روزنامه نیویورک تایمز روز گذشته در تحلیلى نوشت به جرات مى توان گفت که حملات نظامى گسترده اسراییل به مناطق فلسطینى براى جهان و رسانه هاى خبرى به یک سناریو یا یک قصه تلخ و دردناک، اما تکرارى تبدیل شده است.
زمانى که نیروهاى نظامى اسراییل مناطق مسکونى فلسطینیان را با گلوله و موشک هدف قرار مى دهند دولت تل آویو هراسى به دل راه نمى دهد، چون مى داند تنها به صورت صورى از سوى جهان محکوم مى شود.
این دولت به خوبى مى داند که پس از کشتن حتى ده ها غیرنظامى فلسطینى کشورهاى عربى تنها به اتخاذ موضع گیرى هایى مبنى برتوقف عملیات نظامى از سوى اسراییل اکتفا مى کنند و سازمان ملل و کشورهاى اروپایى نیز طبق معمول با ادعاهاى تکرارى اقدام اسراییل را محکوم و خواستار کنترل اوضاع از سوى تل آویو مى شوند. حال با توجه به چنین واقعیتى آیا میل و رغبت اشباع ناپذیر اسراییل براى ادامه تجاوزات خود به فلسطین افزایش نمى یابد؟
جکسون دیل، تحلیلگر این روزنامه امریکایى در ادامه مى نویسد: با ارزیابى دقیقى از سیاست دولت اسراییل در مناطق اشغالى مى بینیم که حملات گسترده نظامیان اسراییلى به نوار غزه کاملا با حملات نظامى که چهار سال پیش توسط این نظامیان در جنین انجام گرفت، متفاوت است. چهار سال پیش نظامیان اسراییلى جنگ تن به تن را در خیابان هاى فلسطین هدایت کردند و جنگنده هاى اسراییلى نه تنها دفاتر گروه هاى فلسطینى، بلکه حتى ایستگاه هاى پلیس فلسطین و مناطق دولتى را نیز هدف حملات موشکى قرار دادند. در آن زمان تل آویو تنها به دنبال یک هدف بود، آن هم وضع کردن سیاست جدیدى براى حل بحران هاى خود با فلسطین. نام این سیاست چیزى جز سیاست یکجانبه گرایانه اسراییل نبود.
دیل مى افزاید: حمله نظامى اسراییل به نوار غزه که طى چند روز گذشته انجام گرفته است و همچنان ادامه دارد و با حملات گذشته دولت اسراییل به مناطق فلسطینى چون جنین کاملا متفاوت است به طورى که تل آویو این بار به دنبال آن است که به صورت کاملا نامحسوس و غیررسمى زمینه میانجى گرى بین المللى و دخالت دیپلماتیک جهان براى حل بحران اسراییل و فلسطین را بوجود آورد.
در حقیقت باید گفت این سیاست یکجانبه گرایانه اسراییل که در آغاز توسط آریل شارون شروع و در حال حاضر توسط المرت ادامه مى یابد به پایان خود رسیده است. واقعیت آن است که اسراییل در حال حاضر آمادگى آغاز گفت وگوها با فلسطینیان را ندارد، زیرا در صورتى که تل آویو تن به چنین اقدامى دهد این اقدام مساوى خواهد بود با عقب نشینى اسراییل از مناطق اشغال شده و تکمیل این عقب نشینى طبق معاهده هاى بین المللى که مطمئنا المرت تن به چنین کارى نخواهد داد، زیرا اساسا شعار به قدرت رسیدن وى در حکومت مبتنى بر استقرار نیروهاى اسراییلى و نیز گسترش شهرک سازى و استقرار شهرک نشینان یهودى در کرانه باخترى بود.
تحلیلگر روزنامه نیویورک تایمز مى افزاید: در برهه اى از زمان، دولت اسراییل براى ادامه گفت وگوهاى صلح با فلسطینیان یا کنترل خشونت در مناطق اشغالى، خود را محدود و دست و پا بسته یافت، زیرا بر اساس معاهده اسلو که در سال 1993به امضاى طرفین رسید، اسراییل و فلسطین موظف بودند که در چارچوب تعیین شده حرکت کنند، اما با به سر کار آمدن شارون سیاست اسراییل تغییر یافت. این دولت دیگر خود را موظف به عملى ساختن شعار معاهده اسلو نمى دانست، بلکه هدف اصلى خود را نقض تمامى مفاد این عهدنامه و عدم قبول آن قرار داده بود.
دولت شارون از بدو بدست گرفتن قدرت بر اساس سیاست حساب شده درصدد آن بود که زیربناى تشکیلات خودگردان را هدف قرار دهد. شارون درصدد آن بود که با هدف قرار دادن مراکز امنیتى دولت خودگردان اساسا زیربناى این دولت را ضعیف کند و تل آویو با بدست گرفتن قدرت به صورت یکجانبه مسایل را براى خود حل و فصل کند.
دیل مى نویسد: تئورى شارون در ادامه سیاست یکجانبه از سوى دولتش بر آن متمرکز بود که اسراییل بتواند یهودیان را از فلسطینیان بواسطه مرزبندى هاى تعیین شده و مصون شده، جدا کند و بدین ترتیب دولت آینده اسراییل بواسطه این مرزهاى تعیین شده و حمایت شده، امنیت و صلح را نصیب مردم اسراییل کند. متاسفانه المرت بدون ارزیابى دقیق از نتایج بدست آمده از عملى شدن این تئورى، این سیاست شارون را ادامه داد، اما نتایج بدست آمده نشان مى دهد که سیاست یکجانبه گرایانه اسراییل در قبال فلسطینیان به شکست منتهى شد.
تحلیلگر روزنامه نیویورک تایمز در پایان مى نویسد: اقدامات اخیر دولت اسراییل خود بزرگترین دلیل بر وجود این واقعیت است که دولت اسراییل شکست سیاست یکجانبه گرایانه خود در سرزمین هاى اشغالى را پذیرفته است و به دنبال راهکارى براى مشارکت دولت فلسطین جهت حل مسایل است و در عقب نشینى دولت اسراییل از این سیاست کافى است به دیدار اخیر المرت با محمود عباس (ابومازن) اشاره کرد به طوریکه دولت اسراییل با تلاش هاى کشورهاى اروپایى جهت حل بحران هاى موجود در سرزمین هاى اشغالى موافقت کرد و از آن سو المرت تن به دیدار ابومازن داد.
حامیان اصلى سیاست هاى دولت اسراییل چون آمریکا و حتى برخى از کشورهاى اروپایى نیز به شکست این سیاست پى بردند و در دیدارهاى اخیر خود با المرت بر عقب نشینى تل آویو از این سیاست تاکید کردند.
دولت اسراییل این بار در حمله به نوار غزه به صورت مستقیم نیروهاى امنیتى وابسته به دولت خودگردان را هدف قرار نداد و نیز ازنزدیک شدن به اردوگاه هاى فلسطینى خوددارى کرد و بجاى ترور رهبران و مقامات حماس به دستگیرى این افراد اکتفا کرد. این گونه تحولات در عملکرد دولت اسراییل تنها به این دلیل است که المرت و دیگر ژنرال هاى اسراییلى به این حقیقت پى برده اند که بدون مشارکت دولت فلسطین و حتى حماس در گفت وگوها نمى توانند بحران جارى در سرزمین هاى اشغالى را کنترل کنند.