تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۷  ، 
کد خبر : ۸۹۶۴۳

آمریکا ،ایران و مسئله اطلاعات


مهدی محمدی
«ببخشید، شما اصلاً می دانید ایران کجاست»؟! این جمله پایان خشمگینانه و البته طنزآلود یک گفت وگوی صریح میان «هری رید» رهبر فراکسیون اکثریت سنای آمریکا و «جان بولتون» نماینده تندرو این کشور در سازمان ملل است.در این مواجهه رو در رو که بخش هایی از آن توسط مجله آلمانی اشپیگل منتشر شده بولتون تلاش می کند سناتورها را متقاعد کند که اگر دیپلماسی کارگر نیفتاد، باید ایران را با استفاده از روش های دیگر مهار کرد و در مقابل سناتورها و در رأس آنها «رید» عقیده دارند دولت بوش اساساً در جایگاهی نیست که بخواهد از یک «برآورد دقیق اطلاعاتی درباره شدت تهدید ایران» سخن بگوید چرا که جامعه اطلاعاتی آمریکا هنوز حیثیت از دست رفته خود در ماجرای 11سپتامبر و بعد جنگ عراق را به هیچ وجه باز نیافته است. «هری رید» عقیده دارد دولت بوش برای توجیه اقدامات خالی از منطق خود دائماً و به طور سیستماتیک در حال دروغ گویی است و سازمان های اطلاعاتی خود را هم برای ساخت اطلاعات دلخواهش تحت فشار قرار می دهد:«ما باید تهدیدها را مورد بررسی قرار دهیم اما نباید به خاطر اهداف سیاسی یا ایدئولوژیکی اطلاعات بسازیم؛ آنچه ما باید بدانیم و هنوز نمی دانیم این است که آیا کاخ سفید عمداً و به خاطر برافروختن جنگ، اطلاعات را دست چین و به طور گزینشی مطرح می کند»؟ به دلیل وجود همین بی اعتمادی عمیق است که رید با بیان آن پرسش طعن آلود از بولتون می خواهد قبل از هر بحثی درباره اقدام علیه ایران، ابتدا روشن کند که اساساً از ایران چقدر می داند و آنچه می داند تا چه حد قابل اتکاست.
ایران برای جامعه اطلاعاتی آمریکا یک لقمه گلوگیر است که با بیم و هراس به سراغ آن آمده و اکنون در میانه کارش درمانده اند. جامعه اطلاعاتی ایالات متحده هنوز از شوک 11سپتامبر بیرون نیامده و بحران بی آبرویی ناشی از ارایه اطلاعات غلط در جریان عراق را به طور کامل پشت سر نگذاشته است. آمریکایی ها پس از 11سپتامبر و رسوایی عراق با صرف هزینه های فراوان ساختار جامعه اطلاعاتی خود را کاملا دگرگون کردند تا برآوردهای آن بیش از گذشته قابل اعتماد باشد. «جان نگروپونته» در کسوت یک سزار اطلاعاتی ریاست سازمان تازه تأسیس «اطلاعات ملی آمریکا» را بر عهده گرفت تا مجموعه فعالیت های پراکنده و گاه متضاد اطلاعاتی در آمریکا را زیر چتر واحدی گرد آورد و آنها را در راستای سیاست های کاخ سفید همگرا سازد. او پس از به عهده گرفتن مسئولیت جدید بارها ادعا کرده که «صحت برآوردهای جامعه اطلاعاتی آمریکا به طور اساسی بهبود یافته است»، اکنون اما ایران به عنوان مسئله ای جدید، توان اطلاعاتی آمریکا را به چالشی دوباره می طلبد. آمریکایی ها درباره ایران چه می دانند؟
ضعف اطلاعاتی طی 3 سال گذشته همواره یکی از اصلی ترین موانع پیش روی تصمیم گیران کاخ سفید برای سامان دادن به یک «رویا رویی مؤثر» با ایران بوده است. آمریکایی ها در این مدت بارها به این نتیجه رسیده اند که رفتارهای ایران دیگر قابل تحمل نیست و باید کاری کرد اما همین که به نهادهای اطلاعاتی خود مراجعه کرده و از آنها خواسته اند اطلاعات لازم برای یک طراحی علیه ایران را در اختیار آنها بگذارند، تازه فهمیده اند دستشان چقدر خالی است و چقدر «نمی دانند»! اگر بخواهیم دقیق تر بحث کنیم لااقل 5 حوزه کاملاً مشخص و متمایز درباره ایران وجود دارد که جامعه اطلاعاتی آمریکا هیچ برآورد قابل اتکایی از آن ندارد و می توان گفت در آن حوزه ها فقط پارس می کند بی آنکه بتواند گاز بگیرد.
1- آمریکا هیچ اطلاع دقیقی از گستره، ماهیت و جغرافیای برنامه هسته ای ایران ندارد. آنها نمی دانند کدام تأسیسات اتمی ایران با کدام کارکردها در چه نقاطی قرار دارند. هیچ نقشه جامعی از برنامه ایران که بتواند مبنای یک طراحی عملیاتی قرار بگیرد در ایالات متحده موجود نیست و به قول یکی از تحلیلگران اطلاعاتی ارشد این کشور آنها حتی اگر دستور داشته باشند که تأسیسات هسته ای ایران را منهدم کنند؛ نمی دانند چطور باید این کار را انجام بدهند. (ساندی تایمز، هفته اول نوامبر 6002).
2- آمریکا تقریباً هیچ چیز در این باره نمی داند که توان ایران برای بازسازی تأسیسات منهدم شده اش- تازه با این فرض بعید که چنین انهدامی اساساً امکانپذیر باشد - چقدر است همه آنچه آمریکایی ها می دانند و در استماع اخیر کمیته روابط بین الملل سنا هم بر آن تاکید شده این است که ایران جامعه فنی قدرتمندی دارد، اما در صورت انجام یک حمله نظامی آیا برنامه ایران برای مدتی طولانی متوقف خواهد شد یا لااقل عقب خواهد افتاد یا اینکه ایران به سرعت توان فنی خود را باز خواهد یافت؟ آمریکایی ها خود بارها گفته اند که در این باره چیزی نمی دانند و به همین دلیل قادر به محاسبه ریسک تلاش برای نابودی تأسیسات ایران نیستند.
3- اگر ایران مورد حمله قرار بگیرد، قدرت نظامی متعارف آن در ابعاد منطقه ای و توان آن برای ضربه زدن به نیروها و منافع آمریکا چقدر است؟ آیا پاسخ ایران به یک حمله محدود لزوماً محدود خواهد بود؟ ایران اول از همه با چه وسایلی کدام اهداف را مورد هجوم قرار خواهد داد؟ جامعه اطلاعاتی آمریکا در این باره هم حرفی برای گفتن ندارد. آنها نمی توانند شدت پاسخ ایران به یک تجاوز نظامی، گستره آن و اهداف آن را حتی به تقریب محاسبه کنند. آمریکایی ها خوب می دانند که ایران به تمامی نقاط ضعف منطقه ای آنها اشراف کامل دارد و می دانند که گستره مانور ایران در منطقه بسیار وسیع است، اما نمی دانند- و هرگز نخواهند دانست- که طراحی ایران بر مقابله به مثل به هنگام رویارویی نظامی بر چه تاکتیک هایی متمرکز است.
4- یکی از هراس انگیزترین شکاف های اطلاعاتی آمریکا درباره ایران، این است که برنامه ایران هسته ای تا چه مرحله ای پیش رفته و فاصله آن با نقطه ای که «دیگر نتوان هیچ کاری کرد» چقدر است. برآوردهای جامعه اطلاعاتی آمریکا در این باره پراکنده، بسیار مخدوش و در مواردی کاملاً مضحک است. بخش های مختلف هیئت حاکمه ایالات متحده بارها و به صریح ترین شکل ممکن به این حقیقت اعتراف کرده اند: «ما فقط اطلاعات اندک و گیج کننده ای درباره فعالیت های هسته ای ایران به دست آورده ایم» (پیتر هوکسترا، نماینده جمهوری خواه از ایالت میشیگان، رویترز، اوت 6002). «اطلاعات ما در این زمینه بسیار ضعیف است و فکر نمی کنم منابعی کافی در اختیار داشته باشیم. حتی فکر نمی کنم تحلیل های روشنی در این زمینه وجود داشته باشد» (جین هارمن، سناتور دموکرات، همان). «من به اطلاعاتی که سازمان های اطلاعاتی ما درباره ایران منتشر می کنند اطمینان ندارم و گمان نمی کنم هیچ آمریکایی به آنها اطمینان داشته باشد» (ریچارد لوگار، سناتور جمهوری خواه و رئیس کمیته روابط خارجی سنا، CNN، 5 شهریور 1385). به این ترتیب آمریکایی ها حتی اگر به این تصمیم رسیده باشند که در صورت جدی شدن خطر ایران باید اقدام کرد، در موقعیتی نیستند که بتوانند بفهمند این خطر کی جدی می شود!
5- یکی از ضعف های بسیار مهم اطلاعاتی آمریکا در مقابل ایران که عموماً بسیار کم مورد توجه قرار گرفته، دانش بسیار ناچیز آنها از ساختار حکومتی و مکانیسم تصمیم گیری استراتژیک در نظام جمهوری اسلامی است. آنها نمی دانند در ایران کدام نهادها و با استفاده از چه مکانیسم هایی اختیار تصمیم گیری دارند و هر کدام از آنها در چه محدوده ای مجاز به اتخاذ تصمیم است. «کنت پولاک» تحلیلگر ارشد مسایل ایران در نهادهای اطلاعاتی آمریکا این مشکل را به خوبی خلاصه کرده است: «منابع و اطلاعات ما در خصوص تصمیم گیران حکومت ایران اندک است. شاید پیچیدگی ساختار حکومت در ایران غیر قابل پیش بینی باشد. غیر از ما خیلی از آنها که در داخل ایران زندگی می کنند هم تصویر روشنی از این موضوع ندارند».
به این ترتیب آمریکایی ها تقریباً هیچ یک از آن چیزهایی را که باید درباره ایران بدانند، نمی دانند و در عوض آنچه هم که می دانند به هیچ دردی نمی خورد. چیزی که ظرف ماه های گذشته این مشکل را تشدید کرد. محدودتر شدن دسترسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی به تأسیسات ایران است که عملاً چشم و گوش های نیمه باز غرب در مقابل ایران را کاملاً مسدود کرده است. ایران از ماه فوریه گذشته و به تلافی ارجاع پرونده هسته ای اش به شورای امنیت دیگر پروتکل الحاقی را اجرا نمی کند و به همین دلیل آژانس اکنون بسیار کمتر از گذشته می تواند بر روند پیشرفت برنامه ایران نظارت کند. اطلاعات به دست آمده از بازرسی های آژانس در واقع مهم ترین داده هایی هستند که مبنای ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غرب درباره برنامه ایران را تشکیل می دهند چرا که این نهادها عملاً جز از طریق بازرسان هیچ دسترسی به تأسیسات ایران ندارند. بنابر مجموعه این مباحثات - که البته به شکلی بسیار خلاصه عرضه شده و جای بسط و تفصیل فراوان دارد- می توان نتیجه گرفت که آمریکا درباره ایران بسیار کمتر از آنی است که بتوان آن را مبنای یک اقدام عملی قرار داد. آمریکایی ها حتی اگر بخواهنداقدام کنند نمی‌توانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات