فرید مرجایی
مترجم: علی عبدالمحمدی
«کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا در یک کنفرانس خبری درست پس از بازگشت از اسرائیل هفته گذشته و در پاسخ به یک پرسش درباره تلفات جانی، صدمات انسانی و حجم گسترده ویرانی در لبنان گفت: «این جنگ در لبنان و پیامدهای آن دردهای زایمان خاورمیانه جدید هستند.»
در محافل نو محافظه کاری در واشینگتن بار دیگر صحبت از یک «خاورمیانه جدید» است، منطقه ای که رژیم های عرب طرفدار غرب کنترل اوضاع را در دست داشته و مردمان شان را نیز تحت کنترل خواهند داشت. منتقدان دولت «بوش» این نظریه طرح را که به باور آنها در امتداد خطوطی ترسیم شده است و با منافع و سلطه طلبی آمریکا و اسرائیل در تطابق کامل است تقبیح می کنند. این هفته وزارت خارجه فلسطین اعلام کرد که طرح جدید بر این خیال واهی استوار است که نیروهای سیاسی موجود در منطقه را می توان از بین برد. وزیر اطلاعات لبنان نیز با طرح این پرسش که «چه خاورمیانه جدیدی» گفت طرح های آمریکا برای خلق یک خاورمیانه «اصلاح شده» فقط به مرگ و ویرانی در منطقه انجامیده است. تحلیل و مرور وقایع نشان می دهند که این مفهوم، توهم جدید نومحافظه کاران تیم «بوش» است. اکنون به نظر می رسد که دولت «بوش» در منطقه تضعیف شده و فاقد قدرت لازم برای مانور روی صفحه شطرنج سیاسی است. در نتیجه فرآیندهای دموکراتیک اخیر انتخابات در غزه و لبنان راهبرد آمریکایی اسرائیلی کنترل خاورمیانه با نوعی استیصال مواجه شده است.
اجزای جنگ اسرائیل در لبنان
جنگ اسرائیل در لبنان آشکارا سه جزء متمایز دارد: جنبه نظامی، عملیات روانی برای جلب افکار عمومی پروپاگاندا و پوشش دیپلماتیک. اکنون به نظر می رسد که آمریکا در هر سه این جنبه ها وارد شده است. این برای ناظران بین المللی آشکار است که دولت «بوش» فعالانه از اسرائیل حمایت می کند و آن را به انواع تسلیحات، سوخت و حمایت دیپلماتیک مجهز می کند. اجازه بدهید که مختصرا این سه بعد را دقیق تر بررسی کنیم.
در بعد نظامی، اسرائیل مشغول بمباران زیر ساخت ها و نواحی مسکونی در جنوب لبنان و جنوب بیروت پایتخت است. سیل انبوهی از مردم در حال فرار از تبعات خونین این جنگ هستند و این در شرایطی است که شبکه راه های مواصلاتی قبلا بمباران و تخریب شده اند. پدیده ای به نام آوارگی جمعیت در حال اتفاق افتادن است. حمله ددمنشانه اسرائیل علیه همه مردم لبنان بوده است. چند روز پیش تر، روزنامه «الشرق الاوسط» گزارش داد که 100بمب آمریکایی مخصوص تخریب پناهگاه های زیرزمینی از طریق پایگاه نظامی «الدید» آمریکا در قطر به اسرائیل حمل خواهند شد. گزارش های خبری نشان می دهند که اسرائیلی ها کانال های باز ارتباطی با قطری ها داشته اند. در سال 2002نماینده اعزامی اسرائیل به قطر «یاکوو هاداث» بود که هم اکنون سفیر این رژیم در اردن است.
به علاوه، وزیر امور خارجه بریتانیا «ماگارت بکت» از این که دو هواپیمای نظامی A310 که حامل بمب های ویژه تخریب پناهگاه های زیرزمینی و سایر مهمات نظامی به مقصد اسرائیل بوده اند در فرودگاه پرستویک در اسکاتلند به زمین نشسته اند به دولت «بوش» اعتراض کرد. «بکت» گفت که کاربرد اینچنینی از فرودگاه توسط هواپیماهای نظامی حامل مهمات بدون اطلاع قبلی به انگلستان ناقض رویه های پیشین بوده است.
در بعد دیپلماتیک، زمانی که جامعه بین المللی یکصدا خواستار برقراری یک آتش بس فوری بود، دولت «بوش» مانع از به ثمر نشستن هر ابتکاری در این زمینه شد و قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد را برای آتش بس وتو کرد. با این قبیل اقدامات دولت «بوش» در حال خرید زمان است تا ماشین جنگی پیشرفته اسرائیل بتواند به حملات خود برای تخریب لبنان ادامه دهد. در اصل، دولت آمریکا مشغول فراهم کردن پوشش دیپلماتیک لازم برای حملات سهمگینانه اسرائیلی ها است.
در کنفرانس های خبری اش، «بوش» از اقداماتی می گوید که لبنان و حزب الله باید انجام دهند و حتی شرایطی را برای تسلیم حزب الله فهرست می کند، تو گویی این جنگ از آن خود او است. درست در لحظه ای که بمباران قانا و کشتار زنان و کودکان غیرنظامی در جنوب لبنان اتفاق افتاد، تصویر «رایس» در CNN در حالی به نمایش درآمد که او با نیش باز و در حالی که سرش را به نشانه تائید تکان می داد قویا دست «اولمرت» نخست وزیر اسرائیل را می فشرد و ژست او بیش از هر چیز به تبریک گفتن به یک دوست می مانست. «فواد سنیوره» نخست وزیر لبنان دقیقا به این نکته اشاره می کند، آنجا که می گوید: «آیا جان انسان ها در خاورمیانه با جان انسان ها در سایر کشورها ارزشی همسان دارد این غیر انسانی و تباه کننده است که اتباع غیر نظامی را به این امید واهی که آنها به نوعی حزب الله و حماس را به خاطر تحریک دشمن به ارائه پاسخ ویران کننده مقصر خواهند شناخت بمباران کنیم.» نتیجه حملات ددمنشانه اخیر، بالعکس، اعلام حمایت گسترده اعراب و جهانیان از این گروه های مبارز و افزایش انزجار عموم از اسرائیل و آمریکا بوده است.
قطع امید از یک متحد قدیمی
به لحاظ تاریخی، فرانسه از دو بعد سیاسی و فرهنگی به لبنان متصل بوده است. تقریبا دو سال پیش بود که فرانسوی ها در جریان تصویب قطعنامه 1559سازمان ملل متحد که هدفی به جز تضعیف سوریه و حزب الله نداشت با آمریکایی ها همصدا شدند. در متن آن قطعنامه تلاش شده بود تا نوعی حاکمیت که اصطلاحا می توان به آن حاکمیت از نوع «حریری» نخست وزیر فقید اطلاق کرد در لبنان برقرار شود. نتیجه، افزایش نفوذ آمریکا در لبنان و تضعیف موضع فرانسه بود. کار به جایی رسید که فرانسوی ها در جریان مناقشه اخیر نتوانستند کمک و حمایتی از دوستان لبنانی خود داشته باشند. دیپلماسی فرانسه در مقطع کنونی حتی از مانور دادن در شورای امنیت سازمان ملل برای تدارک یک آتش بس فوری و ایجاد مانع در برابر تداوم خونریزی در لبنان عاجز نشان داده است. «فواد سنیوره» گفته است: «ما مذاکره نخواهیم کرد تا زمانی که اسرائیلی ها به ریختن خون افراد بی گناه پایان دهند». نخست وزیر لبنان افزوده است: «اگر یک آتش بس وجود داشت ما لااقل جان افراد بی گناه را نجات می دادیم. این یک جنایت هولناک است که در لبنان اتفاق می افتد. این یک جنایت علیه بشریت و یک عمل تروریستی است.
«بوش» و «رایس» عزم خود را جزم کرده اند که لبنان و خاورمیانه را تغییر دهند و آنها را تحت سلطه خویش درآورند. اما به نظر نمی رسد که اسرائیل قادر به تحصیل موفقیت های نظامی لازم در میدان جنگ برای پشتیبانی کردن از طرح بوش رایس در سطوح سیاسی و دیپلماتیک باشد. اسرائیل در هر دو جبهه دارد قافیه را می بازد.
پروپاگاندا به عنوان یک سلاح
روابط عمومی و حجم گسترده تبلیغات که از آن تحت عنوان پروپاگاندا نام برده می شود یک جزء مهم هر جنگ است، به ویژه زمانی که سطح ویرانی در دو طرف جنگ متناسب نیست و یک طرف از تلفات بیشتر غیرنظامیان رنج می برد. در مواجهه با چنین مسئله ای فقط یک پروپاگاندا می تواند احساسات ناظران را تخدیر و ترحم اخلاقی آنها را نسبت به طرف مقابل تضییع کند و در نتیجه سکانس عملیات نظامی را منطقی جلوه دهد. هدف اصلی پروپاگاندای جنگی اسرائیل از ابتدا بر این اصل استوار بوده است که حماس و حزب الله را به عنوان «تروریست» معرفی کند. تداوم این جنگ به معنی تلاش برای ایجاد اختلال در روند توسعه سیاسی در لبنان و تکاپو برای انکار هویت واقعی حزب الله به عنوان یک جنبش مقاومت است. پروپاگاندای جنگی اسرائیل تقلا می کند که حزب الله را به شکل یک دیو در اذهان عمومی جا بیندازد و این تشکیلات را یک سازمان وارداتی معرفی کند که از بیرون به مردم لبنان تحمیل شده است. هدف این تبلیغات گسترده، تغییر و تنزل دادن کاراکتر حزب الله و حماس تا حد یک بت افسانه بوده است، ضمن اینکه دائما از طریق رسانه ها تلاش می شود تا خاصه حزب الله در نگاه جهانیان به عنوان یک هویت «تروریستی» مطرح شود و این تلقی غلط به شکل یک «حقیقت» در اذهان عموم جا بیفتد.
با این حال، بسیاری از شخصیت های آکادمیک و خبرگان فن از طریق سخنرانی یا چاپ مقاله مخالفت صریح خویش را با این جنگ تبلیغاتی گسترده اعلام کرده اند. آنها در بیانات خویش به اثبات این امر پرداخته اند که حزب الله جزیی از جامعه لبنان و نماینده قابل اعتماد جامعه شیعیان است و نمی توان آن را با بمباران تاسیسات یا تسخیر نقاط استراتژیک از بین برد. پروفسور «برنارد هیکل» از دانشگاه نیویورک گفته که یک نفر از هر دو نفر شیعه در لبنان با حزب الله است و شیعه بزرگترین نماد جمعیتی در لبنان است. او افزوده است که «شما نمی توانید یک جنبش مردمی را با بمباران هوایی شکست دهید. بمباران نمی تواند ترکیب جمعیتی لبنان را تغییر دهد.» حزب الله جزء و تکه ای از جامعه لبنان است و به عنوان اصلی ترین نماد مقاومت که 18سال با اشغالگری اسرائیلی ها جنگید، این جنبش در قامت یک جزء انکارناپذیر تاریخ معاصر لبنان ظهور کرده است.
«برایان بکر» روزنامه نگار بریتانیایی نیز اخیرا گفته است: «هر دو طرف ارتش دارند، هر دو طرف سلاح دارند. اما اطلاق واژه تروریسم به این منظور است که یک طرف را دیو جلوه دهند و همه جنایات اسرائیل را علیه مردم فلسطین و لبنان توجیه کنند.» وی در ادامه افزوده است که «هر وقت یک عرب در موضع دفاع از خود به طرف مقابل تیر شلیک می کند، غالب رسانه ها او را «تروریست» می نامند. اما اسرائیلی ها آزادند که هر جنایتی را مرتکب شوند.»
توهم باطل
به نظر می رسد که مقامات آمریکایی و اسرائیلی درباره پویایی جامعه لبنان گرفتار توهم شده اند. یکی از این توهمات این است که حزب الله را می توان از ریشه برکند و نابود کرد. پروفسور «جرجس» کارشناس امور خاورمیانه همین چند روز پیش به CNN گفت که «حزب الله یک دندان پوسیده و فاسد نیست که شما بتوانید آن را بکنید و بیرون بیندازید. حزب الله مردم است، حزب الله یک جنبش اجتماعی است. آنها در جامعه لبنان پایگاه محکم سیاسی و اجتماعی دارند.» جنبش هایی از قبیل حزب الله و حماس قادرند خدماتی را به مردم شان ارائه دهند و البته در برابر آنها پاسخگو هستند. این مسئولیت پذیری، جنبه عملگرایانه این جنبش ها است و منبع حیات و استحکام آنها نیز به شمار می رود.
به دلیل پشتوانه مردمی شان، جنبش هایی همچون حماس و حزب الله را به لحاظ استراتژیکی نمی توان از ریشه برکند. حزب الله بیشتر لبنان است. اگرچه حزب الله یک سازمان شیعی است، اما توده های عرب عمدتا به این جنبش به عنوان «تنها نیروی جنگجوی آماده برای ضربه زدن به نظامیان اسرائیلی» احترام فراوانی قائل اند. مسیحیان مارونی به رهبری «میشل عون» یک اتحاد تاکتیکی با حزب الله برقرار کرده اند. از ابتدای حملات اسرائیل، «عون» یکی از سر سخت ترین مدافعان کلامی حزب الله بوده است. «حسن نصرالله» بر ماهیت شیعی گروه تحت فرمان خویش تاکید نمی کند، بلکه دائما از حق لبنانی ها برای دفاع از خود سخن می گوید. در زمینه نظامی، حزب الله بسیار مراقب است که از قوانین و هنجارهای بین المللی تخطی نکند. حزب الله حتی یک اتحاد موثر با حماس و یک تشکیلات سنی وابسته به اخوان المسلمین تشکیل داده است. شیخ «یوسف قرطاوی» چندی پیش طی مصاحبه ای با روزنامه مصری الوفد بر همه مسلمانان واجب دانست که از حزب الله حمایت کنند و خاطرنشان ساخت که شیعه جزیی از امت اسلامی است که سنی ها در بسیاری از اصول با آن موافقت دارند و در برخی موارد خاص که اصطلاحا فروع هستند با آن اختلاف دارند.
شکست یک افسانه قدیمی
در منطقه، ارتش اسرائیل از یک قدرت «موهوم و افسانه ای» برخوردار است اما مقاومت موثر حزب الله توانسته است این «افسانه» را بشکند. حکومت های عرب طرفدار غرب در منطقه که بسیاری از آنها فاسد و ناکارآمد هستند نمی خواهند شاهد باشند که یک جنبش اجتماعی پر شور در صفحه شطرنج سیاسی منطقه ظاهر شده است. اما هرچه هست، تخریب زیر ساخت های لبنان به طرز باور ناپذیری تصویر آمریکا و اسرائیل را در جهان عرب مخدوش کرده است. در حقیقت نفرت عمومی از ایالات متحده در برخی از کشورهای عرب متحد آمریکا از قبیل مصر و اردن به این انجامید که رهبران آن کشورها به اطلاع «کاندولیزا رایس» برسانند که استقبال گرمی از او در این کشورها نخواهد شد و به همین دلیل نیز بود که اجلاس سران برای بررسی آخرین تحولات مربوط به لبنان در رم برگزار شد.
مهم است خاطرنشان کنیم که طبق گزارش های منتشره در چند خبرگزاری و روزنامه مهم شامل آسوشیتدپرس AP، خبرگزاری فرانسه AFP، خبرگزاری بحرین، آسیا تایمز و هندوستان تایمز دستگیری دو سرباز اسرائیلی که بهانه تجاوز نظامی سنگین اخیر به لبنان قرار گرفت در دهکده «ایتا الشعب» در داخل قلمرو سرزمینی لبنان اتفاق افتاد و نه در طرف اسرائیلی مرز. با این حال نسخه رسمی منتشره توسط ستاد مسئول سازمان ملل، این دستگیری ها را در امتداد مرز در داخل اسرائیل اعلام کرده است. بدیهی است که اعضای ستاد مذکور وقت کافی را برای کنترل کردن و مطمئن شدن از چگونگی وقوع این رویداد در اختیار نداشته اند، زیرا تجاوز نظامی اسرائیل در همان روز آغاز شد.
در هر حال آشکار است که مردم لبنان به توانایی حزب الله برای دفاع از خود بیشتر باور دارند تا توانایی ارتش لبنان. بد نیست به خاطر بیاوریم که اسرائیل طی 25سال گذشته حدود 18هزار نفر را در لبنان به خاک و خون کشیده است بدون احتساب آنهایی که طی این یک ماه کشته شدند. پس تهدید اسرائیل برای غیرنظامیان لبنانی قطعا جدی است. نباید فراموش کرد که حکومت اسرائیل پس از دستگیری دو سرباز خود توسط حزب الله حتی لحظه ای را به دیپلماسی، مذاکره یا حتی عکس العمل آرام به وضعیت جدید اختصاص نداد. ارتش اسرائیل بلافاصله یک تهاجم نظامی گسترده را آغاز کرد تا همه لبنان را مجازات کند. «عباس الزین» استاد مهندسی عمران و محیط زیست در استرالیا با درج مقاله ای در نیویورک تایمز خاطرنشان کرد که «این حکومت اسرائیل بود و نه حزب الله و نه دولت یا مردم لبنان، که ترجیح داد این جنگ را در چنین مقیاس گسترده ای آغاز کند.»
سخن از یک فرصت تاریخی
حزب الله حملات موشکی خود را به شمال اسرائیل فقط زمانی آغاز کرد که اسرائیل حملات نظامی گسترده خود را در 13جولای به سراسر قلمرو لبنان آغاز کرده بود. البته سابقه تنش های مرزی بین دو طرف به سال 2000برمی گردد. در آن زمان، اسرائیل به رهبری «ایهود باراک» جنوب لبنان را ترک کرد، اما عمدا از تحویل مزارع شبعا خودداری کرد. از آن به بعد، درگیری در مرز همواره در سطح نسبتا کنترل شده ای وجود داشته است، اما اسرائیلی ها این بار آشکارا رفتار دیگری را پیش گرفتند و عملا بر دامنه جنگ افزودند و آن را به یک مناقشه تمام عیار بین المللی تبدیل کردند. سرعت تحولات در این مرتبه به انضمام برخی اسناد موجود نشان می دهند که اسرائیل از مدت ها قبل برای چنین تجاوز گسترده ای علیه لبنان نقشه می کشیده است. در واقع از همان آغاز، اسرائیل و آمریکا هماهنگی کاملی را از خود به نمایش گذاشته اند. برخی مقامات بلندپایه اسرائیلی نیز رسما بر این نکته صحه گذاشته اند که عملا فرصت بی نظیری برای اسرائیل به دست آمده است تا جنبش مقاومت را در لبنان نابود یا لااقل تضعیف کنند. طبیعی است که آمریکا هم برای دستیابی به منویات خود در رابطه با طرح خاورمیانه بزرگ از تداوم این بحران استقبال می کند. نباید از یاد ببریم که «بوش» فقط دو سال دیگر وقت دارد تا طرح خاورمیانه جدید خود را به پیش براند و برای تحقق آن لازم می داند که همه بذرهای مقاومت را نابود یا لااقل تضعیف کند. برای آمریکایی ها چیزی که بیش از همه اهمیت دارد پیشبرد طرح «خاورمیانه جدید» است و لاغیر.
در مقابل حزب الله طی سالیان اخیر همواره بر نقش خود به عنوان یک نیروی پاسدار مرزهای لبنان تاکید کرده است، نقشی که ارتش لبنان از برعهده گرفتن آن عاجز بوده است. از سوی دیگر، بیشتر دیپلمات ها با توجه به سوابق تاریخی باور نمی کنند که اسرائیل این حملات را با هدف دفاع از خود و آزاد کردن سربازان اسیر شده اش انجام داده باشد.
نتیجه عکس تلاش های اسرائیل
در هر حال روز به روز بر محبوبیت حزب الله نزد توده های جهان عرب افزوده می شود، ضمن اینکه موضع دولت لبنان هم نسبت به روزهای آغازین جنگ به حزب الله گرایش بیشتری پیدا کرده است. فاجعه قانا هم در این بین بر حقانیت جنبش مقاومت صحه گذاشته و آن را به یک اصل پذیرفته شده در برابر تجاوزگری های اسرائیل تبدیل کرده است.
واقعیت جنگ تا حالا این بوده است که دهکده های جنوبی لبنان و همچنین حومه جنوبی بیروت تماما تخریب شده اند. جاده ها، بنادر، پل ها و سایر تاسیسات زیربنایی لبنان توسط اسرائیل هدف قرار گرفته و ویران شده اند. سازمان ملل نسبت به احتمال وقوع یک فاجعه انسانی در منطقه هشدار داده است. مجامع بین المللی یکی پس از دیگری اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل و بمباران و کشتار غیرنظامیان را محکوم می کنند. اما نتایج نظر سنجی ها در داخل لبنان همچنان از وجود حمایت گسترده ملی در سطح همه گروه ها از حزب الله حکایت می کنند. همان طور که بسیاری از نویسندگان و روزنامه نگاران سرشناس عرب طی روزهای اخیر نوشته اند افکار عمومی جهان عرب بیش از هر زمان دیگری به نفع جنبش مقاومت موضع گرفته است. دوقلوهای اصلی مقاومت هم که حزب الله و حماس هستند با تلاش خود عملا اسباب سردرگمی بانیان طرح «خاورمیانه جدید» را فراهم ساخته و همه توان خویش را برای تاسیس یک خاورمیانه جدیدتر به کار بسته اند.