مریم حسینخواه: اگر از اعضای سازمانهای غیردولتی بخواهید مهمترین موانع پیش رویشان را نام ببرند، بسیاری از آنها کمبود منابع مالی را جزو اولین و مهمترین موانعشان عنوان میکنند.
سازمانهای غیردولتی، غیرانتفاعی هستند و برای اعضایشان منفعت مالی ندارند. اما با این وجود پول و چگونگی تامین هزینهها نقش انکارناپذیری در پیشرفت فعالیت این سازمانها دارند.
تجهیز منابع چیست؟
سازمانهای غیردولتی برای آنکه بتوانند منابع سازمانیشان را برای پروژهها و طرحهایی که دارند تامین کنند باید از روشی به نام تجهیز منابع استفاده کنند. بسیاری از طرحهای سازمانهای غیردولتی به علت آشنا نبودن با روشهای تامین و تجهیز منابع با شکست مواجه شدهاند و این مساله حتی پایداری سازمانهای غیردولتی را با مشکل مواجه کرده است.
در ایران اغلب سازمانهای غیردولتی (حتی سازمانهای غیردولتی مدرن) از روشهای صحیح و کارآمد تجهیز منابع اطلاعی ندارند و هنوز برای تامین هزینهء فعالیتشان از راهکارهای سنتی استفاده میکنند. این در حالی است که اکنون تجهیز منابع برای سازمانهای غیردولتی تخصصی است که در سازمانهای بینالمللی به آن بسیار توجه میشود و حتی در چند دانشگاه معتبر دنیا تدریس میشود.
منابع مالی سازمانهای غیردولتی چطور تامین میشود؟
در کـشـورهـای در حـال تـوسعـه، «کمکهای بنیادهای بینالمللی و بنیادهای داخـلــی»، «کمـکهـای کشـورهـای توسعهیافته از طریق سفارتخانهها و سـازمـانهـای عمران آن کشورها»، «کمکهای سازمان ملل»، «کمکهای دولــت»، «کمـکهـای شـرکـتهـای خصوصی و شرکتهای بینالمللی و چندملیتی» و «کمکهای مردمی» از جمله منابع مالی سازمانهای غیردولتی هستند.
کمکهای بینالمللی
در ایران اما این الگو تا اندازهای متفاوت است، با وجود عمومیت داشتن کمک بـنیـادهای بینالمللی به سازمانهای غیردولتی در نقاط مختلف جهان، این کمکها در ایران هنوز با سوءظن و بدبینی همراه است و آییننامههای مربوط به فعالیت سازمانهای غیردولتی همواره بیشترین سختگیری را در این حوزه اعمال کردهاند.
فـارغ از نگـاه قـانـون، بسیـاری از سـازمـانهـای غیـردولتـی - بـه ویـژه سازمانهای غیردولتی شهرستانی - هنوز از روشهای ارتباطگیری با این بنیادهای بینالمللی آگاهی ندارند و استفاده از منابع مالی بینالمللی در انحصار تعداد محدودی از سازمانهای غیردولتی قرار گرفته است.
این در حالی است که به گفتهء «سوسن طهماسبی»، از فعالان جامعهء مدنی، بنیادهای بینالمللی و سازمانهای عمران کشورهای توسعهیافته که قبلاً کمکهایشان به کشورهای در حال توسعه را از طریق سازمان ملل به این کشورها میرساندند، اکـنـون ایـن کمـکهـا را مستقیماً به سازمانهای غیردولتی ارایه میکنند و استفاده نکردن از این کمکها میتواند لطمهء بزرگی به فعالیتهای توسعهای در ایران وارد کند.
در رابطه با کمکهای سازمان ملل نیز اوضاع تقریباً به همین منوال است. در تمام کشورهای جهان، سازمان ملل یک منبع مالی ارزشمند برای سازمانهای غیردولتی به شمار میآید.
در ایـران امـا، تعداد محدودی از سازمانهای غیردولتی از این منبع ارزشمند اسـتفـاده مـیکنند. از یک سو اغلب سازمانهای غیردولتی از ساز و کارهای همکاری با سازمان ملل اطلاعی ندارند و از سوی دیگر اطلاعرسانی در ارتباط با پروژهها و برنامههای سازمان ملل ضعیف است و همهء اعضای جامعهء مدنی ایران در جریان این برنامهها قرار ندارند.
بـه گونهای که براساس نیازسنجی آموزشی که موسسهء کنشگران با توزیع 200 پرسشنامه و مصاحبهء حضوری با مدیران 30 تشکل غیردولتی انجام داده است، تعداد کمی از تشکلها از امکان ایجاد ارتباط با آژانسهای بینالمللی برای کمک به اجرای پروژهها آگاه بودند و بسیاری از کمکهای گرفته شده از آژانسها نیز اغلب برای برنامههای کوتاهمدت بوده است.*
کمکهای دولتی
کمکهای دولتی یکی دیگر از راههای تامین منابع مالی سازمانهای غیردولتی در سراسر دنیاست. اعضای سازمانهای غیردولتی شهروندانی هستند که مالیات میدهند و دولت وظیفه دارد از فعالیتهای داوطلبانه و خیرخواهانهء آنها حمایت کند.
بـرخـی از این کمکها به صورت کـمـکهای بلاعوض برای تاسیس و راهاندازی است و برخی دیگر به صورت اجرای پروژههای مشترک بین دولت و سازمانهای غیردولتی است. پروژههای مشترکی که در راستای اهداف سازمانهای غیردولتی و واگذاری برخی مسئولیتها و وظایف دولت به نهادهای مدنی به آنها محول میشود و بخشی از منابع مالی سازمانهای غیردولتی را تامین میکند.
اما کمکهای دولتی نیز در ایران مشکلات خاص خودش را دارد. برخی از سازمانهای غیردولتی از بیم از دست دادن استقلالشان هیچگونه رابطهء مالی با دولت ندارند و برخی دیگر انتظار دارند بخش عمدهء هزینههایشان - از مکان فعالیت انجمن گرفته تا هزینههای جاری - از سوی دولت تامین شود.
عملکرد دستگاههای دولتی مرتبط با سازمانهای غیردولتی در این واکنشها بیتاثیر نبوده است. از طرفی کمکهای بدون برنامه و عجولانهء دستگاههای دولتی به سازمانهای غیردولتی نوپا که هنوز در مراحل اولیهء تاسیس بودند، آنها را به نوعی جیرهخوار دولت کرده و این شبهه را پیش آورده که سازمانهای غیردولتی بدون کمکهای دولت نمیتوانند فعالیت کنند.
از طرف دیگر روشهای مداخلهگرانهء بـرخی دولتیها در امور سازمانهای غیردولتی و کمکمالی به شرط پذیرفتن و اجرای برنامههایی که با رسالت سازمانهای غیردولتی همخوانی ندارد، تعدادی از سازمانهای غیردولتی را از هرگونه همکاری مشترک با دولت گریزان کرده است. این دسته از سازمانهای غیردولتی ترجیح میدهند از منابع در دسترس و سهلالوصول دولـتـی چشمپوشی کنند و در عوض استقلالشان را حفظ کنند.
سهراب رزاقی، استاد دانشگاه و مدیر موسسهء کنشگران داوطلب، اما از منظری دیگر به ماجرا نگاه میکند. به اعتقاد او: «مهم نیست که یک سازمان از کدام منبع مالی تغذیه میکند مهم این است که آنان بتوانند در این مناسبات استقلال خود را حفظ کنند اگر سازمانهای غیردولتی دارای استراتژی باشند میتوانند از همهء منابع موجود استفاده کنند و استقلالشان را حفظ کنند اما اگر فاقد استراتژی باشند خطری که وجود دارد این است که دنبالهروی استراتژیک کمکدهندگان شوند.»
البته نباید فراموش کرد که در بسیاری از مواقع این کمکهای دولتی چنان که، مدیر یکی از سازمانهای غیردولتی اشاره میکند، فقط به سازمانهای غیردولتی تعلق میگیرد که با اهداف دولتیها همخوانی داشته باشند.
او میگوید: « سازمانهای غیردولتی باید نگاه انتقادی به مسایل داشته باشند، اما اگر قرار باشد این نگاه را در فعالیتهایمان حفظ کنیم کمکهای دولتی به ما تعلق نمیگیرد و حتی امکان استفاده از اماکن عمومی و سالنهایی که به برنامههای تشکلها اختصاص دارد نیز از ما دریغ میشود.»
به گفتهءاین فعال اجتماعی دولت میخواهد سازمانهای غیردولتی را به بازوی اجراییاش تبدیل کند و اگر احساس کند خـواستـهها و مطالبات سازمانهای غیردولتی با اهداف او همخوانی ندارد، فوراً کمکهایش را قطع میکند.
بخش خصوصی
بخش خصوصی یکی دیگر از منابع مالی است که در برخی از جوامع بنا به مسوولیت اجتماعی اقدام به سرمایهگذاری اجتماعی کرده و به سازمانهای غیردولتی کمک مالی میکند.
در کشورهای توسعهیافته، موسسههای بازرگانی و شرکتهای تجاری خود را ملزم به مشارکت در امور اجتماعی میدانند. برخی شرکتها با راهاندازی انجمنهای خیریه به این وظیفهشان عمل میکنند و برخی دیگر با کمککردن به سازمانهای غیردولتی. استفاده از تخفیفهای مالیاتی نیز پاداشی است که دولتها در قبال کمک به بخش غیردولتی، به بخش خصوصی میکنند.
کمکهای مالی بخش خصوصی به جامعهء مدنی، علاوه بر اینکه میتواند در جهت توسعهء کشور و عمل کردن به مسوولیت اجتماعی این شرکتها باشد، میتواند گام موثری برای مستقل شدن سازمانهای غیردولتی از دولت باشد و به ایجاد یک جامعهء مدنی واقعی کمک کند. در ایران اما این نوع حمایتها هنوز رواج نیافته است. نه بخش خصوصی به تاثیر این کمکها واقف است و نه سازمانهای غیردولتی در پی ارتباطگیری با این بخش هستند.
کمکهای محدود موجود نیز بیشتر از آنکه براساس ساز و کار معینی باشد بـراسـاس روابـط و علایق خصوصی کمکدهندگان و کمکگیرندگان است.
کمکهای مردمی
سنتیترین روشی که انجمنهای ایرانی برای تامین منابع مالیشان داشتهاند، «کمکهای مردمی» بوده است. اعضای انجمنهای خیریهء ایرانی که قدمتی طولانی دارند با اختصاص دادن بخشی از درآمد خود به فعالیتهای انجمن و جمعآوری کمکهای سایر افراد برنامههایشان را پیش میبردهاند. اکنون نیز بسیاری از انجمنهای خیریه از همین روش استفاده میکنند. از انجمنهای کوچک که در محافل خصوصی و مهمانیهایشان برای تهیهء جهیزیه و کمک خرجی ایتام پول جمع میکنند گرفته، تا تشکلهایی مثل انجمن حمایت از کودکان سرطانی «محک» که با گذاشتن صندوقهای اعانه در نقاط مختلف شهر (کـتـابفروشیها، مغازهها، مدارس، شرکتها و حتی خانهها) بخش عمدهای از هزینههایشان را تامین میکنند.
این روشها اما برای سازمانهای غیردولتی مدرن کمتر جواب میدهد، چرا که برخلاف خیریهها، اهداف سازمانهای غیردولتی که به امور توسعهای یا حوزههایی همچون حقوق زنان، محیط زیست و اهداف توسعهء هزاره میپردازند برای مردم ملموس نیست.
با این وجود اما تجربه نشان داده هرگاه اهداف سازمان به صورت شفاف و روشن برای مردم توضیح داده شود، سازمانهای غیردولتی نیز میتوانند درست به اندازهء انجمنهای خیریه در جذب کمکهای مردمی موفق باشند.
راهاندازی کتابخانهء صدیقه دولتآبادی از سوی مرکز فرهنگی زنان، یکی از این تجربههای موفق است. به گفتهء «طلعت تقینیا»، عضو مرکز فرهنگی زنان، تمامی هزینههای این کتابخانه از محل کمکهای مردمی تامین شده و حتی یک ریال از دولت، سازمان ملل و نهادهای بینالمللی گرفته نشده است.
این پروسه البته بیشتر از دو سال به طول انجامید، اما در نهایت همهء مایحتاج کتابخانه از تک تک کتابها گرفته تا میز و صندلی و حتی مکان کتابخانه از محل کمکهای مردمی تامین شد. از کمکهای 500 تومانی گرفته تا کمکهای چند میلیونی.
تقینیا بخشی از اعتماد مردم به این کـتـابخـانه را به خاطر شفافیت مالی ادارهکنندگان آن میداند: «اسامی همهء حمایتکنندگان مالی روی سقف کتابخانه چسبانده شده است و هر سال در سالگرد کتابخانه اسامی کمککنندگان و مبالغ اهداییشان منتشر میشود و در روی سایت مرکز هم قرار میگیرد.»
او میگوید: «حتی مکان کتابخانه هم به این شیوهء مشارکتی تامین شد و سند ملک به نام 20 نفری که برای خرید آن کمک مالی کرده بودند، زده شد.»
داشتن ابتکار و خلاقیت نیز از جمله راهکارهایی است که میتواند کمکهای مردم را به سمت سازمانهای غیردولتی روانه کند. به عنوان مثال جبههء سبز ایران که یک سازمان غیردولتی فعال در حوزهء محیط زیست است، هزینههای خود را از طریق فروش کالاهای تولیدی مثل: کلاه، تیشرت، کارت پستالهای دست ساز و مدال، برپایی بازارهای سبز، برگزاری کنسرت موسیقی، برگزاری تئاتر به نفع جبههء سبز، جمعآوری کمک مالی از علاقهمندان، اجرای پروژههای پژوهشی و اجرای برنامههای آموزشی تامین میکند.
فـروش کـالاهای تولیدی-تبلیغاتی سازمانهای غیردولتی نیز یکی از روشهای متداول در کشورهای دیگر است. روشی که هم به تامین منابع مالی کمک میکند و هم تبلیغی برای اهداف سازمان به شمار میآید. در ایران اما این شیوهها هنوز فانتزی به شمار میآیند و تعداد کمی از سازمانهای غیردولتی از آن استفاده میکنند.
یک نمونهء موفق این شیوه تیشرتهایی است که انجمن هستیا اندیش چندی پیش با چاپ آدرس سایت انجمن، تولید کرد. تیشرتهایی که البته هنوز تعدادی از آن به فروش نرفته است اما مسلماً میتواند ایدهای برای دیگر سازمانها باشد. ایدهای که با یک تیر دو هدف را نشانه میرود.
شیوهء معمول دیگر در ادارهء سازمانهای غیردولتی، حق عضویت اعضاست. شیوهای که البته در همهء سازمانهای غیردولتی ایران رواج دارد اما مبلغ آن، آن قدر اندک است که در بیشتر موارد تنها بخش خیلی کوچکی از منابع مالی سازمانهای غیردولتی را تامین میکند.
بنابر نتایج نیازسنجی آموزشی موسسهء کـنشگران در حال حاضر کمکهای غیرمالی همچون در اختیار گذاشتن زمین و محل فعالیت از طریق لابی با دولت و یا همکاری خیرین. کمک تجار، بخش خصوصی و ایرانیان مقیم خارج از کشور از جـملـه راههای تامین منابع مالی در سازمانهای غیردولتی است.
این روشها اما در اغلب موارد پاسخگوی نیازهای یک سازمان غیردولتی فعال، مستقل و پایدار نیست و فعالان نهادهای مدنی ایران همچنان با انواع و اقسام مشکلات مربوط به تامین و مدیریت منابع مالی دست و پنجه نرم میکنند. چرا که روشهای تامین منابع مالی و مهمتر از آن مدیریت منابع مالی مهارتی است که باید در خلال کارگاههای آموزشی تئوری و عملی آموخته شود و همواره با بررسی شرایط موجود جامعه، ابتکارات و خلاقیتهای جدیدی برای موفقیتآمیز بودن آن پیریزی شود.
کارشناسان این حوزه، توانمندسازی سازمانهای غیردولتی در زمینهء چگونگی تجهیز منابع مالی، تعیین برنامههای بلندمدت سازمانهای غیردولتی، توانایی تعریف پروژه و ارایهء آن به اهداکنندگان، مدیریت مالی شفاف و ارایهء گزارش مالی سالانه، ارتباطگیری با اهداکنندگان و اطلاع از چگونگی اجرای پروژههای مشترک را به عنوان راهکارهای مفید برای تامین منابع مالی در سازمانهای غیردولتی پیشنهاد میکنند. با این وجود اما هر سازمان غیردولتی باید با توجه به شیوهء فعالیت خود و بررسی علایق مخاطبان و اهداکنندگانش روشهـای جـدیدی برای آن موضوع پیشبینی کند.