تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۳  ، 
کد خبر : ۸۹۷۶۰

ناکارآمدی مشوق‌های تاخیری


ابراهیم متقی/ عضو هیات علمی دانشگاه تهران
نشست لندن را می‌توان چهارمین مرحله مذاکرات گروه 1+5 دانست. گروه یاد شده بعد از بیانیه شورای امنیت، نقش سیاسی خود را در ارتباط با پرونده هسته‌ای ایران ارتقا داده است. کشورهای اروپایی، محور اصلی گروه 1+5 محسوب می‌شوند این امر نشان می‌دهد که حساسیت اروپا نسبت به فعالیت‌های هسته‌ای ایران بیش از سایر کشورها است. کشورهای اروپایی طی سالهای 2003 تاکنون همواره تلاش داشته‌اند تا نقش میانجی و متعادل کننده را ایفا نمایند اما هم‌اکنون به اصلی‌ترین بازیگر معادله مبهم هسته‌ای ایران تبدیل شده‌اند. شکل ‌گیری چنین تحولی، ناشی از پیچیده شدن پرونده هسته‌ای ایران است.
از زمانی که اروپایی‌ها درباره ضرورت شفاف‌سازی و اعتماد سازی بین المللی صحبت به میان آورده‌اند، بیش از 3 سال سپری شده است. در این دوران محور اصلی دیپلماسی اروپا در متقاعد سازی ایران برای نادیده گرفتن حقوق قانونی خود بوده است. آنجه به عنوان نتیجه چنین سیاستی حاصل گردیده را می توان «ابهام استراتژیک» در مورد آینده فعالیت‌های قانونمند هسته‌ای ایران دانست، ابهام در شرایطی ایجاد می‌شود که مواضع بازیگران اصلی در ارتباط با موضوع خاصی تغییر یابد. کشورهای اروپایی، ایران را همواره تشویق به اعتمادسازی می‌نمودد مفهوم اعتماد سازی در ادبیات کشورهای یاد شده، آن بود که ایران، فعالیت‌های صنعتی خود را متوقف نماید، حقوق خود در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را نادیده انگاشته و آنچه به عنوان فشار بین المللی تلقی می‌شود را در چارچوب ضرورت‌های امنیتی جهان بعد از جنگ سرد مورد پذیرش قرار دهد چنین روندی هیچ‌گونه نتیجه موثری برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد نکرده است.
کشورهای اروپایی در چندین مرحله به تکرار وعده‌های مبهم مبادرت ورزیدند. آنان الگوی «دیپلماسی اروپایی» را در ارتباط با پرونده هسته‌ای ایران به کار گرفته و از این طریق محدودیت های بیشتری را علیه ایران اعمال کرده‌اند. ویژگی دیپلماسی اروپایی آن است که اولا، موج‌های بحرانی گسترده ای را ایجاد می‌کنند؛ ثانیا، کشور مقابل را در شرایطی قرار می‌دهند که به گونه‌ای داوطلبانه در وضعیت عقب‌نشینی قرار گیرد، ثالثا، اهداف مشخص خود را اعلام کرده و تلاش دارند تا از طریق ایجاد وعده‌های مبهم، حداکثر مطلوبیت استراتژیک خود را تحقق بخشند. طبعا آنچه را که به عنوان مشوق به طرف مقابل پیشنهاد می‌کنند، ماهیت مبهم داشته که می‌بایست در مقاطع زمانی آینده تامین شود. به عبارت دیگر، دیپلماسی اروپایی بر این امر قرار گرفته بود که مطلوبیت آنان باید در زمان حال حاصل شود اما پاداش مربوط به آن به دوران زمانی نامشخص موکول می‌گردید. در این روند آنان از ایران خواستند تا فعالیت‌های UCF اصفهان را متوقف نماید.
این امر را به عنوان ضرورت اعتماد سازی تلقی نموده و اعلام داشتند که شروع مجدد فعالیت‌های UCF مربوط به پایان مذاکرات خواهد بود. شواهد نشان می‌دهد که هیچ گونه نشانه‌ای از زمان پایان دیپلماسی در ارتباط با پرونده هسته‌ای وجود ندارد. نتیجه دیپلماسی اروپایی‌ها را می‌توان در تصاعد محدودیت‌های بین‌المللی علیه ایران مشاهده نمود. اقدامات آنان در شورای حکام، قضایی را ایجاد نمود که پرونده ایران به شورای امنیت منتقل شد. این امر به عنوان تنها نمونه فعالیت‌های شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، ارسال پرونده ایران به شورای امنیت راباید نمادی از نتایج تشویقی دیپلماسی اروپایی در برخورد با ایران دانست.
دور جدید مذاکرات کشورهای اروپایی با روسیه، چین و آمریکا را می‌توان ادامه روند یاد شده دانست. کشورهای اروپایی، الگوی موازنه‌گرایی را در ارتباط با روسیه، چین و آمریکا به کار گرفتند. آنان تلاش دارند تا شکل تعدیل یافته‌ای از سیاست اعمال فشار علیه ایران را آزمون نمایند. دیپلماسی ایران باید پاسخگوی این موضوع باشد که چه شیوه‌ای را برای مقابله با محدودیت‌های اتحادیه اروپا در پیش گرفته است. در حالی که کشورهای روسیه، آمریکا، چین آلمان، فرانسه و انگلستان فعالیت‌های دیپلماتیک خود را گسترش داده‌اند و در هر مقطع زمانی، پیش‌نویس بیانیه‌ای را منتشر می‌کنند، دیپلماسی ایران چه گزینه‌هایی را در دستور کار قرار داده است؟
اگر ایران در دوره گذشته در مذاکره با کشورهای اروپایی در محدودیت استراتژیک قرار گرفت، به این دلیل بود که فعالیت خود را در چارچوب «دستورالعمل اروپایی» به انجام می‌رساند. در این شرایط، امکان تحرک از دیپلماسی هسته‌ای ایران گرفته شد. در دوران جدید نیز فضای گذشته ادامه یافته است. مواضع مسئولین هسته‌ای ایران بیانگر آن است که جمهوری اسلامی صرفا به اعلام مواضع در برابر ابتکارات ارائه شده اکتفا می‌کند. این امر به گونه‌ای احتناب ناپذیر منجر به بن‌بست می‌شود. برای عبور از بن‌بست هسته‌ای می‌بایست به تحرک استراتژیک مبادرت ورزید. به عبارت دیگر، زمانی می‌توان به تعادل امنیتی دست یافت که بخشی از دستور کار مذاکرات، مربوط به فعالیت‌های دیپلماتیک و استراتژیک ایران باشد. جمهوری اسلامی تلاش می‌کند تا بحران هسته‌ای را به گونه‌ای صلح‌آمیز، دیپلماتیک و عادلانه مدیریت نماید. تحقق این امر می‌بایست بر اساس ضرورت‌ها و قواعد بین‌المللی انجام پذیرد.
کوفی عنان از ایران خواسته است که برنامه‌های هسته‌ای خود را در قالب اهداف صلح‌آمیز تنظیم نماید. این کار طی سالهای گذشته در برنامه‌های دیپلماسی هسته‌ای ایران قرار گرفته است در حالی که طی این دوران فشارهای بین‌المللی علیه ایران ارتقا یافته است. با توجه به شواهد موجود می‌توان تاکید داشت که نتایج حاصل از کنفرانس 1+5 لندن بر ضرورت متوقف‌سازی فعالیت‌های هسته‌ای ایران متمرکز می‌باشد. چنین الگویی نمی‌تواند تامین کننده حقوق قانونمند ایران در ارتباط با پرونده هسته‌ای باشد. آیا نمی‌توان تعادل هسته‌ای را از طریق ادامه فعایت چرخه سوخت هسته‌ای تحقق بخشید! آیا نظارت موجود در حوزه تاسیسات هسته‌ای ایران نمی‌تواند تضمین کننده صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران باشد؟ در چنین شرایطی می‌توان معادله‌ای را مورد توجه قرار داد که ترکیبی از اعتمادسازی شفاف‌سازی در پرونده هسته‌ای ایران باشد. طبعا در شرایطی که ایران بتواند فعالیت‌های هسته‌ای خود را ادامه دهد، می‌توان مکانیزم‌های را طراحی نمود که منجر به شفاف‌سازی فراگیر در مورد صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های ایران باشد. توقف یا مکث هسته‌ای نمی‌تواند به عنوان پیش شرط صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های ایران تلقی شود. انجام چنین توصیه‌هایی را باید ادامه محدودیت‌های یکجانبه مثلث اروپایی علیه ایران دانست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات