تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۳  ، 
کد خبر : ۸۹۷۷۷

10 نکته درباره نامه امام


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
وقتی فضای سیاسی کشور را گردوغبار بپوشاند حرف حساب گم می شود. به همین دلیل کسانی که حرفی دارند ناچارند صبر کنند تا گردوغبار فرو بنشیند و فضا صاف و شفاف شود آنوقت است که شاید بتوان گوشی شنوا و حواسی جمع برای توجه کردن پیدا کرد.
در مورد آدم ها و ابراز وجودشان نیز همینطور است . اینکه فرموده اند « فی تقلب الاحوال علم جواهرالرجال » شاید یک معنایش این باشد که در کوران حوادث است که وزانت آدم ها با حرف زدن یا نزدن نوشتن یا ننوشتن و درصورت حرف زدن و نوشتن اینکه چه بگویند و چه بنویسند مشخص می شود. بعضی ها فورا دست به کار می شوند و هرچه دارند در معرض قرار میدهند بدون آنکه جوانب آنرا بسنجند و بعضی دیگر به آنها مینگرند و برایشان آرزوی اندکی صبوری اندکی حلم و اندکی پختگی می کنند. البته افرادی که در نهایت بی صبری به وسط میدان می پرند و هرچه به زبانشان میآید میگویند و هرچه به قلمشان میآید مینویسند چه بسا این کار را از روی احساس وظیفه شرعی و انقلابی انجام میدهند بطوریکه فکر می کنند حتی لحظه ای کوتاهی ممکن است به از دست رفتن همه چیز بیانجامد و به همین دلیل درست در همان شرایط گردوغبار به میدان آمدن و تیری به تاریکی انداختن را عین صواب میدانند و معتقدند در چنین شرایطی عقب ماندن همان و مستحق آتش جهنم شدن همان...
افرادی نیز وجود دارند که فضای آکنده از گردوغبار را همچون آب گل آلود میدانند که باید ماهی مقصود را از آن گرفت . از نظر این افراد هم اندکی عقب ماندگی همان و از ماهی مقصود محروم شدن همان !
این هر دو طایفه برای توجیه اقدامات خود از مصالح کشور و نظام و منافع ملت و ارزشهای دین و مذهب مایه میگذارند هر چند یادشان میرود که آبروی مومن از همه اینها بالاتر است و اصولا تلاش برای حفظ همه اینها وقتی ارزشمند است که محصول آن حفظ کرامت انسانها باشد. در کشاکش این گفتن ها و نوشتن های عجولانه آنچه نادیده گرفته می شود آبروی اشخاص است و آنچه اصل قرار میگیرد اثبات فرضیه کسانی است که معرکه گردان این فضای غبارآلود هستند و یا اصولا خود عامل پدید آمدن این فضای غبارآلود شده اند.
حتما متوجه شده اید که این مقدمه به فضای پر گردوغبار هفته گذشته کشورمان نظر دارد که انتشارنامه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه درباره چگونگی پذیرش آتش بس بهانه آن بود. این نامه توسط دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر شد و عده ای به بهانه این اقدام هرچه خواستند گفتند و هرچه خواستند نوشتند بدون آنکه لااقل حرمت ماه مبارک رمضان را نگهدارند و به توصیه قرآنی « لعلکم تتقون » که فلسفه روزه داری در این ماه را بیان می کند ذره ای اعتنا کنند و خود را با آن تطبیق دهند.
هفته گذشته هنوز گردوغبار در فضا پراکنده بود و اندکی صبر لازم بود تا نوبت به حرف های دیگر برسد. اکنون که بسیاری از ابعاد موضوع روشن شده شاید زمان مناسبی برای یادآوری چند نکته به آن دسته از اصحاب قلم و سخن که فضای هفته گذشته را دردست گرفته بودند و گاهی هم از همدیگر تمجید می کردند که چه متعهدانه و روشنگرانه اظهارنظر فرموده اند فرا رسیده باشد. امید که به برکت ماه مبارکه رمضان ماه ضیافت الهی و نزدیکی شبهای قدر این نکات در دلهای این عزیزان اثر کند و از این پس در آنچه می نویسند و آنچه میگویند آبروی اشخاص و عواقب گفته ها و نوشته های خود را نیز در نظر بگیرند.
1 ـ مباحثات بین آقایان هاشمی رفسنجانی و محسن رضائی که از خطبه نماز جمعه 31 شهریور تهران توسط آیت الله هاشمی رفسنجانی شروع شد و با مصاحبه رادیوئی ایشان و پاسخ فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه یافت در عین حال که یک اختلاف نظر درباره چگونگی پذیرش آتش بس در جنگ تحمیلی و نقش نظامی ها و سیاسیون در آن را نشان میداد فاقد هرگونه اهانت و جسارت از ناحیه یکی از دو طرف نسبت به طرف مقابل بود. چه بسا اگر این بحث باهمین لحن ادامه می یافت با روشنگری افکار عمومی و رساندن نسل جوان جستجوگر و همه علاقمندان به این موضوع با یک قضاوت دقیق همراه میشد و برکات زیادی نیز برای جامعه و برای ثبت در تاریخ داشت . ورود افراد مختلف به این مبحث و آلودن آن به هتاکی و بی حرمتی و جسارت به طرفین بحث با چه انگیزه ای صورت گرفت؟
2 ـ افرادی نوشتند و گفتند انتشار نامه امام یک اقدام غیرمسئولانه بود و با ذکر طبقه بندی های متعدد « محرمانه » و « سری » و « فوق سری » برای آن سعی کردند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را به زیر پا گذاشتن مصالح کشور و انقلاب متهم کنند. این اتهام توسط کسانی به آقای هاشمی رفسنجانی وارد شد که یا هیچ نسبتی با انقلاب و امام و نظام و دفاع مقدس ندارند و یا حداکثر نسبتی که دارند در مقایسه با آقای هاشمی رفسنجانی نسبت دایه و مادر است . آیا کسانی که برای انقلاب و نظام شاید به منزله دایه باشند میتوانند کسی را که برای انقلاب همچون مادر است متهم به ضربه زدن به انقلاب و نادیده گرفتن مصالح نظام و کشور کنند؟!
3 ـ کار به جائی رسید که افرادی که حتی یک نکته از هزاران نکته ناگفته دفاع مقدس را نه میدانند و نه لمس کرده اند با بی باکی تمام و بطور مکرر هرچه خواستند به کسی که بیش از نیم قرن از عمر خود را در مبارزه علیه آمریکا و اسرائیل و دست نشاندگان داخلی آنها گذرانده گفتند و ذره ای به این واقعیت فکر نکردند که اگر امثال آقای هاشمی رفسنجانی نبودند و آنزمان که این حضرات در صلب پدر یا رحم مادر بودند آقای هاشمی رفسنجانی در زندان شاه شکنجه نمیشد آیا اصولا اینان به موقعیتی میرسیدند که امکان اظهارنظر پیدا کنند و حالا که به برکت مبارزات و خدمات امثال آقای هاشمی رفسنجانی اینان به چنین امکانی دست یافته اند آیا اینگونه بی حرمتی ها ناشکری نسبت به این نعمت خدائی که در اختیار دارند نیست!
4 ـ شگفت انگیزتر آنکه یک مداح در شب ماه مبارک رمضان و در خانه خدا و به بهانه دلسوزی برای دین و انقلاب و نظام به تحلیل ماجرا پرداخته و میگوید نامه امام را با این هدف منتشر کرده اند که به آمریکا بگویند میتواند مسئولین کشور را وادار به تسلیم شدن در مساله هسته ای نماید! و سپس تهدید می کند که ما جواب این افراد را در انتخابات خواهیم داد! از قضا این مداح همان کسی است که در ماه مبارک رمضان سال 1368 هنگامی که به مناسبت شبهای قدر مقاله ای تحت عنوان « اشتباهات امیرالمومنین » در روزنامه جمهوری اسلامی به چاپ رسیده بود و نویسنده با یادآوری جسارت های مخالفان حضرت علی علیه السلام در زمان حیات آن حضرت که عملکرد آنحضرت را اشتباه میدانستند مخالفان امام خمینی را نیز همانند آنان دانسته بود و با این مقایسه پرده از مظلومیت امام خمینی برداشته بود همین مداح با ورود ناشیانه به این مبحث نویسنده مقاله را با تعبیر اهانت آمیزی که از آوردن آن معذوریم برآمده از نطفه حرام دانسته بود. جالب است که نویسنده آن مقاله سیدی معمم است که تمام جوانی خود را در جبهه گذرانده برادرش نیز در جبهه به شهادت رسیده و مادرش نیز دختر یکی از اوتاد و روحانی بزرگواری است که محبوب قلوب عموم مردم تهران بود. از عوارض گستاخی این مداح در آن ماجرا و آنچه بعد از آن رخ داد در میگذریم و به ابراز شگفتی از اینکه او از آن قضیه عبرت نگرفت و در سالهای اخیر هرچه توانست نسبت به مسئولین طراز اول نظام جمهوری اسلامی گستاخی کرد و کار را به جائی رساند که مورد غضب و تهدید بعضی مراجع تقلید قرار گرفت و هم اکنون نیز به خود اجازه میدهد به آقای هاشمی رفسنجانی که از ارکان نظام است اینگونه جسارت کند بسنده می کنیم . راستی تا چه وقت قرار است شاهد چنین وضعیت اسفناکی در عرصه مجالس مذهبی آنهم در نظام جمهوری اسلامی باشیم؟
5 ـ در طرف مقابل نیز مطبوعات معروف به اصلاح طلب از انتشار نامه سواستفاده کرده و نوشتند مطالب این نامه از واقع بینی امام حکایت دارد و مسئولین فعلی نظام نیز باید با الگوبرداری از امام در موضوع انرژی هسته ای کوتاه بیایند و در برابر آمریکا و غرب عقب نشینی کنند! این برداشت از نامه امام با موضع آقای هاشمی رفسنجانی در موضوع هسته ای فاصله زیادی دارد زیرا ایشان معتقد است بهیچوجه نباید در برابر خواسته آمریکا و غرب کوتاه بیائیم و این چیزی است که آقای هاشمی رفسنجانی در همان خطبه 31 شهریور به آن تصریح نموده و با نقل ماجرائی که برای کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل تعریف کرده نتیجه گرفته بود که درخواست پذیرفتن شرط تعلیق برای شروع مذاکره مسخره است زیرا اصولا چیزی که خودش موضوع مذاکره است نمیتوان آنرا شرط شروع مذاکره قرار داد. با توجه به این واقعیت تلاش مطبوعات مدعی اصلاح طلبی برای سواستفاده از انتشار نامه امام یک ظلم به آقای هاشمی رفسنجانی است همانگونه که تاختن به ایشان بخاطر انتشار این نامه نیز ظلم است .
6 ـ جالب اینکه بعد از تاخت و تازهای زیادی که به آقای هاشمی رفسنجانی به بهانه محرمانه یا سری بودن نامه امام شد توضیحات ایشان و دفتر نشر آثار امام نشان داد که اصولا این نامه محرمانه نبوده چه رسد به عناوینی از قبیل « سری » و « فوق سری » ! با اینحال بعضی از خبرگزاری های وابسته به یک جریان کینه ورز تلاش کردند همچنان از عنوان « سری » برای این نامه استفاده کنند. راستی این اصرار غیرموجه با رسالت رسانه ای چه نسبتی دارد؟
7 ـ توضیحات نشان داد نامه امام 10 سال قبل توسط آقای منتظری در کتاب خاطرات وی چاپ شده و از همان زمان روی سایت متعلق به وی موجود است . برملا شدن این واقعیت برای همه کسانی که در رده های مختلف مسئولیتی قرار دارند آنهم با ادعای آگاهی داشتن از عمق مطالب و ادعای خطرهای سنگین انتشار این نامه یک رسوائی بزرگ بود. زیرا پرده از عمق بی اطلاعی آنان و بی گدار به آب زدنشان برداشت . آنان اگر ادعا کنند از انتشار این نامه در 10 سال قبل بی خبر بودند باید به حال کشوری که مسئولان آن از انتشار نامه ای به این مهمی خبر ندارند گریست و اگر خبر داشتند و با اینحال بخاطر انتشار مجدد نامه ای که 10 سال روی سایت در معرض دید همگان قرار دارد متوسل به اینهمه پرخاشگری شدند باز هم به حال کشوری که مسئولان آن اینهمه بی حساب و کتاب و بی ضابطه میگویند و می نویسند باید گریست.
8 ـ در هر دو صورت محرمانه بودن و محرمانه نبودن قطعا پرخاشگری هائی که شد اقدامی خلاف بود. زیرا اگر محرمانه نباشد که کسی حق اعتراض ندارد و اگر محرمانه باشد لابد برای اعتراض باید جایگاه خاصی وجود داشته باشد. آن جایگاه کجاست بعضی ها ناشیانه از شورای عالی امنیت ملی نام بردند ولی مسئولان این شورا تصریح کردند که چنین مسئولیتی ندارند. بالاتر از شورای عالی امنیت ملی مجمع تشخیص مصلحت نظام است و بالاتر از آن هم رهبری . مجمع تشخیص که رئیس آن منتشر کننده این نامه است و رهبری نیز در این زمینه چیزی نفرموده اند.
معترضین آیا میتوانند به این سئوال پاسخ بدهند که حتی بر فرض محرمانه بودن ـ که البته ثابت شد که چنین نیست ـ چرا از رهبری جلو افتاده اند و به کسی که بعد از رهبری رازدارترین دلسوزترین و محرم ترین شخصیت انقلاب و نظام است این چنین تاخته اند و بی حرمتی کرده اند !
9 ـ سئوال اساسی در این ماجرا اینست که این هتاکی ها و حرمت شکنی ها! آیا مرزی هم می شناسد هاشمی رفسنجانی کسی نیست که صاحبان قلم ها و زبانهای هتاک او را نشناسند. هاشمی شناسنامه انقلاب و رکن رکین نظام است . او همان کسی است که امام برای سلامت او هنگامی که به سفر یا جبهه میرفت دستور قربانی کردن میداد. او همان کسی است که برای هموار شدن راه پذیرش قطعنامه جنگ تحمیلی به امام پیشنهاد داد به عنوان فرمانده جنگ محاکمه و قربانی شود تا به امام آسیب نرسد. او همان کسی است که امام خمینی نسبت به احتمال فاصله افتادن میان او و حضرت آیت الله خامنه ای هشدار داده بود و نگران بود. هاشمی کسی است که امام درباره او فرموده است من هاشمی را بزرگ کرده ام و فرمود هاشمی زنده است تا نهضت زنده است . کسانی که امروز با بهانه قرار دادن انتشار یک نامه آنهم نامه ای که 10 سال است در معرض دید عموم قرار دارد اینگونه هاشمی را میکوبند آیا به هاشمی به عنوان خاکریزی که عبور از وی راه را برای رسیدن به مقاصد دیگر هموار می کند نگاه نمی کنند ! آیا کوبیدن ممتازترین چهره روحانیت انقلابی که امروز چشم جهانیان بعد از رهبری به اوست و نظیر او را در جهان نمیتوان یافت به معنای وجود یک جریان با هدف کوبیدن روحانیت انقلابی نیست ! بدین ترتیب در چارچوب این هدف بعد از هاشمی نوبت کیست؟
10 ـ آنچه در کوران تاخت و تازهای هفته گذشته ناگفته ماند آثار انتشار مجدد نامه امام است . دیدیم که برخلاف ادعاهای مخالفان این اقدام کمترین اثری در موضع مسئولان نظام جمهوری اسلامی در برابر خواسته های غرب و آمریکا نداشت و موضع نظام همچنان بی اعتنائی به زیاده خواهی های آمریکا و ایستادگی در برابر آنست . از طرف دیگر این نامه نسل امروز را در جریان واقعیت های دوران جنگ قرار داد نسلی که از طریق مقایسه قدرت و اعتبار بالای امروزین نظام جمهوری اسلامی با مشکلات 18 سال قبل به خود می بالد و به پایداری این ملت تدبیر این رهبر ماندگاری این نظام ضعف و زبونی دشمنان و شکوه و عظمت کشور خود افتخار می کند.
نسل امروز که صدام را ذلیل حزب بعث را فرو پاشیده آمریکا را در باتلاق عراق فرو رفته و همه حامیان آنها در منطقه را منفعل می بیند از محتوای نامه امام درس پیروزی میگیرد نه آنچه قلم های منفعل نوشتند و زبان های پرخاشگر گفتند. ما چرا قرار گرفتن نامه امام در برابر دیدگان عموم را نشانه جریان آزادی اطلاعات در نظام جمهوری اسلامی ندانیم و به آن نبالیم چرا قلم ها و زبانها برای برشمردن برکات اقدام تاریخی امام خمینی و تدابیر والای رهبری بعد از امام و تلاشهای مسئولان کشور در دوران بعد از جنگ و رساندن کشور به نقطه پرافتخار امروز بکار نمی افتند؟
صاحب این قلم علیرغم همه گلایه هائی که از صاحبان بعضی قلم ها و زبانها کرده ام از خدای متعال در این ایام و لیالی رحمت و مغفرت برای همه آنها آرزوی بیداری بزرگ منشی واقع بینی تقواپیشگی و توجه به کرامت انسانی می کنم و این بیت را یادآور میشوم که : بزرگش نخوانند اهل خرد ـ که نام بزرگان به زشتی برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات