تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۰  ، 
کد خبر : ۸۹۷۱۹
رهبران مشروطیت

نقش علمای تبریز در نهضت مشروطیت


اسماعیل وکیل‌زاده
آیت‌الله انگجی

عالم دیگری که سهم زیادی در بیداری مردم در نهضت داشت آیت‌الله انگجی بود وی یکی از روحانیون متعهد و ظلم ستیر تبریز بود که همراه آیت‌الله حاج میرزا صادق آقا بر علیه محمد علیشاه و روس‌ها مبارزه کردند و در بین آزادیخواهان محبوبیت داشتند. پس از اختلافاتی که بین انقلابیون به وجود آمد ایشان نیز دستگیر و به کردستان تبعید گشت که پس از مدتی به تبریز بازگشت. مردم تبریز از بازگشت ایشان خیلی خوشحال شدند.
ملا امام‌وردی
یکی دیگر از علمای آذربایجان که در شهرستان مشکین شهر زندگی می‌کرد، ملا امام وردی بود وی در مشکین شهر یک زندگی ساده‌ای داشت. ایشان حامی مشروطه طلبان و مورد توجه آنان بود. سخنرانیها و اعلامیه‌های تندی داشت که حاکم اردبیل از ملا به مخبرالسلطنه شکایت کرد و او را مانع بزرگ برای وصل مالیات معرفی ‌می‌کرد و پرونده قطوری را برای او تهیه کرد و مخبرالسلطنه شکایت نامه به را انجمن تبریز ارسال داشت. انجمن تبریز جهت رسیدگی، ملا امام وردی را از مشکین شهر احضار کرد تا دفاعیات خود را ارائه نماید. وقتی به تبریز رسید و توضیحات را داد معلوم شد که: «او عملا از مشروطه‌ طرفداری کرده و در صدد جمع‌آوری و اتحاد مشروطه‌خواهان بوده است. و ابدا دخالت در امور مالیه نداشته است.»
ثقه‌الاسلام تبریزی
یکی از علمای برجسته شیعه که در نهضت مشروطیت سهم زیادی داشت شهید ثقه‌الاسلام تبریزی بود. حجت‌الاسلام مرحوم میرزا محمد علی آقابن موسی بن محمدبن شفیع از علمای معروف آذربایجان از گروه شیخیه می‌باشد که در تبریز متولد و در اواخر 13 هجری به عتبات عالیات مشرف و بعداز تحصیلات در سال 1308 هجری بازگشتند و در سال 1319 که پدرش از دنیا رفت به جای او ثقه‌الاسلام شهرت یافت. «میرزا علی ثقه‌الاسلام در نظم پارسی و عربی مهارت و تبحر داشته، صاحب وسایل و مقالاتی می‌باشد که رساله بت‌الشکری و ایضاح الابناء و رساله لالان نمونه‌ای از منشات او بوده هر سه در تبریز به چاپ رسیده‌اند. ولی مهمترین اثر او مرآه الکتب است که به قطع الکشف الفنون حاج خلیفه به قلم درآورده است.»
همچنین ثقه‌الاسلام از علمای امامیه تبریز بود که در نجوم و ریاضیات وکلام و تاریخ و دیگر علوم تبحر داشت. در اواخر قرن 13 به عتبات عالیات رفتند و در حوزه نجف از محضر اساتید بزرگوار مانند فاضل اردکانی، شیخ زین‌العابدین مازندرانی و دیگران بهره بردند و در سال 1318 به تبریز بازگشتند.
در سال 1324 موقعی که ندای مشروطه‌‌خواهی طنین‌انداز شد، او به طرفداری از مظلومین به پا خاست. ثقه‌الاسلام در جریانهای سیاسی آن دوره حضور مستمری داشت و چندین تلگراف به محمدعلیشاه ارسال کرد و در آن از شاه خواست که به کرامت و عزت مردم تبریز ارج نهد و رافت و عطوفت نماید. هنگام محاصره ایشان به همراه چندتن به باسمنج در دو کیلومتری تبریز است رفتند و با عین‌الدوله در رفع محاصره مذاکراتی انجام دادند و تلاش‌های زیادی کردند. او در تبریز زندگی می‌کرد و یکی از رهبران مشروطه در تبریز بود و آزادیخواهان اکثرا از ایشان کسب تکلیف می‌کردند. حتی انجمن ایالتی تبریز بیشتر مواقع تلفنی کسب تکلیف ‌می‌کردند. قوای روس که روز به روز از فرصت‌ها برای ماندن در تبریز استفاده می‌کردند علمای بیدار تبریز با مجاهدین طرح‌هایی را جهت بیرون کردن آنان در دست داشتند ولی روس‌ها هدفشان حفظ تاج و تخت سلطنتی محمد علیشاه و حفظ نفوذ خود بود. سربازان روس که چند سال آذربایجان را در اختیار داشتند به وسیله عواملی فردور مانند صمدخان شجاع‌الدوله دمار از روزگار مردم به جرم مشروطه‌خواهی در آوردند. در شب 29 ذیحجه سال 1329 قمری روس‌ها تصمیم گرفتند که سلاح‌های مجاهدین را بگیرند و دو نفر از جوانان را به قتل رساندند تا اخطار و عبرتی برای دیگران باشد.
مجاهدین و کلانتریها پی در پی از نائب‌السلطنه ایالت ضیاءالدوله و نمایندگان انجمن ایالتی به ویژه از ثقه‌الاسلام تلفنی کسب تکلیف می‌کردند و اینها نیز مردم را به دفاع از خودشان در مقابل روس‌ها دستور دادند. مردم غیرتمند بر روس‌ها حمله کردند و آنها چنین انتظاری نداشتند وحشت‌زده شدند، واقعا یک جنگ مردانه که سه روز طول کشید و پس از آن تصمیم به گفت‌وگو بین سران دو طرف گرفته می‌شود و در مذاکرات، این تصمیم گرفته می‌شود که مجاهدان از کوشش باز ایستند و روس‌ها از تنگنا بیرون آیند. به دنبال این تصمیم بود که آزادیخواهان از جنگ دست کشیدند و به بیرون شهر رفتند و روس‌ها هر چه دلشان می‌خواست از کردن آن ابا نکردند. با پیوستن سه لشگر از ایروان و تفلیس به روس‌ها به قدرت آنها افزوده شد. از روز پنجم دی‌ماه 1290 که مصادف با پنجم مرداد بود روس‌ها طرح‌هایی را در تبریز آماده کردند که دستگاه و تشکیلات آزادیخواهان از هم پاشید. روس‌ها چنین می‌خواستند که جنبش و گرمی آذربایجان و گیلان را که جلوگیری از پیشرفت ایشان می‌نمود فرو نشانند و این بود که در همه جا در یک روز به کار برخاستند.
احمد کسروی در حوادث روز پنجم دیماه 1290، اعتراف می‌کند: «در این روز در آن هراس و آشوب تنها کسی که رشته چاره جویی را از دست نداده و به کارهایی بر می‌خواست شادروان شهید ثقه‌الاسلام بود.»
ثقه‌الاسلام همچنین یک تلگرافی به تهران ارسال می‌کند و از دولت می‌خواهد که به مسائل تبریز هر چه زودتر رسیدگی کند، ولی کابینه دولت که زبون و ذلیل بودند چه می‌توانستند بکنند؟ این روحانی جلیل‌القدر خیلی شجاع بود و در آن اوضاع که اکثرا از ترس حرفی نمی‌زدند ایشان برای حفظ عزت آبروی اسلام و کشور حرکت می‌کردند ولی متاسفانه از تهران پاسخ کارسازی نیامد فقط این خبر که بکوشید و نگذارید بیشتر آشوب شود مخابره شد. در فردای روز که ششم دیماه مصادف با ششم محرم بود تلاش‌های زیادی در شهر انجام داد که موثر واقع نشد و عده‌ای را ترجیح به خروج از شهر می کرد تا بیشتر آسیب نبینند ولی خودشان شهر را ترک نکردند.
روس‌ها زمینه را برای دستگیری ثقه‌الاسلام مناسب می‌بیند. احمد کسروی جریان‌ دستگیری وی را چنین آورده است: «عصر روز نهم محرم ثقه‌الاسلام از خانه خود بیرون آمد تا به خانه دکتر علی نقی خان برود. سرکوچه «ورسنکی» با یک افسر روسی از درشکه پایین می‌آمد و پس از سلام به ثقه‌الاسلام گفت: ژنرال قنسول روس سلام رسانده و می‌گوید جلسه‌ای در قنسولخانه است. چند نفر دیگر هم هستند. شما هم تشریف بیاورید. ثقه‌الاسلام خواست با درشکه دیگری برود ولی ورسنکی گفت: تیم این درشکه را قنسول فرستاده باید در آن نشسته و بیایید...»
ثقه‌الاسلام را دستگیر و به قنسول بردند. سپس به باغ شمال منتقل کردند که در آنجا ثقه‌الاسلام توضیحاتی در مورد نامه ارسالی به تهران که نوشته بود ما با روس‌ها به جنگ برخاسته‌ایم شما نیز به جنگ برخیزید، خواستند تا نامه دیگری بنویسند در آن آغاز جنگ را به مجاهدین نسبت دهد تا بدین بهانه روس‌ها از تبریز خارج نشوند. ثقه‌الاسلام قبول نمی‌کنند و با شهامت به نامه اولی تاکید می‌کردند. در روز دهم محرم روز عاشورا را به همراه چند تن از آزادیخواهان توسط روس‌ها به دار می‌رود و سرش را می‌دهد تا برای آیندگان سری باقی بماند. در روز شهادت سیدالشهدا به دیدار پروردگارش می‌شتابد. از شهید بزرگوار آثار متعددی مانده است که آرا و نظرات ایشان را در مورد مسائل نمایان می‌کند.
ثقه‌الاسلام در مورد حکومت ولایت فقیه در رساله لالان می‌نویسد:
«علاج این امر یکی از دوامر است: 1- تبدیل سلطنت به سلطنت شرعیه که نواب امام(ع) متصدی امر سلطنت (حکومت) شوند و اجرای عدل مذهبی نمایند و تمامی بدعت‌ها و امور مخالفه شرع را محو کنند که آن را به اصطلاح جمهوریت می‌گویند. 2- محدود و مقید ساختن سلطنت حاضره و اعضاء ملت را بر آن ناضر گماشتن و تامین دارالشوری و انجام دادن امور عرفیه با شور عقلا و رشته امور را از دست استبداد گرفتن است. در حال حاضر که نواب‌ائمه(ع) خود را مکلف به سطنت (حکومت) عمه نمی‌دانند و امور شرعیه و غیر شرعیه چنان به هم پیچیده که تفکیک آن از همدیگر و موقوف نمودن آن قوانین غیر مشروعه یا منع متصدیان غیر لایق امکان ندارد و غفلت و بی‌اطلاعی ملت بی‌پایان است باید بالضروره، قسم دوم را اختیار کرد.»
قبلا نیز گفته شد که ایشان یکی از علمای برجسته و دارای تفکر شیخی بود و با آزادیخواهان ارتباط داشت و نامه‌هایی به آنها که در تبعید بودند نوشته است. احمد کسروی نویسنده تاریخ هجده ساله آذربایجان با اینکه خود یک فرد ضدروحانی و مذهب می‌باشد ولی نتوانسته است غیرت و شهادت ثقه‌الاسلام را نادیده بگیرد.
همچنین اسدالله ضمیری که از ملازمانی او بود و در تاریخ وفاتش چنین گفت:
«قتیل روز عاشورا (محرم)
به شمس سال شد (آلوده در غم)
امام هشتیم را بود هم نام بدار
غم چو عیسی یار جوییم.»
حاجی میرا حسن آقا مجتهد
روحانی دیگری که در مشروطیت نقش داشت مرحوم حاج میرزا حسن فرزند مرحوم حاج میرزا باقر مجتهد نوه مرحوم میرزا احمد تبریزی، از شاگردان مرحوم سید حسن مجتهد کوه کمری است. ایشان در سال 1297 از نجف اشرف به تبریز تشریف آوردند. در آن زمان میرزا صادق آقا و میرزا جواد مجتهد در تبریز ریاست علما را بر عهده داشتند. لذا با وجود آنان حاج میرزا حسن تا حدودی گمنام ماند. پس از رحلت میرزا جواد مجتهد که ضایعه بزرگی بر آذربایجان بود حاج میرزا حسن جای او را گرفته و امور را بر عهده می‌گیرد. وی از مشروطه خواهان به شدت حمایت کرده و طرفداران زایادی پیدا می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات