گروه سیاسی؛ پژمان کریمی: رزمایش دریایى آمریکا در خلیجفارس که با مشارکت انگلستان، استرالیا، فرانسه و نیز بحرین اجرا مىشود، از سه زاویه قابل تامل است.
نخست اینکه: معاون وزیر امور خارجه ایالات متحده رابرت جوزف، آمادگى براى مبارزه با گسترش تسلیحات کشتار جمعى و ایجاد چتر امنیتى براى جلوگیرى از به خطر افتادن تاسیسات نفتى کشورهاى حوزه خلیجفارس از سوى تروریستها را، اهداف اصلى برگزارى رزمایش مذکور توصیف کرده است.
این در حالى است که ورود بیگانگان به هر بهانهاى به منطقهاى خارج از حوزه جغرافیایىشان همواره تنشزا و بحرانآفرین بوده است.
اگرچه عراق و یا افغانستان در هنگام استیلاى دولتهاى استبدادى سابق خود، دچار تنش میان حکومت و مردم بودند؛ اما اشغال این دو کشور از سوى آمریکا و متحدانش، نه فقط به حل تنش نینجامید بلکه تنش را در حد بحرانى بزرگ دامن زد.
از اینرو آنچنانى که مقامات و دستگاه دیپلماسى کشورمان نیز تصریح کردهاند، امنیت منطقه خلیجفارس جز در سایه همکارى و نقشآفرینى کشورهاى منطقه تامین نمىشود. این بزرگترین اشتباه استراتژیک کشورهاى منطقه همچون “بحرین” است که به منظور جبران ضعف و خوشخدمتی، به سهم خود زمینه حضور بیگانگان در منطقه را هموار مىکنند.
دوم اینکه، اجراى رزمایش، از یک هدف اصلى پنهان برخوردار است. ایالات متحده براى مهار ایران به ویژه در بخش فعالیت و پیشرفت هستهای، نیاز به اهرم فشار منطقهاى دارد. در راستاى پاسخ به این نیاز ایجاد و دامنزدن به توهم خطر ایران هستهای، بخشى از سناریوى ضدایرانى واشنگتن است. به بیانی، یک حضور پررنگ نظامى و اقتدارگرایانه، در نظر کشورهاى منطقه، مترادف تصور خطرزایى غیرقابل نادیده انگاشتهشدن ایران قلمداد شده است. در صورت تحقق این تصور، همراهى منطقه با آمریکا علیه تهران شکل مىگیرد.
سوم اما؛ موضوع تهدید نظامى ایران با برگزارى رزمایش دریایى آمریکا و متحدانش است. در هفته گذشته رئیس جمهور آمریکا اعتراف کرد که شرایط عراق به موضوعى پیچیده براى آمریکا تبدیل شده است و مردم آمریکا باید آماده رویارویى با مشکلات بزرگى در آینده باشند.
این اعتراف شکست آمریکا در تهاجم و اجراى سیاستهاى مداخلهجویانه و اشغالگرایانه این کشور نسبت به عراق را به اثبات مىرساند.
از دیگر سو، ادامه بىثباتى در افغانستان نیز نشان از این دارد که ایالات متحده و همپیمانانش در کنترل اوضاع افغانستان اشغالى به نفع خود نیز ناکام ماندهاند.
بنابراین شکست در تهاجم به افغانستان و عراق و اشغال این دو کشور و به دنبال آن اثبات ناکارآمدى سیاست “تهاجم و اشغال”، از یک سو و قدرت نظامى و نفوذ فرامنطقهاى ایران، تهدید نظامى از سوى آمریکا علیه ایران را مردود جلوه مىدهد.