرد.
سه دانش کلام، فقه و اخلاق در مطالعات سنتى مربوط به دین، سابقه بسیار طولانى دارد و چهار گستره فلسفه دین، روان‌شناسى دین، جامعه‌شناسى دین و تاریخ ادیان حاصل مدرنیسم است که صورت مدون آنها پس از نیمه دوم قرن نوزدهم شکل یافته است. (6) به طور مثال درباره دین‌پژوهى فلسفه دین باید گفت که فلسفه دین به یک معنا به دنبال تمایل فطرى انسان به تفکر جدى پیرامون موضوعات بسیار مهم دینى است که به تفکر فلسفى درباره دین مى‌انجامد. درباره تعریف فلسفه دین، دیدگاه‌هاى مختلفى وجود دارد؛ برخى مى‌گویند: فلسفه دین جزو فلسفه‌هاى مضاف است و همان‌گونه که فلسفه علم، فلسفه تاریخ، فلسفه حقوق و امثال آن از نوعى ابهام رنج مى‌برند و این ابهام ناشى از تلقى‌هاى گوناگون از ماهیت فلسفه و نیز ماهیت رشته مورد مطالعه- یعنى علم، تاریخ، حقوق و دین است (7-) تعریف فلسفه دین نیز مشکل است؛ اما در عین حال مى‌توان گفت: که فلسفه دین کوششى است براى تحلیل و بررسى انتقادى اعتقادات دینى است. (8) برخى نیز مى‌گویند: زمانى فلسفه دین کلا به معناى تفکر فلسفى پیرامون دین، یعنى دفاع فلسفى از اعتقادا ت دینى دانسته مى‌شد... غایت آن، اثبات وجود خدا از طریق براهین عقلى بود. (9)اینان همچنین مى‌گویند: فلسفه دین، مفاهیم و نظام‌هاى اعتقادى دینى و نیز پدیدارهاى اصلى تجربه دینى و مراسم عبادى و اندیشه‌اى را که این نظام‌هاى عقیدتى بر آن مبتنى است، مورد مطالعه قرار مى‌دهد. (10) به هر روى هر آنچه که ما در تعریف فلسفه دین مورد قبول خود قرار دهیم این نقطه اشتراک میان آن تعاریف یادشده یافت مى‌شود که فلسفه دین در کنار دیگر شاخه‌هاى معرفتى جدید- که اسامى آنها گذشت- در دین‌پژوهى کارآمد هستند. در ادامه مباحث قبل که در مورد شاخه‌هاى معرفتى دین‌پژوهى بود لازم است گفته شود که دانش‌هایى همانند تفسیر، علم‌الحدیث و مانند آنها در واقع ابزارهاى دانش‌هاى یادشده- هفته شاخه معرفتى دین‌پژوهی- هستند.
2- تاریخچه دین‌پژوهی: دین‌پژوهى و مطالعات دینى که محصول عصر جدید و دوران مدرنیته است متکى به روش است. زیرا اندیشمندانى که در حیطه دین‌پژوهى به بحث و تبادل‌نظر مى‌پردازد باید از روشى مورد قبول متفکران تبعیت نماید. از این‌رو ما مى‌توانیم موریس جسترو (Morris Jastrow) که اثر کلاسیکش مطالعه دین (the study of Religion) (1901) را با تاکید در باب اهمیت برجسته روش در دین‌پژوهى آغاز کرد را به عنوان مبدع این رشته قلمداد کنیم. او روش را حفاظ اصلى در برابر معادله شخصى (یعنى دخالت مفروضات و عقاید مولف یا محقق) که دین‌پژوهى را تحریف مى‌کند، مى‌دانست. او خطرات چنین تحریفى را نه فقط از سوى پیروان اصالت ایمان سنتی، جزمگرایان وردیه‌نویسان و مدافعه‌گران، بلکه همچنین از سوى مخالفان فرهیخته دین که تعصبات و موانع ذهنى خاص خویش را دارند، در کار مى‌دید. مومنان راستین غالبا فقط از آن روى به دین‌پژوهى روى مى‌آورند که از برترى دین خود ستایش و دین دیگران را نکوهش کنند. حال آنکه شکاکان با این سبق ذهن کار خود را آغاز مى‌کنند که همه ادیان باطلند و نظریه ساده دلانه‌اى در باب ماهیت و منشا دین در سر دارند.
طبق نظر جستر و چاره این ساده‌انگارى‌ها و تحریف‌ها در پیش‌گرفتن رهیافت تاریخى بوده است. این رهیافت عبارت بوده است از گردآورى‌ داده‌ها از همه اعصار و مناطق، سپس تنظیم و تدوین سنجیده آنها و تعبیر و تفسیرشان بر طبق یک چارچوب دقیقا طبیعى و انسانى و سرانجام کشف قوانین اساسى تحول دین. به نظر جسترو رعایت همه این مراحل مى‌تواند زمینه را براى تکوین یک فلسفه دین معتبر و موثق آماده کند. اگر کسى بر این برداشت آشکارا پوزیتویستى قرن نوزدهم، تاکید جسترو را بر اصالت طبیعت روش شناختى یا لاادریگرى ونیز تاکید او بر درک و دریافت همدلانه‌ سایر ادیان و طرایق بیفزاید، نظرگاه اجمالى نسبت به مسائل و علایق دین‌پژوهى تا آخرین ربع قرن بیستم را به‌دست مى‌آورد. باری، رهیافت‌هاى محققانه نسبت به دین، گرایش‌هایى خواهد یافت که در زمان انتشار کتاب جسترو غیرقابل تصور بود. (11)
3- گستره‌هاى مهم دین‌پژوهی: تلقى جدید از دین (12)، گستره‌هاى نوینى از دین‌شناسى را به میان آورده است. دین به عنوان یک واقعیت امرى بشرى است؛ یعنى واقعیتى در حیات انسان و پدیده‌اى ظهورکرده در میان انسان است. این واقعیت که همزاده و همراه انسان است به دلیل پیچیدگى و برخوردارى از اضلاع گوناگون، واقعیت یک سطحى نیست، بلکه داراى سطوح مختلفى مى‌باشد. دین هم واقعیتى فردى است که یونگ، موسس روان‌شناسى تحلیلی، از آن به عنوان مسئله مهم شخصى یاد مى‌کند و هم پدیده‌اى اجتماعى است در ارتباط موثر و متقابل با نهادهاى اجتماعى دیگر. همچنین یک واقعیت تاریخى است که در تمدن بشرى جارى گشته است. پیچیدگى واقعیت دین، این است که علاوه بر سطوح یادشده، واقعیت معرفتى نیز هست. مراد از واقعیت معرفتی، آن است که اندیشه دینى به تدریج، دانش‌هایى دینی؛ همچون کلام و الهیات را به میان آورده است.
دانش دینی، مانند سایر دانش‌ها مورد تامل دانش‌شناسان یا فیلسوفان علم قرار گرفته است. سطوح مختلف واقعیت دین نزد بشر، سبب پیدایش شاخه‌هاى نوین دین‌پژوهى در عرصه مطالعات دینى شده است. دین به عنوان واقعیت فردى نزد بشر، موضوع قابل تامل براى روان‌شناسان است. آنان رفتار دینى را بر اساس قانونمندى‌هاى عمومى رفتار، مورد مطالعه قرار مى‌دهند. مفهوم‌سازى‌هاى مختلف از روان‌شناسى دین وجود دارد؛ به گونه‌اى که ارائه تعریف مقبول نزد همه روان‌شناسان، به سادگى ممکن نیست. اشاره به مسائل عمده در این گستره از دین‌پژوهی، تصویر روشنى از آن به دست مى‌دهد؛ منشا و خاستگاه دین، جایگاه دینداری، تحول روان‌شناختى دینداری، ریخت‌ها و گونه‌هاى دینداری، تجربه دینى و آثار روان‌شناختى دیندارى از مهمترین مسائل روان‌شناسى دین است.
روان‌شناسى دین، ابتدا با ماکروتئور یسینهایى چون فروید (1856- 1939)، ویلیام جیمز (1842- 1910)، فرانکل (1905 م) و یونگ (1875- 1961) آغاز شد و امروزه با استخدام ابزارها و روش‌هاى تجربی، به صورت مطالعه تجربى دین، از حیات پررونقى برخوردار است. این گستره دین‌پژوهی، نزد محققان مسلمان نیز مورد توجه قرار گرفته است. دین به عنوان واقعیت اجتماعی، مورد تامل و مطالعه جامعه‌شناسان قرار گرفت. دیندارى از عوامل اجتماعى متاثر بوده و داراى آثار اجتماعى است و نهاد دین به عنوان یکى از مهمترین نهادهاى اجتماعی، پیوستگى و همبستگى با سایر نهادهاى اجتماعى دارد. مسئله عمده جامعه‌شناسان دین، مناسبات دین و جامعه است. جامعه‌شناسان دین به توضیح آثار اجتماعى دین در حفظ همبستگى اجتماعى و پایدارى زندگى اجتماعى مى‌پردازند.
این گستره از دین‌شناسان دوجستار عمده دارد: 1- نقش تعیین‌کننده باورها، رفتارها و مناسک دینى در فرهنگ و جامعه 2- تحول و گوناگونى صور باورها و رفتارهاى دینى در جوامع بشری. جامعه‌شناسى دین نیز ابتدا به وسیله ماکروتئوریسینها به میان آمد. کسانى چون کارل مارکس (1818- 1883 م) با روى‌آورد ماتریالیسم دیالکتیک، امیل دورکیم (1858- 1917 م) با رهیافت کارکردگرایانه و ماکس وبر (1864- 1920) با رویکرد عقل‌گرایانه، نمونه‌هایى از این دانشمندان هستند که به مطالعه دین پرداختند. امروزه این گستره از دین‌پژوهى نیز از نظریه‌پردازى‌هاى شبه علمى و غالبا ابطال‌ناپذیر فاصله گرفته و به صورت مطالعه تجربى دین با ابزارها و چارچوب‌هاى جامعه‌شناسى درآمده است. دو گسترده روان‌شناسى دین (Psychology of Religion) و جامعه‌شناسى دین (Sociology of Religion)، غالبا روان‌شناسى دینى (Religious psychology) و جامعه‌شناسى دینى (Religious sociology) در آمیخته مى‌شود. توجه به تمایز معرفتى آنها در فهم گستره‌هاى مختلف دین‌پژوهى اساسى است. سومین گسترده نوین دین‌پژوهى که نسبت به دو گستره یادشده از پیشینه بیشترى برخوردار است، مطالعات تاریخى دین است. دین به دلیل اینکه همزاد و همراه بشر است یکى از مهمترین عناصر زیرساخت تمدن بشرى است و تجارب دینى در اشکال مختلف آن، در همه صور حیات ‌آدمی، قابل رصد است و شاید کمتر پدیده‌اى مانند دین، هویت تاریخى دارد. مراد از واقعیت تاریخى آن است که در بستر زمان، جارى شده و تداوم تاریخى یابد.
مطالعه تاریخى ادیان، روزگارى به معناى تحقیق در پیشینه تاریخى باورها و رفتارهاى دینى تلقى مى‌شد و بر اساس این انگاره، برنامه پژوهشى در روى‌آورد تاریخى حرکت از خلف به سوى سلف بود، اما امروزه در پرتو روى‌آورد نوین و علمى به مطالعات تاریخی، تاریخ ادیان، مفهوم جدیدى یافته است. دین‌پژوهى تاریخی، شناخت سلف از روى خلف است و پدیدارها، تجارب و رفتارهاى دینى را در بستر زمان و در پرتو تطور تاریخى آنها از طریق تطبیق و مقایسه آنها در اشکال و صور مختلف، قابل فهم و تبیین مى‌سازد. ابزارهاى نوین بررسى تاریخى این گستره از دین‌شناسى را در زمره مطالعات تجربى دین قرار داده است. وحدت تجارب دینى بشر، تطور تاریخى دینداری، نقش دین در توسعه فرهنگ و تحول بشرى و اشکال مختلف دیندارى از عمده‌ترین مسائل دین‌شناسى تاریخى است. (13) دین همچنین از سوى دانش‌هاى نوین دیگرى چون فلسفه دین- که توضیح آن گذشت- پدیدارشناسى مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته است. که مطالعه تفصیلى هریک از دانش‌هاى نوینى که در بالا به شرح و بسط آن پرداختیم و چه دانشى مانند پدیدارشناسى را مى‌توانید از کتاب‌هایى که در این زمینه‌ها نگاشته شده است جستجو نمایید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات