*تحلیل شما در خصوص اتفاقاتی که اخیراً در فلسطین افتاد چیست؟
**به نظر من آنچه اتفاق افتاده در عین آنکه ادامه ستیز فلسطینیها و اسرائیلیهاست، نشاندهنده یک نکته حائز اهمیت دیگر نیز هست و آن اینکه رویکرد فلسطینیها نسبت به گذشته خیلی رادیکالتر و حادتر شده و آنها از مماشات و کوتاه آمدن فاصله گرفتهاند. این مسئله را در رویکردی که حماس به عنوان رهبری فلسطین نسبت به اسرائیلیها در پیش گرفته میتوان مشاهده کرد. حماس به دلیل برخورداری از آرای قابل توجه فلسطینیها، به این نتیجه رسیده که سیاستهای رادیکال مورد حمایت بخش عمدهای از فلسطینیها است؛ در حالیکه برخورد رادیکال حماس باعث میشود در اسرائیل هم متقابلاً جریانات معتدل و میانهرو نتوانند نقش چندانی ایفا کنند. به عبارت دیگر مثلاً اگر الان انتخاباتی در اسرائیل برگزار شود به احتمال زیاد جریانات تندرو پیروز خواهند شد. بنابراین در یک کلام به نظر میرسد ما شاهد رادیکالتر شدن و سازش ناپذیرتر شدن روحیه فلسطینیها هستیم. در واقع تجربه گذشته، یعنی کوتاه آمدن، امتیاز دادن و عقبنشینی، خیلی از فلسطینیها را به این نتیجه رسانده که این رویکرد فایدهای ندارد و اسرائیلیها به جز مقاومت و زبان زور، زبان دیگری نمیفهمند. حال آنکه نمیدانیم این موضع تا چه زمان تداوم پیدا میکند و تا چه اندازه میتواند نتیجهبخش باشد. شاید این رویکرد به این دلیل باشد که آنها چون واقعاً امتیازی به دست نیاورده، و اسرائیلیها حاضر نشدهاند هیچگونه گذشتی بکنند و امتیازی به آنها بدهند، این راه را برگزیدهاند.
*فکر میکنید حال این رفتار به چه نتیجهای ختم میشود؟
**-این را آینده نشان خواهد داد که موضع گیری رادیکال فلسطینیها، آنها را تا چه اندازه به خواستههایشان نزدیکتر میکند. اما آنچه مسلم است اینکه اسرائیلیها از نوار غزه بیرون آمدهاند و الان هم از صحبت از این است که از قسمتهای دیگری بیرون بیایند. این خود حکایت از این دارد که حداقل دستاوردی که مقاومت فلسطینیها، داشته این بوده که به اسرائیلیها ثابت کرده نمیتوانند فلسطینیها را به صورت یک مجموعه اشغال شده و اقلیتی در درون اسرائیل داشته باشند. فلسطینیها دیگر با گذشت بیش از سه دهه از جنگ 5 ژوئن 67 به چیزی کم تر از یک کشور مستقل رضایت نخواهند داد.
*ولی با این اتفاقاتی که افتاده آیا تشکیل دو کشور مستقل فلسطینی و اسرائیلی در کنار هم به خطر نیافتاده؟ به عبارتی آیا صلح در خطر نیست؟
**-فکر نمیکنم صلح به خطر افتاده باشد؛ ضمن آنکه به زور هم نمیشود صلح را ایجاد کرد. یعنی وقتی فلسطینیها احساس کنند حتی حداقلی را هم به دست نیاوردهاند، نتیجهاش تقویت جریاناتی مثل حماس میشود. لذا میتوان گفت اسرائیلی ها با سیاستهایی که در گذشته داشتند، بیشترین نقش را در رادیکال ترشدن فلسطینیها ایفا کردهاند. برخی معتقدند دستاوردهای فعلی فلسطینیها به این دلیل بوده که همواره یاسر عرفات و طرفدارانش پای میز مذاکره بودند، و حماس هم به عنوان بازوی نظامی وجود داشت. یعنی وجود حماس به اسرائیل فشار میآورد تا پای میز مذاکره از ترس حماس به یاسر عرفات امتیاز بیشتری بدهد. اما حال که حماس در دولت آمده، این فشار دیگر احساس نمیشود… نه من این تحلیل را قبول ندارم. به نظر من اینگونه نیست که چون در گذشته بخشی مذاکره میکرده و بخشی فشار وارد میکرده، فلسینیها نتوانستند موفق شوند. نه، اتفاقا برعکسش صادق است. من معتقدم چون فلسطینیها احساس میکنند مذاکرات دستاوردی نداشته، حالا تند و رادیکال شدهاند. چه بسا اگر اسرائیلیها امتیازات جدیتری به فلسطینیها می دادند ما شاهد پیروزی حماس در انتخابات نمی شدیم و جریانات میانهروتر و معتدلتر منعکس کننده خواست فلسطینیها می شدند. خود اینکه حماس نماینده فلسطینیها شده، نشان میدهد فلسطینی از آنچه در چند دهه اخیر اتفاق افتاده ناراضی است. ولی منتقدین آریل شارون هم میگفتند یکی از دلایل انتخاب حماس این بوده که دولت اسراییل به دولت وقت فلسطین امتیاز بیشتری نداده . به عبارتی آنها عقیده داشتند اسراییل میبایست به ابوعباس امتیاز بیشتری میداد تا حماس قدرت نگیرد. من معتقدم اگر اسراییلیها در گذشته به فلسطینی ها امتیازاتی میدادند و بر مذاکره ، به عنوان راه برون رفت از بحران هم تاکید میکردند باز تغییر چندانی در فضای فعلی به وجود نمیآمد. چون مساله اساسی این است که فلسطینیها احساس میکنند چارهای جز رادیکال شدن ندارند. ممکن است این احساس غلط باشد، اما واقعیت این است که بسیاری از فلسطینیها احساس می کنند هر چقدر به اسراییلیها امتیاز دادند و هر چقدر عقبنشینی کردند به جایی نرسیدند.
*الان وضعیت بحرانیتر شده اعضای کابینه حماس نیز دستگیر شدهاند. الان تکلیف چیست؟
**به نظر من راه این است که جریانات معقول تر در اسراییل، به همراه قدرتهای جهانی، دولت اسراییل را وادار کنند امتیازات بنیادی تری به فلسطینیها بدهد. نکته مهم تر اما حمایت کشورهای عربی از فلسطینی ها هست. این حمایت میتواند فلسطینیها را به این احساس برساند که تنها و مجبور نیستند به حداقلی که اسراییلی ها به آنها دادهاند راضی باشند.
*فشار بین المللی بر اسراییل تا قبل از این ماجرا وجود داشت، اما اکنون برخی از کشورها با اسراییل همدردی کردهاند. از حمایت اعراب هم که خبری نیست . فکر نمیکنید این تحولات به زیان فلسطینیها تمام شود؟
**نه. شواهدی که تابدین جا از وضعیت مردم نوار غزه دیده میشود، این است که هنوز علی رغم تمام مشکلات به وجود آمده در یک هفته اخیر، مردم غزه از حماس حمایت میکنند. به نظر آنها عملیاتی که منجر به کشته شدن دو سرباز اسراییلی و گروگان گرفتن یک سرباز دیگر اسراییلی شد، عمل درستی میرسد. فکر نمیکنم حمایت از فلسطینیها کم شده باشد ؛ در همان حد و حدودی است که قبل از این عملیات بوده .
*آیا فشار بین المللی بر روی اسراییل کم شده است؟
**نه اتفاقا فکر میکنم حملاتی که اسراییلیها کردند و بازداشت سران دولت حماس، باعث شد احساسات جهانی بر ضد فلسطینیها برانگیخته نشود، حالا بسیاری، عملیات فلسطینیها را عکسالعملی نسبت به اعمال اسراییلیها میدانند. اگر این حمله علیه شهرکنشین ها و مردم بیدفاع بود شاید آنچیزی که شما گفتید اتفاق میافتاد ولی این عملیات علیه یک هدف نظامی بوده و بنابراین نمیشود آن را در چارچوب عملیات تروریستی دانست. آنچه مسلم است اینکه وضعیت منطقه از یکی دو سال پیش رادیکال تر شده و انتظار میرود رفتارها رادیکالتر هم بشود. منتهی این رادیکال تر شدن ممکن است فشارهای بین المللی برای مساله اعراب و اسراییلی را بیشتر کند. بخصوص قدرتهای بزرگ حالا دیگر احساس میکند این مشکل باید به نوعی فیصله پیدا کند.