محسن شمشیری: موضوعاتی نظیر افزایش تعداد جمعیت و کافی نبودن دو فرزند برای هر خانوار و ایجاد شرایطی برای تولد بیش از دو بچه در هر خانواده، تحلیلهایی تکعاملی هستند که بدون توجه به سایر ابعاد، انفجار جمعیت و کنش و واکنش مسایل دیگر کشور مطرح میشود.
غلامعلی فرجادی کارشناس بازار کار و تحلیلگر مسایل جمعیت، با اعلام این مطلب گفت: «از آنجا که قاعدهء هرم جمعیتی بزرگ شده و تعداد پدر و مادرهایی که در 10 تا 20 سال آینده، فرزند به دنیا میآورند به شدت رو به افزایش است،در نتیجه جمعیت کشور افزایش قابل ملاحظهای خواهد یافت. حتی اگر هر خانوار دو فرزند داشته باشد، با نسل جوانی که در سالهای اول بعد از انقلاب و دهه ء60 در اثر رشد شدید جمعیت به دنیا آمدهاند و در دههء 138001390 وارد بازار کار میشوند و خانواده تشکیل میدهند، میتوان انتظار داشت که جمعیت با رشد فزایندهء دیگری مانند سالهای دههء 1360 مواجه شود.»
این استاد مؤسسهء عالی آموزش، مدیریت و برنامهریزی در توسعه افزود: «تحلیل افرادی که موضوع تعداد بیش از دو بچه در هر خانواده را مطرح میکنند شاید به خاطر کم شدن جمعیت مدارس ابتدایی و راهنمایی باشد، اما باید توجه داشته باشند که در سالهای آینده با موج تازهای از متولدین دههء 1380 و 1390 مواجه خواهیم شد.
زیرا سالی 800 هزار نفر از کسانی که در دههء 1360 متولد شدهاند وارد بازار کار شده، خانواده تشکیل میدهند و صاحب فرزند خواهند شد. بنابراین همین جوانان متولد دههء 60 رشد جمعیت را با تولد فرزندان خود با افزایش چشمگیری مواجه خواهند ساخت و قاعدهء هرم جمعیتی را به شدت گسترش خواهند داد.»
این کارشناس بازار کار ایران ادامه داد: «در حالی که در سالهای 70 تا 75 سالی 500 هزار نفر وارد بازار کار میشدند به خاطر فشار حاصل از میزان رشد جمعیت دههء 60 در سالهای 75585 سالی 800 هزار نفر وارد بازار شدهاند هم اکنون با 24 میلیون نفر جمعیت فعال کشور 5/3 میلیون نفر بیکار داریم که اگر قرار باشد در 20 سال آینده با رشد بیشتر جمعیت و نیروی کار مواجه شویم فشار سنگینی را بر دوش دولت و مردم تحمیل خواهد کرد اگر الان دچار اشتباه علمی و فنی در این باره شویم در سالهای دههء 1400 میراث نامناسبی را برای نسل آینده و فشار سنگینی را بر دولت و ملت در آن سالها تحمیل خواهیم کرد.»
وی تصریح کرد: «دولت در دههء 1360 به هشدار جمعیتشناسان توجه نکرد و حال دولت و مردم با فشار سالانه 800 هزار نیروی کار تازه و ضرورت سرمایهگذاری برای مسکن، ازدواج، آموزش، اشتغال و ... برای تامین نیازهای جمعیت جوان کشور مواجه است. حال نیز کارشناسان هشدار میدهند که در صورت افزایش جمعیت بدون ملاحظات علمی و کارشناسی، فشار بر دولت و مردم، کسری بودجه دولت، مشکلات آموزشی، ایجاد اشتغال و ... افزایش خواهد یافت و موضوعاتی مانند فقر، حاشیهنشینی و گرفتارهای اجتماعی جوانان گسترش خواهد یافت.»
وی افزود: «جمعیت کشور در اوایل انقلاب 33 میلیون نفر بود که با رشد جمعیت در دههء 60 اکنون به دو برابر افزایش یافته است. تنها در فاصله دو سرشماری 75 و 1365 متوجه رشد 50 درصدی جمعیت شدیم که مسوولان را به فکر بازنگری و تنظیم خانواده انداخت،اما تا سالها مشکلات آموزشی، اجتماعی، مسکن، بیکاری و ... همچنان باقی است.»
وی با اشاره به تجربهء کشورهای تازه صنعتی شده در رشد اقتصادی و کنترل جمعیت گفت: «تمام کشورهای تازه صنعتی در 30 سال گذشته همزمان با برنامهریزی توسعه، به کنترل جمعیت پرداختهاند. حتی سوسیالیستهایی که معتقد بودند کنترل جمعیت فریب _غربیها است که به تجربه دریافتهاند که باید جمعیت را کنترل کنند تا توسعه پیدا کنند. زیرا افزایش جمعیت هزینهها را بیشتر کرده، درآمد سرانه کم میشود، سرمایهگذاری سرانه را کاهش می دهد و کسری بودجهء دولتها را بالا میبرد. در نتیجه کشورهایی مانند چین و روسیه نیز کنترل جمعیت را به شدت رعایت کردند.»
رشد جمعیت بازدارنده قدرتها نیست
فرجادی با تاکید بر این نکته که رشد جمعیت عاملی بازدارنده در مقابل قدرتها نیست، گفت: «در 20 تا 30 سال گذشته که چین و هند جمعیت بیش از یک میلیارد نفر و نزدیک به 800 میلیون نفر داشتند، نتوانستند با تکیه بر جمعیت خود صاحب صدا و قدرت در جهان باشند اما اکنون که چین به آزادیهای اقتصادی و نسبی سیاسی و برونگرایی و جهانی شدن پرداخته و جمعیت خود را کنترل میکند و با رشد اقتصادی 10 درصدی و افزایش درآمد سرانه و کیفیت زندگی مواجه است و به همین خاطر با رشد علمی، تکنولوژی، صدور کالا و ... همراه است، صاحب قدرت مذاکره و رقابت اقتصادی شده است نه به خاطر رشد جمعیت بالا.»
وی افزود: «اگر جمعیت عامل بازدارنده است چرا قدرت کشور مسلمان اندونزی با 250 میلیون نفر جمعیت از قدرت کشور مسلمان مالزی با 25 میلیون نفر جمعیت کمتر است؟ زیرا علم و تکنولوژی و اقتصاد حرف اول و عامل قدرت است نه جمعیت.» وی تصریح کرد: «با توجه به نرخ جمعیت، هیچ کشوری اعلام جنگ نداده است و بنگلادش، پاکستان، هند و چین با جمعیت زیاد خودکاری از پیش نبردهاند. بلکه با قدرت اقتصادی باید حرف خود را بزنند.»
این استاد موسسهء عالی آموزش و مدیریت و برنامهریزی در توسعه گفت: «ما بیش از آنکه به رشد کمی جمعیت توجه کنیم و کم شدن جمعیت مدارس ابتدایی و راهنمایی را ملاک قرار دهیم، باید به مشکلات کیفی آموزشی و اجتماعی جوانان توجه کنیم. اگر بهرهوری و آموزش و کیفیت ملاک توجه قرار بگیرد، رشد اقتصادی و درآمد سرانه و سطح رفاه مردم بهتر میشود.»وی افزود: «با وجودی که هدف برنامهء چهارم رشد هشت درصدی اقتصاد بود اما رشد اقتصادی به پنج درصد در سال گذشته و 5/5 درصد در سال جاری محدود شد که دلیل آن پایین بودن بهرهوری در کشور است.
در این شرایط رشد جمعیت تنها به معنای فشار شدید بر دولت و مردم خواهد بود و گرفتاریهای اجتماعی را بیشتر خواهد کرد و به معنای نادیده گرفتن مشکلات آینده است.»
وی تصریح کرد: «در شرایطی که جمعیت به طور اتوماتیک افزایش شدید خواهد یافت و جوانانی که در دههء 1360 متولد شدهاند، قاعدهء هرم جمعیتی را بزرگتر خواهند کرد و به عنوان پدر و مادرهای آینده صاحب فرزند خواهند شد، نیازی به چهار بچه در هر خانواده نیست. همین بزرگ شدن قاعدهء هرم جمعیت به شدت تعداد فرزندان جدید را افزایش خواهد داد.»
وی افزود: «اگرچه نرخ سوادآموزی بالا رفته اما از نظر کیفی مشکلات بیشماری را ایجاد کرده که در آینده لازم است سرمایهگذاریها را افزایش دهیم.»