سیدحمید حسینی
مجلس خبرگان رهبرى نهادى ارزشى در نظام جمهورى اسلامى است که مسئولیت تعیین ولى فقیه عادل زمان را برعهده دارد. ولىفقیه عالىترین مقام در نظام سیاسى جمهورى اسلامى ایران است و از این جنبه اعضاى مجلس خبرگان نیز از اهمیت ویژهاى برخوردارند. ارتباط مستقیم این نهاد که متشکل از خبرگان ملت است با ولىفقیه جایگاه ویژهاى را به این مجلس در جمهورى اسلامى بخشیده است. از آنجا که در حکومت اسلامى کسى که قرار است در راس آن قرار گیرد باید آگاه به احکام اسلامى و فقیه جامعالشرایط باشد، بىشک تشخیص این امر، از عهده مردم عادى برنمىآید و مىبایست نهادى متشکل از فقها وجود داشته باشد تا بتوانند ویژگى فقاهت را در رهبر تشخیص دهد. لذا اولین شرط و مهمترین شرط کاندیداى مجلس خبرگان رهبرى اجتهاد است که البته منظور از اجتهاد، اجتهاد متجزى است.
بنابراین مىتوان گفت که اجتهاد شرط لازم اعضاى مجلس خبرگان است اگرچه شرط کافى نیست. به اعتقاد بسیارى از صاحبنظران تا زمانى که این شرط تامین نشود نوبت به شروط دیگر نمىرسد، پس خبرگانى که قرار است فقیه جامعالشرایط را به عنوان رهبرى نظام تعیینکنند، مىبایست خودشان مرتبهاى از این شرط را داشته باشند. این قاعده در مورد سایر ویژگىهاى رهبرى نیز مطرح هست یعنى خبرگان رهبرى مىبایست حد نصابى از ویژگىهایى چون آگاه به مصالح اجتماعى و سیاسی، تقوا، عدالت، بینش سیاسى و... برخوردار باشند. پس آن شروطى که در حد اعلا و مرتبه کامل در رهبر است باید در مرتبهاى نازلتر در اعضاى مجلس خبرگان رهبرى باشد. لذا کسانى که صرفا سیاستمدارند ولىفقیه نیستند و یا کسانى که صرفا فقیهاند اما سیاستمدار نیستند یا تقوا ندارند نمىتوانند در تعیین رهبر نقشى داشته باشند. قانون اساسى جمهورى اسلامى براى حفظ جنبه مستقلبودن این نهاد امور مربوط به مجلس خبرگان را به خود مجلس واگذار کرده است. مثلا این مجلس قوانین مربوط به خود را خود تصویب مىکند. یکى از این قوانین ویژگىهاى کاندیداهاى مجلس خبرگان است. بر مبناى قانون اساسى اولین آئیننامه تشکیل مجلس خبرگان را در دوره اول باید فقهاى شوراى نگهبان تنظیم کنند. در آن آئیننامه مدت مجلس خبرگان را هشت سال در نظر گرفتهاند. اولین دوره انتخابات این مجلس در تاریخ 9/19/61 برگزار شد.
شرایط مهم خبرگان این مجلس به شرح ذیل مىباشد. الف) اشتهار به دیانت و وثوق و شایستگى اخلاقى ب) اجتهاد در حدى که قدرت استنباط بعضى مسائل فقهى را داشته باشد و بتواند ولىفقیه واجد شرایط رهبرى را تشخیص دهد. ج) بینش سیاسى و اجتماعى و آشنایى با مسائل روز. د) معتقدبودن به نظام جمهورى اسلامى ه) نداشتن سوابق سوء سیاسى و اجتماعی. تشکیلات درونى و ساختار سازمانى مجلس خبرگان بدین صورت است که داراى یک هیئت رئیسه، دبیرخانه، چند کمیسیون و یک هیئت تحقیق است. هیئت رئیسه در خود مجلس با اکثریت آراء انتخاب مىشوند و مرکب است از رئیسمجلس، نایب رئیس اول و دوم ومنشى اول و دوم. مجلس خبرگان داراى یک نشست سالانه است که بر اساس ماده 18 آئیننامه داخلى مجلس خبرگان سالى یک بار به مدت دو روز برگزار مىشود. نشست دیگر نشستهاى فوقالعاده است که در شرایط لازم و مقتضى برگزار مىگردد. خبرگان همانطور که سطح اعتلاى فرهنگى و آزادى اندیشه مردم ما را براى جهانیان ترسیم مىسازد، جهتگیرىهاى اعتقادى و اخلاقى این مردم را نیز که در اعتماد به عالمان راستین دین و تبعیت از شخص ولىفقیه ظهور یافته است به عنوان پشتوانه صحت و سلامت آن به همگان معرفى مىکند.
اهمیت دیگر مجلس خبرگان رهبرى در مردمىبودن آن است. اعضاى مجلس خبرگان رهبرى منتخبان مستقیم مردم هستند که نشان از تبلور اراده مردم در شکلگیرى و تداوم این مجلس دارد. یکى از ارکان جمهورى اسلامى حضور مردمى و حمایتهاى آحاد ملت از آن است و نظام این حضور را در قالب جمهوریت تدوین کرده است. این نهاد همچون مجلس شوراى اسلامی، شوراها، ریاست جمهورى نماد مردم سالارى دینى محسوب مىشود. از دیگر موضوعاتى که مجلس خبرگان را اهمیت ویژهاى بخشیده است نظارت مستمر این مجلس بر حفظ و تداوم ویژگىهاى رهبرى است. ویژگىهایى از قبیل شجاعت، عدالت، توانمندى و تشخیص آنها امرى حساس و کاملا تخصصى است که از عهده هر نهاد و شخصیتى برنمىآید. البته لازمه انجام این وظیفه علاوه بر تخصص، پویایى این مجلس است. این مجلس باید همواره در صحنههاى سیاسی- اجتماعى کشور حاضر باشد. بنابراین جایگاه والاى این مجلس در حفظ تداوم و سلامت نظام اسلامى برتر از همه مجالس و مراکز تصمیمگیرى در این نظام است.
نکته دیگرى که در بیان اهمیت مجلس خبرگان رهبرى قابل ذکر است نقش آن در شرایط حساس فقدان رهبرى است. مجلس خبرگان رهبرى از نهادهاى ابتکارى در نظام سیاسى کشور است که براى اولین بار با تدوین قانون اساسى جمهورى اسلامى در حقوق اساسى مطرحشده که در حساسترین لحظات از جمله فقدان رهبرى براى حفظ نظام مفید و کارآمد است. این مجلس قبل از آن از بحران خلاء رهبرى در نظام جلوگیرى مىکند که نمونه بارز آن گزینش حضرت آیتالله خامنهاى پس از رحلت حضرت امام (ره) بود. انتخاب هوشمندانه مقام معظم رهبرى توسط مجلس خبرگان گامى مهم و اساسى در تداوم نظام جمهورى اسلامى و حرکت رو به جلوى آن بود.
از آنجایى که این مجلس و مصوباتش درباره زندگى روزمره مردم نیست و ارتباط تنگاتنگ با آنان ندارد ممکن است این مجلس توسط مردم مورد غفلت واقع شود و چه بسا دچار فراموشى گردد. مردم ما باید بدانند که این مجلس با مجلس شوراى اسلامى و با شوراهاى شهر و روستا متفاوت است و نمىتوان همان انتظارى که از این مجالس هست را از مجلس خبرگان رهبرى داشت. این مجلس یک نهاد ویژه و تخصصى است و به یک شکل خاص عمل مىکند. این ویژگى نه تنها از اهمیت این مجلس نمىکاهد بلکه اهمیت خاصى به آن مىبخشد. در جمهورى اسلامى ایران، رهبرى رکن اساسى و محور اصلى نظام است و این جایگاه رفیع در قانون اساسى به عنوان ضامن عدم انحراف سازمانهاى مختلف از وظایف اصیل اسلامى خود معرفى شده است. حوزه وسیع و سنگین مسئولیتهاى رهبرى و نقش بنیادین آن در سلامت نظام سیاسى ایجاب مىکند که شایستهترین فرد، عهدهدار آن شده و شخص رهبر داراى بالاترین صلاحیتهاى علمی، اخلاقی، سیاسى و از برترین توانایىها برخوردار باشد.
مجلس خبرگان رهبرى از آنجا که این وظیفه خطیر را برعهده دارد، اهمیتى ویژه دارد. توجه به اوضاع و احوال کشور بعد از رحلت حضرت امام (ره) و تعیین رهبرى حضرت آیتالله خامنهاى در کمتر از بیست و چهار ساعت گواه صادقى بر اهمیت و جایگاه خاص مجلس خبرگان در نظام اسلامى است. حضرت امام خمینى (ره) به عنوان معمار انقلاب اسلامى از سالهاى نخستین شکلگیرى این نهاد، به تبیین جایگاه این مجلس و تشویق و ترغیب مردم به حضور در انتخابات خبرگان پرداختند و نیز خبرگان منتخب مردم را به دقت در انجام وظیفه توصیه کردند. امام( ره) در قسمتى از پیامى که به هنگام گشایش اولین دوره مجلس خبرگان ارسال داشتند، فرمودند: “اکنون شما اى فقهاى شوراى خبرگان و اى برگزیدگان ملت ستمدیده در طول تاریخ ستمشاهى و شاهنشاهی، مسئولیتى قبول فرمودید که در راس همه مسئولیتها است و آغاز به کارى کردید که سرنوشت اسلام و ملت رنج دیده و شهید داده و داغدیده در گرو آن است.”