الف) تحول در مدیریت
از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون حلقه مدیریتی کشور در سطح کلان آنچنان که باید و شاید شاهد تحول فرهنگی نبوده است و ادبیات حاکم بر رفتار نخبگان ایرانی بر محور منازعه و کشمکش استمرار داشته است و تبعات منفی آن نیز در یک رویکرد سیستمی به مجموعه نظام بر میگردد. از اینرو تحول در مدیریت کشور و چرخش عقلانی نخبگان ضروری میباشد که خود نیز به دو طریق امکانپذیر خواهد بود:
1- تحول نرمافزاری
- استفاده از شیوهها و متدهای نوین مدیریت و قابل قبول در سطح جهانی در این تحول مدنظر است. تجارب برخی از کشورهایی که در این زمینه موفق بودهاند میتواند از سوی سیاستگذاران مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
- زمینهسازی فرهنگی برای مدیرانی که یک دوره مدیریت کشور به آنها سپرده میشود. با استدلال به اینکه در این دوره میبایستی با بهرهگیری از فنون مختلف، بیشترین بهرهوری را از خودشان بر جای بگذارد به گونهای که تداوم مدیریتی آنان بستگی کامل نتایج و خروجی فعالیتهای آنان داشته باشد.
2- تحول سختافزاری
- جابجایی در نیروها: استفاده از نیروهای جوان، متخصص، متدین و آشنا به مدیریت علمی که جایگزین مدیریت سنتی میشود.
- حذف موانع تحقق شایستهسالاری در نظام اجرایی و اداری کشور.
- ارزیابی مستمر توام با پاسخگویی از مدیران.
با توجه به اینکه مدیر موفق قادر خواهد بود در مدت زمان کوتاه چهار یا هشت ساله در نظام اجرایی و اداری کشور آنچه که در توان دارد از خود به نمایش بگذارد میبایستی از طرف سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور دستورالعملهای اجرایی تهیه و تنظیم شود که پس از اتمام این دوره جایگزینی مدیریتی به وجود آید والا حضور یک نفر به عنوان مدیر و برای مدت زمانی طولانی آثار نامطلوبی را بر جای خواهد گذاشت که بدیهیترین آن تبدیل شدن به قدرت بلامنازع سازمانی است.
ب) نظام پاسخگویی
- ابتدا میبایستی به لحاظ فرهنگی از همان آغازین دورههای تربیتپذیری به گونهای برنامهریزی نمود که فرد به لحاظ درونی همیشه خود را در معرض پاسخگویی ببیند. به عبارت دیگر در نظام آموزشی و پرورشی کشور و در متون درسی میبایست فرهنگ پاسخگویی گنجانده و آموزش داده شود.
- در نظام اداری کشور از سیستم نظارتی و ارزیابی جامع و کارآمد باید بهره گرفت.
- ابزارهای تشویقی و تنبیهی برای پاسخگو بودن و یا پاسخگو نبودن پیشبینی گردد.
- پاسخگویی تنها به طبقات و لایههای پایین منحصر نگردد. اگر برای عدهای حصاری امن برای پاسخگو نبودن به وجود بیاید علاوه بر مفاسدی که در پی خواهد داشت لایههای پایین نیز به تاسی و تبعیت از لایههای بالا پاسخگو نخواهند بود.
- رسانههای دیداری و شنیداری و مطبوعات، نقش اساسی را در پاسخگو نمودن مسئولان و دیگران بر عهده دارند.
ج) کار جمعی
- اجماع گروههای سیاسی بر اصول اولیه انقلاب و در نظر گرفتن منافع ملی و کلان کشور و ترجیح آن بر منافع حزبی و جناحی پایه اولیه حرکت به سوی کار جمعی و متوازن است. از این رو جناحهای سیاسی در کشور باید اختلاف بر سر امهات نظام را کنار بگذارد تا بتوانند با همفکری و هماندیشی کشور را به سمت منافع کلان که منافع ملی و مردم میباشد، هدایت نمایند.
- شناختن خلأهای قانونی ناشی از عدم توافق بر کار جمعی و متوازن و تصویب قوانین مورد نیاز برای پرکردن این خلأها.
- تصویب قوانین مورد نیاز برای برخورد قانونی با اشخاص حقوقی و حقیقی و یا احیانا خود نهادها و سازمانهایی که در کشور کار جمعی و متوازن را مشکلساز مینماید.
- پیدا نمودن سازوکارهای منطقی حل منازعه برای رسیدن به اجماع نظر کارآمد.
د) محسوس بودن خدمت رسانی
- محسوس بودن خدمت رسانی میبایستی در عمل اتفاق بیافتد. مثلا اگر در کشور شاهد شکاف میان مردم به لحاظ طبقاتی هستیم، در یک روند برنامهریزی شده این شکاف کاهش پیدا کند و یا مردم به لحاظ اقتصادی از وضعیت مطلوبی برخوردار باشند.
- گسترش انواع بیمههای مورد نیاز برای تمام اقشار جامعه و به وجود آمدن امنیت شغلی.
- افزایش امید به زندگی با از میان بردن دغدغههایی مانند «آینده مبهم.»
- پرهیز از ارائه آمارهای غیرواقعی.
- حضور دائمی و مستمر مسئولان در میان مردم و علیالخصوص اقشار پایین و مستضعف جامعه.