تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۴  ، 
کد خبر : ۸۹۹۲۸
مرتضی حاجی، وزیر سابق آموزش و پرورش:

کمی محافظه‌کاری کردم

نرگس جودکی اشاره: سوالم را کلمه به کلمه برای خودش تکرار می‌کند: «عملکردی که از آن پشیمان باشم به یاد می‌آورم؟» و جواب می‌دهد: «یادم نمی‌آید، نه، نداشتم. ولی کارهایی باید انجام می‌شد که با یک مقدار محافظه‌کاری انجام ندادم.» مرتضی حاجی زود تلفنش را جواب می‌دهد و قرار مصاحبه گذاشته می‌شود. وزیر جدید آموزش و پرورش با گذشت هشت ماه از تصدی این پست، نشستی با خبرنگاران نداشته است. شاید اگر حاجی هم، هنوز در مقام وزارت بود، به این راحتی نمی‌‌شد، ساعتی را با او به گفت‌وگو نشست و از شکل‌گیری مدارس غیرانتفاعی تا تلفیق و تفکیک معاونت پرورشی، کمبود و مازاد نیروی انسانی، حق‌التدریس‌ها و نیمکت کلاس چهارم ابتدایی‌اش شنید. این عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی، کارشناس ارشد مدیریت دولتی است. پیش از انقلاب دبیر آموزش و پـرورش بـوده و پس از آن مشاغل و مسوولیت‌های متنوعی داشته چون: مدیر مدرسه، فرماندهء سپاه بابل، استاندار مازندران، معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرعامل سازمان قند و شکر، وزیر تعاون و وزیر آموزش و پرورش. حاجی اکنون در 58 سالگی با بیش از 34 سال سابقه بازنشسته است و به عنوان رییس هیات امنای دانشکدهء علوم و فنون مازندران اتاقی ساده دارد در ساختمان شرکت‌تعاونی مرکز مدیریت و توسعهء ایران در خیابان خرمشهر.

*فلسفهء شکل‌گیری مدارس غیرانتفاعی چه بود؟
**آموزش و پرورش مثل همهء حوزه‌های دیگر نیاز به سرمایه‌گذاری داشت. قبلائ تصور می‌شد که سرمایه‌گذاری که توسط دولت می‌شود برای آموزش و پرورش کفایت می‌کند و نیاز به سرمایه‌گذاری بخش غیردولتی نیست. ولی در عمل با افزایش جمعیت در 12 سال گذشته و تحت پوشش قرار گرفتن دانش‌آموزان در مناطق سراسر کشور، مشخص شد که سرمایه‌گذاری دولتی کافی نیست. در برخی مناطق روستایی گاه کلاس با پنج، شش دانش‌آموز تشکیل می‌شود و معلوم است که سرانهء دانش‌آموزی که صرف این دانش‌آموزان می‌شود چند برابر دانش‌آموز شـهری است یا مثلائ هزینهء آموزش دانش‌آموزان ایرانی در خارج از کشور چند برابر دانش‌آموزان داخلی است، به علاوه تربیت نیروی انسانی کارآمد برای جامعه مستلزم بـرخورداری از یک آموزش قدرتمند، توانا و برخورداری از تـجهیزات، نیروی مناسب آموزشی و کمک آموزشی و معلمان با انگیزه است.
*ولی با شکل‌گیری مدارس غیرانتفاعی هم کسری بودجهء همیشگی آموزش و پرورش برطرف نشد.
**بله اگر به پروندهء این وزارتخانه نگاه کنید، حتی در سال‌های قبل از انقلاب که محدودهء ارایهء خدمات محدود بود و روستاها هنوز مدرسه نداشتند هم آموزش و پرورش از مشکل کمبود بودجه رنج مـی‌بـرد. پـس بـایـد راه‌هایی برای سرمایه‌گذاری بخش غیردولتی باز شود. راه‌هایی هم تجربه شده است مثل طرح جهاد مدرسه‌سازی که دیدیم با تلاش خیرین رشد مدرسه‌سازی خوب به پیش رفت.
*و باز هم دولت همواره به تعهد 50 درصدی در قبال خیرین عمل نمی‌کند.
**بله، باز هم دولت نتوانست ولی به هر حال این هم کفایت نمی‌کرد. بچه‌های زیادی باید در مدارس شبانه‌روزی درس بخوانند. (به خصوص در مقطع راهنمایی و دبیرستان و در رشته‌های خاص) اگر بخواهیم عدالت آموزشی برقرار کنیم، نمی‌توانیم بگوییم کسانی که می‌خواهند درس بخوانند باید به شهر بیایند، چرا که در صورت آمدن هم هزینهء زیادی را متحمل می‌شوند.
تاسیس مدارس شبانه‌روزی برای تحقق اصل 30 قانون اساسی یعنی آموزش رایگان برای همه شکل گرفت. در هر صورت آموزش و پرورش دو راه بیش‌تر نداشت. یا باید در حد چند اتاق و یک معلم کلاس را تشکیل بدهد که در این صورت بودجه زیاد هم می‌آمد ولی نیروی خلاق و مبتکری در حاصل نداشت و یا این که راه را باز کند که بخش‌های دیگر هم وارد میدان شوند.
*پس این مدارس به منظور کیفیت بخشی به امر آموزش شکل گرفتند، ولی چندان رضایتی از کیفیت در این مدارس وجود ندارد؟
**این طور نیست. اولائ مدارس با هم فرق می‌کنند. ضمن این که با تاسیس مدارس غیرانتفاعی در بخشی از هزینه‌های بخش دولتی صرفه‌جویی و این جمعیت یک میلیونی غیرانتفاعی از حوزهء مخارج دولتی خارج شد و این امکان پرداختن به مدارس دولتی و در نتیجه کیفیت بهتر را بیش‌تر کرد. با تشکیل این مدارس انگیزه برای سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش ایجاد شد و از طرفی مردم قدرت انتخاب پیدا کردند. در قانون هم همان طور که آموزش رایگان برای همه عنوان شده، منعی وجود ندارد که اگر والدین خواستند هزینه کنند و فرزندانشان را در مدارس دولتی یا غـیرانتفاعی ثبت‌نام کنند. مدارس غیرانتفاعی کارشان را خوب شروع کردند با شناختی هم که از امکانات دارم چاره‌ای جز این برای ورود سرمایهء غیردولتی نبود. حتی در دوران وزارتم پیشنهادی دادم که از سرنوشت آن اطلاع درستی ندارم. با این طرح در کنار مدارس دولتی و غیرانتفاعی، مدارس خیریه را هم داشتیم و مدارسی که با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی به صورت انتفاعی تاسیس می‌شد.
*به نظر می‌رسد آموزش و پرورش در مورد ورود بخش خصوصی به این حوزه چندان خوش‌بین نیست یا حتی از آن واهمه دارد؟
**متاسفانه همین طور است. یک مقدار محافظه‌کاری در این زمینه هست. در مورد مدارس غیرانتفاعی هم بیش‌تر به مسایل فرعی و حواشی این مدارس پرداخته می‌شود. اگر این وقت را صرف مسایل کیفی یا آموزشی و رعایت استاندارد کنیم، نتیجهء بهتری به دست می‌آید، تا این که به موضوع شهریه کم‌تر. بازار عرضه و تقاضا در اختیار والدین هست و می‌توانند با توجه به پولی که هزینه می‌کنند موسسه و خدمات مورد نظر را انتخاب کنند. لازم نیست دولت خودش را درگیر این بحث کند.
*آیا در زمان تدوین قوانین این مدارس، سقفی برای شهریه در نظر گرفته نشد؟ امسال هم مطابق هر سال تعداد زیادی از والدین به شهریه‌های کلان بعضی مدارس معترض بودند.
**قانون می‌گوید هر مدرسه‌ای باید آنالیز هزینه‌هایش را در آورد. مثلائ هزینهء اجاره ساختمان و کادر آموزشی و دفتری و کلاس‌های فوق‌العاده را برای یکسال تحصیلی برآورد کرده و این رقم را بر تعداد دانش‌آموزان تقسیم کند و سرانهء هر نفر را به دست آورد. این عدد به منطقه اعلام می‌شود و منطقه بر این اساس تعیین می‌کند که این هزینه‌ها واقعیت‌دارد یا خیر. به همین دلیل هزینهء مدارس مشابه در مناطق مختلف تهران متفاوت است. برای پایین آوردن هزینهء مدارس دولت می‌تواند ساختمان مدارس دولتی را در نوبت‌هایی که بلااستفاده است در اختیار مدارس غیرانتفاعی قرار دهد. در این صورت به خاطر گران بودن زمین در تـهران، رقم کلانی در سهم شهریهء دانش‌آموزان نخواهیم داشت.
این راه در قانون هم گفته شده ولی برخی از این محافظه‌کاری‌ها در مواجهه با این مدارس جلوی اجرای این قوانین را می‌گیرد.
*آیا اولویت بسیجیان و افراد حوزوی برای گرفتن مجوز تاسیس مدارس غیرانتفاعی هم در قانون آمده است؟
**این موارد در قانون دیده نشده، چرا که به زیان آموزش و پـرورش اسـت قـانـون محدودیتی قایل نشد، بلکه شرایط متقاضی که همان تحصیلات و سابقهء کار آموزشی است را گوشزد کرده است. این‌ها فقط سلیقه‌های مدیریتی است که با قانون متناسب نیست.
*امتحان ورودی برای ثبت‌نام در مدارس غیرانتفاعی چطور؟
**بله قانون این اجازه را داده است. مدارس دولتی که تنها در محدودهء مسکونی تعریف شده اقدام به نام‌نویسی دانش‌آموزان می‌کنند ولی مدارس غیردولتی این اجازه را دارند که خارج از محدوده نیز افراد را بپذیرند.در برخی مناطق که خوشنامی پیدا می‌کنند، مدارس ناچار با گزینش، تعدادی را با توجه به ظرفیت ثبت‌نام کنند. مدارس تازه تاسیس چنین گزینشی ندارند ولی شرط معدل و امتحان ورودی در مدارسی که متقاضی زیادی دارند کاری منطقی است.
*معمولائ مدارس غیرانتفاعی در سال‌های آخر متوسطه بیش‌تر از جانب والدین مورد توجه قرار می‌گیرند. این مدارس حتی در تبلیغات خود، از کلاس‌های تست‌زنی و کنکورهای آزمایشی استفاده می‌کنند. آیا هدف از خدمات بیش‌تر و کلاس‌های فوق برنامه همین بوده است؟
**نه این نیست. این آفتی است که از کنکور به متوسطه وارد می‌شود. مدارس دولتی هم این نگرانی‌ها را دارند. حتی در مدارس ابتدایی هم تب کنکور آزاردهنده است. کنکور گردنه‌ای است که والدین از آن وحشت دارند، مدارس غیرانتفاعی هم برای تبلیغ، درصد قبولی در کنکور را اعلام می‌کنند. در حالی که ملاک خوبی نیست. به همین دلیل توافقی با وزارت علوم شد تا عملکرد طول دورهء تحصیلی یکی از ملاک‌های گزینش دانشجو باشد و فکر می‌کنم تا دو سال آینده درصدی را در پذیرش دانشجو خواهد داشت.
*به نظر می‌رسد ملاک اصلی باید در تمام مدارس و مقاطع تربیت یک شهروند خوب باشد که بتواند از زندگی لذت ببرد و مهارت‌هایی برای آن بیاموزد. اما نظام آموزشی ما بیش‌تر بر حفظیات و اطلاعات فراموش شدنی تکیه دارد. شما در طول وزارت خود این دغدغه را داشتید؟
**توقع از آموزش و پرورش تعریف شده نیست. یک انتظار ثابت شده و قانونی مطابق تصویب‌نامه‌های شورای آموزش و پرورش وجود دارد و یک خواسته‌هایی فراتر از مصوبه‌های رسمی که بر حسب دیدگاه اشخاص و حوزهء نفوذ به آموزش و پرورش انتقال پیدا می‌کند یا در مواردی تحمیل می‌شود. سازمان‌ها هم هر کدام برای تحقق اهدافشان انتظاراتی دارند. یکی فرهنگ کارآفرینی، یکی رعایت مقررات و دیگری مسایل زیست‌محیطی. یکی هم می‌خواهد دانش‌آموز یک آدم مخترع، مبتکر و دانشمند بشود ولی اصل آموزش و پرورش دنیا همین است که شما اشاره کردید. تربیت شهروند مناسب آشنا به حقوق خود و دیگران که مهارت تـصمیم‌گیری و ارتباط با دیگران را می‌آموزد. در زمان من هم تلاش شد مهارت‌های زندگی به برنامه‌های درسی ورود پیدا کند و دانش‌آموز تربیت شود به رعایت آن‌ها همان‌طور که به اصول و برنامه‌های دین. در کنارش هم یکسری اطلاعات عمومی برای دانستن کسب کند و مهارت به کارگیری آن‌ها را در تعامل با جامعه. اگر ما از آموزش و پرورش در حد ایـن کـه بتواند یک شهروند مناسب جمهوری اسلامی تربیت کند در حد یک شهروند معمولی، نه یک شهروندی که باید مخترع باشد، ‌آموزش و پرورش می‌تواند موفق باشد و الا مجموعه‌ای از فشارها و درخواست‌‌ها و نیازها مطرح می‌شود که برای مطرح‌کننده منطقی و برای آموزش و پرورش غیرقابل قبول و غیرمنطقی است.
*شکل‌گیری دوبارهء معاونت پرورشی هم شاید با همین نیت باشد. چون تمامی این مسایل آمیخته با موضوع پرورش و تربیت هستند. شما در زمان وزارت مسالهء تلفیق معاونت پرورشی با سایر حوزه‌ها را مطرح کردید و امروز هم وزیر وقت دوباره دست به تفکیک معاونت پرورشی زده است؟ در نهایت چگونه می‌توان به یک نظام آموزشی رسید که برابر با آموزش علوم به پرورش خلاقیت هم بها بدهد؟
**مـعتقدم یکی از دلایل توفیق کم آموزش و پرورش همین تفکیک غلط بوده که متاسفانه دوباره داریم به وضعیت گذشته برمی‌گردیم. اشکال اصلی این است که برگردان کلمهء (Education) به ترجمه دو کلمه‌ای آموزش و پرورش باعث شده عده‌ای تصور کنند آموزش از پرورش جداست. خیلی از کشورهای عربی، وزارت تربیت دارند یعنی آموزش باید منجر به تربیت شود وگرنه خاصیتی ندارد، بلکه پر کردن ذهن است. هیچ پـرورشی هم بدون آموزش اتفاق نمی‌افتد. در حال حاضر ماموریت پرورش به عهدهء یک تیم محدود و ماموریت دوم که زمینهء تحقق ماموریت اصلی است به عنوان بخش اصلی آموزش و پرورش قلمداد می‌شود و کتاب و کلاس پرورش و آموزش از هم جدا هستند.
*زمانی که مسالهء تلفیق را مطرح کردید چه دورنمایی برای آن دیدید و چه تغییراتی را در این راستا انجام دادید؟
**در طراحی و تدوین برنامهء درسی، هدف‌های پرورشی اصل قرار می‌گرفت، در آن دوره سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، فقط امر تدوین کتاب‌های درسی را به عهده داشت، نه این‌که در کتاب‌ها مسایل تربیتی نبود ولی انگیزهء اصلی قرار نگرفته بود. ما معلم (آموزش‌دهنده) و مربی (تربیت‌کننده) داشتیم. حتی گاهی فیزیک ‌ساختمان‌های آموزش و پرورش جدا بود، در نقطهء شروع براساس هدف‌های پرورشی به عنوان اصل و جوهر برنامه‌ریزی کردیم.
*برنامه را تا کجا پیش بردید؟
**تا آن‌جا که ماموریت‌های تلفیق برای سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی درسی مشخص شد، در برنامه‌های تربیت معلم هم بازنگری محتوای دروس مربوطه عنوان و موضوعات پرورشی اضافه شد. ایجاد توان تربیتی در آموزش‌های ضمن خدمت را بررسی و به عنوان یک پارامتر در ضوابط ارتقای شغلی و انتخاب معلم نمونه در نظر گرفتیم.
*وقتی شنیدید این معاونت دوباره به شکل مستقل شکل می‌گیرد چه فکری کردید؟
**این برگشت به عقب و ناکارآمدی بود. همان زمان که شنیدم نامه‌ای برای رییس مجلس (که سال‌ها در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی درسی کار کرده بود) نوشتم و مواضع و نظراتش را یادآوری کردم تا از نفوذش استفاده کنند که مجلس درست تصمیم بگیرد. جای تاسف است! من خواهش کردم به یکی از مراکز علمی که متخصص تعلیم و تربیت است ماموریت بدهند که روی این مساله پژوهش و مطالعه کنند که شیوهء تربیتی درست چیست؟
*تاسیس مدارس جوار حوزه‌ای در دوران شما هم مرسوم بود؟
**با چنین عنوانی نداشتیم، جدید است.
مدارسی هستند که حوزهء علمیه با هـمکاری آموزش و پرورش تاسیس می‌کند. گـویا سابقهء 10 ساله دارد مثل مدرسه مشکات. امسال هم تعدادی مدارس جوار حوزه‌ای در مقطع متوسطه تاسیس شده و قرار است برای مقاطع راهنمایی و دبستان هم شکل بگیرد.
آموزش و پرورش یک برنامهء مصوب دارد که براساس آن هر نهاد غیردولتی یا دولـتـی کـه بخواهد، می‌تواند مجری برنامه‌های آموزش و پرورش باشد و فعالیت فوق برنامه هم داشته باشد مثل مـدارس غیـرانتفـاعـی. اگـر بعضی شخصیت‌های حوزهء علمیه بخواهند مدرسه تاسیس کنند منع قانونی ندارد ولی اصل، اجرای برنامه‌های آموزش و پرورش است و به عنوان برنامهء‌مکمل می‌توانند دروس حوزوی تدریس بکنند.
*بعضی دانشگاه‌ها یا کارخانه‌ها هم برای تعلیم و تربیت نیروی متخصص خود سرمایه‌گذاری می‌کنند.
**بله.دقیقائ هنرستان‌های جوار کارخانه‌ای برای تربیت نیروی انسانی متخصص شکل گرفته‌اند. حالا سوال من این است که آیا می‌توان برای مقاطع دبستان هم مدارس جوار حوزه‌ای را تاسیس کرد؟
در زمان بنده مربوط به دورهء دبیرستان بود. اما از قبل آن اطلاعی ندارم.
*در زمان وزارت شما پستی به نام مشاور وزیر در امور تشکل‌ها وجود داشت که حالا نیست. آیا این مسوولیت به شکل قانونی تعریف نشده است؟
**در آمـوزش و پرورش تشکل‌های متعددی وجود دارد که اهل فکر و نظرند. مثل کانون صنفی فرهنگیان، سازمان معلمان و انجمن‌های تخصصی فیزیک، ریـاضـی، انجمن‌اسلامی (که بیش‌تر صنفی-سیاسی است) و... فعالیت این گروه‌ها برای شناخت بهتر مدیران از توقعات مفید است. اما این پست به شکل قانونی تعریف نشده، وزیر می‌تواند چند عنوان مشاوره را برای خود در نظر بگیرد، یکی از مشاوران من در امر تشکل‌ها فعال بود. البته من خیلی از این بخش راضی نیستم و معتقدم باید تعامل بیش‌تری می‌داشتیم. الان هم اگر حذف شده اطلاعی ندارم.
*این وزارتخانه در دورهء شما هم با مشکلات عـــدیـــده چـــون مـطـــالـبــات مـعــوقــه، حـق‌التدریس‌ها، نیروی مازاد، مدارس غیراستاندارد و... روبه‌رو بود. اگر دوباره در این پست قرار بگیرید اولویت اول شما حل کدام مشکل خواهد بود؟
**ما یک سند ملی آموزش و پرورش را تعریف کردیم. مسیری طولانی طی شد تا تولید آن به قطعیت برسد و در شورای عالی آموزش و پرورش مطرح شود. نفس نیاز طراحی این سند در جلسات تخصصی آموزش و پرورش با حضور اساتید دانشگاه احساس شد و پس از ساعت‌ها بررسی به این نتیجه رسید که سند باید ملی باشد تا نقش سازمان‌های دیگر در قبال آموزش و پرورش و چگونگی حمایت آن‌ها نیز مشخص شود. این سند در شورای عالی آموزش و پرورش مطرح شد و دولت آن را تصویب و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور را مامور تهیهء آن کرد. بعد از شش، هفت ماه به این نتیجه رسیدندکه باید به خود آموزش و پرورش برگردد. یک شورای راهـبردی برای مطالعات بیش‌تر در وزارتخانه تشکیل شد که شخصیت‌های برجستهء علمی - آموزشی و تربیتی در آن عضو بودند مثل دکتر حبیبی. کار شروع شد و طبق زمان‌بندی باید تا اردیبهشت مـاه سند تهیه می‌شد ولی به خاطر جابه‌‌جایی در قدرت گویا الان زیاد جدی دنبال نمی‌شود.
*یعنی باید تا به حال سند تهیه شده باشد؟ خبری در مورد تشکیل جلسات شورای راهبری ندارید؟
**باید تا الان کامل شده باشد ولی تا آن‌جا که من شنیده‌ام شورای راهبری تشکیل جـلسه نداده است. یعنی به مرحلهء مقدماتی برگشته. مثلائ خطوط اصلی شکل گرفته بود و اعضای شورا هم از رییس جمهور حکم گرفته بودند وقتی از آن زمان شورا تشکیل جلسه نداده یعنی به عقب برگشته است.
*پس ممکن است اعضای جدیدی به شورا آمده باشند؟
**بله، ممکن است اعضای قبلی عزل شده ولی خبر نداشته باشند. من فکر می‌کنم هر کس به آموزش و پرورش بیاید باید این سند را در مجلس و دولت محکم کند تا بعد توقعات در چارچوب آن قابل پـیگیری باشد. بله آموزش و پرورش مشکلات متعددی دارد که ممکن است وزیر را به روزمرگی بکشاند.
*شما چه کردید برای جلوگیری از این روزمرگی؟
**بیش‌تر برای کارهای بلندمدت وقت گذاشتم. مثل همین تدوین سند ملی. وقتی سند تدوین شود دیگر تکلیف حق‌التدریس‌ها و معلمان مازاد مشخص می‌شود.
*در ابتدا هم معلمان حق‌التدریس را با این عنوان که در زمان محدود و مقطعی همکاری می‌کنند، به کار گرفتید ولی این خیلی طبیعی بود که با این تعداد ساعت کاری که به آن‌ها سپرده شده آن‌ها دل به این شغل ببندند و نتوانند در جای دیگری شغل اصلی خود را داشته باشند؟
**این اشکالی است در نگاه به آموزش و پرورش. فکر می‌کنند اگر بگویند در نیروی انسانی صرفه‌جویی شود می‌توانند تعداد را کم کنند. در حالی که معلم تابع کلاس است و کلاس تابع پراکندگی دانش‌آموز. نمی‌توان در روستایی که پنج دانش‌آموز دارد، کلاس تشکیل نداد.
*منظورم این است که آیا این روند برای معلمان حق‌التدریس قابل پیش‌بینی بود؟

**بله بود. این نگاه مشکل‌داری است که سازمان آموزش و پرورش دارد و باید اصلاح شود. البته آن طرف هم از جهاتی حق دارند مثل وجود معلم مازاد در سطح تهران. ما نقل و انتقال را راحت می‌کنیم و باز به تعداد نیروی مازاد اضافه می‌شود.
معلمی که به تهران منتقل شده و کلاس برایش وجود ندارد هم مازاد است. باید راهی برایش پیدا کرد. شاید اگر معلمان باسابقه را پنج سال پیش از موعد و با مزایایی بازنشسته کنند، مشکل تا حدی حل شود. ولی هنوز بین سازمان مدیریت و آموزش و پرورش زبان مشترک پیدا نشده است.
*حتمائ بحث طرح استیضاح آقای فرشیدی، وزیر فعلی آموزش و پرورش را شنیده‌اید. زمانی که وزیر بودید راجع به استیضاح یک وزیر چه فکر می‌کردید؟
**استیضاح‌ها همه از یک قماش نیستند. گاه برای خواسته‌هایی است که وزیر نه می‌تواند بپذیرد و نه امکان قانونی‌اش را دارد و نه شأن مدیریتی اجازه می‌دهد. استیضاح بنده ناشی از چنین توقعی بود. می‌گفتند فلان کس را در فلان جایگاه بگذار. یکی از آقایان که سوالات تندی کرد می‌خواست رییس یک منطقه را که تحصیلات فوق لیسانس داشت بردارم و به جای او یک فوق دیپلم را بگذارم. من نمی‌توانستم بگویم، چشم! در اصل استیضاح وزیر قانونائ و شرعائ برای بررسی و دریافت پاسخ عملکرد وزیر در حوزه‌ای است که قانون برایش مشخص کرده است. بله، مثلائ اگر می‌پرسیدند چرا برای تلفیق معاونت پرورشی تصمیم گرفتی، راحت می‌توانستم از تریبون عمومی این موضوع را تشریح کنم و افکار عمومی را که متاسفانه با جوسازی به اشتباه افتاده بود اصلاح کنم. از استیضاح وزیر جدید چیزی نمی‌دانم. اما به هر حال هر وزیری باید خودش را در معرض ارزیابی قرار دهد و استقبال کند. یا دفاع منطقی دارد یا ندارد.
*عملکردی داشته‌اید که اکنون از آن پشیمان باشید؟
**عملکردی که از آن پشیمان باشم... یادم نمی‌آید. نه نداشتم ولی کارهایی باید می‌شد که با یک مقدار محافظه‌کاری انجام ندادم که حالا لازم به ذکر نیست.
*سال‌های دبستان را در کدام مدرسه گـذرانـدیـد؟ مـدرسـهء غیـرانتفـاعی که نمی‌رفتید؟
**من مدرسهء دولتی می‌رفتم. دبستان را تا چـهـارم ابتدایی در مدرسهء «مشکان طبسی» بودم.
*کجا بود؟
**در خیابان کارون. کلاس پنجم را هم در مدرسهء «صدیق اسفندیاری» خیابان مرتضوی بودم که حالا شده مدرسهء یاسر.
*در این سال‌ها به آن مدرسه سر زده‌اید؟
**بعد از وزارت، اول مهر رفتم کلاس خودم را دیدم. ساختمان تغییر نکرده بود. به نظرم نیمکت هم همان نیمکت 40 سال پیش بود. دبیرستان را خیابان میناب بودم. دبیرستان «دکتر نصیری» تا سوم بیش‌تر نخواندم، بعدها هم کار کردم و هم درس خواندم، متفرقه امتحان دادم و دیپلم گرفتم، بعد هم که رفتم دانشگاه.
*فـرزنـدانتـان هیـچ کدام در مدارس غیرانتفاعی درس نخواندند؟
**چرا. وقتی در شهرستان ساری بودم، پسرم بخشی از درسش را در مدرسهء دولتی خواند و بخشی را غیردولتی.
*چه فرقی داشتند؟
*فرقی نمی‌کرد. بیش‌تر فاصله تا منزل برایم مطرح بود. وقتی به تهران منتقل شدیم. وسط سال تحصیلی بود. دختر کوچک‌ترم را بردم به مدرسهء شاهد که جای خالی داشت.
*انتظار نمرهء 20‌ از آن‌ها داشتید؟
**نه نداشتم. آن‌ها هم 20 نمی‌گرفتند.
*شنیده‌اید که طرح آزمایشی ارزشیابی توصیفی تا چند سال دیگر تمدید شده است؟
**چه خبر خوبی به من دادید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات