نوید احمدی
فعالیت روشنفکران دینی از چه کاستیهایی رنج میبرد؟ این سوالی بود که دکتر حمیدرضا جلالیپور استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران و عضو جبهه مشارکت در پی پاسخ دادن به آن بود. حمیدرضا جلالی پور که در نشست ماهانه اصلاح طلبان در منزل عبدالله نوری حضور داشت پس از خواندن دعای کمیل توسط عبدالله نوری در حضور چهرههای اصلاحطلب از جمله تقی رحمانی، مهدی کروبی، هاشمی طبا دکتر باوند، مبلغ، هادی قابل و ... به سخنرانی پرداخت. جلالیپور که به عنوان سخنرانی خود را تواناییها و کاستیهای مدرسه روشنفکری دینی گذاشته بود و در پی پاسخ دادن به سوالی که پیش از این اشاره شد بود در ابتدا گفت: "در عرصه عمومی ایران سوالات اصلی این است که روشنفکران دینی سیاست، دین، مدرنیته را چگونه ارزیابی میکنند؟ و یا اینکه این روشنفکران محصول دوران گذار هستند، آیا "اینها حزب و یا طبقه هستند و سوالاتی از این دست وجود دارد که همه را مشغول به خود کرده است.
مدرسه روشنفکری
وی ادامه داد: "به نظر میرسد روشنفکران دینی در ایران یک مدرسهاند. اما این مدرسه" جا و مکان مشخصی ندارد و تابلوی بخصوصی در این مورد دیده نمیشود. بنابراین بیشتر مفهومی است مفهومی که طیف وسیعی را در بر میگیرد. جلالی پور افزود: "کنفرانسها، همایشها سخنرانیها در مساجد و ... از جمله محلهایی هستند که این مدرسه در آنها فعالیت میکند اما همانطور که گفتم مکان مشخصی ندارد اما تاثیرگذار است و بر عناصر معرفتی، اجتماعی و ارزشی بخصوصی تاکید میکند. این استاد جامعه شناسی در ادامه در توضیح تیپ مدرسه روشنفکری دینی ایران گفت: "به عنوان مثال همین جلسات ماهانه منزل آقای نوری هم در همان مدرسه روشنفکری دینی" ارزیابی میشود و یا حسینیه ارشاد و ... و هم از این دست است و افراد این مدرسه هم تاثیرگذار هستند و فعالیت این تیپ هم ریشهدار و غیرقابل حذف هستند.
اصلاحطلبی، اندیشه مسلط
عضو جبهه مشارکت در ادامه تأکید کرد: تیپ و فعالیت مدرسه روشنفکری دینی به شکلی بود که امروز پس از سه دهه حاکمیت اقتدارگرایی مذهبی در ایران نه تنها اقتدار گرایان دستاورد مثبتی نداشتند بلکه در اثر فعالیت روشنفکران دینی اندیشه اصلاحطلبی اندیشه مسلط است و پررونقترین اجتماعات فکری از روشنفکران دینی بود که این نشان میدهد کالای مدرسه روشنفکری دینی هنوز خریدار دارد. وی در ادامه به برخی از کاستیهای مدرسه روشنفکری دینی اشاره کرده و گفت: "مدرسه روشنفکری دینی جا و مکان ثابت و تابلوی مشخصی ندارد و این از آسیبهای آن به حساب میآید. در حالی که وضعیت این مدرسه قبل از انقلاب به این شکل نبود و مکانهایی "همچون حسینیه ارشاد محل مدرسه روشنفکری دینی به حساب میآمد. امروز این امکان از روشنفکری دینی سلب شده است.
روشنفکران تکنواز
وی در ادامه گفت: "نداشتن بودجه و مشکل شدید مالی و همچون فعالیت تکنوازانه و "انفرادی روشنفکران دینی از دیگر کاستیهای این مدرسه است که به پایین آمدن کارآیی آن میافزاید. وی افزود: این مشکل سبب میشود که در مواقع لزوم روشنفکران و افراد این مدرسه نتوانند به خوبی از کیان مدرسه و روشنفکری دینی دفاع کنند. این استاد دانشگاه در ادامه در بیان کاستیهای دیگر روشنفکری دینی گفت: "گفتوگوی "از راه دور و اشاره گونه میان روشنفکران دینی و سنت گرایان مذهبی و نیز تناقض در دفاع روشنفکری دینی از مدرنیته از دیگر کاستیهای روشنفکران دینی ایران است. وی افزود:"روشنفکران دینی در ایران در دفاع از مدرنیته به بعد معرفتی و عقلانیتی "آن توجه میکنند اما در سایر ابعاد مدرنیته از اصلیترین ابعاد آن یعنی اخلاق و رفتار مدنی فراغ هستند و به آن توجهی ندارند. این روزنامه نگار تاکید کرد:" روشنفکران دینی تصویر توصیفی و تحلیلی دقیقی را از دینداری مردم در پایین جامعه ندارند بطوریکه این روشنفکران در بالای هرم جامعه به دنبال اسلام حداقلی هستند در حالی که اکثریت بالای جامعه را هم اسلام گرایانی تشکیل میدهند که خواستار نسخه اسلامی همه چیز از فلسفه علم تا تکنیک هستند که این امر موجب چالش روشنفکری دینی با جامعه میشود. جلالیپور در ادامه افزود: "در دوران مدرن در معرض انواع هویت یابیها قرار گرفتهایم اما روشنفکران دینی با غفلت از ابعاد بحران هویتی خصوصا هویت دینی پیامدهای نه چندان مثبتی را شاهد بودهاند روشنفکری دینی ما به این امر بیتوجه بوده در حالی "که مثلا در دانشگاه هاروارد که به اصطلاح مظهر عقلانیت مدرن است مراسم و مناسک هویتی جاری بوده و است. این استاد دانشگاه با اشاره به برخی دیگر از کاستیهای روشنفکری دینی در ایران گفت: "دموکراسی تنها وسیله است در حالی که روشنفکران آن را تنها راه معرفی کردهاند. حل معضل جامعه با تلاش و کوشش مستمر میسر است. این در حالی است که تاکید روشنفکران بر "دموکراسی اقتدارگرایان را به وحشت انداخته تا همه در مقابل روشنفکران در یک سنگر قرار بگیرند.
حرکت بدون قطبنما
وی در پایان گفت: البته باید گفت برخی از روشنفکران در سالهای اخیر به رفع مشکلات روشنفکری ایران میپردازند و این آینده خوبی را نوید میدهد اما متاسفانه هنوز برخی از روشنفکران نوع دیسیپلین خود را مشخص نمیکنند و بدون قطبنما و تعیین جهت و مسیر حرکت میکنند که نمونه آنها مانیفست اکبر گنجی است.