تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۷  ، 
کد خبر : ۸۹۸۷۵
در گفت‌وگو با دکتر حسن بنیانیان رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مطرح شد

روش تربیتى ویژه براى نخبگان تعریف کنیم

مهرداد رضایى ارجمند - امیر خالقیان اشاره: نخبگان و افرادى که از استعداد و هوش بالایى برخوردار هستند، همیشه و در همه جوامع مورد توجه بوده‌اند و اکثرا استعمارگران و کشورهاى زیاده‌خواه سعى در جذب این افراد وبکارگیری، آنها در کشورهاى خودشان داشته‌اند. در کشور ما نیز از دیرباز این مسئله به عنوان معضلى مهم مطرح بوده است. فرار نخبگان و یا در مواردى عدم توانایى مراکز علمى و پژوهشى و همچنین مسئولان در جهت آماده کردن امکانات تحقیق و پژوهش نیز از علل مهم این امر بوده و باعث گردیده تا ما چنین سرمایه‌هاى بزرگ ملى را که قطعا از منابع طبیعى و نفت و.. با ارزش‌تر مى‌باشند، از دست دهیم. در این راستا نیز همایش دانش‌آموزان برتر علمى کشور- یادواره شهید چمران- هر ساله در دانشگاه تهران و برخى مراکز علمى دیگر برگزار مى‌گردد تا دانش‌آموزان نخبه همه کشور را از این معضل و بحران آگاه سازد و باعث به وجود آمدن انگیزه تعهد اخلاقى و علمى به کشور گردند. در ضمن همایش با یکى از سخنرانان مراسم دکتر حسن بنیانیان رئیس حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى مصاحبه‌اى انجام دادیم که در ذیل نظر شما را به آن جلب مى‌کنیم.

* در مورد ماهیت و اهداف همایش توضیح دهید.
** همانطور که مى‌دانید به طور طبیعى تعداد محدودى از اقشار جامعه داراى ویژگى استعداد بالا مى‌باشند. بخشى از افراد واجد این ویژگى در مدارس تیزهوشان و مدارسى که از نظر کیفیت تحصیلى در سطح قابل قبولى هستند، شناسایى و کشف مى‌شوند و تعدادى از این افراد نیز متاسفانه به دلیل نابسامانى سیستم آموزش و پرورش، استعداد آنها کشف نمى‌شود و استعدادهایشان به هدر رفته و در مسیر انحراف قرار مى‌گیرند.
به هرحال چند سالى است که دوستان به این فکر افتاده‌اند که برنامه‌اى را طراحى کرده و با استعدادهاى در ابتداى شکل‌گیرى (سال اول و دوم دبیرستان) ارتباط مستمر و هدفمندى داشته باشند و به بهانه جلب توجه آنها به برخى شخصیتهاى نمونه مانند شهید چمران و... برخى از اطلاعات را در اختیار آنها گذارده تا بتوانند آگاهانه تصمیم‌گیرى کنند.
بخش دیگر آنکه این افراد آسیب‌شناسى شوند و این آسیبها کشف شده و در اصلاح آنها اقدام شود تا رابطه‌اى براى مدیریت ذهنى و اصلاح تصمیم‌گیرى در مسیر زندگى برقرار کنند. این همایش امسال براى سومین دوره برگزار مى‌شود و چون به صورت خودجوش و غیر دولتى برگزار مى‌ گردد، در مورد امکانات با مشکلاتى روبرو هستیم. در این گونه همایشها کارهاى بسیار مهم و با ارزش و حساسى صورت مى‌گیرد و جزو برنامه‌هاى مشخص دولتى به حساب نمى‌آید. بنابراین معمولا با کمک گرفتن از ارگانها و نهادهاى مختلف امکاناتى در اختیار برگزارکنندگان سمینار قرار مى‌گیرد که با توجه به اهمیت این گونه سمینارها بهتر آن است که مجموعه‌اى که براى نخبگان در حال شکل‌گیرى است این گونه اقدامات و همایشها را نیز به عنوان زیر مجموعه‌ها از فعالیتهاى خود قلمداد کرده و در زیر چتر حمایت خود قرار دهد و براى اینکه این گونه همایشها صفت مردمى بودن خود را از دست ندهند به نظر بنده باید راه‌حل‌هاى بینابینى را اقتباس کرده تا این امر (مردمى بودن) حفظ شود و علت تاکید بنده بر این مسئله این است که افراد مستعد بیش از اطلاعات علمی، نیاز به شناختهاى معرفتى و تقویت باورهاى دینى خود دارند و این مسئله نباید اینگونه تعبیر گردد که نهادهاى حکومتى این افراد را تجمیع کرده تا آنها را متدین کنند، بلکه باید حس کنند که تعدادى از افراد دلسوز جامعه قصد دارند تجربیات خود را به این عزیزان منتقل مى‌کنند، به همین دلیل سمینار دو روزه‌اى برگزار مى‌کنند و شخصیتهاى مختلف گردهم آمده و در ارتباط با یکدیگر به گونه‌اى تقویت روحى صورت مى‌پذیرد و این گونه اقدامات باید به صورت کمى و عمقى گسترش یابد. گسترش کمى این است که باید تعدادشان بیشتر شده زیرا در حال حاضر فقط با تعداد کمى از افراد مستعد ارتباط برقرار شده است و عمیق‌تر این است که در طول سالهاى متمادى و به صورت رودر رو این همایشها برگزار شود و در هر زمینه مورد حمایت قرار بگیرند. اکثر این عزیزان بخشى از وقت خود را در ارتباط با اینترنت صرف مى‌کنند و شاید این امر نیز لازم باشد، بهتر آن است که ما خود نیز در اینترنت برنامه‌هایى را بسازیم که بخشى از پیامها و ارتباطمان را از طریق این گونه برنامه‌هاى اینترنتى منتقل کنیم.
در این برنامه‌ها ما باید استعدادها را به عنوان همکارى تحقیقاتى روى موضوعاتى که خود وى انتخاب کرده، درگیر سازیم. مثلا امروز محور بحث بنده استعداد دزدى بود که بین کشورهاى مختلف دنیا وجود دارد و بنده سعى کردم با یک بیان ساده و شیوا دلایل این اتفاق را براى ایشان بازگو کنم. خود این بحث مى‌تواند به یک کار تحقیقاتى تبدیل شود و به این عزیزان ماموریت داده شود که از طریق اینترنت بر روى این موضوع تحقیق کنند که چرا تعدادى از ایرانیان مستعد در خارج از کشور مقیم هستند و دلایل این امر چیست و چه بخشى از این امر مربوط به اشکالات داخلى مى‌باشد و چه بخشى متاثر از تحولات فکرى و ذهنى مى‌باشد و چرا اینکه تعدادى از این افراد به کشور مراجعه مى‌کنند و به عنوان خدمتگزار ملت، به کار مى‌پردازند و بعضى‌ها این کار را انجام نمى‌دهند. این افراد را نیز مى‌توان به گونه‌اى طبقه‌بندى نمود، به این صورت که برخى تبدیل مى‌شوند به دشمن و منابع کشور خود را از بین مى‌برند، بعضى‌ها حالت بینابینى دارند و بعضى‌ها نیز به عنوان سرباز انقلاب در خارج از کشور باقى مى‌مانند. به عبارت دیگر یک تعدادى از آنها بى‌طرف هستند ویک تعدادى نیز به عنوان سرباز انقلاب مى‌باشند که بیش از آنهایى که در داخل کشور مى‌باشند، هدفمند تر خدمت مى‌کنند و هرگاه احساس کنند که در کشور خدمت بیشترى مى‌توانند انجام دهند، آماده برگشتن به کشور مى‌باشند. لذا براى اینکه این عزیزان تبدیل به آن دو طیف معاند و بى‌طرف نشوند، آنها را باید در همین سنین به یک محقق تبدیل کرد تا خودشان نتیجه بگیرند که چطور نباید در بین آنها چنین تغییر وتحولى اتفاق افتد.
* این دانش‌آموزان برتر علمى از چه کانالهایى انتخاب مى‌شوند و وسیله سنجش و ارزیابى آنها چگونه است؟
** این طور که دوستان توضیح مى‌دادند، یکسرى از آنها به صورت مکاتبه‌اى معرفى مى‌شوند؛ به این صورت که با دبیرستانهاى استعدادهاى درخشان مکاتبه شده و از آنها درخواست مى‌شود تا افراد برجسته علمى خود را معرفى کنند و تعدادى نیز از جشنواره خوارزمى که براى غیر دانشگاهیان و افراد زیردیپلم است انتخاب مى‌شوند. تعدادى نیز از مدارسى که در کشور عملا استعدادهاى درخشان را جمع‌آورى مى‌کنند و به آنها نیز سهمیه تعلق مى‌گیرد، انتخاب مى‌گردند.
* اکثرا احساس مى‌کنیم که استعدادهاى کشور را تا مقاطعى پرورش مى‌دهیم ولى هنگام نتیجه‌گیرى (مقاطعى مانند لیسانس و...) شاهد آن هستیم که کشورهاى دیگر تحت عنوان دزدى استعدادها و نخبگان، این افراد را از کشور خارج و از آنها استفاده مى‌کنند. شما چه برنامه‌هایى براى این دوستان دارید که در تمام مقاطع از آنها استفاده شود و پایبند به کشور گردند.
** مکانیزمهایى که امروزه در دنیا براى جذب نخبگان رایج است، همان روشهایى است که پادشاهان در گذشته براى جلب استعدادها به کار مى‌گرفته‌اند. این ابزارها عبارتند از: جنس مخالف، سکه و زر و پست و مقام براى جذب دانشمندان که هم اکنون نیز این ابزارها رایج مى‌باشد ولى به صورت توسعه یافته‌تر و متنوع‌تر. یعنى الآن بچه در خانه و در اتاق خود در حال تحقیق مى‌باشد اما یک مرکزهایى در اسرائیل یا آمریکا وجود دارد که کارشان شناسایى این استعداد از طریق گفتگوها و تعریف مسئله‌اى است که اگر کسى راه‌حل آن را بیابد ما براى او هدیه مى‌فرستیم و به این صورت استعدادها را شناسایى و سپس گزینش مى‌کنند و بعد مى‌گویند شما یک مدتى با ما در تماس باشید و در این مدت هدایا و جوایزى براى وى مى‌فرستند و بعد از مدتى روزى مى‌رسد که احساس مى‌کنند که فرد مهره‌اى شده است که مى‌توان او را دعوت به همکارى نمود. حال که مى‌خواهند او را دعوت کنند، در طول یک سالى که با او در تعامل بوده‌اند، توانسته‌اند که به لحاظ شگردهاى روان شناسى نقطه ضعف او را تشخیص دهند که در مسائل جنسی، پست و مقام یا پول است واین فرد چه کمبود ذهنى دارد و چقدر به کشورش و مکتب و دینش وفادار است. آنها این موارد را در طول آ‌ن گفتگو و ارتباطات تشخیص مى‌دهند و این مطالب و ویژگى‌ها را تماما در فایلهاى کامپیوترى خود ذخیره مى‌کنند چون امکان دارد که نتوانند در همان سال اول وى را جذب کنند و به انتظار مى‌نشینند تا وقتى این فرد در دستگاهى مدیر و یا کارشناس شد و در صورتى که وى به یک ماموریت خارج از کشور اعزام مى‌شود به سراغ او مى‌آیند و مى‌گویند ما شما را مى‌شناسیم و تمام مطالبى را که از وى به دست آورده‌اند به وى مى‌گویند و از او مى‌خواهند که در کشور بیگانه به عنوان یک همکار تحقیقاتى با آنها همکارى کند.
من چند سال پیش که معاون برنامه و بودجه بودم، یک عزیز مسلمانى که تازه از آمریکا آمده بود و داراى تخصص بسیار بالایى در نقشه بردارى بود را دعوت کردم و با وى به تفاهم رسیدیم که با ما همکارى کند ولى بعد از چند هفته دیگر به سراغ ما نیامد. بنده با وى تماس گرفتم تا علت غیبتش را جویا شوم که وى گفت از این کار منصرف شده است. من به او پیشنهاد دادم که یک جلسه با هم صحبت کنیم تا دلیل انصراف او را بفهمم. در این فاصله از کانالهایى با وى تماس گرفته شده بود که به وى پیشنهاد شده بود که همزمان که در ایران استاد دانشگاه مى‌باشد براى آنها نیز یک همکار تحقیقاتى باشد و هر ماه مبلغ قابل توجهى نیز به وى پرداخت مى‌شود. وى به این نتیجه رسیده بود که به جاى اینکه وقت خود را در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزى صرف کند، بهتر است در خانه و در کنار خانواده خود بماند و با کامپیوتر و اینترنت کار تحقیقاتى انجام دهد و حقوق بگیرد و در ظاهر نیز استاد دانشگاه باشد. مى‌بینید که چقدر سخت است که شما بخواهید چنین انسانى را قانع کنید که تکلیف شرعى او این است که در نهاد برنامه‌ریزى کشور خدمت کند. شما اگر کالبدشکافى کنید که چرا شهید بهشتى به آلمان عزیمت مى‌کند ولى محو آنجا نمى‌شود، به خاطر این بود که آقاى بهشتى آنجا هم همیشه درگیر خواندن قرآن و تفسیر کردن راجع به قیامت و براى دیگران صحبت کردن است. نتیجتا قیامت براى او طراوت دارد و وقتى وسوسه مى‌شود و به او پیشنهاد مى‌کنند این طراوت قیامت که الآن در ذهنش مى‌باشد، نمى‌گذارد که در زندگى سردرگم و بى‌هدف باشد. حرف باور به قیامت نمى‌تواند کارى کند، چون خیلى از انسانها به قیامت ایمان دارند ولى در آن لحظه که به او پیشنهاد مى‌دهند و او را وسوسه مى‌کنند، قیامت براى آنها محسوس نیست.
ما به ویژه براى استعدادهایمان بایستى یک روش تربیتى ویژه تعریف کنیم. ما الآن روش تربیتى‌مان عام است. شما باید در بین استعدادهاى درخشان کشورمان ببینید که بهترین روش تربیتى را دارند که الآن وجود خارجى ندارد و جزو خلاهایى است که ما سالهاست از آن رنج مى‌بریم. اساسا اگر آموزش و پرورش ما بخواهد روش تربیتى اقتباس کند، باید از سازمان تیزهوشان روش تربیتى را کسب کند. البته زحماتى آنجا کشیده شده و کارهایى را در دست اقدام دارند، ولى این غیر از یک طرح جامع‌ تربیتى است که افراد باید در طول دوران تحصیل از آن استفاده کنند. شما اگر دقت کنید مى‌بینید این شخصیتهایى که ماندگار شده‌اند، ضمن اینکه داراى یک مدرک بالا بودند، انجمن اسلامى در آمریکا را نیز راه مى‌انداختند و تلاش مى‌کردند که دیگران هم مسلمان شوند. این تلاش هم بر روى دیگران نتیجه مى‌داد و مهم‌تر این بود که خود این فرد حفظ مى‌شد و ما باید این راهبرد را در دستور کار خود داشته باشیم که همه استعدادها چه مهندس شوند و چه پزشک، همه خود را مصلح اجتماعى ببینند و بدانند و خوشبختانه در تاریخ ما شخصیتهاى بزرگى بوده‌اند که این ویژگى را داشته‌اند. این گونه است که دین به سیاست مى‌آمیزد و مهمتر این است که ما در طول تاریخ خود شهید رجایى را داشتیم که دبیر ریاضى بود ولى همه وجودش یک مبلغ اسلامى بوده و در محله‌شان، زندان و هرجا که بود، یک مصلح اجتماعى بوده است.
اگر مى‌خواهیم استعدادهایمان را در شرایط سخت امروز و روشهاى پیچیده‌اى که دشمن به کار مى‌گیرد مانند همان مثالى که زدم (استاد دانشگاه بودن و در عین حال یک همکار تحقیقاتى براى سایر کشورها.) این گونه افراد باید قیامت را همیشه به یاد داشته باشند که این میزان وسوسه براى پولدار شدن است که در گذشته وجود نداشت. شما اگر پولدار بودید و مى‌خواستید به مناطق خوش آب و هوا بروید باید یک سال رنج مسافرت را مى‌کشیدید. پول آنقدر کارایى نداشت اما امروزه در شرایطى هستیم که اگر پول داشته باشید، مى‌توانید در سال، یک ماه به مناطق خوش آب و هواى دنیا رفته و لذت ببرید. ما باید در کنار این مصرف گرایى که پول به وجود آورده است، باورهاى دینى بسیار قدرتمند داشته باشیم و اینکه آن روش تربیتى جایش خالى است.
* همه این مسائل و مشکلاتى که اشاره کردید بیشتر بعد معنوى داشت. شما احساس نمى‌کنید که اینها نخبگان و رتبه‌هاى علمى برتر کشور هستند و انتظارات و مشکلات دیگرى نیز دارند؟
** معمولا وقتى یک مشکل مطرح مى‌شود باید یک کار تحقیقاتى علمى کرد که بنده نیز به آن اشاره کردم. اگر من روى موضوع ایمان مانور دادم براى این است که در این شلوغى فراموش شده است.
یک محقق و پژوهشگر و استعداد درخشان یکى از نیازهاى جدى‌اش کشف علم است و در کنارش یک آزمایشگاه علمى و محیط علمى قرار گیرد. او نه به خاطر پولى که در آمریکا به‌دست مى‌آورد بلکه به واسطه محیط علمى و پژوهشى که آنجا وجود دارد به آنجا مى‌رود. بخش دیگرى از نیازهاى انسان‌ها حس تاثیر گذاشتن روى محیط است. اگر یک استعداد درخشان و دانشمند احساس کند که در تصمیم‌گیرى‌هاى درون کشور نقشى نداشته است؛ اما مقاله‌اى که مى‌نویسد از 30 نقطه جهان از او دعوت مى‌شود و بلیت هواپیما و اقامت در بهترین هتل‌ها در اختیار وى قرار مى‌گیرد تا در یک کنفرانس شرکت کند، مطمئنا حس خواهد کرد که علمش در طول یک دوره 6ماهه در کل دنیا فعل و انفعالاتى را ایجاد کرده است، دوباره به آنجا خواهد رفت و شاید در همانجا نیز بماند. بنابراین باید نیازهاى متنوع استعدادهاى درخشان شناسایى شود و براى هر کدام تمهیداتى اندیشیده شود؛ ولى توجه داشته باشید که اگر همه آنها وجود داشته باشد ولى براى ایمان و باور دینى اقدامى نکنیم باز این خطر پابرجاست که با وجود این همه سرمایه‌گذاری، تهیه یک محیط علمى و پژوهشى و تاثیرگذارى و... به یکباره به شما ضربه مى‌زند. همان طور که بنى‌صدر به ما ضربه زد، به هر حال او نیز یک استعداد درخشان بود و به ایران آمد و رئیس جمهور شد، همه چیز برایش فراهم بود، اما چون طینت وى ساخته نشده بود، به کشور ضربه زد.
مطلب دیگرى نیز وجود دارد اینکه مثلا خداى ناکرده فرزندش بیمار است و براى زنده‌ماندن فرزندش باید به خارج از کشور برود. دیگران باید تمهیدات خاصى را براى وى بیندیشند و حال که وى در آنجا مستقر شده است، تحقیقات ما را انجام دهد و وى را تبدیل به یک سرباز داخلى کنیم. ما با این حرفها نمى‌خواهیم بگوییم که اینها را باید در کشور زندانى کنیم، اما باید کارى کنیم که همه استعدادهاى ایرانى در جهان در جهت خدمت به انقلاب اسلامى و ساخت ایران عزیز خدمت کنند و کوشا باشند، همان کارى که ژاپنى‌ها انجام داده‌اند. براى تحقق این مهم مجموعه تمهیداتى لازم است که بخشى از آن را دوستان در این جشنواره انجام مى‌دهند.
* شما در سخنرانى خود اشاره کردید که از نخبگان باید در راستاى تولید علم و جنبش نرم‌افزارى در حوزه علوم انسانى استفاده کرد. چه برنامه‌ها و پیشنهاداتى براى این کار دارید؟
** البته من در حرفهایم اغراق و بزرگنمایى کردم؛ ولى این اغراق من وقتى وارد ظرف جامعه مى‌شود، تعدیل مى‌شود. ما در جامعه هم مهندس مى‌خواهیم هم پزشک و هم نظریه‌پرداز در حوزه علوم انسانی؛ اما مشکل موجود توزیع ناعادلانه آنهاست. مثلا کسانى که استعداد نظریه‌پردازى در حوزه علوم انسانى دارند به خاطر مسائلى مانند محیط، جو جامعه، جشنواره‌ها، جوایز و تقدیرها و... جذب دانشگاه‌هاى صنعتى و پزشکى مى‌شوند در حالى که استعداد و علاقه ایشان در علوم انسانى است. از این نمونه‌ها بسیار است مثلا استاد بزرگوار ما آقاى ولایتى با اینکه متخصص کودکان است ولى یک تاریخ‌نویس بزرگ هم هست. خب اگر ایشان از همان ابتدا وارد حوزه تاریخ شده بود الان به یک جریان‌ساز بزرگ تبدیل مى‌شد یا آقاى ضرغامى یکى از صاحبنظران در حوزه رسانه‌هاى فرهنگى است؛ ولى چه خوب بود که از ابتدا سراغ مهندسى مکانیک نمى‌رفت و بخشى از دوران طلایى عمرش را صرف بحث‌هایى که الان کمتر به دردش مى‌خورد، نمى‌کرد.
ما باید سعى کنیم که دانش‌آموزان نخبه را به سوى مشورت با کسانى که به معناى واقعى صاحب‌نظر هستند سوق دهیم. البته دوستان باید توجه داشته باشند که هم‌اکنون جاى چنین نهادى که بتواند به بچه‌ها در انتخاب رشته مشاوره لازم را بدهد در بنیاد نخبگان خالى است.
* به نظر شما ما چگونه مى‌توانیم در جذب نخبگان کشورهاى دیگر که بهکشور ما به عنوان یک کشور مسلمان و حامى مستضعفین نگاه مى‌کنند و همچنین به خاطر تعلق‌ خاطرى که آنها به مذهب و انقلاب ما دارند، عمل کنیم؟

** من حرف شما را قبول دارم و معتقدم که بسیارى از نخبگان و استعدادهاى درخشان کشورهاى جهان سوم آرزویشان این است که به جاى آمریکا و اروپا به ایران بیایند؛ اما به دلیل اینکه هنوز تجربه‌هاى تحقیق و مراکز پژوهشى ما در حوزه علوم انسانى قوى نشده، مدیران براى تصمیم‌گیرى‌ متکى به تحقیقات نیستند، این افراد نمى‌توانند در ابتدا وارد حوزه‌هاى ادارى و اجرایى شوند. بایستى مراکز تحقیقاتى ما استعدادهاى خود را به کار گیرند وبراى به‌کارگیرى از استعداد آنها مستلزم توسعه مراکز تحقیقى هستیم. گام بعدى این است که از آنها به عنوان مدرس و استاد دانشگاه دعوت به کار شود. حتى بعضى از آنها دلسوزانه‌تر و بهتر از استادان ایرانى تدریس مى‌کنند، باید تعصبات قومى و قومیت‌گرایى را کنار بگذاریم، عشق به ایران خیلى واجب است؛ اما مهمتر از آن، این است که ما مسلمانیم و با یک تفکر دینى باید به اینها نگاه کرد. اشتباهى که ما در اوایل انقلاب انجام دادیم این بود که به خاطر عشق به وطن و ایرانى‌بودن و تعصباتى کورکورانه به این موارد کم‌توجهى کردیم و اکنون باید در صدد جبران آنها باشیم. ما باید به سمتى برویم که نه تنها در داخل انسجام پیدا کنیم، بلکه باید مرزهاى خود را با برخى کشورهاى اسلامى کم‌رنگ و بازارهایمان را با آنها مشترک کنیم و به یک قدرت با جهت اسلامى تبدیل شویم.
* یکى از مشکلات نخبگان که شاید هم از طرف جامعه به آنها منتقل مى‌شود، این است که آنها خود را در دروس تخصصى محدود مى‌کنند و به مسائل دیگر نمى‌پردازند. به نظر شما براى خارج‌کردن آنها از این محدودیت چه کار باید انجام داد؟
** در پاسخ باید بگویم که استعدادهاى درخشان نیازمند مشاوره دقیق در همه عرصه‌هاى تصمیم‌گیرى هستند. با توجه به تنوع برنامه‌هایى که داریم باید ساعات خاصى را در هفته به صحبت با والدین آنها اختصاص دهیم، چون اولین ضرباتى که استعدادهاى درخشان مى‌خورند از طریق پدر و مادران و ضربات بعدى از طریق فضاى مدرسه و جو عمومى جامعه است و باید از طریق نخبگانى که خود مسیر دولت را رفته‌اند و در جامعه افراد موفقى شده‌اند، اینگونه بحث‌ها را باز کنیم. ما باید چنین کسانى را تربیت کنیم و در اختیار آنها قرار دهیم. خوشبختانه امروزه با توسعه سیستم‌هاى اطلاعاتى و اینترنت به کمک افراد کمى مى‌توانیم به تعداد زیادى از افراد در سراسر کشور مشاوره بدهیم که این امر در گذشته وجود نداشت.
* به عنوان آخرین سئوال اگر توصیه و یا پیشنهادى دارید، بفرمایید؟
** بنیاد نخبگان باید تمام سعى و تلاش خود را در دادن مشاوره به استعدادهاى درخشان به‌کار گیرد. ارتباط با این عزیزان باید از دوران راهنمایى صورت گیرد. والدین حق مشاوره به آنها را ندارند. منظورم این است که این بچه‌ها به خاطر استعدادى که دارند والدین توان مدیریت و رهبرى آنها را ندارند و این واقعیتى است که باید بپذیرند. استعداد درخشان یک نعمت است و این نعمت مانند طلاست و نباید از آن غافل شویم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات