مسئله مناسبات ایران و اعراب، هیچگاه تا این اندازه دارای اهمیت و حساسیت نبوده است. در واقع حضور آمریکا در منطقه، جنگ عراق و نهایتاً مسئله هستهای، مناسبات این دو اردوگاه را حساسیت بخشیده است.
البته تردیدی وجود ندارد که انقلاب اسلامی ایران، خدمت بزرگی را به اعراب، صورت داد. قبل از انقلاب، رژیمهای ایران و ترکیه، در نقش پشت جبهه اسراییل در مناقشات اعراب- اسراییل ایفای نقش میکردند. انقلاب ایران، به راستی کمر اسراییل را شکست. در واقع پشت جبهه اسراییل با انقلاب ایران، گسیخته شد و اسراییل بیش از هر زمان دیگری، خطر حذف شدن را احساس کرد. با این همه، بخش عمده کشورهای عربی، نه تنها این خدمت بزرگ ایران را پاس نداشتند، بلکه در مقاطعی با ایران دشمنی نموده و بر تأمین مالی صدام و تأسیس جریان ارتجاعی بن لادن در راستای تقابل با انقلاب ایران، مبادرت کردند.
اکنون مسئله هستهای ایران، آزمونگاهی است که میتوان رویکرد کشورهای عربی را نسبت به ایران اسلامی، محک زد. البته واقعیات دیگری در خصوص نوع نگاه اعراب به مسئله هستهای ایران وجود دارد که خوب است به آنها توجه شود!
1- در میان تحلیل گران جهان عرب دو دیدگاه در مورد برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. نخست گروهی که فعالیتهای هستهای ایران را تهدیدی استراتژیک برای جهان عرب قلمداد میکنند و معتقدند هدف اصلی ایران از تعقیب برنامه هستهای تلاش برای دستیابی به تسلیحات هستهای و تسلط بر منطقه خاورمیانه میباشد. البته گروه دوم- که احتمالا در اقلیت هستند- فعالیتهای هستهای ایران را تهدید کننده صلح، ثبات و امنیت منطقهای نمیدانند و نگرش منفی به هستهای شدن ایران ندارند.
2- دولتهای عربی معتقدند در صورت عدم توجه ایران به هشدارهای غرب و وقوع جنگ احتمالی میان ایران، آمریکا و اسراییل، دولتهای غربی صدمات بسیاری خواهند دید و لذا هر گونه برخورد قهرآمیز با پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران را به ضرر خویش میدانند و از راهبردهای دیپلماتیک برای حل موضوع حمایت میکنند.
3- کشورهای عربی حوزه خلیجفارس از تحت فشار آمریکاییها میگویند که پیامدهای زیست محیطی پروژه هستهای ایران و به ویژه نیروگاه هستهای بوشهر نگران هستند. در 19 دسامبر 2005 «عبدالرحمن العطیه» دبیر کل شورای همکاری خلیجفارس در مصاحبه با روزنامه «الشرقالاوسط» به این مسئله اشاره کرد.
4- دولتهای عربی منطقه همواره از برنامه هستهای اسراییل انتقاد کردهاند و معتقدند این رژیم با برخورداری از تسلیحات هستهای، خاورمیانه را وارد مرحلهای کرده است که کشورهای مختلف به دنبال هستهای شدن باشند. آنها ضمن انتقاد از اسراییل و نگرانی از جانب برنامه هستهای ایران خواهان ایجاد منطقه خاورمیانه عاری از سلاح هستهای هستند، طرح منطقه عاری از سلاح هستهای مورد استقبال جمهوری اسلامی ایران نیز میباشد.
5- دولتهای تأثیر گذار و مهم جهان عرب نظیر مصر و عربستان سعودی برنامههایی برای هستهای شدن دارند و در این راستا تلاش میکنند در آینده قدرت منطقهای و موقعیت خویش در جهان اسلام و عرب را حفظ کنند.
6- سوریه تنها کشور عربی است که از فعالیتهای هستهای ایران حمایت میکند و هستهای شدن ایران را جهت بازدارندگی در مقابل اسراییل و حمایت از سوریه در مقابل حمله احتمالی رژیم اسراییل مفید میداند.
7- دولتهای عربی کوچک در حوزه خلیجفارس نظیر کویت، عمان، بحرین، قطر و امارات متحده عربی تلاش دارند با بهرهگیری از قدرت مالی خویش به خرید سیستمهای هستهای اقدام کنند و یا اینکه با تقویت مناسبات سیاسی، اقتصادی و امنیتی خویش با آمریکا، انگلستان و فرانسه در زیر چتر امنیتی آنها قرار بگیرند.
نهایتا در یک مرور کلی میتوان گفت که ایران اگر چه با تضعیف اسراییل، تعادل قوا را به نفع اعراب تغییر داد، با این حال موفق نشد که دولتهای عربی را به عنوان حامی خود، داشته باشد؛ این امر مخصوصا زمانی چهره خود را نشان داد که اعراب تأثیرپذیری از سیاستهای آمریکا در قبال ایران را آشکار ساختند.
مسئولان دیپلماتیک کشور در این مقطع حساس، وظایف خطیرتری پیدا میکنند. شاید انتخاب برنامههای خاص در قبال دولتهای عربی و تفهیم این حقیقت به آنان که جمهوری اسلامی ایران در قبال اعراب تاکنون خدمات بزرگی کرده و حق آن است که آنان این خدمات را قدر بدانند، از جمله اولویتهای دستگاه دیپلماتیک ما باشد. وقت آن فرا رسیده که با صراحت بیشتری با برادران عرب سخن بگوییم و بخواهیم که وظایف اسلامی خود را بیش از این پشت گوش نیندازند.