تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۰  ، 
کد خبر : ۸۹۷۰۷

اهمیت ژئوپلتیک لبنان و بازیگری بنام حزب‌الله


اهداف اساسی این حمله گسترده، انهدام ساختار نظامی سازمان آزادیبخش فلسطین، روی کار آوردن یک رئیس جمهور مسیحی طرفدار اسرائیل در لبنان و کاهش قدرت نظامی و سیاسی سوریه در صحنه لبنان بود.
در سال 1982، رژیم‌ صهیونیستی با هدف جدا کردن لبنان از دیگر سرزمینهای اسلامی و نابودی فلسطینی‌های مقیم لبنان و تضعیف سوریه، با پشتیبانی ایالات متحده و دولتهای مرتجه عرب به لبنان حمله کرد و تا بیروت پیشروی کرد و چریکهای فلسطینی را از لبنان بیرون رانده و هزاران نفر از مردم مسلمان و رزمندگان فلسطینی را از جمله در اردوگاههای "صبرا و شتیلا" قتل عام کرد.
حمله اسرائیل به لبنان در ژوئن 1982، بی‌تردید در بسیج سیاسی و نظامی جامعه شیعیان که دچار تشتت و چند دستگی بودند تاثیر بسزایی داشته است و از این رهگذر، تجارب ارزشمندی را نصیب این گروهها کرد. جرقه‌های تشکیل مقاومت اسلامی در برابر اشغالگران از همین زمان، به وجود می‌آید.
در این راستا، گروههای شیعه که عمدتاً در شهر "بعلبک" مستقر شده بودند، توانستند تشکیلات واحدی ایجاد کنند. این سیاسی شدن و متشکل شدن مجموعه‌های مقاومت شیعی در نهایت بستر لازم را برای تولد جنبش حزب الله لبنان را فراهم کرد. اولین ثمرات مقاومت، 3 روز پس از تهاجم اسرائیل آشکار شد.
در آن روز، عده‌ای از جوانان شیعه که خود را پیروان امام خمینی می‌‌نامیدند توانستند با اسلحه‌های سبک، راه را بر اسرائیل در دروازه جنوبی بیروت ببندند. این پیروزی در گسترش ایده مقاومت، تاثیر شگرفی گذاشت.
بی‌تردید، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره)- که به گسترش موج بیداری اسلامی و تقویت نهضتهای رهایی بخش در سراسر جهان اسلام کمک کرد- نیز در زمره علل خارجی اندیشه تاسیس حزب الله است.
شهید سید عباس موسوی از بنیانگذاران حزب الله در این باره می‌گوید: «روش جوانان مبارز ایرانی پس از انقلاب اسلامی در جنگ تحمیلی با نیروهای بعثی و حامیان غربی آنها باعث شد جوانان مسلمان لبنانی، شیفته و عاشق شهادت شوند و جای تعجب نداشت که همزمان با مبارزات شهادت طلبانه نیروهای ایران، یک جوان مسلمان لبنانی به مرگ لبخند زند و با 1200 کیلوگرم مواد منفجره که با خود حمل می‌کرد به دشمن هجوم برد.»
واکنش به تجددگرایی و گرایش‌های لائیک در جامعه لبنان، وجود نظام طائفه‌گری و دیرپایی اختلافات مذهبی و نقش رهبران و شخصیت‌های کاریزمایی چون امام موسی صدر، شهید سید عباس موسوی، شهید شیخ راغب حرب، سید حسن نصرالله و ... در پدید آمدن مقاومت اسلامی و بسیج شیعیان، از دیگر انگیزه‌های ظهور اندیشه مقاومت اسلامی به شمار می‌رود.
پس از حملات سال 1982 صهیونیستها با کمک آمریکا توانستند فالانژیستهای لبنان را بصورت یک دولت وابسته برسرکار بیاورند که طی قرارداد صلح فالانژها با رژیم صهیونیستی، جنوب لبنان در اختیار گشتیهای صهیونیست‌ قرار گرفت، تا سال 2000 ادامه داشت.
شکلگیری حزب الله
با آغاز حرکت امام موسی صدر، تعداد زیادی از جوانان از احزاب ملی و چپ به حرکت المحرومین و جنبش امل پیوستند، اما با از دست دادن 2 رهبر اصلی این جنبش (امام موسی صدر و شهید مصطفی چمران) جنبش امل، توانایی حفظ وحدت و یکپارچگی نیروهایش را از دست داد.
از طرفی چرخش ایدئولوژیک برخی عناصر سیاسی امل از مذهب شیعه به سمت حرکت سیاسی لائیک، انگیزه جوانان شیعی را برای پیوستن به صفوف مجاهدین تقویت کرد.
جالب آنکه، همان جوانانی که در سالهای اولیه مقاومت اسلامی و نیز در سالهای بعد به صفوف مجاهدان پیوستند، پس از ظهور اندیشه جدید مقاومت اسلامی، حزب الله را تشکیل دادند.
این مجموعه‌های شیعی بر حول محوری گردآمده بودند که دارای این ویژگی‌ها بود:
1) حضور رهبران شیعه در هسته اولیه مقاومت اسلامی
2) تلاش برای رفع محرومیت از شیعیان لبنان
3)برخورداری از حمایت‌های مرجعیت تشیع و حضرت امام خمینی (ره)
4) الگو گرفتن از نیروهای سپاه پاسداران به عنوان نماد انقلاب اسلامی ایران
5) مبارزه با اشغالگری و کسب استقلال سیاسی
6) مخالفت با نظام ناعادلانه طائفه‌گری در لبنان
مجموعه‌های متفرق اسلامگرا که بعلبک را پایگاه خود قرار داده بودند بدرستی دریافتند که در شرایط حاضر تنها راه نجات، حفظ وحدت و یکپارچگی است.
آنها در تاثیرپذیری از دیدگاه‌های سیاسی امام خمینی (ره) در اعتقاد به ضرورت مقابله با اسرائیل با یکدیگر وحدت نظر داشتند. از این‌رو به این نتیجه رسیدند در شرایطی که ظرفیت لازم برای مبارزه با دشمن خارجی در دیگر احزاب و سازمان‌های سیاسی وجود ندارد، باید با بهره‌گیری از تجارب انقلاب اسلامی ایران به فکر ایجاد تشکیلاتی متناسب با وضعیت جاری خود باشند.
بر همین اساسی، کمیته‌ای 9نفره در پاییز 1982 برای پی‌ریزی چارچوب سیاسی موردنظر شکل گرفت و شروع حرکتهای نظامی حزب الله نیز متقارن باهمین ایام بود.
در 11 نوامبر 1982، اولین عملیات شهادت طلبانه علیه مقر فرماندهی ارتش اسرائیل در شهر "احمد قیصر" انجام و منجر به هلاکت 76 افسر و سرباز اسرائیلی شد.
پس از تمام کار کمیته 9 نفره، شورای لبنان متشکل از 5 نفر از اعضای کمیته قبلی به وجود آمد. این شورا نیز تا مدتها به دلیل ملاحظات امنیتی و تشکیلاتی به صورت غیرعلنی به فعالیت خود ادامه می‌داد.
با این وجود بتدریج چهره‌هایی چون سید عباس موسوی، شیخ صبحی طفیلی، شیخ حسن کورانی، سید حسن نصرالله، حسین موسوی (ابوهشام)، محمد رعد و ... به عنوان رهروان اسلامگرا در بعلبک و جنوب لبنان معروف شدند.
هنگامی که تشکیلات و سازماندهی حزب الله و مقاومت (شاخه نظامی آن)، استحکام لازم را پیدا کرد، حزب الله دریافت که باید هویت مقاومت اسلامی را اعلام کند زیرا کتمان این مساله، گرچه مقاومت را از ضربه پذیری و نابودی زودرس محفوظ می‌داشت، اما از نظر دستاوردهای سیاسی، حزب را در حاشیه دیگر گروههای سیاسی قرار می‌داد.
در این راستا، در 6 ژانویه 1984، مقاومت اسلامی در لبنان با صدور اولین بیانیه نظامی با امضای مقاومت اسلامی، اعلام موجودیت کرد. در واقع نیاز حزب الله به حضور سیاسی باعث شد مقاومت اسلامی به شکل متسقل و رسمی به فعالیت خود ادامه دهد.
با گسترش عملیات مقاومت علیه اشغالگران توسط شورای لبنان، شعارهایی با عبارت "حزب الله ظهور یافت، البته نه به عنوان رسمی یک گروه سیاسی، بلکه به معنای عام آن به کار می‌رفت تا این که در ماه می 1984، شورای لبنان تصمیم گرفت نام ثابتی برای تشکیلات خود انتخاب و بیانیه‌های خود را با آن نام صادر کند.
لذا نام "حزب الله لبنان" انتخاب و دفتر سیاسی حزب راه اندازی شد. در این زمان، حزب الله سعی در گسترش و همه‌گیر کردن مقاومت داشت و می‌خواست شبکه‌های کوچک مقاومت را به خود جذب کند؛ بنابراین پس از مدتی توانست بعد از بعلبک در بیروت و مناطق جنوبی لبنان، حضور فعال پیدا کند.
این امر باعث شد حزب الله بدون واهمه لو رفتن، حجم عملیات نظامی علیه ارتش اسرائیل در جنوب را افزایش دهد.
سرانجام فشارهای نظامی حزب الله در طول سالهای 1983 و 1984، رژیم اسرائیل را واداشت تا در 14 ژانویه 1985، تصمیم به عقب‌نشینی بگیرد. این عقب‌نشینی به سمت باریکه کمربند امنیتی از فوریه 1985 آغاز می‌شود و اسرائیل، اولین شکست رسمی خود را تجزیه می‌کند.
همزمان با شروع این عقب‌نشینی از شهر صیدا، حزب الله در یک گردهمایی رسمی در 16 فوریه 1985 با صدور نامه‌ای سرگشاده، هویت، استراتژی و برنامه ایدئولوژیک خود را برای اولین بار اعلام می‌کند و به فعالیت‌های پنهانی خود خاتمه می‌دهد.
نقش بلامنازع حزب الله در رهبری و سازماندهی مقاومت‌های مردمی و پرهیز از بزرگنمایی اختلافات میان احزاب رقیب در مواجهه با اسرائیل در کنار موفقیت کم‌نظیر این حزب در عقب راندن رژیم صهیونیستی به کمربند امنیتی موجب شد جایگاه حزب الله نه تنها در عرصه‌های داخلی بلکه در عرصه‌های بین‌المللی ارتقا یابد و کسب مشروعیت بین‌المللی برای این حزب، سیرصعودی پیدا کند.
این مساله حتی درمیان صحبتهای سران رژیم‌ صهیونیستی نیز مشهود بود. صریح‌ترین اعتراف از آن اسحاق رابین، در زمان تصدی وزارت دفاع اسرائیل بودکه گفت: "حمله نظامی اسرائیل باعث شد تا غول شیعه از بطری خارجی شود."
نگرانی مقامات اسرائیل پس از این پیروزی، به خاطر ترس از گسترش روش مبارزاتی حزب الله میان مسلمانان نوار غزه و کرانه غربی رود اردن، روند فزاینده‌ای به خود گرفت.
پس از صدور نامه سرگشاده، فعالیت‌های رسمی و علنی حزب الله اوج گرفت و از حالت صرفا امنیتی و کاملا محرمانه خارج شد و حالت نیمه محرمانه پیدا کرد. محبوبیت روز افزون حزب الله پس از غنی شدن آن، سبب شد جوانان مسلمان بیشتری به این حزب بپیوندند که این امر، خود به تقویت حرکتهای اسلامگرا در لبنان کمک می‌کرد و از طرفی حساسیت سوریه را نسبتا به آنچه رشد رادیکالیزم دینی می‌خواند، برانگیخته بود.
در عین حال تشکیل حزب الله در بدو امر، برخی گروههای سنتی سیاسی در جنوب لبنان را متوجه خود ساخت و این مساله حتی تا مرز درگیری‌های نظامی هم پیش رفت که البته موقتی بود. توافقنامه "دمشق 1 " که با فشار ایران و سوریه در 30 ژانویه 1989 میان حزب الله و گروههای سیاسی نظامی قدیمی‌تر امضاء شد، تا حدودی از این درگیری‌ها کاست، اما کاملا به آن پایان نداد.
اما با اصرار سوریه در اکتبر 1990، توافقنامه‌ "دمشق 2 " به امضا رسید و سرانجام به درگیری‌ها پایان داد.
این درگیری‌ها که در واقع، فرصتی طلایی برای اسرائیل به حساب می‌آمد، به قدرت نظامی و ساختار تشکیلاتی امل که به خاطر چرخش‌های ایدئولوژیک رهبرانش از نظر سیاسی تضعیف شده بود ضربات سختی وارد کرد. به این ترتیب، تمرکز سیاسی و نظامی برای مقاومت علیه تجاوزطلبی اسرائیل به گروه حزب الله که طرفدارانش بسرعت بیشتر می‌شدند، منتقل شد.
در این راستا، در دهه 90 میلادی، اسرائیل 2 عملیات بزرگ دیگر را در لبنان با هدف سرکوب مقاومت اسلامی و ایجاد کمربند امنیتی، سازماندهی کرد:
- عملیات تسویه حساب
- عملیات خوشه‌های خشم.
در عملیات تسویه حساب، هدف اصلی اسراییلی‌ها، از بین بردن رابطه شیعیان و طوائف مختلف با حزب الله بود اما نتیجه معکوس به دنبال داشت. این عملیات نه تنها رابطه شیعیان با حزب الله را از بین نبرد، بلکه یک نوع همبستگی ملی میان تمام طوائف مذهبی لبنان در خصوص مشروعیت مقاومت ایجاد کرد.
عملیات خوشه‌های خشم نیز به عنوان "آخرین تلاش گسترده اسرائیل برای سرکوب حزب الله" شانزده روز به طول انجامید؛ در این تهاجم، مهمترین فاجعه در روستای "قانا" به وقوع پیوست. انعکاس خبر این فاجعه، محکومیت‌های شدید جهانی را در پی داشت. حزب الله در پاسخ به این تهاجم، شهرک‌های یهودی نشین را زیر آتش موشکهای خود قرار داد و شهرک نشینان را وادار به عقب نشینی از مواضع خود کرد.
شدت و قدرت این پاسخ، اسرائیل را مجبور کرد از حمله به مناطق مسکونی تا حد زیادی پرهیز کند. این عملیات همچنین قدرت و توان دفاعی حزب الله را بیش از پیش به نمایش گذاشت.
اما اتفاق مهمی در این زمان رخ داد و با به دست آوردن رسمیت مقاومت علیه اشغالگری در جریان جنگ 1996، حزب الله توانست با تجدید و تثبیت حضور خود در پارلمان، از "جنبه سیاسی" نیز رسمیت پیدا کند.
در خلال سال‌های 85 تا اواخر دهه 90 میلادی، حزب الله با چالشهای دیگری مواجه شد. اما آنها را با موفقیت از سر گذراند. ترور و ربودن رهبران حزب الله از سوی عناصر اسراییلی یا هواداران آنها، یکی از مهمترین چالشهای فراروی این حزب بود.
در این سالها، افرادی نظیر سیدعباس موسوی (دومین دبیرکل حزب الله) و شیخ راغب حرب به شهادت رسیدند و برخی دیگر نظیر شیخ عبدالکریم عبید ربوده شدند. خطر دیگری که حزب الله را تهدید می‌کرد، خطر تجزیه و انشعاب این حزب پس از برکناری شیخ صبحی طفیلی "اولین دبیرکل حزب الله" بود. وی بتدریج، علم مخالفت علیه حزب الله را برافراشت، اما درایت حزب الله در برخورد با گروههای انشعابی نشان داد این گروهها پایگاه محکمی در میان مردم لبنان ندارند و بزودی انشعابیون مجبور شدند به حقانیت راه حزب الله اعتراف کنند.
همانطوری که اشاره شد، پس از پیروزی حزب الله در جنگ 1996 و تبدیل شدن مقاومت به خواست ملی در میان کلیه طوائف مذهبی لبنان، موفقیت‌های فزاینده دیگری در سطح داخلی و منطقه‌ای از آن حزب الله شد که حاکی از دوران اقتدار کامل این حزب است.
برخورد 2 بالگرد اسرائیلی حامل 73 کماندو در جنوب لبنان که منجر به کشته شدن تمامی سرنشینان آن شد، افکار عمومی اسرائیل را علیه دولت خود "مبنی بر عقب‌نشینی هر چه سریع‌تر" برانگیخت و حزب الله با جنگ روانی و رسانه‌ای خود به این مساله شدت بیشتری بخشید.
در عملیات انصاریه در سال 1997، جاسوسان اسرائیلی برای اولین بار در تله مین گذاری شده به دام افتادند و اسرائیل از لحاظ اطلاعاتی نیز برای نخستین بار شکست خورد.
یکی از فعالیت‌های مهم حزب‌الله در برخورد با نظامیان اشغالگر، استفاده از رسانه‌هایی چون "تلویزیون المنار"، "رادیو النور" و "هفته نامه العهد" برای بیان دیدگاه‌ها و مواضع خود بود. حزب‌الله با استفاده از این ابزارها، یهودیان شهرکهای اسرائیل را هدف قرار داد و با یک برنامه‌ریزی حساب شده روانی، زمینه‌ساز فرار نیروهای اسرائیلی را فراهم کرد. علاوه بر آن، حزب‌الله در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی داخلی نظیر انتخابات شهر و روستا، پیروزی‌های چشمگیری به دست آورد.
خدمت‌رسانی در عرصه‌های اجتماعی، یکی دیگر از شاخه‌های فعالیت حزب‌الله بود. از طرف دیگر، روابط حزب‌الله با دولت از زمان امیل لحود رو به بهبودی گذاشت.
در پی نزدیکی دولت و حزب‌الله، مزدوران آنتوان لحد 3 ژوئن 1999، به فرمان ارتش اسرائیل از جزین در جنوب لبنان به صورت یکجانبه عقب‌نشینی کردند. روند عقب‌نشینی تحت فشار حزب‌الله و افکار داخلی اسرائیل به گونه‌ای بود که یکی از محورهای مبارزات انتخاباتی نخست وزیران اسرائیل در سال 1999 را شامل می‌شد. ایهود باراک، تنها رقیب نتانیاهو در مبارزه انتخاباتی وعده داده بود در صورت پیروزی، ارتش اسرائیل را در خلال یک سال از جنوب لبنان خارج کند. وی پس از پیروزی خود، زمان عقب‌نشینی را حداکثر تا پیش از هفتم ژوئیه 2000 مشخص کرد.
نهایتاً، در بامداد 24 می 2000 (مطابق با 4 خرداد 1379) ارتش اسرائیل به یکباره و به صورت کاملا ناگهانی اقدام به تخلیه کلیه مواضع خود در جنوب لبنان کرد و دولت لبنان بعد از آن، 25 می 2000 را روز مقاومت و آزادسازی اعلام نمود.
اما، مهترین دستاوردها و پیامد این عقب‌نشینی عبارت بود از:
- شکست ارتش اسطوره‌ای اسرائیل
- پذیرش حزب‌الله به عنوان سمبل مقاومت در داخل و خارج و به ویژه در سطح کشورهای عربی و اسلامی و تاثیر سریع آن بر انتفاضه مردم فلسطین
از این پس حزب‌الله با حفظ "استراتژی مقاومت"، "استراتژیهای سیاسی" را نیز در پیش گرفت و به بازیگری فعال در لبنان و منطقه تبدیل شد و در پی آن با بدست‌گیری بخشی از کابینه لبنان نقش سیاسی خود را تثبیت کرد.
آنچه مبرهن است، حملات اخیر اسرائیل به جنوب لبنان تحت لوای به اسارت گرفتن دو نظامی این رژیم توسط حزب‌الله لبنان، پروسه‌ای بلند مدت برای جلوگیری از رسمیت سیاسی روزافزون حزب‌الله است.
در این راستا، اسرائیل مشخصاً با حمله گسترده به تأسیسات و زیرساختهای جنوب لبنان، سعی دارد حضور و ارتباطات نظامی حزب‌الله را در این منطقه غیرممکن کند و از طرفی با اعمال فشار بر حزب‌الله از طریق رویارویی احزاب داخلی لبنان، در پی کاهش قدرت و تأثیرگذاری حزب‌الله است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات