محمدصدر لبنان را کشوری کوچک با ویژگیهای خاص و منحصر به فرد دانست و گفت: از جمله ویژگیهای لبنان، وجود اقوام طوایف، جریانهای سیاسی و افراد تأثیر گذاری است که خارج از نهادهای رسمی و قانونی در کشور و منطقه تاثیرگذار هستند. اما در کنار این مساله، واقعیت دیگری در خصوص لبنان وجود دارد و آن اینکه به دلیل همین ساختار طایفهای، روحیه و انگیزه ملی در لبنان قوی نیست و برخلاف بسیاری از کشورها مفهوم استقلال و وابستگی در آنجا متفاوت بوده و اصولا وابستگی جریانهای سیاسی و قومی به جریانهای خارج از لبنان و نیز دیگر کشورها امری طبیعی و مسبوق به سابقه است.
معاون سابق وزارت امور خارجه اظهار داشت: یکی از تلاشهای رهبری حزبالله به ویژه سید حسن نصرالله، تقویت انگیزه ملی در بین طوایف و جریانهای سیاسی لبنان است که بعد از ترور رفیق حریری و با فعال شدن گفتگوهای ملی در دستور کار قرار گرفت و در جریان جنگ 33 روزه، تلاش شد این روحیه تقویت شود تا تهاجم اسرائیل، جنگ علیه حزبالله و شیعیان تلقی شود و به عنوان مسأله ملی مردم و دولت لبنان مطرح شود.
صدر افزود: این سیاست که مبتنی بر واقعیت پیچیده داخلی لبنان بود، در جریان جنگ بسیار موفق عمل کرد، به طوری که علاوه بر جریانهای سیاسی، تمامی جریانهای قومی و مذهبی نیز در جهت تأمین منافع و حفظ وحدت و استقلال لبنان موضع واحد گرفتند.
وی تصریح کرد: دیگر، نوع برخورد و موضعگیری سید حسن نصرالله با کشورهای عربی بود که به رغم موضعگیری کشورهای عربی در ابتدای شروع جنگ، به ویژه سه کشور تاثیر گذار مصر، عربستان سعودی و اردن که بر اثر لابی آمریکا درگیری را منحصر به حزبالله و اسرائیل قلمداد کرده و آن را مسأله عربی تلقی نمیکردند و جنگ را ناشی از ماجراجویی حزبالله در گرفتن اسیر از سربازان اسرائیلی تلقی میکردند، نوع موضعگیری رهبری حزبالله به گونهای بود که کم کم این دولتها از مواضع قبلی خود عدول کرده و ضمن مخالفت با ادامه جنگ و حملات اسرائیل، از مخالفت با حزبالله نیز دست کشیده و به حمایت بینالمللی و عربی از پایان جنگ و حفظ حقوق مردم لبنان پیوستند. صدر تأکید کرد: حزبالله به رغم تلاشی که از سوی گروههای موسوم به "انقلاب 14 مارس" و نیز تحریک بعضی از دولتهای خارجی به عمل میآید تا دولت لبنان را فاقد اقتدار قلمداد کنند، مشروعیت و اقتدار دولت لبنان را افزایش داد.
وی این امر را گامی اساسی در تقویت وحدت ملی لبنان و نیز اقتدار و ارتقاء جایگاه دولت لبنان و از مصادیق هوشیاری حزبالله در شرایط بحرانی دانست.
این دیپلمات با تأکید بر اینکه عقلانیت در اداره جنگ، دستاوردهای بزرگی برای لبنان و حزبالله داشت، گفت: اهم این موارد عبارتند: از تقویت روحیه و انگیزه ملی در لبنان، وحدت طوایف و مذاهب مختلف لبنان ارتقاء و اقتدار جایگاه دولت لبنان، تاثیرگذاری مثبت در متن نهایی قطعنامه 1701، تلطیف و تغییر مواضع کشورهای عرب و نیز همراهی افکار بینالمللی با مردم لبنان. وی تصریح کرد: علاوه بر این حزبالله نتوانست از جنگی که به رغم میل باطنی لبنانیها و با برنامهریزی قبلی اسرائیل بر آنها تحمیل شده بود، در جهت کاهش فشار بر حماس و سرزمینهای اشغالی نیز بهره ببرد و این موضع نیز نکتهای مهم در روز جنگ بود. صدر تأکید کرد: مفهوم پیروزی حزبالله به این نیست که اسرائیل از نظر نظامی لطمات جدی در معادلات سیاسی و امنیتی داشته باشد.
سید "عبدالله صفیالدین"، نماینده حزبالله در ایران نیز در این نشست از حمایتهایی که دولت ایران در طول سالهای گذشته از مردم لبنان و حزبالله به عمل آورده است، قدردانی کرد. صفیالدین، تاثیر این حمایتها را در پیروزی مقاومت اسلامی بسیار مهم ارزیابی کرد. وی در مورد دستاوردهای این جنگ به دو نکته اشاره کرد و گفت: نکته اول اینکه، هدف اصلی اسرائیل و آمریکا از شروع و ادامه جنگ، نابودی روحیه مقاومت در منطقه بود که از قبل طرح شعار خلع سلاح حزبالله شروع شده بود، اما با توجه به مجموعه شرایط، نتوانسته بودند در پیشبرد این امر موفق باشند.
وی تصریح کرد: آنها امیدوار بودند با حمله به لبنان بتوانند به این هدف نائل شوند که نه تنها در این امر موفق نشدند، بلکه روحیه مقاومت، علاوه بر حزبالله و شیعیان، در دیگر طوایف لبنان نیز زنده و تقویت شد. نماینده حزبالله در ایران گفت: نکته دوم اینکه با نتایجی که در جنگ حاصل شد، با پدیده انفجار روح مقاومت اسلامی در منطقه مواجه هستیم که این موضوع، ظهور جنبشهای مقاومت در دیگر کشورهای منطقه را به دنبال خواهد داشت و به نظر میرسد این جنگ، نقطه عطفی در تاریخ رژیم صهیونیستی و دیگر کشورهای منطقه خواهد بود.
صفیالدین همچنین اظهار داشت: عملیات انجام شده برای گرفتن اسرای اسرائیلی به هیچ وجه با برنامهریزی قبلی نبوده است. وی با بیان اینکه اسرائیل در طول این جنگ از همه امکانات و توانمندیهای خود استفاده کرد، گفت: حتی اگر آمریکا نیز میخواست در حمایت مستقیم از اسرائیل به عملیات نظامی مبادرت کند، کاری فراتر از آنچه انجام شد، نمیتوانست صورت گیرد. وی تأکید کرد: عدم توفیق اسرائیل در این جنگ، در واقع به معنی عدم توفیق آمریکا نیز بود.
در این نشست، همچنین "محمد سبحانی" سفیر سابق ایران در لبنان، با اشاره به تلقیهای متفاوتی که از لبنان وجود دارد (لبنان عربی، لبنان مسلمان، لبنان مسیحی) گفت: نگاه "لبنان، لبنان" اولین بار از سوی شیخ مهدی شمسالدین مطرح شد. وی اظهار داشت: این نگاه اساسا از زمان امام موسی صدر دنبال میشد و به دنبال وحدت، یکپارچگی و مقاوم کردن لبنان در مقابل تهاجم اسرائیل بوده است.
به گفته سبحانی، این نگاه که بعد از پیروزی حزبالله در سال 2000و تخلیه و عقبنشینی اسرائیل از مناطق اشغالی، بیش از گذشته تقویت شد، همواره دغدغه اسرائیل بوده و اسرائیل برای تضعیف این رویکرد تلاش و برنامهریزی کرده است. سبحانی همچنین با اشاره به اینکه حزبالله پس از سال 2000 بحث بازدارندگی را مطرح و دنبال کرد اظهار داشت: پس از ترور رفیق حریری نیز حزبالله توانست این موضع را در فضای سیاسی لبنان جا بیاندازد که مسلح بودن حزبالله، ربطی به یک طایفه خاص نداشته و در راستای تقویت قدرت بازدارندگی لبنان است و دلیل شروع جنگ از سوی اسرائیل نیز خلع سلاح نهایی حزبالله و ایجاد نوار امنیتی مطمئن برای آن کشور است.
وی تأکید کرد: آنچه در جنگ 33 روزه اتفاق افتاد، در تحلیل اولیه هیچیک از طرفین درگیری (اسرائیل، حزبالله) و نیز دولت و گروههای سایسی لبنان، آمریکا، کشورهای عربی و نیز حامیان لبنان، به این صورت پیش بینی نمیشد. سبحانی این پیروزی را یک موفقیت انسانی، اخلاقی و از همه مهمتر سیاسی دانست و گفت: لازم است به این جنگ، با تحلیل به آینده نگاه شود و تلاش شود با توجه به واقعیتهایی که در سیاستهای طرفین اصلی ماجرا (محور آمریکایی اسرائیلی، محور فرانسه و کشورهای عربی و محور حزبالله، ایران و سوریه) وجود دارد، از شرایط ایجاد شده بهرهبرداری لازم را به عمل آورد و شرایط را به نفع مقاومت و عمق استراتژیک آن تقویت کرد. وی هر گونه برنامهریزی قبلی از سوی ایران را برای حزبالله به منظور شروع جنگ با هدف تاثیرگذاری در روند پرونده هستهای ایران، رد کرد و این تحلیل را بیاساس دانست. سفیر سابق ایران در لبنان همچنین این نکته را که نتایج جنگ لبنان، قدرت چانه زنی سایسی ایران در خصوص پرونده هستهای را افزایش داده است، صحیح ندانست.