مى گویند در شب قدر مقدرات بندگان اعم از خیر و شر و ولادت و مرگ و خلاصه هر چه تا شب قدر سال آینده با آن مواجه مى شوند، تقدیر و معین مى گردد. اگر چنین باشد، هر کس سرنوشتش تا سال آینده مشخص است. بنابراین، در دایره همین سرنوشت معین حرکت مى کند و اختیارى از خود ندارد؛ زیرا با توجه به سرنوشتى که در شب قدر برایش رقم خورده، حرکت کرده است. بنابراین، زندگى جبر مطلق است؛ مخصوصاً با عنایت به این که شب قدر هر سال تکرار مى شود، انسان از ولادت تا مرگ در سرنوشتى از پیش تعیین شده حرکت مى کند؛ اختیارى از خود ندارد. آیا چنین نیست؟ براى پاسخ به این پرسش اشاره به چند مسأله ضرورت دارد:
معناى قدر و تقدیر چیست؟
قدر در لغت به معناى اندازه و اندازه گیرى است. تقدیر نیز به معناى اندازه گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى قدر عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن؛ به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز قدر نام دارد. یعنى در نظام آفرینش هر چیزى اندازه خاص دارد و هیچ چیز بى حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد، براساس نظم ریاضى تنظیم شده و گذشته و حال و آینده آن با هم ارتباط دارد. استاد مطهرى در تعریف قدر مى فرماید: «... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان... از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانى و زمانى آن ها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»
پس در یک کلام قدر به معناى ویژگى هاى طبیعى و جسمانى چیزها است که شامل اندازه و حدود و طول و عرض و موقعیت هاى مکانى و زمانى آن ها مى شود و موجودات مادى و طبیعى را دربرمى گیرد.
بنابراین، معناى تقدیر الهى این است که در جهان مادى آفریده ها از حیث هستى و آثار و ویژگى هایشان محدوده اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى که علت ها و شرایط آن ها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى و آثار و ویژگى هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب هایى از داخل و خارج اندازه گیرى و قالب گیرى مى شود. این قالب حدود یعنى طول و عرض و شکل و رنگ و موقعیت مکانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى هاى مادى آن به شمار مى آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى یعنى هدایت آن ها به سوى مسیر هستى شان که براى آن ها مقدر گردیده است و در آن قالب گیرى شده اند.
تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است
«اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یکدیگر و این که هر حادثه اى تحتم و قطعیت ضرورى و قطعى خود را و همچنین تقدر و خصوصیات وجود خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است. اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حکمفرما است و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود را و همچنین شکل و خصوصیت زمانى و مکانى و سایر خصوصیات وجود خود را از علل متقدمه خود کسب کرده است و یک پیوند ناگسستنى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»
اما علل موجودات مادى ترکیبى از فاعل و ماده و شرایط و عدم موانع است که هر یک تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها قالب وجودى خاصى را شکل مى دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم موانع کنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى دهد که از آن در متون دینى به فضاى الهى تعبیر مى شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد که عوارض و ویژگى هاى وجودى اش را مى سازد و در متون دینى از آن به قدر الهى تعبیر مى شود. پس این که مى گویند. در شب قدر همه مقدرات تقدیر مى گردد، معنایش آن است که قالب معین و اندازه خاص هر پدیده روشن و اندازه گیرى مى شود. این اندازه گیرى حتمى نیست؛ زیرا در عالم طبیعت رخ مى دهد که جهان تغییر است و شرایط و موانعى خاص دارد. در این عالم، وجود اشیاء تنها در صورتى قطعیت مى یابد که علت تامه شان موجود شود؛ یعنى تمام شرایط موجود و همه موانع مفقود گردد و فاعل نیز تاثیر بخشد.
با توجه به مقدمه فوق، رابطه شب قدر و تعیین سرنوشت بندگان و کردار اختیارى آن ها روشن مى شود. «قدر» یعنى پیوند و شکل گرفتن هر پدیده و هر حادثه با سلسله علل خود و در شب قدر این پیوند دقیقاً اندازه گیرى مى گردد. اولاً، براى امام هر زمان این پیوند معلوم و تفسیر مى شود و ثانیاً، رابطه این پدیده ها با علل خود روشن مى گردد.
خداوند متعال چنان مقدر کرده است که بین اشیاء رابطه اى خاص برقرار باشد؛ مثلاً بین عزت و دفاع از کیان و ذلت و پذیرش ستم رابطه است. هر کس از کیان خود دفاع کند، عزیز مى شود و هر کس تسلیم زور و ستم شود، ذلیل مى گردد. این تقدیر الهى است. یا بین طول عمر و رعایت بهداشت و ترک بعضى گناهان مثل قطع صله رحم و دادن صدقه رابطه برقرار کرده و فرموده است: هر کس طول عمر مى خواهد باید در این قالب قرار گیرد. آن که این شرایط را مهیا کرد، طول عمر مى یابد و آن که در این امور کوتاهى کرد، عمرش کوتاه مى گردد. پس در افعال و کردار اختیارى بین عمل و نتیجه که همان تقدیر الهى است، رابطه مستقیم وجود دارد.
پس این که فرموده اند در شب قدر مقدرات بندگان اعم از مرگ و زندگى و ولادت و زیارت و ... تقدیر مى شود، همگى با حفظ علل و شرایط و عدم موانع است که اختیار یکى از علل و شرایط آن به شمار مى آید. به این دلیل است که سفارش شده آن شب مخصوص را به شب زنده دارى و عبادت و دعا سپرى کنید، تا این عمل در آن شب خاص که از هزار شب برتر است، شرایط نزول فیض الهى را فراهم آورد. چنین نیست که اگر کسى در طول سال کارى انجام داد، این تقدیر را تغییر ندهد؛ زیرا تقدیر تغییرپذیر است و با توجه به مقدمات آن تغییر مى کند. مثلاً معلم کاردان و مجرب به خوبى مى داند کدام یک از دانش آموزانش به دلیل تلاش فردى و استعداد لازم با رتبه بالا قبول مى شود و کدام یک به دلیل تلاش یا استعداد کمتر در حد متوسط نمره مى آورد و کدام یک به دلیل تنبلى تجدید مى شود. علم معلم به دلیل علم او به علت ها است و نفى کننده تلاش دانش آموزانش نیست. در شب قدر همه کردار اختیارى انسان با وصف اختیارى بودن مقدور و اندازه گیرى و قالب بندى مى شود. خدا، عالم را به علت ها و براساس نظم ساخته، اشیاى این جهان را برنامه ریزى مى کند و اختیار یکى از مبادى این جهان مادى است.