بسماللهالرحمنالرحیم
به این خبر که این روزها در جامعه آمریکا زنگ خطر را به صدا درآورده است توجه کنید : « رئیس کنگره آمریکا اعلام کرد به خاطر رسوایی جنسی یک نماینده از حزب جمهوریخواه صرفا متاسف است ولی حاضر نیست اقدام دیگری در این باره انجام دهد. » وی در یک کنفرانس خبری گفت : « من عمیقا از رسوایی مارک فولی متاسفم ولی نمی توانم کاری در این مورد انجام دهم زیرا ما فقط مسئول اعمال خودمان هستیم . بنابر این مساله تا همین جا تمام خواهد شد! »
وی در نهایت از کمیته های اخلاقی در آمریکا خواست به فکر تهیه قوانین جدیدی باشند تا هر فردی را که تماس نامناسبی با نوجوانان پیدا می کند بتوان تنبیه کرد.
این خبر نمونه ای از خروارها اخباری است که نه در میان افراد عادی و کوچه خیابانی آمریکا بلکه از رسوایی های اخلاقی شخصیت ها دولتمردان و گردانندگان سیاستهای کشور مدعی رهبری جهان و سردمداران کاخ سفید اتفاق می افتد و صرفا به دلیل غیرعادی بودن و مشمئز کنندگی این روابط مجال ارائه و اعتراض می یابد والا بسیاری از این قبیل اخبار به دلیل ماهیت غیراخلاقی جوامع غربی اصلا مورد اعتراض قرار نمی گیرند.
ماجرای رسوایی اخلاقی « مارک فولی » نماینده 52 ساله کنگره نیز از این دست خبرهاست که صرفا به دلیل آغاز رقابت تبلیغاتی دو حزب جمهوریخواه و دمکرات مجال طرح پیدا کرده و بازار داغ رسوایی های اخلاقی دولتمردان و صحنه گردانان آمریکا را هویدا کرده است . این نماینده مشهور کنگره و از همپالگی های بوش آنچنان روابط رسوایی با یک پسر بچه 16 ساله داشته که جمهوریخواهان را به لرزه درآورده زیرا بار دیگر بخشی از پرونده قطور و رسوایی های جنسی شخصیت های معروف و سیاسی این کشور به ظاهر متمدن و مدعی رهبری جهان را در آستانه انتخابات کنگره برملا کرده است . جالب توجه است که فولی اخیرا یک گروه پارلمانی برای حمایت از کودکان ناپدید شده و مورد سواستفاده قرار گرفته شده تاسیس کرده بود و در خفا روابط جنسی با قربانیان خود داشت .
ناگفته پیداست در این باره پرونده رهبران سیاسی آمریکا و سردمداران کاخ سفید که طبعا باید نسبت به سایر شهروندان این کشور از آلودگی کمتری برخوردار باشند آنچنان سنگین است که کتاب رابطه ننگین بیل کلینتون رئیس جمهور سابق آمریکا با منشی 22 ساله خود به نام « مونیکا لوینسکی » هنوز در قفسه کتابفروشیهاست . واقعیت اینست که آلودگی های جنسی و اخلاقی اعضای هیات حاکمه آمریکا علیرغم گستردگی مجال چندانی برای انتشار نمی یابد زیرا فیلترهای خبری و اطلاعاتی بسیاری در میان مسئولان کاخ سفید و هیات حاکمه آمریکا تعبیه شده که درز نمودن آنها را تقریبا غیرممکن می نماید و در ثانی اینگونه روابط غیراخلاقی آنچنان در پیکره جامعه آمریکا عمومیت پیدا کرده که امری عادی و پذیرفته شده لااقل برای افراد عادی و فاقد مسئولیت اجرایی است . اما شاید چیزی که برای رای دهندگان آمریکایی جای تعجب داشته باشد اینست که چرا این قبیل اعمال همچنان پس از قبول مسئولیت در میان آنها ادامه دارد.
متاسفانه رسوایی جنسی حاکمان کاخ سفید به امروز و دیروز و وضعیت کنونی جامعه آمریکا منحصر نشده بلکه امری بنیانی بوده و ریشه در گذشته های این کشور دارد. « توماس جفرسون » یکی از بنیان گذاران قانون اساسی آمریکا دستکم یک فرزند نامشروع از « سالی همینگز » یکی از خدمتکاران سیاه پوست خود داشت . بنابر این چندان تعجب آور نیست که این رویه در میان سایر روسای جمهور آمریکا جریان داشته باشد.
از سردمداران کاخ سفید که بگذریم دستگاه قضایی و قانونگذاری آمریکا نیز انباشته از رسوائیهای جنسی است که فقط موارد فضاحت بار آن به مطبوعات کشیده شده و سایر موارد در میان زدوبندهای مالی پنهان مانده است . برای مثال « بارنی فرانک » نماینده کنگره به خاطر ارتباط با یک فاحشه و دو نماینده دیگر به خاطر داشتن رابطه جنسی با زنان و « دان کران » نماینده جمهوریخواه به علت ارتباط با یک دختر 17 ساله مجبور به استعفا شدند .
این قبیل رسوائیهای جنسی و اخلاقی که بر تارک دولتمردان آمریکا می درخشد نشان می دهد که فساد با تاروپود آنان عجین شده و رهبرانی با چنین ویژگیهای منفی هرگز صلاحیت حضور در صحنه سیاسی و بین المللی را ندارند. البته ما قصد نداریم چنین نتیجه گیری کنیم که آمریکائیها لیاقت چنین رهبرانی را دارند ولی اگر افرادی که امروز در کاخ سفید تکیه زده اند منتخبان و نخبگان ملت آمریکا باشند جدا باید بر این ساختار سیاسی تاسف خورد چرا که رفته رفته ماهیت فلاکت و انحراف آن بر ملتهای جهان مشخص می شود که در پس تبلیغات عوامفریبانه و تکنولوژی فریبنده چه افرادی و با چه ماهیتهای پلیدی بر این کشور حکومت می کنند. و ای کاش که فاجعه به همین جا ختم می شد ولی ماجرا از این قرار است که این منحرفین با زور و اعمال فشار قصد دارند اخلاق و دمکراسی غربی را به کشورهای مسلمان هم تحمیل کنند و فساد جامعه آمریکایی را در جهان فراگیر نمایند ولی این بار همانگونه که واقعیتها نشان می دهد ملتهای مسلمان حاضر نیستند زیربار این دمکراسی های ضداخلاقی بروند.