سال 85 آزمون دیگری برای گروهها و شخصیتهای اصلاحطلب است برای این که در سال 85 دو انتخابات خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا پیش روی است. به دنبال پراکنده کاری و عدم انسجام گروههای اصلاحطلب که ناشی از نبود رهبری واحد بود در سال 84 نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به نفع جریان اصلاح طلب نبود اما در سال 85 بایستی شخصیتهای برجسته جریان اصلاح طلب و گروههای حامی آنان تاکتیکهای جدیدی را به کار گیرند تا بتوانند در انتخابات خبرگان رهبری و شوراهای شهر پیروز گردند برای به این هدف به کاریگیری تدابیر ذیل الزامی است:
1- یک کنگره ملی اصلاحات دموکراتیک یا شورای رهبری اصلاحات دمکراتیک تشکیل دهد. تمامی گروهها و تشکلهای اصلاح طلب یا دمکراسی خواه مثل دفتر تحکیم وحدت، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، نهضت آزادی، حزب کارگزاران سازندگی، اعتماد ملی، حزب مشارکت، جامعه زنان، مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه، مجمع روحانیون مبارز و… تحت فرماندهی واحد فعالیت نمایند و بر حداقلها که شامل استقلال و آزادی ایران، انتخابات آزاد و رقابتی، پایبند به اعلامیه جهانی حقوق بشر و دموکراسی است تاکید نمایند و استراتژی واحدیی داشته باشند. اعضای شورای مرکزی کنگره یا شورای رهبری مذکور از چهرههای سرشناس مثل آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، مهدی کروبی، موسوی تبریزی، مصطفی معین، ابراهیم یزدی، اعظم طالقانی و شیرین عبادی انتخاب شوند و یکنفر از آنان ترجیحا یکی از آقایان رفسنجانی یا خاتمی یا کروبی به عنوان رهبر کنگره ملی یا رئیس شورای رهبری انتخاب گردند. چنانچه احزاب و گروههای سیاسی ایرانیان مقیم خارج از کشور مایل به پذیرش استراتژی فوق باشند میتوانند به عضویت تشکیلات مذکور درآیند.
2- شورای مرکزی جبهه اصلاحات کلیه برنامهها و استراتژیهای خود را در زمینه اصلاحات سیاسی، اجتماعی، قضایی، اقتصادی و فرهنگی اعلام نمایند و برنامههای خود را در خصوص مجلس خبرگان رهبری در اختیار عموم قرار داده و لیست مشترک کاندیداهای اصلاح طلبان را در انتخابات ارائه دهد.
3- شورای مرکزی کنگره ملی یا رهبری واحد اصلاحات بیش از 1000 نفر از نخبگان و تئورسینها را به اقصی نقاط کشور اعزام کند تا برنامههای رهبری واحد اصلاحات را به تودههای مردم منتقل نمایند این نخبگان از افراد بومی مناطق انتخاب شوند و با حضور در دانشگاهها، مساجد و روستاها به تشریح برنامهها بپردازند و به سوالات مردم پاسخ دهند.
4- کلیه رسانههای وابسته به جریانهای اصلاحطلب مثل روزنامهها، سایتهای خبری، وبلاگهای شخصی، شبکههای تلویزیونی ماهوارهای و… تحت فرماندهی واحد فعالیت نمایند و بیشتر به موضوع انتخابات سال 85 بپردازند.
5- اصلاح طلبان در انتخابات خبرگان رهبری و شوراهای شهر از کاندیداهای جوان، نخبه گرا، توانمند و نوگرا استفاده کنند. با توجه به این که مجلس خبرگان رهبری و نهادهای زیر نظر رهبری تاکنون نقد نشده اند یک فرصت طلایی به گروههای اصلاحطلب میدهد تا ضمن نقد وضع موجود، الگوها و برنامههای جدیدی را برای نسل جوان کشور و جامعه تحول خواه ایران ارائه دهند.
6- اصلاح طلبان برای کاهش عوارض ناشی از رد صلاحیت کاندیداها اولا داوطلبین بیشتری را وارد صحنه انتخابات کنند ثانیا جبهه واحدی را بر علیه رد صلاحیتها در پیش گیرند و از حقوق کلیه افراد حتی از مخالفان خود دفاع کنند و اجازه ندهد حتی از کاندیداهای اصولگرایان نیز رد صلاحیت شوند.
7- گروهها و رهبران اصلاح طلبان باید به این نکته توجه کنند که بعضیها قصد تفرقه اندازی دارند و مایل نیستند گروههای اصلاحطلب به اجماع برسند و ممکن است به سناریوهای مختلف متوسل شوند لذا یک کمیته برای مقابله با ترفندهای مخالفان جمهوریت نظام تشکیل دهند.
8- گروهها و تشکلهای اصلاحطلب در نقد عملکرد مجلس خبرگان رهبری که وظیفه آن نظارت بر عملکرد نهادهای زیر نظر رهبری است به جزییات نهادهای زیر نظر رهبری توجه بیشتری مبذول دارند و برنامههای اصلاحطلبان را در خصوص توسعه قضایی و ایجاد تحول در صدا و سیما و اصلاحات در نیروهای مسلح را ارائه دهند به عنوان مثال اصلاحطلبان طرحهایی خود را در خصوص اصلاح قانون نظام وظیفه، کارآمد سازی نیروی انتظامی و سازماندهی برخی نهادهای زیر نظر رهبری مثل ستاد امر به معروف و نهی از منکر و … بیان نمایند تا مردم نسبت به برنامههای اصلاحطلبان آگاهی بیشتری داشته باشند.