در جریان مراسم پانزده خرداد قم ، حوادثی روی داد که جریان های اصول گرایان را از اقدامات خودسرانه و افراطی یک عده انسان های تند و بی منطق به شدت آزرد. زشتی عمل این گونه افراد به حدی بود که موجب واکنش های زیادی از سوی مجامع و شخصیت های اصول گرای مورد اعتماد امام و رهبری شد. توهین به شخصیتی که همواره امام و رهبری از او ستایش نموده و وی را از چهره های برجسته نظام توصیف کرده اند ، برهم زدن مراسم سخنرانی وی آن هم در جوار حرم ملکوتی حضرت معصومه (س ) و مراسم گرامیداشت سالروز قیام شکوهمند 15 خرداد که سرآغاز نهضت اسلامی ایران است ، توسط همه دلسوزان نظام و معتقدان به آرمان های امام و پیروی از رهبری نه تنها محکوم شد ، بلکه برای آن که ریشه اینگونه فتنه آفرینی ها خشک شود از مسئولان خواسته شد تا با عوامل ریز و درشت این جریان در هر مقام و مسئوولیتی و دارای هرگونه حسن سابقه ای که باشند ، به شدت برخورد شود. فضای به وجود آمده ناشی از طرد جریان افراطی گری از میان اصول گرایان باعث شده است عده ای فرصت طلب سعی کنند از آب گل آلود ماهی مقصود بگیرند. کسانی که در انتخابات مجلس ششم با اشباح حلقه کیان در تخریب آقای هاشمی همراه شده و آتش بیار معرکه شدند و یا برای منافع حزبی و باندی خود سکوت مرگبار اختیار کرده و از تلاش های امثال گنجی در پوست خود نمی گنجیدند ، امروز کاسه از آش داغ تر شده و تحت پوشش حمایت از هاشمی به دفاع از افراد مجرم و خیانتکاری می پردازند که تنها هنرشان همراهی با اپوزیسیون نظام و مخالفت با اصول و محکمات آرمان های امام و منویات رهبری است . این عده به تحلیل نگارنده قصد دارند با این کار خود مانع پالایش اصول گرایان از افراطیون تندرو و کج فهم شوند. آنها پیش از آن که در تلاش باشند اقدامی را محکوم کنند ، سعی دارند مجموعه ای را برای آن که هر زمان بخواهند از آنها سواستفاده کنند ، همچنان در میان اصول گرایان پویا و پایدار نگه دارند. ولی مردم هوشیار و انقلابی قم ، همچنان که فتنه افراد اخلالگر در روز 15 خرداد را در نطفه خفه کردند ، به خوبی می دانند سرنوشت کسانی که حلقه کیان را تشکیل داده و کتاب « عالیجناب سرخ پوش و سیاه پوش » را منتشر کردند با کسانی که به تشکیل تاریک خانه هایی امثال کانون های جریان آفرین و در حال غروب روی آورده اند و به جای عالی جناب سرخپوش ، خدمتگزار قیصر می نویسند خیلی تفاوت نیست . ذات افراطی گری و تندروی تبعاتی دارد که معمولا جریان های مقابل را هم همسو و همراه می سازد. نیم نگاهی به سرنوشت آقای آذری قمی ، طبرزدی ، گنجی ، عباس عبدی و دیگرانی از این قبیل ، بهترین درس برای کسانی است که سعی دارند همواره نان خود را در گرم کردن تنور افراطی گری در جامعه جستجو کنند.
راستی چه شد افرادی که سعی می کردند در هر جریانی ، جلوتر از همه آتش بیار هر معرکه ای تحت عنوان حمایت از انقلاب و اسلام باشند ، یکباره با 360 درجه چرخش مقابل نظام و انقلاب ایستادند؟
برای همه کسانی که دستی در آتش سیاست و رسانه ها دارند ، همانگونه که حمایت امروز اصلاح طلبان و مخالفان دیروز هاشمی قابل توجیه نیست ، مدح و ستایش نشریه پرتو از آقای هاشمی در انتخابات مجلس ششم ، با مقالاتی که در ماه ها و هفته های اخیر درج کرده است قابل توجیه نمی باشد و همه حکایت از نگاه ابزاری افراطیون به مسائل سیاسی و حتی شخصیت های نظام دارد. برای آنها فرق نمی کند این شخصیت چه کسی است و در پی تخریب چه چیز و چه کسی هستند از نگاه افراطیون فقط بایستی کاری کرد که اهداف امروز آنها تامین شود حال به چه قیمتی (!) به آن کاری ندارند و برایشان مهم نیست که سود و نفع اصلی را چه کسی از اقدامات آنها می برد.
علی ایحال اگر اصلاح طلبان واقعا از افراطی گری پشیمان شده اند و می دانند که بیشترین ضربه را به آنها افراطیون زده اند ، بهتر است مثل دوره مجلس ششم که عده ای از سران آنها سکوت اختیار کردند ، امروز نیز ساکت بنشینند و از جریان اخیر سواستفاده نکنند.
قم - مرتضی داستانی