ما نمی دانیم باید چه قدر خونریزی بشود تا اسراییل از بین برود، ولی دعا می کنیم با خواست خداوند، این هدف و خواسته با حداقل زجر و خونریزی همراه باشد.
تشکیل اسراییل نه تنها با آموزه ها و تعلیمات دین یهود سازگار نیست، بلکه کاملاً با آن در تضاد است و خاخام های یهودی در سراسر جهان به دلیل رعب و وحشتی که صهیونیست ها ایجاد کرده اند، می ترسند نظر خود را اعلام کنند.
من با قطعنامه 1701 شورای امنیت مخالف هستم چراکه در آن به خواسته های اصلی مردم لبنان توجه نشده و خواسته های فلسطینی ها نیز نادیده گرفته شده است.
ما معتقدیم که سرانجام روزی می رسد که اسراییل از صدر قدرت کنار می رود. تورات تصریح می کند هرچیزی که بر خلاف میل و خواست خداوند باشد دوام ندارد و همانطور که می بینیم روزبه روز همه چیز فرق می کند و مطمئن هستیم که اسراییل از بین خواهد رفت.
در سال 1967 میلادی اگر حتی درمورد دادن قسمتی از نوار غزه به فلسطینی ها صحبت می شد، امکان داشت که شما را به قتل برسانند، اما به هر حال، شاهدیم که بیش از 50سال اسراییل می خواهد مقاومت فلسطینیان را درهم بشکند، اما موفق نمی شود. مضافاً اینکه جمعیت مسلمانان در اسراییل شدیداً رو به افزایش است و ظرف سال های آینده اکثریت با مسلمانان خواهد بود.
صهیونیست ها فضایی را برای خود ایجاد کرده بودند که در آن فضا هیچ کس فکر نمی کرد که بتواند قدرت آنها را درهم بشکند. آنها با استفاده از تسلیحات پیشرفته ادعای معجزه می کنند، همان طوری که در دستورات دینی یهود آمده، هر چیزی را که رخ می دهد نمی توان به عنوان معجزه خدا تلقی کرد. منشاء بسیاری از قدرت ها می تواند شیطانی باشد. تحولات اخیر در لبنان در حقیقت باعث شده تا اسراییل فضایی را که اطراف خود درست کرده بود، از بین رفته ببیند.
هرچه بیشتر «ایهود المرت» و کابینه او ضعیف شود بهتر است، ولی ما می خواهیم سرنگونی کامل اسراییل را ببینیم.
اولمرت منتظر معجزه بود، ولی لبنان خلاف آن را نشان داد. در تورات تصریح شده، حکومت غیرقانونی توسط یهودیان، شورش علیه خدا تلقی می شود و خداوند الهام و کمک خود را نشان نمی دهد.
ما و مسلمانان صدها سال در کنار هم زندگی کردیم و هیچ مشکلی نداشتیم. در آن زمان نه سازمان ملل بود و نه گروه های حافظ حقوق بشر فعالیت می کردند. پس، مشکل و وضعیت کنونی ما از مذهب نشات نگرفته است، بلکه ناشی از دیدگاه، تفکرات و ترفندهای صهیونیست ها است. صهیونیست ها از مذهب سوءاستفاده کرده و هرکسی که علیه آنها حرفی بزند، او را ضدیهود می دانند.
راه حل اصلی این است که مسلمانان، به ویژه در بخش تبلیغات و آگاه سازی جهانیان سرمایه گذاری کنند.
صهیونیست ها می خواهند نشان دهند که همیشه بین مسلمانان و یهودیان جنگ بوده و یهودیان در سرزمین های اسلامی تحت فشار بوده اند، ولی واقعیت مسئله این است که یهودیان در سرزمین های مسیحی بیشتر تحت فشار بوده اند.
هم اکنون نیز یهودیان در کشورهای اسلامی مثل ترکیه، ایران، تونس، مراکش، یمن، عراق و فلسطین در آرامش زندگی می کنند و جهان واقعیت را نمی داند. درگیری کنونی هم درگیری مذهبی نیست.
در کشورهای غربی چهره بدی از مسلمانان ایجاد کرده اند، آنان می گویند مسلمانان نمی توانند با بقیه و از جمله یهودیان زندگی کنند، ولی این درست نیست.
صهیونیست ها کاری می کنند که یهودیان هم کشته شوند حال آنکه تنها راه حل برای صلح این است که سرزمین فلسطین به فلسطینی ها بازگردانده شود.
اکنون شرایط را به گونه ای کرده اند که اگر کسی علیه اسراییل حرفی بزند همه فکر می کنند علیه یهودیت حرفی زده شده است و ما وظیفه داریم مردم را آگاه کنیم. در مقابل نیز اسراییل وارد لبنان می شود و آمریکا جلوی اسراییل را نمی گیرد و به این مسئله توجه ندارد که جنایات اسراییل به نام یهودیت انجام می گیرد.
جهان هر روز آگاه تر می شود. تخریب لبنان اگرچه خیلی دردناک است، ولی موجب آگاهی مردم شده است. به طور نمونه، وقتی خبرنگار «سی .بی.اس» از «محمود احمدی نژاد» رییس جمهوری ایران سؤال کرد «آیا شما ضدیهود هستید» گفت که شما باید مشخص کنید که منظور شما از این سؤال چیست؟ آیا منظور ضد یهودیت است یا ضد صهیونیست؟» این مصاحبه و موارد مشابه نشان می دهد بین یهودیت و صهیونیست فرق وجود دارد و دنیا درحال درک این موضوع است.
ما علیه شورای روابط عمومی آمریکا- اسراییل معروف به آیپک بارها تظاهرات کرده ایم، اما جالب است که چه جمهوریخواهان و چه دمکرات ها، همه برای تعظیم به آیپک می روند، از رییس جمهوری گرفته تا وزیر خارجه و دفاع و تمامی نمایندگان مجلس و سنای آمریکا، همه برای ادای احترام به این مرکز می روند.
بخش عمده چنین روندی به این دلیل است که صهیونیست ها تمام رسانه ها را در اختیار گرفته اند. در کانادا یک صهیونیست تمام روزنامه های مختلف در آن کشور را در دست دارد و در آمریکا نیز رسانه ها کاملاً در اختیار صهیونیست ها هستند.
صهیونیست ها حتی روزنامه هایی را که در تصاحب خود ندارند، از طریق قدرت مالی خود آنها را تحت فشار گذاشته اند و این مسئله در سازمان ملل هم دیده می شود.
اگر خبرنگاری در آمریکا علیه صهیونیست ها مطلبی بنویسد تحریم می شود و تحت فشار قرار می گیرد. روزنامه ای هم که آن خبرنگار در آن کار می کند بیچاره می شود، چراکه چنان شمار آگهی های تبلیغاتی آن روزنامه را کاهش می دهند تا نه تنها آن روزنامه، بلکه هیچ روزنامه دیگری به فکر مخالفت با صهیونیست ها نیافتد.
صهیونیست ها در اسراییل ما را مورد حمله فیزیکی قرار می دهند، ولی در آمریکا تهدیدهای دیگری وجود دارد. تهدید به از دست دادن شغل، از جمله مواردی است که دیده شده است.
یکی از نمایندگان مجلس آمریکا به نام «پل فینلی» که گاهی علیه اسراییل صحبت می کرد، کرسی خود را از دست داد. موارد دیگری هم دیده شده که برخی از نمایندگان پس از اینکه از فلسطین حمایت کرده اند، در انتخابات بعدی به کسی باخته اند که کاملاً نزد مردم آن منطقه ناشناخته بوده است.
تهدید سیاستمداران و خبرنگاران در سراسر جهان موجب شده که هیچ کس نتواند صدای خود را بلند کند.
واقعیت این است که تمام این مسایل بیانگر قدرت شیطان است و فرقی نمی کند که آمریکا یا اسراییل دیگری را بازی داده باشد، مهم نتیجه چنین بازی است که نشان دهنده شیطان است و صهیونیست ها هم به تمام معنا، نیروی شیطان هستند، چراکه دیده شده حتی کنیسه ها را در کشورهای عربی بمب گذاری و این اقدام را به نام اعراب تمام کردند.