تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۵  ، 
کد خبر : ۸۹۶۹۰

دولت «بوش» در خدمت جمهوریخواهان


نویسنده: رابرت ساموئلسون
مترجم: فریدون دولتشاهی

خانه‌تکانی دومین دوره ریاست جمهوری در کاخ سفید یک سنت قدیمی قدیمی است که به طور متنوع از جنجال، خستگی و بلندپروازی ناشی می‌شود. روسای جمهوری نیاز دارند حمایت شوند و از نو نیرو گیرند.
سپرهای بلا برای اشتباه‌های گذشته نیاز دارند دور ریخته شوند. دولت بوش اکنون این تشریفات را می‌گذراند.
یک رئیس جدید کارکنان وجود دارد. سخنگوی مطبوعاتی استعفا کرده است. "کارل راویکی"، دو شغلش را از دست داده است. شایعات از تغییرهای دیگر خبر می‌دهند. از نشانه‌ها چنین بر می‌آید این تاکنون بیشتر یک تمرین روابط عمومی بوده است. مشکل اصلی دولت سیاست‌هایش هستند، نه مردمی که این سیاست‌ها را اجرا می‌کنند. بعضی از بازیگران جدید ممکن است بهتر از قدیمی‌ها عمل کنند: ‌آنها ممکن است در زمان مناسب با یک سناتور مناسب تماس بگیرند، با بلایا (کاترینا) بهتر کنار آیند، یا اقدام‌های قویتر در دفاع از مردم به عمل آورند؛ اما این بهبودها، اگر اتفاق بیفتد، نمی‌توانند ناکامی‌ها را جبران کنند. اینها به دستور کار بوش ـ یا فقدان دستور کار ـ مربوط می‌شوند. اگر شما در جهت غلط رانندگی کنید یا اصلاً رانندگی نکنید، تغییر راننده‌ها کمکی نمی‌کند.
در ارائه این ارزیابی، من عمداً از عراق و تروریسم ـ موضوع‌هایی که من درباره‌شان بینش خاصی ندارم ـ فاصله می‌گیرم. به جای آنها من حواسم را روی سیاست‌های داخلی مهم که بهتر می‌دانم، متمرکز می‌کنم: بودجه، مالیات‌ها، مراقبت‌ بهداشتی، سیاست انرژی و مهاجرت، کشور درباره همه این‌ها کارهای جدی زیادی دارد که انجام دهد. اما دولت آنها را انجام نمی‌دهد. ما باید برای نرخ‌های بالای تولد در سنین سالخوردگی آماده باشیم. هزینه‌های طرح‌های پیش‌بینی شده تامین اجتماعی، هزینه‌های بیمه پزشکی و بیمه بهداشتی می‌تواند بودجه فدرال را 30 تا 40 درصد تا سال 2030 افزایش دهد. برای محدود کردن این افزایش‌های عظیم ـ یعنی مالیات‌های بسیار بالاتر یا کاهش‌های بزرگ در هزینه برنامه‌های دیگر ـ ما باید به تدریج سنین تامین اجتماعی و بیمه پزشکی را بالا ببریم، به علاوه مزایای بازنشسته‌های ثروتمندتر را قطع کنیم.
بوش با اجرای بزرگترین گسترش تاریخ بیمه بهداشتی، چشم‌انداز آینده را بدتر کرده است. دفتر بودجه کنگره برآورد می‌کند سود جدید دارو 792 میلیارد دلار از سال 2006 تا 2015 هزینه خواهد داشت. تعجب‌آور نخواهد بود طرح بد یمن تامین اجتماعی بوش نیز هزینه‌ها را بالا ببرد.
در زمینه انرژی، ما یک سازش بزرگ میان تولید کننده‌ها و هواداران محیط زیست نیاز داریم. ما ذخایر گاز طبیعی و نفت بزرگی در آلاسکا و امتداد آب‌های فلات‌ها قاره داریم. بسیاری از آنها جزء مناطق ممنوعه برای اکتشاف و تولید هستند؛ آنها نباید باشند؛ اما صرف‌جویی بیشتر لازم است. ایالات متحده در سال 2006، 226 میلیون اتومبیل و کامیون داشت. مدیریت اطلاعات انرژی پیش‌بینی می‌کند این رقم در سال 2030، 46 درصد افزایش می‌یابد و به 330 میلیون خواهد رسید. اگر این خودروها به طور عظیم کار آراتر نشوند، تقاضا برای سوخت به سطوح غیرقابل کنترل خواهد رسید. استانداردهای اقتصاد سوختی بسیار قویتر و یک مالیات بالاتر انرژی ما را در جهت درست حرکت خواهد داد. بوش چهارسال برای یک لایحه انرژی وقت صرف کرد که به رغم بعضی مواد خوب، نه تولید و نه صرف‌جویی را به طور چشمگیر بهبود نخواهد بخشید.
شما می‌توانید این لیست را ادامه دهید. اگر هزینه‌های بهداشت کنترل نشوند، سایر هزینه‌های عمومی و خصوصی را در تنگنا قرار خواهند داد. هزینه بهداشت در سال 1993، 8/13 درصد درآمد ملی (تولید ناخالص داخلی) بود؛ در سال 2005 به 2/16 درصد تولید ناخالص داخلی رسید. دولت حساب‌های پس‌انداز بهداشتی را تشویق می‌کند، اما با طرح‌های خودش، اینها کمک چندانی نمی‌کنند. در سال 2015، هزینه بهداشت به حدود 20درصد تولید ناخالص داخلی خواهد رسید. همینطور اگر ما جلو جریان مهاجران فقیر را نگیریم، فهرست‌های فقر کشور را به طور بی‌امان گسترش خواهیم داد. بوش با مهاجرت غیرقانونی مخالف است (چه کسی مخالف نیست؟) اما با طبقه‌بندی مجدد آن‌ها به عنوان "کارگر مهمان" آن‌ها را قانونی خواهد کرد. پیامدهای اجتماعی آن یک سال خواهد بود. فکر بوش در مورد آن که بیشتر آن‌ها به خانه می‌گردند، یک وهم و خیال بیش نیست.
تغییر مشاوران رئیس‌جمهوری این سابقه سیاه را جبران نمی‌کند. صادق باشیم، همه این‌ها مشکلات سختی هستند، اما هیچ یک راه‌حل ساده‌ای ندارند. اما سیاست‌های معقول می‌توانند آنها را کاهش دهند. مگر اینکه بوش بتواند به طور معجزه آسایی به ثروت سیاسی خود دست یابد و گرنه بخت خود را برای دستیابی به چنین سیاست‌هایی اندازه زیادی از دست خواهد داد. گام‌هایی که نیاز است برداشته شوند، اغلب در ابتدا ناخوشایند هستند؛ افزایش مالیات یا بالا بردن سن واجدین شرایط بیمه بهداشتی یک امر خوشایند مردم نخواهد بود. یک رئیس جمهوری نامحبوب کمتر به این کار مایل خواهد بود ـ و اگر هم این کار را بکند، کمتر امید موفقیت خواهد داشت. اتکای شدید بوش به حمایت جمهوریخواهان در کنگره مانع دیگری است. جمهوریخواهان به او پشت می‌کنند "چون آنها می‌خواهند دوباره در انتخابات شرکت کنند، اما او نمیخواهد" در این میان دمکرات‌ها نیز هیچ دلیلی ندارند که ضامن او شوید.
بیشتر گناه این ناکامی به گردن خود بوش است. او منافع سیاسی کوتاه‌مدت خود را با منافع درازمدت ملت برابر می‌داند. او به نظر می‌آید سرسختی را با داوری و انعطاف‌ناپذیری را با اصول اشتباه می‌کند. او چگونه می‌تواند دلمشغولیش را با کاهش مالیات‌ها که هدف از آن راضی کردن پایگاه جمهوری خواهش، بدون هیچ انضباطی در خرج کردن است، توضیح دهد؟ مغز بوش پیشنهادهایی ارائه می‌دهد که بیش از آن که پاسخگوی نیازهای ملی باشد، به سود ارجحیت‌های حزبی است. بنابراین آنها از احترام گسترده مردم برخوردار نیستند. بوش با اداره کشور از یک پایگاه باریک سیاسی و روشنفکری در داخل، ریاست جمهوری‌اش را گروگان رویدادهای خارج قرار داده است. این امکان خطرناکی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات